ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:. © Elka © فرشــــاد © Rain Angel © پری ســــا
حتما یه وردی وجود داره .تا بشه همه چیز رو خنثی کرد
...باید اونو در اعماق جایی که
.سفرت شروع شده، دفن کنی
فقط آروم باش، باشه؟
...میخواستم
.بهت نزدیک تر شم
.خب، سلام
.سلام
پس شما دوتا با همین یا...؟
.نه، اما اون دوست دختر داره
آماندا"، چه اتفاقی افتاد؟"
...دستت
.یکی مثل تو بوجود آورده
دنبال من بودی؟
...وقتشه که
!بمیــری
!چه جهنمی
چه اتفاقی داره میافته؟
!حرومزاده
!یا خـدا
دو تا "اش"؟
.آروم باشید بچهها
.لازم نیست سمت من اسلحه بگیرید
.آره، آره، اشتباهی شلیک نکنید، احمقها
اوه، حرف این پشکل رو باور میکنید؟
.این همونیـه که "فیشر" رو کشت
،زود باشید .کارش رو تموم کنید
.کار من نبود
.اون "فیشر" رو کشت .بکشیدش
،خب معلومه همچین چیزی میگه
.اون قاتلـه
...پابلو"، رفیـق"
...فقط بکشش، منم برات
.پینیاتا" میخــرم"
خیلی ریز تیکه نژادپرستانه انداخت؟
.اما نه اونقدر ریز
.هی، هی، منم نژادپرستم
،از بچههای آسیایی چندشم میشه
...اما برعکس این آقای دغلباز
.درمورد گذشتهی شما میدونم
.چیزهایی که فقط شما بهم گفتین
،پابلو" تا نه سالگی"
.بهترین دوستت یه بچه گربه بود
.گربـهی رسوا
.هر کسی میتونه این چرندیات رو بفهمه
،کلی" وقتی سال آخر دبیرستان بودی"
...بهم گفتی که
.شیشهی رنگی پنجرهی یه کلیسا رو شکوندی
.اتفاقی بود
.بعدش با مشت کوبیدی تو صورت یه راهبـه
خیلی داشت پیاز داغ رو ،در مورد اون شیشه زیاد میکرد
.و اینکه اول اون منو زد
.خیلی خب، ببینید، به جفتمون شلیک کنید
چی؟
.آره، این تنها راهه
،اینجوری این بیمصرف میمیره
بعد دیگه مجبور نیستم .با این دروغگو یکی بدو کنم
.بابا بیخیال
.خیلی خب
.اوه، اوه، نه، نه، نه
خب از کجا فهمیدین منم؟
،خب اولش اینکه تو نژادپرستی
.اما نه درمورد آسیاییها
خب چرا باید باشم؟
،ماساژهاشون بینظیـره
.با اون دستهای ظریفشون
هم اینکه خواستی .آسونترین راه رو برای خلاص شدن امتحان کنی
.این کارها کار "اش"ـه
.چی؟ بیخیال
تنها کسی که مایلی ...خودت رو فداش کنی
.و براش بمیـری، خودتی
.خب بخاطر اینکه من برای خودم خیلی مهمم
.آره، به آدم درستی شلیک کردیم
.میخوام تجدید نظر کنم
.با این حال، من زندگیم رو برای اون میدادم
.خدایا، ما یه زوج عالی میشدیم
خب این اتفاق چطور افتـاد؟
!کار دست بیشعورمـه
.برگشته و یکی مثل من رو بوجود آورده
.همون اتفاق چرت، ولی توی یه روز دیگه
،همه چی با "آماندا" داشت خوب پیش میرفت
.اما به بنبست خورد
.همهش بخاطر اون کتاب لعنتی
.بیاحتـرامی نباشه
.تو اونی بودی که کتاب رو خوند
."بیاحتـرامی نباشه "کلی
،اگه در گذشته زندگی کنی .آینده رو خـراب میکنی
.حالا این کتاب قدرت عجیب غریبی داره
.هر چی زودتر یه جای عمیق دفن شه، بهتـره
.اول باید ترتیب این جسدها رو بدیـم
نمیتونیم بذاریم این خوشگله برگرده (تا روزمون رو خراب کنه. (منظور تبدیل شدن به ددایت
.و اینو دارم با تمام احترام بهش میگم
.خب، هوش بر زیبایی مقدم تره
.آهای
.وای لعنتی
.مهمون داریم
.گردشگر ها دارن میان سراغت
آهای؟
اینجا چی کار میکنین؟
.برد" باعث شد گم شیـم"
.تقصیر من نبود
...درختها، اونها
،میدونید نقشهی راه جنگلیـه
.فقط یه لحظه بیمعنی شد
ممکنه اینجا بمونیم؟
تو این کلبـهی کوچیک؟
،نه، نه، نه، سه تامون اینجاییم
.یجورایی ظرفیت پره
.همچنین اینکه چند تا جسد اون توئـه
.جسد حیوونهای مرده
...درسته، چون شاید
،دامپزشک هستیم .از اون بدهاش
!ما توی زیادهروی در جراحی تخصص داریم
.یا اینکه ما فقط شکارچی هستیم
،فکر کنم منظور این باشه که .هیچ اتاقی توی مسافرخونه وجود نداره
،واسه همین باید گورتون رو گم کنید .متاسـفـم
...اما شاید بتونیم
توی حیاط جلویی چادر بزنیم؟
میشه یه لحظه به ما وقت بدین؟
،ممکنه بشه ...اما خب ببینید هیچ راهی
،نیست که بخوان اینجا بمونن
،چون اگه تسخیر بشن
...بعدش سوار قطاری میشن که شب
.قراره راهی "قتل آباد" بشه
.که توی شهر "خفتگاه" و "جهنم دره" توقف داره
.خوبه
.فکر میکردم خوشت بیاد
اوه، هی، ببخشید ،که مزاحم اوقاتتون میشم
.اما ما نمیتونیم اونا رو بفرستیم توی جنگل
کی میدونه اون بیرون چه خبـره؟
.هر چی هست یه جهنمی امن تر از اینجاست
.و توام فقط نگران اون خواهر کوچیکهای
...اسلحه و اره برقی
.آره، درسته
.اسمش "هدر"ـه و خیلی با نمکه
.دیگه چیزی درموردش نمیدونم
.همینی که میدونی کافیه
.خیلی خب، ببینید
شما دوتا باید راه برگشت به .الک رپیدز" رو نشونشون بدین"
رفیق کدوم راه برگشت؟
،یه راه جنگل رو درست پشت کلبهست
،که میره سمت مناطق مسکونی
،بعدش کون مبارک رو برمیدارین برمیگردین اینجا .چون بهتون احتیاج دارم
،توی این مدت
.باید دو دو تا چهار تا کنیم
.موفق باشید
...خب
.برنامه تغییر کرد
خیلی لطف کردین .که دارین راه برگشت رو بهمون نشون میدین
،اوه آره، خب ...هر کاری میکنیم تا از خونهی
حیوونهای مرده خلاص شیم، مگه نه؟
،گوش کن، میدونم که شکارچی نیستین
،یا دامپزشک
.بهرحال از نوع نرمالش نیستین
دنبال چی هستین؟
چی؟
داریم تو و خانوادهت رو به .الک رپیدز" برمیگردونیم"
.خب، باشه،یه رازه میدونی چیـه؟
،اگه تو دوست دختر داشته باشی
.یه راهی پیدا میکنم تا اینو بفهمم
منظورت از دوست دختر چیـه؟
.خب، شنیدم که با کسی هستی
از کی؟
.از اون
رابطهتون جدیـه؟
.مطمئن نیستم
خوبی؟ - .آره -
.میخوام نسخهی پلیدم رو تیکه تیکه کنم
.شاید یه روزی این احساس عجیبی بهم بده
.شاید بهتر باشه اینو آویزون کنم رو دیوار
..."اش"
!"اش"
.لعنتی
.دفن کردن من اشتباهـه
.نه
.نه، قرار نیست باهم حرف بزنیم
.باید ازم استفاده کنی
،نه، همین الانشم این اشتباه رو کردم
.زندگیم رو تبدیل به جهنم کردم
.فقط بخاطر اینکه سعی داری باهام بجنگی
!دیگه نجنگ
.قبولش کن، تو خیلی هم خوب نیستی
.واسه یه بار عقلت رو بکار بنداز
.ازم استفاده کن
.نه
.قراره زیر زمین بپوسی
،اش" اگه من رو دفن کنی" ،دیگه "سوپرمن" نیستی
.و برمیگردی به همون آدم ابله
!نه - .آره -
.نه، قرارنیست اینجوری بشم
.احتمالات دیگهای وجود داره
که چیکار کنی؟
خانواده داشته باشی؟
رییس جمهور بشی؟ پولدار بشی؟
.هیچکدومشون قرار نیست اتفاق بیفته
.من چیزی هستم که تو رو خاص میکنه
!زر، زر، زر
."نمایش تموم شد، "شکسپیـر
آماندا" متاسفم بخاطر" .کاری که باید باهات بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.