ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
مرده مثل من قسمت چهارم از فصل دوم
\\\\\ Mostafa-p مترجم /////
در اعماق
میخوایم بدونیم که آیا کسی ما رو دوست داره
این یه پرسش بنیادی ـه
و موقع بچگی این سوال خیلی برام مهم تر بود
آیا کسی از من خوشش میاد ؟
... مطمئنم نظریه های زیادی وجود داره
درباره اینکه چطور به یک دختر کمک کنی تا احساس ناامنی و عدم اعتماد بنفسش رو برطرف کنه
و نیازمند یک ذهن بسیار پیچیده داره که . فکر کنه جوابش روز شناست
خیلی ممنون ، مامان
! بیا
! هی
چرا نمیری به دوستات سلام کنی عزیزم ؟
ببین جورجا ! داشتن یه دوست که تو رو نمیکشه
ممکنه
باشه پس بیا بریم خونه
من این شناورها رو دوست ندارم
ولی تو بهشون نیاز داری
هنوز یه شناگر ماهر نشدی ، جورج
شایدم غرق بشم
... وقتی 10 ساله بودم
یکی از اون درس های باارزش زندگی رو آموختم
... مهم نیست هر چقدر فکر کنی که ضایع هستی
چون همیشه یکی پیدا میشه که از تو ضایع تر باشه
سلام ، جورج
. و اون شخص آنا بث میلر بود
لعنتی
اخیرا خیلی به عبور از این دنیا فکر میکنم
... ولی وقتی زنده ای
. عبور کردن سخت تر میشه
خیلی سخت تر
... خوب
میخوای بعداز ظهر بریم بیرون خرید ؟
- برای چی ؟ - یه پیرهن جدید -
آره ، اینی که پوشیدی خیلی ستم ـه
منظورم برای تو بود ، رجی
من مشق دارم
دخترای هم سن و سال تو دوست دارن برای خرید . برن فروشگاه
باحال ـه
دزدیدن ماتیک و سیگار کشیدن تو پارک هم باحال ـه ؟
باشه رجی
همینجا بمون و روی طرز رفتارت کار کن
اینجوری بهتره
زنگ میزنم پرستار بچه بیاد
! نه
منم میام
کجای لباسم ضایع ست ؟
برو
این یک قدم حیاتی ـه
حامی منوی غذاش رو بررسی میکنه
و از بین گزینه هاش یکی رو انتخاب میکنه
کیفانی از کنارش رد میشه
تظاهر میکنه که متوجه اون مرد نشده
در نتیجه باعث میشه احساس حماقت بهش دست بده
اهمیت ندادن و تضعیف کردن
یه اُسکل درستکار
حالا کیفانی مثل اربابشه
اون تحت نفوذش ـه
ببین
کاملا بی رحم
اگه آدما بفهمن که ازشون خوشت نمیاد
بیشتر طلبه ات میشن
این رقت انگیزه ، نه ؟ - آره -
هی ، کاپیتان عوضی
چیه ؟
دیدن این منظره منو از خوردن صبحونه دلزده میکنه
بعضی مردها برای همچین منظره ای میمیرن
... باشه
این درس امروزمون در " وافل هاس " بود
رسیدن دوباره به عشق و بدست آوردن قدرت
! هی جورج
میخوای از استخر بیای بیرون یا نه ؟
نه
میخوام اینجا بمونم
دیدن نمای غذا
برای تو
تو
تو
! استخر
من از استخر متنفرم ، از آّب متنفرم از غرق شدن متنفرم
از هر چیزی که باعث بشه آدمی غمگین بشه متنفرم
آهنگ غمگین چی ؟
اون خوبه
غرق شدن واقعا روش خیلی بدی برای مردن ـه
من غمگینم
به خاطر تو غمگینم
تو موهای بلوند و چشمای آبی داری دیسی
آره
رد کن بیاد روب
از دیدنت خوشحالم روکسی
چرا یه کم اینجا نمیمونی ؟
اونم میشد ولی دلم نمیخواد
روکسی اینجا یه مدل کلاسیک ـه
اون از طریق خودداری ترس رو القا میکنه
! من ترس رو از طریق اسلحه ام القا میکنم
و به چشم نفوذ میکنم
اون که روی کمربندت آویزون کردی اسپری فلفل ـه ؟
آره میسون
میخوای باهاش بازی کنی ؟ آره -
تو خیلی به درد علاقه داری
در واقع اون فلفل نیست مواد شیمیایی ـه
آره روکسی هر چی تو بگی
مواد شیمیایی سمی
اگه خواستی اونو مثل یه سگ کتک بزن
هیچکس نگرانش نمیشه اگه بدونی منظورم چیه
بهتره اون انعام من نبوده باشه
نه
من خیلی چیزا رو تحمل میکنم ولی اینو نه
ببخشید کیفانی فقط اینکه تخم مرغی که امروز صبح خوردم مثل همیشه خوب نبود
شاید نباید پوستش رو میکندی
ممنون کیفانی - دیدی روب -
تو در این رابطه قدرت برتر رو داری
اون عاشق توئه
و از من متنفره
من برای یه صبحونه ی 7 دلاری بهش 2 دلار انعام میدم
معمای لاینحل که نیست
این که مال 5 دقیقه دیگه ست
پس شاید بهتره راه بیوفتی
تو همیشه این کار رو میکنی
از عشق خودداری میکنی
چطور میتونم از چیزی که ندارم خودداری کنم ؟
صبحونه ت رو بخور
اکثر دخترا دیر میرسن سر کار چون خواب موندن
یا اتوبوس رو از دست دادن
اکثر دخترا مجبور نیستن صبح شون رو صرف تماشا کردن
یه یارو که چمن زن خودش رو تعمیر میکنه باشن
اونم یک تعمیر موفقیت آمیز
شربت ـه
خوبی کار اینه که مهم نیست زندگیت چقدر تخمی باشه
اوضاع کارت همیشه عادی به نظر میرسه
لعنتی . ببخشید حالت خوبه ؟
فکر کنم الان بالا میارم
خواهش میکنم نه
ضربه به سرم بخوره همیشه بالا میارم
مگه تا حالا چند بار ضربه به سرت خورده ؟
خیلی زیاد توی دبیرستان
خدای من خون
الان دیگه کارم تمومه
این شربت ـه
آهان باشه
بهتر شدم
نزدیک بود تو کی هستی ؟ -
ایتن ، اطلاعات سیستم
مسئول کامپیوتر
طبقه ی پنجم
تو فایل های منو نگاه کردی
دولورس گفت مشکلی نداره
من قبلا کتک زیاد خوردم
و جاش خون اومده
و اون اصلا شبیه شربت نیست
این شربت آلبالوئه ایتن دیگه کس شعر نگو
خیلی متاسفم میلی ... وای شربت -
میخواستم بیام تو رو به ایتن معرفی کنم ولی اندی مچ هر دو دستش از جا در رفته
تنهایی حتی نمیتونه بشاشه
به هر حال
ایتن یکی از بهترنی تکسین های کامپیوتر در اینجاست و اومده کمک کنه مشکل نازی ها رو برطرف کنیم
کدوم مشکل نازی ها ؟ کی اینجا نازی ـه ؟
راستش تو
ولی خب یه دلیل جالب داره
منظورم اینه که اگه این چیزا از نظرت جالب باشه
ایتن نابغه ست و سرگرم کننده
یه گروهی توی "اورگون" هست
و یه نفر ویروسش رو وارد کامپیوترت کرده
... و اونا از ایمیل تو استفاده میکنن تا ادبیاتشون رو
بفرستند
به کی ؟
به کی ها جالبه همه این اشتباه رو میکنن
جواب سوالم رو بده
همه ی افراد این اداره
و یه میلیون آدم در سراسر کشور
... پس همه فکر میکنن من نازی آره احتمالا -
ممکنه
قطعاً
ببخشید همگی
میشه لطفا توجه کنید
اونو در بیار
خفه شو احمق
من نازی نیستم
... اینجا یه
چی بود ؟
! ایتن ویروس -
یه ویروس
توی کامپیوترم افتاده
و اینم ... شربت ـه
ممنون که توجه کردید
خدای من این مزخرفه
میلی این که چیزی نیست
باید خالکوبی هایی که پاکشون کردیم رو میدیدی
من نازی نیستم
میدونی در قلبم
فکر کنم هیچکدوم از ما نازی باشه
اگه واست مهمه من هیچوقت فکر نکردم تو نازی هستی
خب گمونم نباید میومدم بشینم روی صندلیت
اینکار مثل نقض شخصیت حقیقی و حقوقی
و رخنه ی امنیتی یا همچین چیزی ـه
من آدم مهمی نیستم اینو به طبقه پنجمی ها بگو -
اونجا همه ی بچه ها حسادت میکردن که من قراره روی کامپیوترت کار کنم
گوش کن من باید فایل هام رو درست کنم
. همه به جز فرانک استاین
No comments yet. Be the first to leave one.