ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هی ، این روح چه شکلیه؟
.اون یه جنگجوی مغول از قرن 13 هستش
.هر شکلی که می خواد باشه ، اون کسیه که دنبالشیم
.لباس سنتی مغول ها اسمش "دیل" هست
.هم زن ها می پوشن و هم مردها .امروزه هم ازش استفاده می کنن
اینطوریاس ، پرفسور؟ - منو مسخره نکن ، باشه؟ -
اطلاعات شبکه تاریخ بهترین راه برای نفوذ کردن .و تو راه آوردن زن هاست
کدوم خانم ها؟
.بسیارخب ، اون دیروز از جهنم فرار کرده
.شیطان گفت که اون اینجا میاد که یه اسب بدزده
.کار با شمیشر، نیزه و چاقو رو خوب بلده
.احتمالا می تونه با دست هاش ستون فقراتتون رو بشکنه
.آره ، شاید بهتر باشه شما اون یکی راه خروجی رو ببندید
راه خروجی رو با چی ببنیدیم ، ستون فقراتمون؟
.آره. با اون میشه .ما پیش تو می مونیم
.اون احتمالا قایم شده .چشم هاتون رو خوب باز کنید
.نگاه کنید - چیه؟ چیه؟ -
.خرگوش
.ممکنه زیر سم اسب ها له بشه من رو پوشش بدید ، باشه؟
.« اما ، « بنجامین - داری چیکار می کنی؟ -
.احمق
خوشگل نیست؟ - .« نه ، نه ، نه ، « بن -
می تونیم نگهش داریم؟ .همیشه یه خرگوش می خواستم
.نه. خونه ی منه ، قوانینش هم دست منه .حیون بی حیون
.الان خونه ی همه ماست - باشه ، میشه بعدا در این مورد بحث کنیم؟ -
.ما باید اون روح رو پیدا کنیم - !مواظب باشید -
.ساکس » ، موبایل ، اون از موبایل می ترسه » .الان بت زنگ می زنم
الان کدوم یکی کله شق تر و بزرگتره ، مغول بوگندو؟
من فقط یه انسان نخستین هستم" ".چیزی از تکنولوژی شما سر در نمیارم
!بن » ، مخزن رو بگیر »
.بن » ، خرگوش رو بنداز »
!بن » اون خرگوش احمق رو بنداز » !مخزن رو بگیر! مخزن رو بگیر
.گرفتمش
.دارمش ، بچه ها .دارمش
چیه؟
این همون روحی هستش که فهمید چطوری باید قرارداد رو با شیطلان بهم زد؟
.توی تمام شهر نصبش می کنم
.نمی دونم چطور باید پیداش کنم - ."جایزه بزرگ" -
دقیقا منظورت از "بزرگ" چی هست؟
.باید پیشنهاد هدیه بدم که خبری بشنوم
.سی دلار
.خوبه هی ، می دونی ترپچه ها کجان؟
.ارباب « چارلی » خیلی دوست داره
ساک » بهت نگفت که باید اون رو توی گاراژ نگه داری؟ »
.آره ، اما اونجا رو دوست نداره
.باید داخل باشه .بعلاوه ، اون مشکلی پیش نمیاره
« می دونی ، « بن
آخرین باری که با یه دختر قرار گذاشتی کی بود؟
چرا؟ - ...دارم میگم که -
بعضی اوقات وقتی تنها میشی یه جورایی
.به حیون ها زیادی علاقمند میشی
.اینطور نیست .اصلا به اون موضوع ربطی نداره
.ارباب « چارلی » ، بهش گوش نکن .اون حسودی می کنه
.اصلا بهش گوش نده
...وقته
!بیدار شدنه ، برادر - !امروز نه ، پسر -
.اول صبحه
.باورم نمیشه با برادرم کشتی می گیرم
.زودباش
!خیای باحاله
.خیلی باحاله .خیلی خیلی باحاله
چیکار می کنی؟ چیکار می کنی؟
...یک ، دو
.نه ، این کار نمی کنی .باشه
چرا؟ چرا؟ چرا « سم »؟ چرا اون من رو شکنجه میده؟
.خدای من. نمی تونم تحمل کنم .دارم منفجر میشم
.برادر - چه مرگته؟ -
.مثل این می مونه که داره بچه هام رو شکنجه میده ، سمی .پدرشون رو درآورده
.بچه هات روی شرتت معلوم هستن
.« خفه شو ، « بن
این دیگه چه کوفتیه؟ - .آروم باش. می ترسونیش -
.اهمیتی نمیدم .بندازش بیرون
رفیق ، مشکلت چیه؟ .اون به کسی آسیب نمی رسونه
.باشه ، رای گیری می کنیم .اولین بخش
من پیشنهاد میدم به هر دلیلی که شده اجازه آوردن خرگوش
به خونه رو نداریم. نظرتون چیه؟ - .موافق -
موافق ها؟
مثبت - مثبت -
مخالف ها؟ - می تونیم در این مورد حرف بزنیم؟ -
.ممنون. موافق بردن .اون مزاحم کوچولو رو بنداز توی گاراژ ، همین الان
مطمئن شو به رفیق کوچولوت میگی که اون پایین .لباس زیاد بپوشه
.شبها زیادی سرد میشه اونجا
اما برحسب بلندای میز شما .منظورم اینه ، زیادی هم مشکل ساز نیست
.وزن کم ، متحرک ، و داری ارزش بالایی هستش
تیغه اش چقدر بزرگه؟
.ده اینچ - موتورش چطوره؟ -
یک موتور تک فازه ، 120 ولت ، 3450 دور در دقیقه و یک .حفاظ 27 اینچی
چیزی دیگه ای هست؟ - .فکر کنم کافیه -
.قطعا کالاهات رو خوب می شناسی
تو یکی از اون خریدارهای سری نیستی؟
می دونی ، اتحادیه تو رو می فرسته که ببینی ما کارمون رو بلدیم یا نه؟
اینقدر تابلو بودم؟ - .نه. درواقع ، کارت خیلی خوب بود -
.خب ، تو معرکه بودی
می تونی یه لطفی در حقم بکنی؟
من وقتی می تونم کارم رو بدرستی انجام بدم که هیچکدوم از ...فروشنده ها نفهمن که من توی فروشگاه هستم ، می تونی
.آره .دهنم چفته
خریدارهای سری؟
اونا تظاهر می کنن که خریدار هستن ، اما درواقع برای .فروشگاه کار می کنن
.اونا گزارشاتی در مورد کارکنان می نویسن تو « اندرو فینک » رو یادته؟
آره ، سال پیش اخراج شد چون سعی کرد به یکی از .خریدارهای سری حشیش بفروشه
اونا جاسوسی ما رو می کنن؟ می تونن این کار رو بکنن؟
.البته که می تونن این کار رو بکنن .پسر ، هرکاری که بخوان می تونن انجام بدن
اونا یه موسسه بزرگ و بی رحم هستن
.هر مشکلی که باشه رو به دولت گزارش می کنن
.خب ، من نمی دونم - .ببخشید -
.یه پیغام برای تو و همکارای تو موسسه ات دارم ، دوست من
.من می دونم که دارید من رو دید می زنید .می بینمتون
.باور کن
!جاسوس
.من فقط یه مقدار طناب می خواستم
...متاسفم. ما یه خورده - .ببخشید. ببخشید -
.مخزن رو بزارید روی سکو
.نه. من مخزن باهام نیست - .عالیه. بعدی -
.نه صبرکن. خواهش می کنم ، به کمک نیاز دارم می تونی اینو اینجا آویزون کنی؟
.نه .برید بیرون
.یه ثانیه صبرکن اون رو دیدی؟
.تو اون رو می شناسی
.همه ی شما آدم ها شبیه هم هستید .اینجا یه ساختمان فدراله
.هیچ آگهی شخصی اینجا چسبیده نمیشه - .نه ، تو اون رو می شناسی -
.گلایدیس » ، بیخیال » .من باید اون رو پیدا کنم
.اسم اون « آلن تاونسند »ـه. اون قبلا تو جهنم بوده .من فقط آدرسش رو می خوام
.امکان نداره - من تو رو از جهنم بیرون اوردم ، یادته؟ -
.یکبار
اصلا نمیزاری که بدون دردسر زندگی کنم ، میزاری؟
.نمی تونم اینجا حرف بزنم. امشب ساعت 8 .یه نگاه به پنجره ای پشتیت بنداز
.برات چراغ می زنم .وقتی که دیدیش ، بیا بیرون
.اون قیافه ات خیلی دیدنی ــه
.آره ، تو خنده داری
هی ، اگه دفعه دیگه این صدا رو بشنوی .سریع فلنگ رو می بندی
.بزار دوباره فکر کنم ، فراموشش کن .احتمالا همون لحظه بمیری
.حداقل می دونی که چی تو رو کشته - در مورد چی حرف می زنی؟ -
اهریمن ها. چون وقتی می خوان شکار کنن .این صدا رو از خودشون تولید می کنن
تو شورش اهریمن ها رو که یه جورایی به به قتل رسوندن
تو هست رو به یاد نمیاری ، در مورد اینکه تو پسر من هستی؟
.درست .درست
سعی می کنم حواسم بهت باشه رفیق ، اما خودت خوب می دونی
.باید به یاد داشته باشی که من خیلی سرم شلوغه
.امسال انتخاباته
.باشه ، می دونم. از پسش برمیام - .بسیارخب -
.و یه چیز دیگه
فرض می کنم که تو تا چند ساعت دیگه توسط اهریمن ها تکه و پاره نمیشی
.پس شاید دلت بخواد که بری اون روح رو هرچه زودتر گیرش بندازی
اون مغول ها نصف دنیا رو فتح کردن
و یه حسی دارم که این رفیقمون
.به سرعت خودش رو با زندگی قرن21 وفق میده
.کپی هات تموم شد - .درسته. ممنونم -
.ممنون ، ممنون - .همیشه اینجام که کمک کنم -
.« اون داره من رو عذاب میده ، « سم
اون شبیه یکی از
نگهبان های زندان گوانتانامو هستش که تمام .زندگیم توی دستاشه
.اون سعی نداره تو رو شکنجه بده .داره ورزش می کنه
.واقعا بی انصافیه
.من برادر اون نیستم .منظور اینه ، من حتی شبیه اون نیستم
می دونی ، چرا اون اینقدر پافشاری می کنه که من مثل برادرش هستم؟
.من می خوام که اون به من مثل سایر مردم دنیا نگاه کنه
و اون چطوریه؟
.یه جادوگر سکسی
چشم هاش رو باز می کنم ، الگوی فکریش رو تغییر می دم ، می دونی؟
.اون خیلی انعطاف پذیره
.می دونم .دیونه کننده اس
.گرفتم. گرفتم .می برمش رقص
.دخترا عاشق رقص هستن؟ همه شون دوست دارن برقصن .اونا دوست دارن وقتی می رقصن مست کنن
.مهمتر از همه ، می تونم مستقیم این کون رو تکونی بدم
من شروع می کنم به آکروبات رقصیدن و اون هم مثل ربات می رقصه ، درسته؟
.قطعا
ساک » ، می تونی توی این حرکت کمکم کنی؟ »
می تونم؟
.من رو نیگاه کن...دارم کمکت می کنم
.می دونی ، متاسفم که باید اینجا تنها بمونی ، مرد
آره ، اما هم اتاقی هام برای چیزی به جز خودشون .ارزش زیادی قائل نیستن
بهرحال ، برات یه هدیه آوردم
.یه آتیش کوچولو خوبه ، درسته؟
خوشبو ، بهمراه سنبل هندی که باعث میشه پشه ها .نزدیک نشن
.از الان دور از هم می خوابیم
گلایدیس » ، کجایی؟ »
!ولش کن !همین الان
.سلام
از دیدنم سوپرایز شدی؟ - .آره ، یه خورده -
.دیشب تقریبا گلوم پاره شد
.چه غمگین
تو دیشب یکی از اهریمن ها رو فرستادی خونه ام که .« من رو بکشه ، « گلایدیس
چرا باید این کار رو بکنی؟ - .هردوتامون توی یه کلوپ هستیم -
چی ، پس تو موافقت کردی که من رو بقتل برسونن؟
.این کلوپ ها فشار زیادی بهت وارد می کنن
می خوام همین الان به کامپیوترت نگاه کنی و « تونسند » رو .برام پیدا کنی
.بفرما خوب شد؟
قبل از اینکه به این آدرس نگاه کنم باید بهت یادآوری کنم که پدرم کیه
چون اگه این یه نقشه دیگه برای کشتن من باشه
فکر کنم بابا در این مورد خیلی ناراحت بشه
.و بخواد تمام اونایی که دست داشتن رو مجازات کنه شیرفهم شد؟
.ممنون
.اینجا فوق العاده اس - .می دونم -
واقعا خوبه که می تونیم از این کارها بکنیم
.می دونی ، من و برادرم با هم گردش می کنیم
.آره ، با داداشت میای بیرون .یا شاید...یه شخص
یه شخص که اصولا با تو هیچ نسبتی نداره
.تو باید اینجوری به قضیه نگاه کنی
.می دونی ، نه طوری که انگار رابطه ی خونی با طرف داری
عاشق این آهنگم - .منم همینطور. بریم برقصیم -
دوست داشتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.