...And God Created Woman

...And God Created Woman (Et Dieu… créa la femme)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

And God Created Woman 1956 720p BluRay OPUS 1 0 x264-PTP
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Et Dieu... créa la femme 1957 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 91
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

خدا زن را آفرید

پاهای یک ملکه رو داری.

آقای کارادین، شما چه رویی دارید!

سیب رو آوردم.

کدوم سیب؟

میوه ممنوعه.

گفتم شاید یه ماشین بهت بدم.

واسه من ماشین داری؟

اینجاست؟

باهاش اومدم.

چیه؟

یه سیمکا کانورتیبل قرمز.

کجاست؟

مچمو گرفتی.

هنوز نه.

قشنگه.

تو هم یه دونه عین همون رو خواهی داشت.

با اون لب‌ها هرچیزی که بخوای رو می‌تونی داشته باشی.

من پولکی‌ام.

فکر نمی‌کنم.

کارم ساخته‌ست.

سلام آقای کارادین.

عصر بخیر.

باید تو کتابفروشی باشی. البته که تو ترجیح می‌دی

خودتو لخت جلوی مردا به نمایش بذاری. هرزه کوچولو!

من اونو از پرورشگاه بیرون کشیدم و این از تشکرشه!

اما من کار می‌کنم.

اینم شد کار؟

همه‌ش تقصیر منه.

این رو باور نکنید، آقای کارادین.

من باعث شدم که اون دیر کنه.

مایلم جبران کنم.

لطفاً نه. آبروی این خونه فروشی نیست.

آبرو کلمه ظریفیه...

دل بزرگی می‌خواد.

خدانگهدار، آقای کارادین.

تو هم داشتی نگاه می‌کردی، پیرمرد هیز.

خب، صداتو شنیدم.

زیاد نمی‌خندی! یه سورپرایز برات دارم.

می‌دونی مردم تو شهر در موردت چی می‌گن؟ تو برات مهم نیست.

خب، ولی برای من مهمه. هرزه کوچولو!

خب، جوابم رو میدی؟

اگه حداقل اهل کار بودی.

خانم مارکانت بهم گفت دیروز پابرهنه به مشتری‌ها رسیدی.

این یعنی خوب فروشندگی کردن؟

چیزی می‌گی؟

فرقی می‌کنه؟ - قطعا نه.

پس چرا باید بگم؟

اوه! تو!

یه سورپرایز خوب برات دارم.

معمار و آقای روژه تو دفترن.

مطمئن نیستم ژروم اشاره‌ای کرده باشه،

اما مایلم اتاق پشتی رو دوباره رنگ کنم. برای عید پاک آماده میشه.

بهت اعتماد دارم.

متاسفم، دیر کردم.

مشکلی نیست. روی یه قرارداد جدید کار می‌کنی؟

بله، و خوب پیش میره. پروژه‌مون چی؟

مشکلی هست؟

موقعیت عالی به نظر می‌رسه.

ما کازینو رو اینجا سمت چپ جاده می‌سازیم...

و جنگل کاج رو برای هتل نگه می‌داریم.

اما باید تمام زمین تا دماغه رو مال خودتون کنید.

اونجا مشکلی نیست - به جز کشتی‌سازی تاردیو.

دست از اون لیوان بردار.

وقتی مشروب می‌خوری زرد می‌شی و من از زرد متنفرم.

مذاکرات با تاردیوها چطور پیش میره؟

نمی‌خوان بفروشن. یکی از برادرای بزرگ‌تر مخالفه.

کدوم یکی؟

بزرگ‌ترین، اونی که تو تولون زندگی می‌کنه.

اون آخر هفته میاد اینجا.

بهتره خودت باهاش صحبت کنی.

آنتوان، اون دختره رو بپا. باسَنش عجب چیزیه.

چی شده؟

پنچر کردم.

متوجه نشدم.

اوه، تو چقدر بانمکی. اون دوست‌داشتنیه.

آنتوان!!

با اتوبوس میای؟

پنچر کردم.

هر بار که میبینمت، از دفعه قبل زیباتری.

واقعاً باید بس کنی.

تو تولون بهت خوش می‌گذره؟

من کار می‌کنم.

باید برگردی.

اونجا آینده بهتری دارم.

آینده فقط حال رو خراب می‌کنه.

اینجا کشتی‌سازیه. پیاده میشی، آنتوان؟

امشب میری رقص؟

همیشه میرم.

خوبه.

ناهار چیه؟

لعنتی! بازم عدس!

برای سلامتیت خوبه.

سفر خوبی داشتی؟

وقتی ماشین داشته باشم، بهتر میشه.

پسرم چطوره؟ - سلام مامان.

بالاخره اینجا می‌تونم نفس بکشم.

چی شده شما رو؟ به نظر میاد سرتون شلوغه.

همون قصه همیشگی، اینجا عمق کافی نداره.

تمام کارای خوب میره به کشتی‌سازی بندر.

تا وقتی که نون و آبمون در میاد. - حق با توئه، پسرم.

این یکی خیلی وضعش خرابه به نظر میاد.

کارادین میخواد زمین ما رو بخره.

بذار امتحان کنه.

شاید فروختنش هم فکر بدی نباشه.

هیچوقت.

تو اتوبوس ژولیت رو دیدم. حالا دیگه حسابی خانوم شده.

میدونم، چون اتوبوس شلوغ بود.

اون دختر حیا نداره. - اون یه چیز دیگه داره.

امیدوارم دلباخته نشی.

چرا که نه؟

اون منتظر تو نمونده.

من هیچوقت نگفتم که میخوام اولین نفر باشم.

هیچکس حتی نمیدونه اون دخترک هرجایی اهل کجاست.

پدرش ناخدا تو نیروی دریایی تجاری بود.

این بهونه‌ای برای عیب و ایراداش نیست.

بزرگترین اشکالش اینه که پدر و مادرش مرده‌ن.

انگار خوب خبر داری.

بعضی وقتا که میرم کتابفروشی، گپ میزنیم.

طاقت ندارم تا امشب.

تو چقدر رمانتیکی.

اون خیلی خوش‌تیپه.

انقدر خوش‌تیپ نیست که بتونه بی‌پول باشه.

بهتر از رنه تو.

رنه برام کادو میخره. یکی، دوتا...

اینجوری نیست. تو داری مامبو میرقصی. بذار نشونت بدم.

ببین، اینجوری.

اریک کارادین اومد دیدنم.

خب، آقای تاردیو، من میخوام کارگاه کشتی‌سازی شما رو بخرم.

مال خودتون کافی نیست؟

میخوام یه هتل بسازم. تنها چیزی که نیاز دارم زمین شماست.

ما از این کارگاه کشتی‌سازی نون میخوریم. هیچکس نمیتونه از ما بگیرتش.

کی حرف از گرفتن زد؟ من میخوام بخرمش.

4 میلیون بهتون میدم.

4 میلیون...

ما باهاش به جایی نمیرسیم.

میتونید یه مغازه کوچیک داشته باشید...

ما که بقال نیستیم.

شاید فکر بدی هم نباشه. کسب و کارتون داره میمیره.

تو چی میدونی؟

مجبور شدی یه کار دیگه بگیری.

این به خودم مربوطه.

البته.

من تا دو ماه دیگه جواب میخوام. فکراتون رو بکنید.

فکر کردم.

هرطور مایلید.

خدانگهدار آقایون. ممنون که زحمت کشیدید اومدید.

کریستیان، تو میای؟

بیا اینو بگیر بچه. میتونی تو خونه بهش گوش بدی.

ممنون، آقای کارادین.

آدمایی مثل اون منو نمیترسونن.

شاید نباید میومدیم.

هی، یه صفحه گرفتم.

که چی؟

پیشنهادت رو بیشتر کن. بالاخره کوتاه میان.

چی میگی؟

اگه بهشون 20 میلیون بابت یه کارگاه کشتی‌سازی که 2 میلیون ارزش داره بدم،

بو میبرن.

اگه بعضی‌ها بشنون که ما داریم یه کازینو میسازیم

تو سن تروپه، ناراحت میشن و ممکنه به مشکل بر بخوریم.

من نظر تو رو نخواستم.

احمق! سرده!

بیا، گرمت میکنم.

این رو برام نگه دار.

ببین آنتوان چقدر خوش‌تیپه.

به نظرم زشته.

اما دنیز بهم گفت...

هی، دارم اینجا ریشه میکنم.

برمیگردم و آبت میدم.

دنیز، مهربونی کن اینو برام بگیر.

نگاه کن و یاد بگیر.

اول یه قیافه جدید لازم دارم.

چرا؟

قصه کرمی که عاشق ستاره بود رو میدونی؟

نه. چجوری تموم میشه؟

بد.

من آهنگ کرم ابریشم رو بلدم

که عاشق یه پروانه است.

چجوری تموم میشه؟

خوب.

دلم نمیخواد حرف بزنم.

اما اگه حرف نزنم... میخوام ببوسمت.

چه احمقی بودم.

یک سال طول کشید تا بفهمم تو مال منی.

من یک سال منتظر بودم اینو بگی.

آره، ولی من یه بهونه دارم.

چی؟

تو بچه بودی.

میبرمت تولون.

دوشنبه با من با اتوبوس میای.

باورم نداری؟

میبینیم.

میتونی بیای؟

هرچی تو بخوای انجام میدم.

منو میبوسی؟

ببوسم.

اون مال ما نیست. بهتره بذاریم آنتوان داشته باشدش.

بیا برقصیم.

تو برو. همیشه دست رد به سینم میزنن.

تکنیکت کاملاً اشتباهه.

More Farsi Persian subtitles for ...And God Created Woman

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left