ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
با پيوستن به کانال تلگرام ما بروز باشيد Telegram. me/VDvDP
پول گاز داري؟
چقدر؟
بيست دلار
زياد دور نميرم
بيست دلار
آره خب
گل براي خانوم؟
آره همينطوره
چه مردي به گل اهميت ميده؟
بعضي ها ميدونم خب
از آگوستين گرفتمش بعد ماشينم خراب شد
ناراحتي
اونو20تا گرفتي؟
فکر کردم متناوبه
پس اگه ميتوني منو تو شهر بعد پياده کني
ميرم گاراژ يا چيز پدا کنم
ميبيني هوشمندانست. خوب شد که اومدم
کجا ميري؟
يه جا تو شمال
توي راهم به سان آنتونيست
به برادرم کمک ميکنم
اومد تو پول
چقدر؟ هزاران
ده ها هزار بهرحال
توي کارواش پيداش کرد
کارواش؟
آره اينطور بهم ميگه منم باورم نشد
چيه؟
پول مواد
همين قدر ميدونيم
اگه کسي که گذاشتش بخوادش چي؟
برادرم به همين فکرميکنه
ولي وقتي رسيد به سان آنتونيو اون حرومزاده ها نميتونن دست بهش بزنن
فکرکردم تو سان آنتونيوست
منظورم اينه
چرا نميزني کنار
و من برم؟
نه مرسي چيزي نيست
بهرحال از اون طرف ميري
کي هستي که بگي کجا ميرم؟
همونجاست
و ميتوني بذاريش
خب نه اون کارو نميکنم
فکرکردي زن ندارم؟
چي ميدوني؟همه جا زن دارم
گوشه ندارن
گايدمت عوضي
بدش
هي
ساعت چنده؟
تقريبا 12
ميتونم برگردم
نه نه نه
با تو
خوابده بودم
داشتم راه ميرفتم
پس دوست پسرت چي شد
مرد کانادايي؟
برگشت کانادا
متاسفم
يادمه چطور بازي ميکردي
تو دبيرستان
بيرون از اتاق موسيقي بهت گوش ميکنم
يه روياي عجيب داشتم
خب يه دفعه اون کارو کردم
و يادمه بهش فکرميکردم
بنظر سوگواري بنظر ميومد
و خودم رو مسخره کردم
ول فقط خوشم اومد
ميخواي رويام رو بشنوي؟
نه
اوضاع طوري که خواستي شد؟
اون موقع يعني
نقشه نداشتم
الان نقشه ندارم
خب اوضاع طوري که ميخواستيم نشد
بايد بيشتر نقشه بريزم
ميخواي برات چيزي بزنم؟
البته
اگه مردم واقعا تو خاطرمون باشن
ميدونن؟
و يکم تکرار نيست؟
پير هانتر و من باهم تو جاهاي مختلف بزرگ شديم
توي شهر
ميگن آخرين يخ ها
جاهاي مختلف
شرق مياني رو صاف کرد
ولي اين سنگ ها و رودخونه ها دست نخورده ان
بهترين جا براي کاشت نيست ولي براي شکار خوبه
غمار کردن شعر نوشتن
ميدوني چيزاي اوليه
پير نتونست وفق بده خودش رو
ولي بنظر اذيتش نکرد
همديگر رو انقدر خوب نميشناختيم
تا يه دفعه تو دبيرستان
وقتي بايد خبر بد ميرسوندم
ربکا داره باهات بهم ميزنه
ميخواست تو اول از همه بدوني
ولي تو قبل از من ميدونستي
خب تو جزو اولين هايي
چرا؟
چرايي در کار نيست پير
چيزيه که هست
يعني چي؟
البته چيزيه که هست
اگه نبود اينطوري نميشد
خب چيز محبوبي براي گفتنه
من هرگز نرفتم ولي پير رفت
بهرحال براي يه مدتي
دانشگاه دوري رفت
سال اول موسيقي ميزد
ولي تفاوت هايي بود
والدينش تو سال سوم مردن
اول مادرش بعد پدرش
وقتي24سالش بود داغون بود پس اومد خونه
مدرک داشتش
و يه کار بعنوان باردار
اتفاقي که واسه پير افتاد آسون نبود
با خشونت تموم ميشه و با اشتباه شروع ميشه
براي فهميدن سه نفر لازم داري
يکيش شينه
قاطي کرد
با يه ماشين اجاره اي
توي چارترند
يه مجرم دوره گرد بود
انگار تمرينت دادن
که فکرميکنم مجبوري
دومين نفر استلاست
يه بار وقتي داشتيم ميخورديم پير ازم پرسيد
اگه يه زبان با يه کلمه بود
کلمه استلاست
آره نميدونم استلا اهل کجاست
هيچکس اينکارو نکرد
ولي تيم گير رو يه طوري ميشناخت
تيم...
تيم چي بود؟
فکرکنم
زندگي ميکرد
حالا ميتوني بگي که پير عاشق زن اشتباه شد
يا ميتوني بگي چي؟
بستگي داره چطور ميپرسي
چي؟
لعنتي
سلام؟
سلام؟
عصر بخير خانوم
ميشه؟
نه نه بفرما
منتظرت بودم
منو ميشناسي؟
شخصا نه يه حسي داشتم
داشتم ميترکونم
آره ميبينم چطور رفتي بيرون؟
يادم نيست
اومدي بيرون؟
خب من اينجام نه؟
آره بنظر مياد که هستي
خب بذار ببنيم يالا
دستت رو ميدي بهم
بايد کمکم کني
اون رو ميبيني؟
درستش کردم
خوبه
فکرکنم يکي باتوهم اينکارو کرد
فرقي داره؟
يه فرق بزرگ
اين خونه ي خالم بود
هميشه ميرفت اونجا
و وايميساد و نگاه ميکرد
واقعا نميدونستم چرا
مجبورم کرد قول بدم اينجا زندگي کنم
اينا مال خالم بود
آخرين تيکه از پاريس نه ولي کار ميکنه
تا بتونيم براي يه چيز خوب ببريمت شهر
امتحانش کن
با بار شروع کن
و کم کم وزن اضافه کن
ميچسبمبهش
دارمشون
و اينا رو بگير
اين قرصا چين؟
گياهي امتحان کن
روزي يه دونه بخور
و بعد چيزي نميشه
خب براي يه مدتي ولي بيشتر ميخواي
چيزا بايد برگردن
و نظم هاي ساده
خب چيزي که من ميخوام بگم؟ تعادل
آتش
کسي که اينکارو باهات کرد بايد بها بده
کيه؟
نميدونم
پس چطور پيداش کنم؟
نميکني
نميکنم
ميتونيم امتحان کنيم
نه
بايد يه شخص عادي باشه
يهويي
No comments yet. Be the first to leave one.