Tom Clancy's Jack Ryan

Tom Clancy's Jack Ryan

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Tom Clancys Jack Ryan S04E02 720p/1080p WEB h264-ETHEL
Tom Clancys Jack Ryan S04E02 HDR 2160p WEB h265-ETHEL
Tom Clancys Jack Ryan S04E02 720p/1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Tom Clancys Jack Ryan S04E02 HDR 2160p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 265-NTb
Tom Clancys Jack Ryan S04E02 1080p HEVC x265-MeGusta mSD
Tom Clancys Jack Ryan S04E02 720p WEBRip x265-MiNX ELiTE FENiX
Tom Clancys Jack Ryan S04E02 WEBRip x264-TORRENTGALAXY RUBiK XEN0N
Tom Clancys Jack Ryan S04E02 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Tom Clancys Jack Ryan S04E02 720p/1080p WEB HEVC x265-RMTeam
കമന്ററി എഴുതിയത് Farahnak
█⫸ sm امیر فرحناک و محمدعلی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

ടാഗുകൾ

web
720p
720
1080
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
webrip
BRip
x264
2CH
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-06-30
ഡൗൺലോഡുകൾ: 44
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫می‌تونین به این کمیته اطمینان بدین...

‫که سی‌آی‌ای در مرگ ‫رئیس‌جمهور یودو نقشی نداشته؟

‫نه.

‫کل ثمرات کارهای رئیس میلر

‫الان رو دوش توئه...

‫که به کل کارکنان دفترش گفته بود

‫ماست‌مالی تمام پرونده‌هاش رو... ‫یاد بگیرن.

‫به نه عملیات تقلیلشون دادیم،

‫همه‌شون رو متوقف می‌کنم.

همه‌چیز توی عملیات‌مون

‫داره تموم میشه. ‫پای مسائلی مهم‌تر از مواد

‫به کارمون باز شده.

‫قربان، باید مأموریت رو لغو کنیم.

‫دوباره عملیات پلوتون رو فعال کن.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫مترجمین: «محمدعلی sm و امیر فرحناک»

« جــک رایــان » " فصل چهارم - قسمت دوم "

‫ ‫

‫...توی سه سال گذشته...

‫ببخشید حرف‌تون رو قطع می‌‌کنم.

‫جک... ‫جناب نائب‌رئیس.

‫اشکالی نداره. ‫میشه یه لحظه ایشون رو قرض بگیرم؟

‫بله... ‫حتماً.

‫عالیه. ‫وسایلت رو بردار. بیا دنبالم.

‫راستش وسیله‌ای ندارم.

‫خب پس، ‫قسمت دوم حرفم رو اجرا کن.

‫راستی، ‫اینجا هم خیلی قشنگ شده.

‫مطمئنی من باید اینجا بشینم؟

‫آره.

‫دقیقاً دنبال چی می‌گردم؟

‫هرکسی که به عملیات «پلوتون» مربوطه.

‫بیشترش از سطح دسترسیم هم بالاتره جک.

‫شاید چندساعت طول بکشه تا...

‫آره خب، ‫اینطوری هم میشه.

‫عجله نکن جناب هکر.

‫ ‫

‫آقای سین.

‫درها رو باز کن.

‫همینجا وایسا.

‫گفتش که یه کشتی نیروی دریایی ‫سورپرایزت کرده.

‫اگه واقعاً اونا باشن، بله.

‫رقابت مارکز قبلاً از بین رفته بود.

‫پس احتمالاً پول‌مون .به دست آدم‌های درستش نرسیده

‫با تیم‌مون توی مکزیک تماس گرفتی؟

‫با هیشکی تماس نگرفتم.

‫از وقتی هم که میلر از دفتر رفته، ‫همه ارتباطات با اون تیم

‫از طریق اون بوده. ‫حالا هم اگه اجازه مرخصی بدین...

‫- ازت می‌خوام منتظر بمونی. ‫- برای چی؟

‫می‌خوان باهات حرف بزنن.

‫خداروشکر شمارم رو دارن.

‫می‌خوام برم خونوادم رو ببینم.

‫هنوز نمی‌دونن زنده‌ام.

‫ازت می‌خوام منتظر بمونی.

‫دفعه آخرت باشه به من میگی چی‌کار کنم ‫یا کِی کاری رو بکنم.

‫من دیگه به تو جوابی نمیدم.

‫من هم همینطور.

‫تنها دلیلی که این موقعیت رو داری ‫اینه که...

‫اینه که خونوادت بهمون خیانت کرد

‫و شرکاری جدید می‌خوان از وفاداری پسری

‫که معتقدن شایسته تاج و تخته، ‫مطمئن شن.

‫قبلاً به‌خاطر کم بودن مسئولیت‌هات .شکایت می‌کردی

‫حالا زورت زیاد شده.

‫به دستم گزارش‌هایی رسیده ‫که از کارهای جدید شونه خالی می‌کنی.

‫شاید دل و جراتش رو نداری.

‫دل و جرات؟

‫کسی که تیر خوردن افرادمون رو می‌بینه ‫منم.

‫کسی که فرار کرده ‫منم.

‫تو فقط سودها رو دیدی.

‫فقط هم اون سودها مهمن.

‫وایسا.

‫این چیه؟

‫[دومینو چاوز - بخش سی‌آی‌ای ‫تیم رنگین‌کمان]

.تو همه ماموریت‌ها هم که بوده

‫هراطلاعاتی درمورد دومینو چاوز ‫می‌تونی بدست بیاری رو برام بیار.

‫[دکتر جان پی. رایان ‫نائب‌رئیس]

‫از این اتاق نرو بیرون.

‫- جک. ‫- بله، خانم.

‫کجا داری میری؟

‫- جلسه دارم. ‫- ایشالا با من دیگه.

‫اولین جلسه تاییدم دو روز دیگه‌اس،

‫وکیل‌ها هم دارن ۲۴ ساعته کار می‌کنن ‫تا مطمئن شن

‫بیست سال پیش ‫به رئیس ایستگاهی توهین نکرده باشم.

‫اما توی بیانیه‌ی ابتداییم ‫می‌تونی کمک زیادی بهم بکنی.

‫حتماً کمکت می‌کنم.

‫فقط اول باید به یه کاری رسیدگی کنم.

‫به اتفاقات «مکزیک» ربطی داره؟

‫هنوز معلوم نیست.

‫اما به‌زودی میشه.

‫خدایا.

‫نمی‌دونستیم چی‌شده.

‫- فکر کردیم... ‫- هیس.

‫بنو کجاس؟

‫خودت چی فکر می‌کنی؟

‫گفتی در رفته؟ ‫خیلی بد شد که.

‫واسش هدیه گرفته بودم.

‫انگار بعضیا...

‫دارن از من قایم میشن...

‫بابا!

‫گاوا!

‫چی تو اونه؟

‫بشین تا نشونت بدم.

‫اما اول می‌خوام بدونم...

وقتی نبودم ‫رفتارت با مامانت خوب بود یا نه؟

‫آره بابا. ‫هرکاری بهم می‌گفت رو می‌کردم.

‫- جایی هم رفتی؟ ‫- آره.

‫- کجا رفتی؟ ‫- فرودگاه.

‫- نه گاوا، نرفتی. ‫- اما...

‫می‌دونستی بعضی خونواده‌ها ‫می‌تونن یه خواب یکسان ببینن؟

‫خب منظورت چیه؟

‫همه‌همون خواب دیدیم ‫که تو رفتی فرودگاه.

‫و اگه سوار اون هواپیما می‌شدی...

‫بیدار می‌شدی،

‫صحیح و سالم، ‫با خودمون.

‫اما اون خواب واقعی نبود.

‫و حالا باید با واقعیت‌ها رو به رو بشیم.

‫پس اگه کسی ازت پرسید ‫زمانی که من نبودم، کجا رفتی،

‫میگی رفتی پیش دکتر، ‫خب؟

‫حالا هم این... ‫مانه.

‫مان خیلی خاصه.

‫چون نمی‌تونه حرف بزنه،

‫رازنگه‌دار خیلی خوبیه.

‫بهترین رازنگهدار دنیاس.

‫- جداً؟ ‫- آره.

‫برای همین، ‫می‌تونی هرچیزی دلت می‌خواد رو به مان بگی.

‫درمورد دوستات، ‫حس‌هایی که داری،

‫یا درمورد خواب‌هات.

‫حتی اونی که رفتی فرودگاه.

.دیگه چیزی براش برگشتن بهش وجود نداره

‫پول پریده.

‫شرمنده.

‫بابت چی؟

.دیگه به دردم نمی‌خوری

‫اما تو خیلی به دردشون می‌خوردی، ‫نه؟

‫کی؟

‫همین رو می‌خوام بفهمم، ‫دومینگو.

‫دومینگو چاوز؟

‫با تاریخ تولد ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶، ‫توی لس‌آنجلس شرقی.

‫آره، ‫خودم رو می‌شناسم.

‫طبق چیزایی که خوندم، ‫بهترین شاگرد کلاس «بادز» توی نیروی دریایی بودی

‫و به کشورت وفادار بودی.

‫کسی نیستی که حاضر شه ‫تفنگش رو بذاره روی سرم.

‫انگار همون زندگی‌ایه ‫که داشتی ازش فرار می‌کردی.

‫توماس میلر.

‫این اسم برات آشنا نیست؟

‫رئیس.

‫حرفی بین‌تون نبوده؟

‫نه.

‫یه یارویی به اسم والترز بهمون دستور می‌داد. ‫از سی‌آی‌ای.

‫اما الان هیچ خبری ازش ندارم. ‫چطور؟

‫خب، ‫چون رئیس سی‌آی‌ای

‫معمولاً خودش به امور مالی رسیدگی نمی‌کنه.

‫با این حال امضای میلر ‫تو تک‌تک صفحات عملیات «پلوتون» هست.

‫- چیز دیگه‌ای هم هست که بدونی؟ ‫- خیلی کم.

‫پرونده رمزنگاری شده.

‫اما طبق چیزایی که تونستم ترجمه کنم،

‫انگار بالای ۱۵ تا ماموریت ویژه

‫تو سرتاسر دنیا انجام دادی.

‫تموم سوژه‌هات کشته شدن.

‫هیچوقت نمی‌دونستی ‫کی رو می‌کشی و چرا،

‫اما معلوم بود ‫چرا میلر تو رو انتخاب کرده بود.

‫ظاهراً تو خطرناک‌ترین نیرویی هستی

‫که سی‌آی‌ای تاحالا استخدام کرده.

‫می‌بینی؟ ‫دارم از خجالت سرخ میشم.

‫یه چیزی رو می‌دونی؟

‫به کمکم نیازی نداری.

‫اما من خیلی به کمکت نیاز دارم.

‫می‌خوام بفهمم کثافت‌کاری‌های میلر چقدر بوده

‫و راستش رو بخوای...

‫تو تنها چیزی هستی که دارم.

‫- گشنته؟ ‫- دارم می‌میرم.

‫ ‫

‫آقای سین. ‫معذرت می‌خوام.

‫- امروز قرار داشتین؟ ‫- نه، نه.

‫فقط می‌خواستم بدونم

می‌تونم یه لحظه وقت دکتر تانگ رو بگیرم؟

‫بله. .خواهش می‌کنم

‫آقای سین.

‫از دیدن‌تون خیلی خوشحال شدم. ‫همه‌چی مرتبه؟

‫این رو میگی؟ ‫همه‌چی عالیه.

‫بفرمایین.

‫دکتر تانگ،‌ سه روز پیش، ‫دخترم تب کرد.

‫هذیون می‌گفت، ‫یه حرفایی می‌زد

‫که اتفاق نیفتاده بود ‫و اتفاقایی هم که افتاده بود رو فراموش کرده.

‫- خب، شاید... ‫- حتی یادش نمیاد

‫که اومده بود شما رو ببینه.

‫- من؟ ‫- بله.

‫سه روز پیش، ‫همسر و دخترم به‌خاطر تبی که داشته

‫اومدن پیش شما.

‫اما من نبودم.

‫- می‌تونم بهتون اطمینان بدم... ‫- چیزی نیست.

‫ناراحت نیستم. ‫فقط فکر می‌کنم

‫مدارکی برای اثباتش ندارین.

‫نه. ‫ندارم.

‫هیچ اشکالی نداره.

‫حول و حوش ۸:۱۵ صبح اومدن.

‫بنو تب خفیفی داشت.

‫خواستم بدونم ‫می‌تونین این موضوع رو

More Farsi Persian subtitles for Tom Clancy's Jack Ryan

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left