Shadow of a Doubt

Shadow of a Doubt

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

BluRay X264-AMIABLE
കമന്ററി എഴുതിയത് sir.chaplin

ടാഗുകൾ

BluRay
x264
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2014-07-19
ഡൗൺലോഡുകൾ: 126
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: Yes

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

بيا تو

آقاي اسپنسر ! آقاي اسپنسر ! نمي خوام مزاحمتون بشم

اما گفتم شايد بخواين بدونين دو نفر اومده بودن دنبال شما

درباره شما سوال ميکردن

يه مرد جوون و يکي ديگه که تقريبا مسن تر بود

بهشون گفتم نيستين . خيلي ناراحت شدن

گفتن برمي گردن ؟ راستش چيزي نگفتن اما فکر مي کنم برگردن

وقتي ميخواستم برم خريد ديدمشون که يه گوشه ايستادن

انگار بايد مي ذاشتم بيان داخل اما چون شما گفته بودين مزاحمتون نشم

مي دونم مطمئنم بر مي گردن

فکر کردن که حتما خسته هستين . ظاهرا درست هم فکر کردم

سردردي چيزي دارين ؟

گمونم يک استراحت واقعي نياز دارين

واي آقاي اسپنسر نبايد اين همه پول را همين جوري رو زمين ول کنين

ديدن پول اون هم رو زمين عصبي ام ميکنه

همه تو اين دنيا قابل اعتماد نيستن که

بذارين رک و پوست کنده بگم که تا حالا اينقدر دردسر نداشتم

اون دوستاهاتون گفتن چيزي راجع به اونها بهتون نگم

مي خواستن غافلگيرتون کنن اما فکر کردن شايد بخواين بدوني

بله بله البته اگر برگشتن راهنماييشون کنين داخل

بله حتما ميدونين خانم مارتين

اونها دوستان من نيستن . حتي تا حالا منو نديدن

عجيب نيست ؟ اينطوره که شما ميگين چرا عجيبه

حالا من اينجام و ميخوام ببينمشون

حتي ممکنه خودم برم بيرون پيش اونها

شايد هم نخوام ببينمشون . يعني فعلا نخوام

شما بفرمائين بچرتين منم پرده را ميکشم پايين.

شماها هيچ چي نميدونين . دارين بلوف مي زنين هيچ مدرکي عليه من ندارين.

الو ! اتحاديه پست بين المللي ؟ مي خوام يه تلگراف بفرستم

براي خانم جوزف نيوتن در سانتا روزاي کاليفرنيا

پيام اينه ؟

دلم براي همه تون تنگ شده نقطه

ميام که مدتي پيشتون بمونم نقطه

پنجشنبه مي رسم سعي کنيد به پيشبازم بيايد

زمان دقيق رسيدن را بعدا تلگراف ميکنم

دوستتان دارم

و يک بوسه براي چارلي خانم کوچولو از طرف دايي اش چارلي

درسته با امضاي دايي چارلي

درسته سانتا روزا

سانتا روزا کاليفرنيا

آن ! تلفن را جواب بده

منزل نيوتن ها ... آن نيوتن صحبت ميکنه.

سلام خانم هندرسون . آن هستم

مادر هنوز خونه نيومده

يه تلگراف ؟ خب

مداد پيدا نمي کنم . شايد بهتر باشه مادرم باهاتون تماس بگيرد

سعي ميکنم يادم بمونه مسئله اي نيست

حافظه من بيشتر از اين حرف ها جا دارد

Innumerable things.

حتما به مادرم ميگم باهاتون تماس بگيرد ممنون که زنگ زدين

خداحافظ

سلام آن ! مادرت کجاست

رفته بيرون بيرون؟

همين الان خانم هندرسون از اداره پست زنگ زد

و گفت يک تلگراف برامون اومده

مي خواستم يادداشتش کنم ولي هر چي گشتم مداد پيدا نکردم

چي ؟ تلگراف ؟

ميدونستم اگه عمه سارات گواهينامه اش را بگيره دردسر درست مي شه

حالا تصادف تقريبا کي بوده ؟ اون جريمه ها رو که من نگرفتم

خيلي خب با يه بوس چطوري ؟

مي دوني چي خيلي مسخره اس ؟ اينکه من اينجا بچه به حساب ميام

و اجازه ندارم چيزي که شما مي خونين منم بخونم

خب من فکر ميکنم اگر اينها رو بخوني شب خواب بد ببيني

خوابهاي بد ؟ حواست نيست بابا داستانهاي اسرار آميز

راجر کجاست ؟ رفته بيرون ... داستانهاي اسرار آميز براي ذهن هاي معمولي

چارلي کجاست ؟ رفته بيرون . نه منطورم اينه که طبقه بالا تو اناق داره فکر ميکنه

خب تو هم زياد کتاب نخون چشمات رو از بين مي بري

به کتاب هاي من هم دست نزن چي داري مي خوني ؟

آيوانهو ها ؟ ...آها

کيه ؟ منم

چي شده ؟ حالت خوب نيست

نه خيلي هم خوبم

فقط داشتم چند ساعتي فکر مي کردم آخرش هم کم آوردم

خيلي راحت کم آوردم منظورت از کم آوري چيه ؟

تا حالا شده حس کني که يه خانواده بايد بهترين دنيا باشه ولي نيست

و اينکه اين خانواده داره از هم مي پاشه

ما داريم از هم مي پاشيم

البته ما بدون هيچ اتفاقي پيش مي ريم . حسابي به بن بست خورديم

اين قضيه چند ماهه که ذهن منو به خودش مشغول کرده يعني آينده ما چي مي خواد بشه ؟

خب بابا چارلي اوضاع اينقدرها هم بد نيست که ميگي

از ژانويه گذشته بانک حقوقم رو زياد کرده

پول ! واسه چي حرف پول را مي زني ؟ من دارم راجع به آدم ها صحبت مي کنم

ما ميخوريم و مي خوابيم تقريبا همه اش اينه

ماحتي با هم حرف هم نمي زنيم

کار هم ميکنيم

آره ؟ مامان بيچاره ؟ مثل سگ جون ميکنه

دقيقا مثل سگ حالا کجاست ؟

رفته بيرون وقتي هم برگرده باز همون کارها

شام بعدش ظرفها بعدش رختخواب ها نميدونم چه جوري هنوز سرپاست ؟

ميدوني اون زن فوق العاديه

منظورم اينه که اون فقط يه مادر نيست من فکر ميکنم بايد يک کاري براش بکنيم مگه نه ؟

خب آره تو فکري چيزي داري ؟

نه فقط گفتم بايد اين کار رو بکنيم

به نظر من بايد منتظر يک معجزه باشيم

راستش چارلي حق با توئه واقعا حق با توئه

من يه راهي پيدا ميکنم که ... اوه نه من ديگه اين وعده وعيدها رو باور نميکنم

تنها چيزي که الان منتظرشم به معجزه اس اي بابا ... چارلي

اين پله پشتي چقدر شيبش تنده

چي شده چارلي ؟ چي شده جو ؟

به نظر ميرسه من يک دختر ترشيده غرغرو شدم

تو با اين کلاه کهنه شرم آور راه افتاده بودي دور شهر ؟ مگه قول نداده بودي بندازيش دور

عزيزم ! چه اهميتي داره که چه کلاهي سرم ميذارم

مامان من نميدونم چرا اجازه ميدي که اين بچه چه جوري صداش را واست بلند کنه

اگه اون ... به هر حال من داشتم ميرفتم پايين

جو وقتي اومدم تو شما دو تا درباره چي حرف ميزدين

يه چيزهايي راجع به معجزه شنيدم

چيزي نبود فقط چارلي يه خرده احساس بدبختي ميکنه

الان که بهتر شده ها ؟

آره عزيزم بيخودي اينجا نا ايست بريم پايين

بايد برم يه بطري نوشيدني بيارم

مادر مي خوام برم بيرون و يه تلگراف بفرستم

چي ميگي ؟ تو کي رو داري که ميخواي براش تلگراف بفرستي ؟

من يه آدم معرکه رو ميشناسم که ميتونه بياد و اوضاع ما رو يه تکوني بده تنها کسي که ميتونه نجاتمون بده

زده به سرت ؟ منظورت چيه که نجاتمون بده ؟

توي تمام مدت يه آدم درست و حسابي بود که ميتونست بياد و ما را نجات بده و من غافل بودم

مادر آدرس دايي چارلي چي بود ؟ دايي چارلي

ازش پول که نمي خواي بگيري ها ؟ معلومه که نه

پول که به ما کمکي نميکنه آدرسش را بگو

خب آخرين آدرسي که ازش داشتم ...

ميدونين از اينجا تا داروخانه که بري و برگردي ميشه چند قدم؟

ششصد و چهل و نه نه اگر تو يادت رفته منم نميگم

يادم اومد فيلادلفيا

اوه عزيزم تو نميتوني از يک مرد شاغل به خاطر هيچ و پوچ بخواي بياد اينجا

اون بخاطر من هم که شده مياد هر چي باشه اسم منو از روي اون گذاشتين

از اون گذشته ما تنها قوم و خويش اون تو دنياييم

اگر تمام راه را از خيابان چهارم بري ميشه 802 قدم

مامان اگر گفتي چي ميخوام بگم ؟ من وقت حدس زدن ندارم

اين ديگه چيه روي موهات ؟

خب بهر حال بهت ميگم با اينکه اگر حدس ميزدي قشنگ تر ميشد

خانم هندرسون گفت باهاش تماس بگيري مي گفت يه تلگراف برامون رسيده

آن ! درست نيست چيزي نزديک گوشات بذاري

ممکنه يه وفتي يه چيزي بره توي گوشت امي آن ميگه ما يه تلگراف داريم

ببين کيه شايد يه نفر چيزيش شده باشه

خانم هندرسون تلگراف رو نخوند

چون من نتونستم مدادمو پيدا کنم

بزار خونه دار بشم خونه را پر از مداد ميکنم

هندرسون نگفت کي تلگراف را فرستاده ؟ نه نگفت من فکر ميکنم اون بايد ميگفت کي تلگراف فرستاده

بلند شو آن ، اين صندلي منه الان تماس ميگيرم معلوم ميشه

البته اگر شماها يه ذره ساکت باشين

سلام 181 لطفا يعني کي تلگراف را فرستاده ؟

نه با شما نبودم همون 181 را ميخوام

اگر از طرف خواهر منه ... الو

خانم هندرسون ! اما نيوتون هستم

آن ميگه يه تلگراف برام اومده

مامان نبايد داد بزني

واقعا که بابا ! اگر يکي ببينه خيال ميکنه مامان تا حالا تلفن نديده

اون اصلا نقش علم رو در نظر نميگي

خيال ميکنه چون مسافت داره اونم بايد خودشو جر بده

چقدر عالي ... گفتي پنجشنبه ؟

مثل اينکه يکي قراره بياد

کي ميخواد بياد مامان؟ خوبه اين سورپريز عالييه.

برادرم ميشناسيش برادر کوچيکمه

يه کم نازک نارنجيه ميدوني که بچه آخره ته تعاريه ؟

اما معرکه اس

خيلي ممنون ! خداحافظ خانم هندرسون

خب

نظرت چيه ؟ چارلز ميخواد بياد اينجا

کي ؟ دايي چارلز

يعني ميخواي بگي چارلز

فکر ميکنه چي باعث شده که اون هم يه همچين فکري بزنه به سرش ؟

سلام چارلي الان با خونه تون صحبت ميکردم

اين هم تلگراف مادرت جدا ؟

مي خواستم بدم بيل فارست بياره اما حالا که خودت اينجايي بگيرش

از طرف داييته

دايي من ؟ دايي چارلي من ؟

آره

خانم هندرسون شما به تله پاتي اعتقاد دارين ؟

بايد داشته باشم . آخر کارمه

نه تلگراف نه ، ارتباط ذهني

مثل اينکه ... خب شما توي ذهنتون يه فکري و

تصوري کردين درباره يه نفر که باهاش هماهنگي دروني دارين

اون وقت کيلومترها اون طرف تر ، خود اون آدم فکر شما را ميخونه و جوابتون را ميده

و اينها همش ذهنيه نميفهمم درباره چي داري حرف ميزني

من که تلگراف ها را فقط از همين راه معمولي مي فرستم

اون صداي منو شنيد صدام را شنيد

آقاي اوتيس ! آقاي اوتيس بله

تقريبا نزديک سانتارزا هستيم آماده باشين کم کم داريم به سانتا رز ميرسيم

من آماده ام ممنون پس چمدون هاتون رو ميبرم پايين

راستي حالتون چطوره آقاي اوتيس ؟

خوبم يه کم ضعف دارم ولي در کل خوبم

هري ! به مامور باربر بگو تو يه دکتري

شايد کاري از دستت بربياد و بتوني به اون مريض بيچاره کمک کني

گوش کن من الان تو تعطيلاتم باربر ، همسر من دکتره اگه مشکلي هست.

خير خانم اين آقا حالشون اصلا خوب نيست مگه نميبينيد

ولي حاضر نيست کسي را ببينه من خودم هم از وقتي سوار قطار شديم ايشون را نديدم

شما هم به نظر حالتون خوب نمياد نه ؟

شما بفرمايين بچه ها ميان

در اونجا را ببند ، خيلي خب

واي تو خودتي چارلي ؟ چارلي کوچولو

اول نشناختمت فکر کردم بايد مريض باشي

حالت خوب نيست شما که مريض نيستين ، هستين ؟

نگاه کن بابا ! اينهاش خودشه

دايي چارلي شما که مريض نيستين؟ خيلي جالبه

مريض منو مريضي ؟ خب جو حالت چطوره ؟ خوبم چارلز

راجر ، سلام آن ، شرط ميبندم منو يادت نمياد

قيافت خيلي عوض شده

خب بهتره بريم اما شام درست کرده حتما ديگه تا الان حاضره

هر کاري کردم نيومد شام براش از همه چيز واجب تره

راجر بپر چمدونها را بردار چارلز ، من برميدارم ممنون جو

اين هم از اين خيلي خب بيايين بريم

More Farsi Persian subtitles for Shadow of a Doubt

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left