ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تـقـديـم بـه .شـمـايـي کـه درحـال ديـدن ايـن فـيـلم هـسـتـيـن
illusion مـترجم: اميرعلي
.نجاتت ميدم
خـورشـيـد کـاذب
امروز چيزي برام اومده؟
،بذار حدس بزنم .دستکشهاي اجاق اَلقاعده
.زير بشقابيهاي رودي جولياني
گزارش کميسيوني 11 سپتامبر
،سه شنبه" ،11سپتامبر، 2001
...طلوع آفتابي ،معتدل
"...و تقريباً آسماني صاف
،در 11 سپتامبر، 2001
...آفتاب طلوع آفتابي
معتدل و تقريباً آسماني صاف را .در شرق آمريکا داشتيم
عزيزم، ديشب که باب رو توي کازينو نديدي، درسته؟
.معتدل و تقريباً صاف
.باشه - .و تقريباً صاف -
يادت نره امشب به گلدن کورال ميريم
که جشن بگيريم، باشه؟ .بذار ببينم ميتونيم امسال بريم
توي کيفت کلوچه گذاشتم اگه .توي اتوبوس گشنهات شد
خوب شدي؟
.خوبه
،در 11 سپتامبر، 2001 طلوع آفتابي معتدل
.و تقريباً آسماني صاف رو در شرق آمريکا داشتيم
.11سپتامبر، 2001
اسامي فوتيها امروز صبح در محل حادثه خوانده شد
در سومين سالگرد حمله ...به کشورمون
.خب، سلام، آقاي چيپلي
ند چيپلي هستم براي ديدن .سرگروهبان فوتز اومدم، خانوم
سرگروهبان فوتز .ديگه در اين دفتر نيست
.منتقل شد
ميخواي با گروهبان دفتري کندريک صحبت کني؟
.ممنون، خانوم
قربان؟
بله، ميشه لطفاً به دفتر جلويي برگرديد؟
.ممنون .الان مياد
.ممننون، خانوم - .خواهش ميکنم -
.ند چيپلي براي انجام وظيفه گزارش ميکنم، قربان
.راحت باش، سرباز چه کمکي از دستمون برات ساخته است؟
.قربان، از اين تروريستها خسته شدم
...و آمادهام عضو
عضو زبدهترين نيروي نبرد ...جهان بشم
!قربان
،باشه، بيا تو دفتر جنکينز صحبت کنيم باشه؟
.بله، ممنون، قربان
ميتونم اين رو بردارم، قربان؟
،اگه اين قربان گفتن رو بذاري کنار .ميتوني هرچي بخواي برداري
.فقط آروم باش
فقط ميخوام چندتا سؤال روتين .ازت بپرسم
.ميتوني بشيني
.باشه
نامههام به دستتون رسيد، قربان؟
نامههات؟
،پيشرفت تمرينهام .براي سرگروهبان فوتز فرستادمشون
خب، سرگروهبان جنکينز ...به تازگي جايگزين فوتز شده
پس چيزي دربارهي نامههاي .تمرين نميدونم
.بايد بن لادن رو گير بندازيم، قربان
.داريم روش کار ميکنم، پسر
جدي ميگم، لازم نيست .هي بگي قربان
.متأسفم، قربان
من تنگناترس نيستم و ميدونم .چطوري آتيش درست کنم و آب پيداکنم
.من تکنيکهاي نجات يافتن رو مطالعه کردم
روي زمين ميخوابيدم که آمادگي .ميداني داشته باشم
.همينطور گزارش کميسيوني 11 سپتامبر رو خوندم
مشکلات پزشکياي داري که بايد ازشون باخبر باشيم، چيپلي؟
ولي حس ميکردم بايد .تناسب فيزيکيم رو بهتر کنم
،و همونطور که ميتونيد ببينيد ،با انجام تمرينات مارين بهش رسيدم
و با تمرينات رزمي مختلف .و جيت کان دو
.بروس لي جيت کان دو انجام ميداد
.سرگروهبان فوتز همه چيز رو ميدونه
ميدونيد کجاست، قربان؟
.نه
ميتونيم بهش زنگ بزنيم؟
ببين، به نظر تو زمان و تلاش زيادي براي
...آماده شدن گذاشتي، پس - .بله، قربان -
...اگه ميشه اين رو برام پُر کن
.و الان برميگردم - .ممنون، قربان -
.معتدل و تقريباً صاف، قربان
توي چمدون چي داري، سرباز؟
.چيپس آهوي، قربان
.کلوچههاي چيپس آهوي
.بهبودسازي کامل جسمي، حل شد
.جيت کاندو، حل شد
.اَفغانستان، حل شد
.بن لادن، حل شد
.ايشون سرگروهبان جنکينز هستن - .ند چيپلي براي انجام وظيفه گزارش ميکنم، قربان -
.راحت باش، پسر
.قربان، من آمادهام
آمادهام عضوي از زبدهترين .نيروي نبرد دنيا بشم
.و از تروريستها متنفرم
تو همون جووني هستي که اون نامهها رو به فوتز مينوشتي، پسر؟
.بله، قربان .سرگروهبان فوتز
.باشه، خوبه .اسم و شماره تأمين اجتماعيت رو داريم
.بله، قربان
.اين چهارمين تلاشم براي ملحق شدن به ارتشه
.عاليه .يه چيزي بهت ميگم، همکار
اين اطلاعات رو ،بررسي ميکنيم
.اگه چيزي پيش اومد، بلافاصله بهت ميگيم
...نه، يعني .ميخوام همين الان ملحق بشم
.ميخوام قهرمانيم رو ثابت کنم
.فکرنکنم الان بتونيم کمکي بهت بکنيم
قربان، من .بهتر شدم
.حالا، يه لحظه صبرکن .فقط... صبرکن، يه لحظه صبرکن
ميبينيد؟
...ند - .من 15 پوند حجم ماهيچههام رو بيشتر کردم -
...پسر - ميتونم 60 تا شنا بدون توقف برم -
و 100 تا اگه .بهم يه وقت استراحت 30 ثانيهاي بديد
.ميتونم 6 مايل رو در 42 دقيقه بدوئم
...ند - .تمام مبارزات رندي کوتور رو نگاه ميکنم -
.ميتونم فنون رزمي مختلف رو ميکس کنم - ...حالا، پسر -
.اوضاع کارها اينطوري نيست - .خواهش ميکنم، قربان -
.حاضرم به غارها برم
.باشه - .هيچ کسي رو جا نميذارم -
.پسر، لطفاً لباست رو بپوش
.ميتونم 100 تا شنا برم
.بيخيال استراحت - .حالا، صبرکن -
...و، يک، دو - .ند -
...سه، چهار - .ند -
...پنج - .صبرکن، پسر -
،شيش، هفت، هشت، نه، ده
،يازده، دوازده، سيزده، چهارده ...پونزده، شونزده، هفده، هجده، نوزده، بيست
،حالا، پسر .بلند شو و لباست رو بپوش
،بيست و يک، بيست و دو، بيست و سه ،بيست و چهار، بيست و پنج، بيست و شيش
،بيست و هفت، بيست و هشت ،بيست و نه، سي، سي و يک
...سي و دو، سي و سه، سي و چهار، سي و پنج
!ند، زودباش، عزيزم
.گلدن کورال، شب توئه .قراره خوش بگذرونيم
!بريم
.فکرنکنم ديده باشيش
.نه
احتمالاً لباس يوزپلنگ رو پوشيده .و اخمهاش تو هم رفته
.مثل همون موقعي که از بيمارستان مرخصش کردن - .اون سال مشکلات زيادي بود -
.مثل همون موقع که اون دختر رو توي درياچه پيداکردن
خانوادهي آندرسون بابت کمکش .خيلي ممنون بودن
مثل همون موقعي که در وهلهي اول .نماد شده بود
.ند! خداي من. لطفاً صبرکنيد - .ميخواست امتياز بگيره -
.اون پسرمه. خطرناک نيست .لطفاً ولش کنيد
.شرمنده مامان، ميخواست امتياز بگيره - عزيزم، خوبي؟ -
.مامان، زدمش
.فقط ميخواد کمک کنه - .نکته اين نيست -
نميدونم چرا ميذاري اين .خيالات واهي رو دنبال کنه، رز
نيروي مارين؟
از زمان 11 سپتامبر ،هر سال ميره اونجا
و هر سال ،يه اتفاق ميافته
و هميشه تعجب ميکني
وقتي بايد .شام مهموني اون بچه رو لغو کنيم
يعني، اونها از يه ادارهي آتشنشاني ،داوطلبانه بيرونش کردن
.محض رضاي خدا
ديگه کِي قراره تموم بشه؟
خب، اينطور نيست که ،تو هم کمکي بکني
که هرشب اون فيلمها رو .باهاش نگاه ميکني
هيچکس با عقل سالم حاضر نيست شکارچي گوزن رو نگاه کنه
!و بخواد عضو ارتش بشه
واقعاً؟
.ميدوني منظورم چيه
.نگرانش نباش
.اون بچه نميتونه اعمالش رو کنترل کنه
امکانش هست بتونيم يه چيز ديگه ببينيم، واسه تغيير؟
پلاتون چطوره؟ - ...آره، خب، اون -
.باشه، فراموشش کن
،اگه بخواي ميتونم برسونمت سر کار؟
،گفتم برم و جوجو رو ببينم .ميدوني، ببينم اوضاعش چطوره
ولي شايد مجبور باشم .يکم پول بنزين قرض بگيرم
.به مادرت نگو
.وقت رفتنه، بابي دنيرو
چي بهت گفتم، ند؟
.با مشتريها حرف نزن
.چند نفر شکايت کردن
.نزديک بودم
.نگهباني، دوست کوچولوت برگشته - .باشه، دارم ميرم، سمير. دارم ميرم -
!ولم کن .گفتم دارم ميرم
!ولم کن .گفتم دارم ميرم
!ببخشيد
!هي
.هي، انگار کسي که قرار بود من رو برسون هرفت امکانش هست بتونم با شما بيام؟
.بايد حرفهاي جديد جور کني، عزيزم .هفتهي پيش اين رو بهم گفتي
خب، چي ميتونم بگم؟ .مردم ميرن
.بيخيال، شب خيلي درازه(جوونه) - .تو هم هستي -
،ولي بايد اعتراف کنم
.تو يه حرومزادهي خوشقيافه هستي
.ولي نميتونم .بايد برم خونه پيش زن پيرم
.خب، من هيچ حلقهاي نميبينم
.قديمي هستيم .حلقه لازم نداريم
.لعنتي، همه حلقه ميخوان
.روز خوبي داشته باشي
.سلام، تالي
.سلام، لايل
...خب .رفيقت، ري، رفت
گفت ميره بيگ بر .يا همچين چيزي
رفته؟
.آره
.حالا هرچي .به هرحال باهاش نبودم
،اجارهات همينجوريش هم عقب افتاده بود .واسه همين مجبور شدم قفلت کنم
متأسفم. فقط بايد .به يه سريها جواب پس بدم
البته، شايد بتونيم .يه فکريش بکنيم
.نميدونم
ديشب نرفتي کازينو؟
،گفتم که .ديگه اونجا نميرم
.پس واسه آبجو خوردن يکم زوده
.من داشتم کل شب رو کار ميکردم .مثل هم نيست
No comments yet. Be the first to leave one.