Mythic Quest

Mythic Quest

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Mythic Quest S02E05-1080p WEB-DL
Mythic Quest S02E05-720p WEB-DL
കമന്ററി എഴുതിയത് vahids3
ترجمه و زیرنویس: وحید مستغیث @vahids3

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-07-16
ഡൗൺലോഡുകൾ: 44
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫اوکی، میدونم که همگی مشتاق هستین که برین خونه

‫ولی اول یه کاری هست که باید انجام بدیم

‫به عنوان بخشی از پروسه جدید ارزیابی کارمندها

‫یه آزمون میدین تا پروفایل محل کارتون مشخصی بشه

‫بعد از تموم کردن آزمون، پاکتی دریافت ‫میکنین که بطور مختصر نقاط قوت، حیطه‌های رشد

‫و راه‌هایی که نقش شما رو توی شرکت بهبود بده رو براتون شرح داده

‫بهتون دستور داده شده بود که پاکت ‫رو امضا کنین و بهم برش گردونین

‫ساده است، در حقیقت اینقدر ساده است که

‫که تمام کارکنان شرکت تونستن این دستورات رو دنبال کنن

‫به جز آدم‌هایی که توی این اتاق هستند

‫مطمئنم که همتون دلایل خودتون رو داشتین

‫تا این دستورات خیلی ساده رو دنبال نکنین

‫ولی تا این پاکت‌ها امضا نشدن، از اینجا بیرون نمیریم

‫پس بیاین مثل آدم بزرگ‌های منطقی باشیم .‫و پاکت رو امضا کنیم و بعدش بریم خونه

‫خوبه؟

‫نه

‫چون که این آزمون

.‫قطعاً یه مسئله است

‫ وحید مستغیث : ترجمه و زیرنویس ‫ @vahids3

‫بزار یه بار دیگه امتحان کنیم

‫طبق سیاست شرکت

‫لازمه که من به نگرانی‌های شخصی شما گوش بدم

‫ولی قبل از اینکه این کارو شروع کنیم

‫سه روز مرخصی میدم به هر ‫کس که همین الان پاکت رو امضا کنه

‫قبوله

‫لازم نیست دوبار به من بگی

‫کانکون، دارم میام *‫*یه شهری توی مکزیک

‫اینو دیدی؟ همینقدر ساده است

--‫-برگه تون رو امضا میکنین ‫-من یه مشکلی دارم

‫عجب سورپرایزی

‫-از اون حیوونی که منو بهش شبیه کردی، خوشم نمیاد ‫-من تو رو به چیزی شبیه نکردم

‫آزمون بر اساس پاسخ‌هایی که دادی، تو ‫رو به یک پروفایل حیوانی اختصاص داده

‫این ساده‌ترین راه برای پالایش کردن اطلاعاته

‫و چون این چیزها یجورایی حالت ‫بالینی دارن، سرگرم کننده هستن

‫این سرگرم کننده است! ببخشید، ببخشید

،‫صدام بلند بود؟ بخاطر صدای رادیاتور ‫عادت کردم که همیشه واسه خودم داد بزنم

‫اوکی، برچسب زدن انسان‌ها به عنوان حیوون، سرگرم کننده نیست

.‫ساده انگارانه و کاملاً اشتباهه

‫اوه، آره، تو کدوم حیوون هستی؟

... ‫-بابون، که این ‫-آره، مطمئنم که همینطوره

.‫-قانع کننده است .‫-منطقیه

.‫-من با ریچل موافقم ‫-ممنون

‫آزمون اشتباهه

... ‫آزمون هیچ ایرادی نداره، فقط

‫فقط داره خیلی ساده یه برچسبی میزاره که ‫همین الانش هم میدونیم که این چیز حقیقت داره

‫برای مثال، تستر که بابون شده

‫هممون میدونیم که این حقیقت داره، درسته؟

‫یا من شیر هستم که منطقیه چون شیر سلطان جنگله

‫باشه، اگه با حیوونت راضی هستی، پس واسه چی اینجایی، آیان؟

‫به عنوان مدیریت ارشد

‫فک کنم باید بدونم که هر کس، چه حیوونی نصیبش میشه

‫-واقعاً فک می‌کنی که این کار ضروریه؟ ‫-نه و راستش اهمیت نمیدم

‫ولی دلم میخواد بدونم که پاپی چه ‫حیوونی شده. پس بهم بگو اون کدوم حیوونه

‫نمیتونم اینو بگم

‫محض رضای گله‌مون، من باید بدونم که اون چه حیوونیه

‫نه. نمیتونم بهت بگم چون پاپی آزمون نداده

.‫اوه، مرد

‫چی؟

‫اینقدر سرش گرم کار بوده که مونترال بهش معافیت داده

‫اوه، انگار پاپی سلطان جنگله

‫اوه، نه، نه

‫میدونی، هرگز اینو امضا .‫نمی‌کنم. هرگز امضاش نمی‌کنم

‫خیلی ممنون برد. حالا چیکار میتونم ‫بکنم تا تو برگه رو امضا کنی و بری؟

‫هیچی. من مشکلی با آزمون نداشتم

.‫همش کوس شعره. فقط بخاطر اطلاعات اینجام

‫-و شما؟ .‫-من می‌خواستم امضا بکنم ولی برد برگه ام رو گرفت

.‫وقتی من امضا بکنم اونم امضا میکنه .‫اینجا خیلی چیزا هست که میتونه ازشون درس بگیره

‫مطمئن نیستم که چطوری از یه موش میتونم چیزی یاد بگیرم

! ‫بردلی! تو هم موش شدی؟ منم موشم! رفقای موشی هستیم

.‫-چقدر گوگولی. تو و سو مثل هم شدین ‫-ما مثل هم شدیم

‫نه. من موش نیستم. من به سوال ‫های مسخره ازمون، شانسی جواب دادم

‫بدون اینکه سعی کنی، موش شدی؟ ها؟

‫با عقل جور درمیاد

‫جو، تو کدوم حیوون شدی؟

‫کوسه

... ‫پس شروع میشه

‫چه اتفاقی داره می افته؟

‫پیش بینی می‌کردم که امروز فرا برسه

‫جو معتقده که میتونه میتونه سلطه اش رو اثبات کنه

‫و سعی کنه منو نابود کنه

‫خواهش می‌کنم. اخه یه موش میتونه ‫چجور غذایی برای کوسه به حساب بیاد؟

:‫یه توصیه کوچولو ‫اگه سراغ من میای، به قصد کشت، حمله کن

‫خیالت تخت باشه، اگه نزدیک دندون‌های .‫ من بشی، گلوت رو پاره می‌کنم

‫چی؟ هیشکی قرار نیست کسی رو بکشه

‫استعاره است، کارول

‫این خط این نشون. وقتی این رقص تموم ‫بشه، یکی از ما، توی دهن اون یکی خواهد بود

‫خیلی خب. چی رو از دست دادم؟

‫برد و جو دارن میرقصن و سعی دارن همدیگه رو بخورن

‫پشمام

‫اگه بهم اجازه بدین

‫اوه، گوه توش. سی دبلیو، فراموشت کرده بودم

‫معتقدم که بخش بزرگی از هیجان رو دارم از دست میدم

‫آره، میدونی چیه، مرد؟

‫راستش به بخش هنری گفتم که یه چیزی درست کنن

‫پس حضورت اینجا، کمتر عجیب و غریب میشه

.‫-پشمام .‫-این خیلی عجیب و غریب تره

‫این دقیقاً چیزیه که یه بابون میگه، درسته؟

‫فقط یه لحظه وقت بدین

‫مواظب باش

‫و حالا این چطوره؟

‫-چطوریم؟ ‫-راستش، زیاد هم بد نیست

.‫-غیرعادیه ‫-راستش خیلی خوب هماهنگ شده

‫الان، اگه اجازه داشته باشم، میخوام یه تبادل رو پیشنهاد بدم

‫بهم گفته شده یه تکلیف خاص هست

‫که باید انجام بدم تا چک حقوق بعدیم صادر بشه

‫خب، اگه یه شخص خاصی

‫جوهر خودش رو بریزه ری بخش نقطه چین موافقت نامه

‫منم ممکنه که تحریک بشم تا این کارو بکنم

‫اگه داری در مورد آزمایش حسایت ‫حرف می‌زنی که مدام داری از زیرش در میری

‫تا وقتی که کاملش نکردی، نمیتونم زیرش رو امضا کنم

‫یعنی باید ویدیو رو تا آخرش نگاه کنی

‫ویدیو تلقین فکری؟ آزمونی که مردم رو ‫توی دسته بندی‌ها قرار بدیم؟ مستبدانه است

.‫-تو یه روبات کیری هستی .‫-من با سی دبلیو موافقم

‫واقعاً؟

‫نه در مورد ویدیو

‫باید ویدیو رو ببینه

‫من فک می‌کنم که تو نمیتونی آدم‌ها رو، بچپونی توی جعبه‌های کوچیک

‫تا یه داستان‌های از پیش مقرر شده بهشون بچسبونی

‫مثلاً منو به عنوان مثال در نظر بگیر

‫من یک زن چندبعدی هستم که در .‫عین حال همجنس خواه و رنگین پوستم

‫-کدوم رنگ؟ .‫-من نصف آسیایی هستم

‫مامانم توی تایلند به دنیا اومده

‫اوه، تایلند. خاطرات دوست داشتنی زیادی از اونجا دارم

.‫بانکوک، بهتره باورش کنی، مرد

‫فوکت؟ بدم نمیاد دوباره به اونجا سر بزنم

‫یه بار خودمو درست وسط یه چال گلی ... ‫پیدا کردم که تا زانو توش فرو رفته بودم و

‫میدونی چیه؟ نه، نه، نه

‫من الان ویدیو حساسیت رو میارم

‫کارول، وایسا. عاشق این داستان میشی

‫و تا وقتی تمومش نکردی، برنمیگردی

‫هر جور که میل شماست، زنیکه فاشیست

‫مقاومت کن، برادر آسیاییم، خواهرم

‫ببخشید هنوز نمیدونم که تو رو چی صدا بزنم

‫یه نفر کون لش اینو از اینجا ببره بیرون

‫من! من این کارو می‌کنم

.‫-میتونی جاها رو بهم نشون بدی، مرد مهربون .‫-آره. باشه

‫منو یاد بابام میندازه که ویلچرشو اینور اونور می‌بردم

‫اشعار حماسی، چیزی بلدی؟

‫میشه برگردیم سراغ این موضوع که سفیدپوست نیست؟ چون به نظرم توهین آمیزه

‫به نظر من توهین آمیزه که .‫تو توهین آمیزش تلقیش می‌کنی

‫یه بخش مهمی از هویت منه

‫یه چیزی به زبون تایلندی بگو

‫-من نمیتونم تایلندی حرف بزنم ولی میتونم بفهمم .‫-اوه، عحب

‫چی؟

‫من گفتم: سیاه، سفید، قهواه ای، سبز

.‫تو آزاردهنده‌ترین آدم دنیا هستی

‫دهه 90 یه دوست دختر تایلندی داشتم

‫شاید مامان ریچل بوده

.‫-جو .‫-اصلاً دلیلی نداره که اینقد بدجنس باشی

‫من خیلی جوون تر از اونی هستم که با ‫مامان تایلندی و آزاردهنده ریچل قرار بزارم

‫مامان من آزار دهنده نیست

.‫-پس حتماً باید به بابا رفته باشی .‫-اوه، خدای من

‫نمیشه که فقط من باشم که به نظرش این آزمون سرکوبگرانه برسه

‫سرکوبگرانه؟

،‫فک می‌کنی چون نصفت سفید پوسته ‫میتونی چیزا رو سرکوبگرانه صدا کنی؟

‫ببخشید

‫اینو توی کالج خصوصیت یاد گرفتی

‫که پولش رو یه بنیاد خیریه داده؟

... ‫-اون این کارو کرد، کارول. اون .‫-الان نه، دستبد خان

‫میدونی چی سرکوبگرانه است؟

‫روش قدیمی که باهاش کارکنان رو ارزیابی می‌کردیم

‫کارول بیچاره مجبور بود که دوره بیوفته ‫و به مشکلات زمان بچگی بقیه گوش بده

‫و شماها حساسیت‌های پوستی تون رو هم بهم نشون میدادین ‫انگار که من از مجله سلامتی وب ام دی اومدم

‫من دیگه به روش‌های قدیمی برنمیگردم

‫میشنوین چی میگم؟ من دیگه برنمیگردم (‫میدونیی چیه؟ من 5 دیقه میخوام (که استراحت کنم

.‫اون ما رو ... تو ما رو انداختی به دردسر

.‫هی، هی، از اونجا بیاین بیرون

! ‫-ولی خیلی گشنه مونه ! ‫-آره

‫ببین کارول، من باید پروتئین بخورم .‫و الان هیچی نیست که من بخورم

‫شیر باید تغذیه کنه

‫میدونی، میتونین برگه تون رو امضا ‫کنین و برین یه غذای حسابی بخورین

‫به جهنم، خودم واستون می‌خرم

‫نه، من امضا نمی‌کنم. دوست ندارم سمور باشم

‫واقعاً؟ ولی سمورها خیلی گوگولی ان

‫شاید من نمیخوام گوگولی باشم

‫بازم میگم، این نمادها، شما رو تعریف نمیکنن

‫این ساده‌ترین راه برای پالایش کردن شخصیت شماست

‫چقدر میتونه دقیق باشه؟ ‫دیوید رو گرگ کرده

‫درسته، عزیزم

.‫-من یه گرگ ام .‫-آره، میدونیم

‫در موردش خفه نمیشه. این بهترین هفته کل عمرش بوده

‫پس چرا برگه ات رو امضا نکردی؟

‫در طبیعت گرگ این نیست که دراز ‫بکشه و زیرشکم آسیب پذیرش رو نمایان کنه

‫بخصوص برای مقامات

.‫نه، کارول. من راه خودمو میرم

‫اتاق به نظر کوچیک تر میاد

‫اوه، خدای من

‫بعلاوه، من برگه ام رو توی شهر یوربا لیندا جا گذاشتم

.‫-نمیدونم معنی این چیه ‫-من گفتم یوربا لیندا

‫خیلی خب. من کسی ام که طعمه رو گاز میگیره

‫دیوید، چرا تو رفته بودی یوربا لیندا؟

‫برادلی، میخوای تو خبرها رو بدی؟

! ‫دیوید دوست دختر داره

.‫چقدر ناز

.‫-آره، خیلی خوبه ‫نه نیست

‫اون یه بیوه است

.‫-اوه، الان با عقل جور درمیاد ‫-ولی بیوه جوونی هستش

.‫-این که خیلی ناراحت کننده تره، رفیق ‫-شوهرش چطوری مرده؟

‫نمیدونم. اینو نپرسیدم. هنوز تازه هستیم

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left