ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
چطور میتونی این رو بگی؟ - خیلی راحت -
هوا رو از گلوم بیرون میدم و کلمات رو میگم
حرف زدن این شکلیه؟
سلام
فقط باید هوا رو بدی بیرون
حرفم اینه که با پوشیدن اون کت و شلوار به نظر میاد
همیشه یه لباس مبدل کوچیک واسه کار میپوشی
کوچیک؟ - آره -
مثل اون بچهها که واسه مدرسه شنل میپوشن
میدونی قیمتش چقدره؟
با این حرفهایی میزنیم
حس میکنم پولش رو من میدم
خیلی خب، میدونی چیه؟ !جلسه تمومه
،شاید هم جلسه تموم نشده
چون جلسه اصلا در این مورد نیست
!الان هست - نیست -
...این
خونهایه که پیشنهاد دادم واسه مهمونیهامون بخری؟
!چه عجب
نه، لطفا دوباره حدس نزن
اینجا یه موزهی انگلیسیه که استخداممون کرده
این عتیقه، یکی از 13 لوح طلاست
که داره به یه موزهی دیگه منتقل میشه
استخداممون کردن تا ازش محافظت کنیم
از دست کی؟ راهزنها؟
،تازگیا چند تا دزدی از موزه اتفاق افتاده
پس این فرصت راحتیه که آدم خوبها باشیم
و به خاطرش پول بگیریم
و بهترین زمان واسه استفاده از لهجهاس
زارا کمکم کرد روش کار کنم
وایسا ببینم، واسه همین
با لهجهی افتضاح انگلیسی سرم داد میزدی؟
افتضاح"؟"
!یه فنجون چای، فرماندار
!وضعیت بغرنجیه
ماهی و چیپس و از این چیزها
.توهینآمیز بود شانس آوردی ازت خوشم میاد
وگرنه، این آخرین هوایی بود
که گلوت به بیرون میداد
وقتی یه کشور خیلی سفیدپوست این رو میگه
دیگه توهینآمیز حساب نمیشه
تو نمیتونی این تصمیم رو بگیری
اگه اینطوری حرف بزنم چی؟
در مورد برگر و سیبزمینی توی مزرعه با عمو کلیتوس
وایسا ببینم، عمو کلیتوسِ پم رو میشناسی؟
من اهل ویسکانسین هستم
ولی همین شکلی حرف میزنه
.واقعا دیگه بگذریم ،مهم نیست
چون پم نمیاد
چی؟ چرا؟
چون باید اینجا بمونی تا 3490ها رو تکمیل کنی
پم باید دستشوییها رو تمیز کنه
نه، فرم ارزیابی هستن
واسه کارمندهای جدید
وظایفت تو بخش منابع انسانی؟
چون گفتی میتونی هر دو کار رو به شکل متعادل انجام بدی؟
لعنتی. میدونستم حرفهای خودم
علیه خودم استفاده میشه
وس من قراره بیام
مطمئنی آمادهای، لانا؟
یه سه دقیقهای میشه
که توی عملیات شرکت نکردی
آره، در ضمن، خفه شو
ما نیازی به همراه نداریم و دارم از طرف زارا هم حرف میزنم
اولا، من نمیذارم از طرف من حرف بزنی
حتی اگه سکته کنم و تو
تنها شخصی باشی که میتونه پلک زدنهام رو ترجمه کنه
تصمیم خوبی گرفتی
نمیتونه لهجهات رو درست تقلید کنه
دوما، مشکلی با اومدن خانم کین ندارم
وقتی توی عملیات مامورهای زن قوی دیگه هم هست
بیشتر شکوفا میشم
عجب، این خودستاییت
با پاچهخواریت خوب مخلوط شد، نه؟
همونطوری که مرض سوزاکت با مرض سفلیست مخلوط میشه
ببینین، من فقط میام
تا به موزه نشون بدم کارمون رو خیلی جدی گرفتیم
همچنین
چون متصدی موزه عضو هیئتمدیرهی
مدرسهی خصوصی باکلاسیه !که میخوای ایجی رو توش ثبتنام کنی
درستت درد نکنه، شریل
!قابل نداره
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
عجب، این همه تجهیزات
واسه یه عتیقهای که تو جیبم جا میشه؟
چرا واحد اندازهگیریت اینه؟
بهتر از سیستم متریکـه
موزه محافظت از عتیقهها رو خیلی جدی میگیره
واسه همین بهمون پول دادن تا بیایم اینجا
ظاهرا توی جا به جایی چیزهای زیادی ...از دست میدن چون
دلیلش رو ننوشته
بگذریم، واسه همین اینجاییم
اصلا هم مشکوک نیست
که یه موزه با بودجهی دولتی
در مورد عتیقهها مخفیکاری میکنه
بهتون اطمینان میدم این انتقال بین موزهها
کاملا قانونیه
من کلاریسا هستم، متصدی موزه
من کامیون رو میرونم
تا همراه شما و عتیقه باشم
و الان خدمتتون میرسم
چه آدم گند دماغیه
دیدین چطوری باهام حرف زد؟
یه جوری به لهجهی اعیانیش فشار آورد
که لهجهاش میتونه ازش شکایت کنه
آره، حس میکنم
توی سه جملهای که گفت همچین قصدی نداشت
مگه لهجههاتون یکی نیست؟
به نظر عین هم هستن، درسته؟
!نه، نیستن
نباید متصدی رو با خودمون ببریم
،همه چی رو خراب میکنه
بعدش هم میاندازه گردن زیاد بودن مالیاتش
نمیدونم، عینکش رو برداری
نمرهاش تو بریتانیا از 10 هشته
،و تو آمریکا پنجه ولی توی کانادا 10ـه
در مورد عتیقه اطلاعات داره که به درد میخوره
و از نزدیک میبینه چقدر کارمون خوبه
چون پدر و مادرهایی که کارشون خوبه
اگه بچههاشون به مدرسهی "ابرنثی" برن از اونا هم بهتر میشن
از کمکت ممنونم، لانا
و هیئتمدیرهی ابرنثی از این ماجرا خوششون میاد
،خب، اینم یه پاداش خوبیه
ولی معلومه که به این خاطر این کار رو نمیکنیم
از این وجهت خوشم نمیاد
لوح طلایی سالها در معرض نمایش موزه بود
ولی باور بر اینه لوحی که داره منتقل میشه نفرینشدهاس
نفرین شده؟ چجور نفرینی؟
احتمالا از نفرینهای مسخره و الکی
چون نفرینها مسخره و الکی هستن
نفرینها رو مسخره نکن، آرچر
!وای خدا، زارا به نفرینها باور داره
وایسا، استخداممون کردی تا ازت در برابر نفرین محافظت کنیم؟
نه، نه
ولی لوح نباید با دست خالی لمس بشه
قوانین کلاسیک نفرینها
باورم نمیشه کت و شلوارهام رو مسخره کردی
در حالی که این قضیه خیلی احمقانهتره
لوح به یه انباری دور افتاده منتقل میشه
و اخیرا اشیایی از موزه دزدیده شدن
احتمالا کار "ایبادان پیترز" قاچاقچیه
حالا لوح نفرینشده باشه یا نه میخوایم در امان باشه
میخوام همه بدونین که از نفرین خوشم نمیاد
همینطور ارواح. همینطور جادو
وای خدا، تو از اون آدمهایی
متولدهای برج جدی همیشه این رو میگن
واقعا تیم محشری شدین
شروع دوبارهی وظایف منابع انسانی
یه جورایی هیجانزدهام میکنه
منظورت ریاست بخش منابع انسانی
که قرار بود تمام این مدت انجامش بدی؟
بیخیال، اصلا کی میدونه وظایف بقیه چیه؟
!تو، رئیس منابع انسانی
اینم کارمندهایی که باید ارزیابی بشن
.اه، ریدم کِی این همه کارمند استخدام کردیم؟
!دوباره میگم، اینو تو باید بدونی
اگه کمکی میکنه، ارزیابی شخصیم رو انجام دادم
اونم بر اساس اینکه توی آخرالزمان کی میتونه مفیدتر باشه
همهاشون غذای من میشن - !شروع خیلی خوبیه -
همه به خاطر خوراکی بودن پنج امتیاز میگیرن
نباید امتیاز مجانی بدی
همهی کارمندها مستحق فرصتی هستن
تا کاراییشون رو بهبود ببخشن
پس باید درست ارزیابیشون کنی
خیلی خب، سیریل صفر میگیره
!وای خدا، منم همین نمره رو بهش دادم
صفر، ولی بازم غذاست
بهش فکر کن. اگه بگم دیگه مشروب نمیخورم
ولی یه هفته بعد شروع کنم به مشروب خوردن
اونوقت چی میشم؟
یه الکلی سختکوشتر؟
درسته، یه ریاکار
تو هم همین هستی، لانا
میشه این حرف رو کنار زنی نگی
که میتونه دخترمون رو به یکی از بهترین
مدارس خصوصی آمریکا ببره؟ - باشه -
میتونم در مورد "خانم زارا "هر کاری برای ماموریت میکنم
و نمیدونم فامیلیش چیه حرف بزنم
اگه فامیلیم رو نمیدونی چرا میخوای
به اسمم توهین کنی؟ - نمیدونم -
چرا از نفرین الکی میترسی؟
وقتی خون سرفه کردی
میبینیم کی میخنده
مطمئنم بازم من میخندم
وایسا، میشه همزمان
خون سرفه کرد و خندید؟
میدونی، خیلی از کارکنان موزه
به نفرین باور دارن
همونطوری که کشورتون باور داره
توی برنده شدن جنگ جهانی دوم نقش داشتین؟
آرچر
راستش برام تازگی داره
با کسی آشنا شدم که از خرافات
و فانتزیها نمیترسه
من زیاد نمیترسم، ولی معنیش این نیست که
به نوع دیگه از فانتزیها باور ندارم
!آرچر - البته سکس توی کامیون -
،یکی از فانتزیهام نیست ،ولی اگه شیشهها دودی باشه
بدم نمیاد که... میدونی
No comments yet. Be the first to leave one.