Lottery Ticket

Lottery Ticket

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Lottery Ticket 2010 720p Ganool
കമന്ററി എഴുതിയത് felora60
کار تیم ترجمه لاین آفلاین و من هم فقط آپلودش کردم

ടാഗുകൾ

720p
720
ganool
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2014-07-04
ഡൗൺലോഡുകൾ: 43
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

...در اين تعطيلي داغ و شرجي چهارم جولاي

.فقط پوله که استقلال مياره...

بيرون تمام بقالي ها،مشروب فروشي ها،پمپ ...بنزينا و مغازه هاي گوشه و کنار

...مردم يه صف طولاني تشکيل دادن...

.و منتظرن که بليط بخت آزمايي ميليوني خودشونو بخرن...

:جايزة ويژة امشب ...يه رکورد 370 ميليون دلاري

.اين شهر را به تب بخت آزمايي دچار کرده...

ما از ساکنين محلي جويا شديم که .با تمام اين پول چيکار ميکنن

.من نصف پولو صرف کارهاي خيريه ميکنم

.من تا آخر عمر تا خرخره مشروب ميخورم

.شايد تمام دنيارو غذا بدم .کلاً از زندگي لذت ببرم

.ميذارمش توي جيبم

.ميرم پرش با اسکي

.سلام،سلام،سلام.اين مات هست

.من استعفاء ميدم

تو واسه خودت چي ميخري؟

.من يه دست لباس کامل سفيد رنگ مارک ورساچي ميخرم

تو با نامزدت بهم ميزني؟

.آره

.همين کار فعلي خودمو ميکنم

هيچ چيزو تغيير نميدي؟

.ببخشيد خانوم من ميرم خريد ميکنم .من ميوه فروشيو ميذارم کنار

پس شماها پولو با هم نصف ميکنين؟

.آره .من همه چيزو عوض ميکنم

.شايد از سازمان همسريابي زن واسه خودم پيدا کنم

.تا آخر عمرم نقاشي ميکشم .من ديوونه ميشم

.بيشتر خوش ميگذرونم

!اوه،خداي من! من برنده شدم

.بسيارخب

.خداي من

بوي غذاي خونگي مياد؟

!آهاي!خانوم کارسون

...اگه بيخودي اومدي باشي اينجا

.خودم حقتو کف دستت ميذارم

ببخشيد خانوم کارسون که اونجوري در زدم .منظوري نداشتم

کوين هنوز آماده نشده؟

.توي اتاقشه

.باشه.مشکلي نيست

.امروز چه خوشتيپ شدين

از چي استفاده ميکنين،روغن نارگيل يا موعظة عيسي؟

يادم رفت بهتون بگم يه آدمي ته ...خيابون زندگي ميکنه که

.وسوسه شده...

.بايد بهش بگين که شما يگانه،جذاب و آمرزيده هستين

.بچه،از جلو چشام دور شو

.بهش فکر کنيد .اينو ميبرمش واسه کوين

حالا کي بيشتر از من تيپ داره؟

.هيچکس

.تو اصلاً خوش تيپ نيستي

.بچه به خودت نگاه کن .خيلي هم دلت بخواد

چرا هر وقت مياي سراغ من تمام غذامو ميخوري؟

تو چرا اينقدر خسيسي؟

.لطفاً مودب باش،من بهترين دوستتم

پسر تو بايد حسابي غذا بخوري تا .يکم جون بگيري

.نذارش رو تختم

.بس کن کوين

.يه عالمه آدم بيرون هستن چي داري ميگي؟

.فرصت طلبا،لاشخورا،زنها

و کفشاي عاريه خودشونو پوشيدن که خيلي بي ريختشون کرده

.واسه همين بايد باهوش باشم

.که باعث ميشه قدم بعديمو بردارم .بذار اينو پام کنم

.به هيچ وجه چرا نه؟

آخه سر و وضع من بايد اينجوري باشه؟ .ده هزار نفر سر تر از من اون بيرون هستن

.يه نگاهي بهم بنداز.ببين چطور به نظر ميام .من شبيه يه سگ آواره هستم

.نه،نه،نه !پس پرواز چي

.باشه،حالا ميبينيم .به مادربزرگت ميگم چقدر خسيسي

.ساکت شو مرد گنده !خانوم کارسون

.ممنون بابت صبحانه خانوم کارسون .ممنوم.ممنونم

.هي برو گمشو .بسيارخب مادربزرگ

.دوست دارم.ميرم بيرون

نميخواين صبحانتونو بخورين؟

.نه،چون داره ديرم ميشه

اما وقت داشتي که بند کفشاتو اطو کني؟

اميدوارم دخترايي رو که سعي ميکني راضيشون .کني ارزششو داشته باشن

دخترا؟ ...خيالتون تخت،کوين هيچ کاري نميکنه

.يعني هيچ دوست دختري نداره

.اون اجازه نميده دختراي پليد بهش نزديک بشن

ميدوني که دوست دارم تو رو با کي ببينم؟

.دست بردار

.استيسي

.اون دختر باهوشيه و به کليسا ميره

.مادربزرگ،ببين،ما فقط دوستيم،باشه؟ همين

.دوست

.باشه عزيزم .چه بد شد

.هر جور راحتي .حالا چند دقيقه صبر کن

ازت ميخوام وقتي داري برميگردي اين شماره رو برام انتخاب کني،باشه؟

و اجازه نده کسي از روش کپي کنه،باشه؟

.باشه .اينا شماره هاي منن

.ديشب خواب اين عددو ديدم که از کتاب مقدس بيرون مي اومد

.باشه

ميدوني؟ديشب خواب ديدم توي ايستگاه منتظر .اتوبوس شمارة 11 هستم

ميتوني حدس بزني وقتي اتوبوس اومد رانندش کي بود؟

کي؟ .عيسي مسيح

و من گفتم چرا شما داري رانندگي ميکني؟

ميدونين بهم چي گفت؟ .نه خانوم

.گفت،فرزندم همه چيز کساده .زمونه سخت شده

.اين چيزيه که اون گفت ...به من ربطي نداره

اما عيسي بدون شناسنامه چطور تونسته... گواهينامه بگيره؟

.اين بي معنيه .بريم بيرون

.دربارش فکر کنيد .تکون بخور

.اِي

.مادربزرگ ببخشيد

.همه جوره دوست دارم

.خداحافظ عزيزم

.به دوست دخترت بگو بياد شلوارکشو از من بگيره

.درمورد اشلي دارم حرف ميزنم

.بوش کن .پسر بوي شانيکوآ ميده

.بن ـ بن. بن ـ بن

.هي،هي،هي .اي داد

چه خبر؟ دربارة چي حرف ميزنين؟

تو چه خبر سماج؟چطوري؟

دارين کجا ميرين؟ .ميريم طرف زمين بازي

.سر کار ميريم طرف زمين بازي،خودت که ميدوني؟

.ميريم آب حوض بکشينو پير زن خفه کنين

حالا چرا چوش ميزنين؟ شما بايد برين دستشويي ؟

نميخواين بشاشين؟

.دستشويي توي خونه خاليه ها

.من نگران سر کار رفتنم

.واقعاً دارم سعي ميکنم برم سر کار .بريم

کار؟ .بسيار خب سماج

شماها چيزي دربارة اين دختره ابوني نشنيدين؟

طبقة بالاي ساختمون6؟

همون دختر تپله،درسته؟ .آره همون دختر تپله

.اون يکي.آره .دختر تپله.دختر تپله.خب که چي

.پنجاه تا بليط بخت آزمايي خريده پنجاه تا؟

پنجاه تا؟ !پنجاه تا

عجب،نميخواد اونارو بفروشه؟ .بايد جايي کارکنم که اون کار ميکنه

.آهاي وايسين .ببينين چي ميخوام بگم

.حالا يه لطفي به خودتون بکنين و از اون محوطه دور وايسين

.چون رفيقتون لورنزو مک از زندان آزاد شده

آزاد شده؟ .من خودشو همراه نوچه هاش توي محوطه ديدم

.شايد بهتر باشه اونورا آفتابي نشين

.سماج،الان 9 صبحه

اين شايعه رو از کجا شنيدي؟

.اولاً شايعه نيست

.خبر موثقه .بسيار خب

.هر موقع وقت داشتي بيا موهامو کوتاه کن

.حالا بايد کوتاش کني چون پشت موت يه جوراي بي ريخته

.لعنتي.بزار امروز با تو بيام سر کار

.حرفشو نزن .به هيچ وجه

.هي پسر .بله

...يکم گوشت خشک شده

.و نوشابة گيلاس ميخوام

باشه،همين؟

.فکر کنم

.عجب

چه خبره؟ چيه؟

چرا با اون پيرمرده حرف زدي؟

.ميدوني که اون ديوونست

مگه آقاي واشنگتون چشه؟

.اون ديوونست کوين

قبل از اينکه مامانم بدنيا بياد اون توي اين .آپارتمان زندگي ميکرده

.اون هنوز مثل دوران برده داري زندگي ميکنه رفيق

ببين چي ميگم.فکر ميکنم آقاي واشنگتون .واقعاً يه قاتل سرياليه

اون گوشت خشک شده ميخوره؟

کوين ميدوني کي گوشت خشک شده ميخوره؟

بهت ميگم،کسي که آوارست،و آدمايي .مثل عثامه بن لادن،جدي ميگم

.بهتره با مردم اينجوري رفتار نکني

.از موقعي که کوچيک بوديم تو هميشه اينجوري بودي

.من لباساي مرده ها رو نميسازم

.خلاقيتشم نداري .ازم نخواه که اونا از بهشت واست جمع کنم

.عوضيا،اين چيزيه که شما بهش ميگين يه ماشين اسپرت

.پسر نگاش کن

...چون شمايين قيمتش در مياد

!حدود 1.4 ميليون دلار

پس اينجوري يه ماشين صاحاب ميشن؟

.آره من با اون نوع پول ماشين ميخرم

.تو مادر به خطاي ساده

.من ساده ام،اما اونم نميدونه چطور سرشو بشوره

.ولي به من ميگه ساده

.برين گم شين بابا

اگه من برنده شم چي؟من برنده شم؟

.پسر،من سوار يکي از اون هليکوپتراي خفن ميشم

.با يکي از اون هليکوپترا پرواز ميکنم چي،يه هليکوپتر؟چه غلطا؟

.اميدوارم سماج دربارة آزادشدن لورنزو دروغ گفته باشه

.اون آخرين کسيه که ميخوام ببينمش

.نبايد قاتلارو آزاد کنن ميدوني که چي ميگم؟

!استيسي

!آهاي

پسره،ميدوني دير کردي؟

چيه،فکر کردي تا ابد منتظرت ميمونم؟

چرا هميشه پشتمو خالي ميکني؟

تو يه ساعت داري،اما جوري رفتار ميکني انگار که .نميتوني بگي ساعت چنده

ميشه خواهش کنم بحث نکني؟ .ميفهمي چي ميگم؟ بيا پايين

.چند لحظه ديگه ميام

...وقتي وسط ترافيک توي بريگاتي خودت نشستي

.بوگاتي .بوگاتي

...با تمام اون تجهيزات پيشرفته انگار داري پرواز ميکني

.داشبورد چرمي،جي.پي.اس...

.حتي يه پلي استيشن با صفحة پلاسما با يه ضبط

.و نميشه اون رينگاي 24 اينچي طلايي رو فراموش کرد

.مرگه مرگ

پسر،نميتوني اون رينگارو توي يه هليکوپتر داشته باشي !چون چرخ نداره

.آواره ها رو ببين

چي داري ميگي آواره؟

.مردي اينجاست که يه چيزايي ميدونه .از کوين بپرسين

بگو که اگه برنده شي،ترجيح ميدي يه ماشين ...اسپرت بخري

يا يه هليکوپتر؟...

.من حتي توي بخت آزمايي شرکت هم نکردم

.جوابي ندارم چرا؟

اين بخت آزمايي بخاطر اينه که با دادن روياهاي دروغين به فقرا .اونا رو فقيرتر کنه

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left