La finestra di fronte
ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تــــــرجــــمــــــه و زیــــــرنویـــــــس فرشــــاد
،از وقتی از مغازه اومدیم بیرون عجیب شدی چی شده؟
هیچی! مگه باید چیزی شده باشه؟
یه ساعته اومدیم بیرون تو یه کلمه هم حرف .نزدی
!خواربار خریدیم، اومدیم مرکز شهر، بازم ساکتی
!اگه از دستم عصبانیای بگو .چهرتو اونطوری نکن
من که اخم نمیکنم، اونی که همیشه عصبانیه .تویی
.بیا بریم اون سمت
!اگه من عصبانی بشم مثل تو نمیریزم تو خودم
.آره درست میگی، همیشه حق با توئه
.همیشه نه اما اینبار آره
.بیخیال بابا، دوست داری دعوا کنی
!یه بارم که شده میتونستی از من دفاع کنی
فقط به خاطر اینکه بدون نوبت وارد شد .قیامت به پا کردی
.اما در اصل جلوتر از ما بود - ...وقتی خواستم عذرخواهی کنم -
!مثل یه دیوونه پرید روم و تو هم سکوت کردی
میخواستی چیکار کنم؟
.وقتی با مردم حرف میزنم قیافت رو نمیبینی
.از من خجالت میکشی - چی داری میگی؟ -
داشتی جیغ میزدی، حتی فروشنده هم گفت .اشتباه میکنی
دیدی چجوری اون مداد رو گرفته بود سمت من؟
آره، اما تو هم مجبور نبودی بگی اون مداد رو .کجاش بکنه
.باشه، شاید یه مقدار تند رفتم ...بعدش از اون رمانیاییه خواستش
.که پولشو پرداخت کنه !عجب نژاد پرستی بود
.ببین اون پولو بذار تو جیبت ...مردم این اطراف هستن و
.گم شده .حتی اسم خودشم یادش نیست
.شاید کارت شناسایی داشته باشه
کارت شناسایی دارید؟ .نه، پول نه، کارت شناسایی
.شاید تو جیبش باشه - چی؟ یعنی بازرسی بدنیش کنم؟ -
...خیلی گیج شدم
.چیزی یادم نیست
...پولتو بذار تو جیبت
.یه لحظه تمرکز کن .یادت میاد
!نمیتونیم ولش کنیم - خب چیکار کنیم؟ -
!داره میاد دنبالمون
.نه نمیاد - .چرا -
.نگران نباش
.میبریمت پیش پلیس
.اونا میدونن چیکار کنن
میدونی چند نفر از مردم گم میشن؟ زیاد، مگه نه؟
.امشب یه مسابقه پخش میشه از تلویزیون
طرفدار چه تیمی هستی؟
.باشه، پس فوتبال دوست نداری - !دیگه کافیه -
هی، میشه کمک کنی؟
.نه، تو بمون تو ماشین .من حلش میکنم
.مامان، "مارتینا" اسباب بازیم رو شکوند - .درست نیست -
.بجنب، نمیخواد صحبت کنی - .سلام بچهها -
.منم کمک میکنم، مامان یه چیزی بهم بده - .مارتینا" جلو دست و پایی" -
اون یارو کیه؟ - .نمیدونم، گم شده -
فلیپو" رو که میشناسی، فقط بلده زندگی رو" .پیچیدهتر کنه
از کجا پیداش کردی؟ - .مرکز شهر -
.همینو کم داشتی - .صبر کن، هولم نده -
!میکروبو"، تو پلهها داد نزن"
پدر کجاس؟ - .برو باهاش تلویزیون تماشا کن -
اون مرده کی بود؟ - .اصلا حال ندارم "مارتینا"، برو -
.دوست ندارم تلویزیون نگاه کنم
مواد ظرفشویی سمت راست، اسپریها .سمت چپ
!این بچه بیشتر از تو وسواس داره
نظم و ترتیب زندگی رو آسونتر میکنه و نمیذاره .وقتمون تلف بشه
.الان تو داری وقت منو تلف میکنی
!بهت گفتم برو داخل تلویزیون ببین
مارتینا"، میشنوی چی میگم؟"
.گفتم که، دوست ندارم ببینم
همینطوری به دنیا اومده یا اینطوری بزرگ شده؟
.نمیدونم
!جیوانا"، داره لباسشو در میاره" - .بیا اینور -
تقریبا لخت شده! قبل از اینکه پرده رو بکشه .بیا نگاه کن
بس میکنی؟
!باشه، دیگه کافیه
."درب رو باز کن "ویتوریو !لوسیانا" رو تنها بذار"
!این سری پلیس خبر میکنم
!همین الان درب رو باز کن
!فضول
.بهت که گفتم نمیخوام دخالت کنی !گمشو
.به کار خودت برس عوضی وگرنه پلیس خبر میکنم
میگم تو و اون مهاجری که غیر قانونی اومده .و هر روز میکنتت رو دستگیر کنن
!از اینجا برو
.داشت شوخی میکرد
!"جیامبو"
!"جیامبو" - چیه؟ -
.ویتوریو" بهم گفت عوضی"
.به تو هم گفت سیاهپوست کثیف - .خودم حلش میکنم -
.اینو نگفت - !تو ذهنش گفت، ساکت باش -
.درب رو باز کن عوضی
!دقیقا به موقع - بازی شروع شده، مگه نه؟ -
!بابا اومده - !سلام بابا -
با ما میخوری یا غذاتو بیارم تو اتاق؟
.عصر بخیر
!"فلیپو" - .بعد از بازی میبرمش -
!باورم نمیشه برش گردوندی اینجا؟
.خیلی شلوغ بود !یه ساعت صبر کردیم
میخواستن بدونن چجوری پیداش کردم و .از اینجور چیزا
!بیا، فقط یک امتیاز - !عجب کودنی هستی -
.بخور
بیشتر میخوای؟ - .بله -
مامان؟ - چرا هنوز بیداری؟ -
.فکر کنم "سیمونه" مُرده
سیمونه"؟" - !همون مرده که اونجاست -
از کجا اسمش رو میدونی؟ - .خودش بهم گفت -
.حافظش برگشته
.به دخترت گفت اسمش "سیمونه"ـست
.به خاطر فشار زیاد خوابش برده
خودش بهت گفت یا تو ازش پرسیدی؟
چرا داری در گوشی حرف میزنی؟ - .واسه اینکه بیدارش نکنم -
اگه بذاری بخوابه، خودت میبریش بیرون؟
آقا؟ "سیمونه"؟
.باید بیدار بشی .باید بریم
!"نه "فلیپو !نمیذاری اینجا بمونه
!شاید یه روانی باشه - ."داری بزرگش میکنی "جیوانا -
!نزدیک بچهها خوابیده !تو دیوونهتر از اونی
.داد نزن
!هر وقت بخوام داد میزنم !حالا ببین چجوری بیدار میشه
.عالیه، حالا دیگه جاشم راحت شد
!خودت این وضع رو حل میکنی - .ببین! گریش رو درآوردی -
!اینطوری حرف نزن وگرنه میزنمت
!منم به پلیس گزارش میدم
میای رو تخت بخوابیم؟
.خوابش برده .پتوی مادر رو انداختم روش
.چراغ رو خاموش کن، دارم میام
!برو بخواب - ...میخوابم -
!اما این یارو بیداره - !حسش رو ندارم -
فقط یه بار در هفته باهم میخوابیم اونوقت میگی حسش رو ندارم؟
.نه، باز بذار، به اون یارو اعتماد ندارم
!نه، اینطوری صدامونو میشنوه - !آروم انجام میدیم -
.واقعا حسش رو ندارم - .بیخیال، معلومه که داری -
!صبح بخیر
چرا بیدارم نکردی؟ - .خیلی خوب خوابت برده بود -
.نگاه کن مامان .سیمونه" صبحونه درست کرده"
الان کجاس؟ - .اونجاس -
،نگاه کن چه گندی با تخم مرغها زده مطمئنی بهتر از منه؟
.بیا پنکیک بخور
.نه، چیزی نمیخوام - !من بهش کمک کردم ولی تو نکردی -
.مارتینا" برو مشقت رو بنویس"
.آره واسه "مارکو" هم انجام بده
...یادت باشه امروز ساعت 2 تعطیل میشن
کی شروع میکنی؟ - .مثل همیشه ساعت 7 -
شیفت رو تغییر ندادن؟ - .چرا دادن -
.فقط دوباره بهم شیفت شب دادن
.همیشه سرتو کلاه میذارن - .من آخرین نفری بودم که استخدام شده -
باید سریع باشم، دوست ندارم کارها رو !عجلهای انجام بدم
.اونجاس
.امروز از اینجا میره
.خودم حلش میکنم
.امروز
.نگران نباش، قول میدم
چی شده؟
چن سولان" رو دیدی؟" - چطور؟ -
دیدیش؟ - معلومه، مگه تو نمیبینیش؟ -
.خودش نیست - چه فرقی میکنه؟ -
چه اتفاقی واسش افتاده؟ - ...دو تا شغل داره -
.خواهرش میاد جاش و اجازهی کار هم نداره
.مسئولین دیگه این کلک رو خیلی خوب بلد شدن
!دیگه اینکار جواب نمیده - الان واسه من پلیس شدی؟ -
.از من خواستن تحقیق کنم - .بهشون میگی وظیفهی من نیست -
.تو حسابداری این یعنی چی؟
نکنه به جای پول باید آدما رو بشمری؟ - چجوری بهشون بگم نه؟ -
!با دهنت
!سلام
.سلام مامان، نگاه کن چی گرفتیم
این دیگه چیه؟ - .صبر کن وگرنه تصادف میکنم -
چیکار کردی؟ - .بعدا توضیح میدم -
نظرت چیه الان توضیح بدی؟ - الان خوشحال شدی؟ -
.نه، من بازی میکنم - .بذار "مارکو" هم بازی کنه -
.نه، اون نمیدونه چجوری بازی کنه
من نخریدم، باشه؟ - از اون یارو پول گرفتی؟ -
.نه، خودش بهم داد - میدونی این یعنی چی؟ -
.سواستفاده از ضعیفها - !داد نزن، میشنوه -
صدام رو میشنوه؟
چرا امروز نبردیش پیش پلیس؟
.بردم و یه گزارش نوشتم .نمیتونستم همینطوری اونجا ولش کنم
چقدر گرفتی؟ - .باهامون تماس میگیرن و خبرمون میکنن -
من پولی ازش نگرفتم، دیوونه شدی؟ ...خودش باهام اومد
تا بچهها رو از مدرسه برداریم و میخواست .واسشون هدیه بخره
به "مارتینا" گفت یه چیزی بردار، تو هم .که میدونی اون چقدر مغروره
.آره اما واقعا داستان رو فراموش کردی .من نمیتونم باهاش زیر یه سقف باشم
.ببرش رستوران بعد ببرش ایستگاه پلیس
!باشه! اینطوری همیشه من آدم بده میشم
!اونا واسه ما نیستن .میفروشمشون -
شیرینی پزی؟ - .واسه اینکه بیشتر پول دربیارم -
دو بار در هفته واسه دوستم که رستوران داره .درست میکنم
.اما اینکارو دوست داشتم
.دوست داشتم یه شیرینی فروشی باز کنم
چرا اینکارو نکردی؟
.پولش رو نداشتم
اگه خیلی دوست داری میتونی تو شیرینی .فروشی کار کنی
آره، با 29 سال سن و 2 تا بچه و یه شوهر که ...مدام از کار اخراج میشه
.میشم یه تازه کار
میدونم ترک سیگار سخته اما حداقل وقتی ...داری میپزی
.نباید بکشی ...از آب شیر
...استفاده کردی اما اصلا نچشیدی تا ببینی
.کلر داره یا نه
ببخشید، دفعهی بعد از آب معدنی استفاده .میکنم
مارک خاصی میشناسی پیشنهاد بدی؟
.خودت بهترین مارک رو پیدا میکنی ...یه بار وقتی خنک بود و یه بارم وقتی
.گرم بود امتحانش کن ...آب همیشه باید زلال باشه
...هیچ بویی نداشته باشه، طمعش خوب باشه
.و قلیاییه کمی داشته باشه
اینارو از کجا میدونی؟
...شاید یه نفر رو میشناختم که
میدونست چجوری خیلی خوب شیرینی .درست کنه
No comments yet. Be the first to leave one.