ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
اینا بچههای توئن؟
آره
پدر و مادری داری؟ بله، اونجان
این دخترته؟ مادر داری؟
این دخترته؟
چادر نداری؟
اینجا کسی رو میشناسی؟
اینا بچههای توئن؟
اون دوتا، آره
برادرزادمه
مادرش کجاست؟
مرده
گریه نکن و هیچی نگو
اون دخترمه، نُه سالشه
دخترمه. نُه سالشه
چی فکر میکنی؟
چند سالته؟
بیست و شش سال. نه، سن واقعیت رو بگو
بیست و شش سال
شبیه عکست نیستی
موهاتو جمع کن
یکم هم وزن کم کن
ناتاراجان دیپان، ۳۵ ساله بود
زنش، یالینی، ۲۴ ساله بود
دخترش، ایلیال، ۹ ساله بود
اونا ۶ ماه پیش مُردن
حالا، شما این خانواده هستید
واقعاً دخترته؟
فامیله؟
میشناسیش؟
نه. چطور؟
میخوای ما رو اینجا ول کنی؟
نه، ولی مسئولیت با توئه. متوجه شدی؟
کجا سوار هواپیما میشیم؟
توی مدرس
کجا میریم؟ انگلیس؟
انگلیس نمیریم
پس کجا؟
فرانسه
گروه اول، بیاین جلو
عجله کنید، قایق اول
بقیه، قایق دوم! زود حرکت کنید
عجله کنید
ارزونه، دو یورو
شب بخیر
دو یورو
نمیتونی اینجا بمونی. حرکت کن
شب بخیر خانم. دو یورو
ارزونه
فندک. دو یورو
جاکلیدی
دو یورو، خانوم
دیپان، پلیس! زود باش، بدو
لعنتی، نمیرسم
بلند شو
پول داری؟
توی کتمه
کرکرهها رو ببند
نُه. سال. نُه سال
نُه سال
طبقه اول، آقا
خانوادهی مورادیا
خانوادهی ناتاراجان
خانوادهی ناتاراجان؟
خانوادهی موسایف
برو اونور، باید حرف بزنیم
اینطوری فایده نداره
میفهمن داریم دروغ میگیم
پیشنهادت چیه؟
از انتظار کشیدن خسته شدم
میرم انگلیس، پیش فامیلم
با اون دختره؟
چرا باید ببرمش؟
خودت پیداش کردی، خودتم نگهش دار
میتونی بهم بگی چرا و چطوری از سریلانکا فرار کردی؟
داشتم واسه یه سازمان غیردولتی کار میکردم
خبرنگار و فعال صلح بودم
دولت سریلانکا من رو متهم کرد به
داستانت رو میدونم
همون که مثلاً «فعال صلح» بودی
قاچاقبرت این قصهها رو یادت داده؟
توی جنگ واسه کدوم گروه میجنگیدی؟
تو چی؟
چی داره میشه؟ میشه لطفاً ترجمه کنی؟
یه کم گیجکنندهست، زیاد متوجه نمیشم
اسم واقعیت چیه؟
سیواداسان
«سیواداسان» یعنی چی؟
اسم یه شهر توی شمال سریلانکاست
فکر کردم مردی. خانوادهت هنوز اونجان؟
همهشون مردن
بهش چی بگم؟
بگو «ببرها» به زور بردتت
بگو ارتش سریلانکا دستگیرت کرد و شکنجهت داد
و اینکه سعی کردن بکشنت
ارتش دنبالم بود
شکنجهم کردن و خواستن منو بکشن
ارتش دستگیرش کرد، متهمش کردن که واسه «ببرها» میجنگیده
و شکنجهش کردن. بسیار خب
اون دختره چند سالشه؟
مطمئنی قطار درستیه؟
"Le Pré" یعنی چی؟
"Le Pré"... معنیش چیه؟
جاییه که قراره اونجا زندگی کنیم
معنیش چیه؟
مرتع، چمنزار
آژانس کاریابی بهم گفته بود خیلی دیرتر میرسین
هنوز درِ آپارتمانو باز نکردم
اسم من یوسفه
یه کاری میکنم برقتون وصل شه
هی، از این طرف
بیاین، آپارتمانو نشونتون بدم
یعنی اتاق خوابِ جدا خواهم داشت؟
شیرهای آب گرم و سرد جابهجا ان
نمیدونم. بعداً یه فکری به حالش میکنیم
ولی مهم نیست. یه سری پرده لازم دارین
کل دار و ندارتون همینه؟ اثاثیهای ندارین؟
شاید بتونین توی زیرزمین یه چیزایی پیدا کنین
کسی اونجاست؟
اینجا بخش نظافته. کارِ توئه
مردم واسه گرفتن نامههاشون میان اینجا
به خاطر دزدی نمیتونیم از صندوقهای پستی استفاده کنیم
باید نامهها رو دستهبندی کنی
حله؟ متوجه میشی؟
باید همهشون رو مرتب کنی، باشه؟
فرانسوی میفهمی؟
خب، این
واسه اینه که حسابِ هزینههات رو داشته باشی، باشه؟
هر چیزی که خرج میکنی
سعی کن حرفاش رو ترجمه کنی
هر چی لازم داشتی بهم بگو
دستمال، جارو، هر چی
خیلی تند حرف میزنه، نمیفهمم چی میگه
مهم نیست
ازش بپرس آب مشکلی نداره؟
آب اوکیه؟ چی؟
میتونیم از این آب بخوریم؟ معلومه، اینجا خونهی شماست
این بلوکها A، B، C، D هستن و اونایی که اونجان E، F، G، H
بلوکهای E، F، G، H در حال ساخت بودن ولی دیگه تموم شدن
در هر صورت، تو فقط با A، B، C و D سر و کار داری
بقیه به تو ربطی نداره
توی حیاط هر کاری دلت خواست میتونی بکنی
ایشون سرایدار جدیده. صبح بخیر
سلام بچهها. ایشون سرایدار جدیده
یه لحظه صبر کن. همهچی ردیفه؟
داره درباره ما حرف میزنه؟
نه
خب، بیا تو
سلام، چطوری؟ ردیفی؟ خودت چه خبر؟
این سرایدار جدیده، دارم همهجا رو بهش نشون میدم
اونا بلوک D رو اشغال کردن و همیشه هم اونجا نیستن
باید صبر کنی تا برن، بعد نظافت رو شروع کنی
بهش بگو
اونا بین ساعت ۷ تا ۱۱ صبح بیرونن، اون موقع برای تمیزکاری اوکیه
از ۷ تا ۱۱ صبح، متوجه شدی؟
شیر، عسل، شکر و عدس
این غذاها رو پیشکشت میکنم
ای خدای فیلسَر، که مثل الماس پاکی
دانش تامیلیِ سه "سانگام" رو به من عطا کن
ای خدای گانش
ما رو در امان نگه دار
و کمکمون کن تا اینجا همه چیز رو به راه بشه
بیا غذا بخور
بیا
یه قاشق بردار
میتونی با دست بخوری
فردا تو مدرسه، باید با قاشق غذا بخوره
جامدادیمو پیدا نمیکنم
برو بخواب
بالش داری؟
تو دختری
بهش نیازی نداری
من اونجا میخوابم
برو اونورتر
ایشون سرایدار جدیده و این هم "ایلیال"ـه
یه کم فرانسوی بلده؟
یه کم
تو سریلانکا مدرسه میرفت؟
نه؟
چرا؟
سوخت و از بین رفت. مدرسهات؟
سوخت؟
چرا سوخت؟
چی میگه؟
کی مدرسه رو آتیش زد؟
"دولت" رو چطوری میگین؟ دولت
دولت؟ دولت مدرسه رو آتیش زد؟
باشه. اون میره کلاس "UP2A"
یه کلاس مخصوصه تا بتونه فرانسوی یاد بگیره
متوجه میشی؟ یه کلاس مخصوصه
سوال دیگهای نداری؟
خیلی سوال میپرسن
کی مدرسه رو آتیش زد، چرا، چطوری؟
همه مدرسهها رو آتیش میزنن
چرا اینو میگی؟
نمیخوام
میخوام پیش تو بمونم
تنهام نذار
بهم نگاه کن
ما سه تا یه راز با هم داریم
No comments yet. Be the first to leave one.