ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
"...همه شخصیتها، مکانها، سازمانها، مذاهب و حوادثِ"
"تصویر شده در این سریال تخیلی میباشند"
اوه پسر
"قسمت دوازدهم"
حالتون خوبه؟
بله خوبم
یه لحظه فکر کردم یه چیزی دیدم
!ولم کن
!آشغال ولم کن
ولم کن
یه خُرده بخواب
تا وقتی بیدار شی درمان شدی
واقعا حرف نداری
زندهها رو میکشی
ولی هر بار که سعی میکنم خودم رو بکشم من رو زنده نگه میداری
...انگار واقعا
داری تبدیل به یه خدا میشی
من حواسم به بقیهاش هست دیگه ولش کن
این رو آویزون کن
به نظرم اون کابینت خوبه
آقای یو وقتی بهش نیاز داریم کجا غیبش زده؟
استعفا داد
الان یه مدیر جدید داریم
خانم بک
آشناپنداری؟ - آره -
آشناپنداری وقتی اتفاق میافته
که فرکانست با خودِ دیگهات توی یه دنیای دیگه یکی میشه
و میتونی یه نگاهِ گذار به خودت توی اون یکی دنیا بندازی
میدونی که من قبلا توی کلوب رادیو بودم، نه؟
اما چرا الان داری حرفش رو پیش میکشی؟
من همین الان خودم رو دیدم
اما با یکی بودم که دقیقا شبیه تو بود
همزادم موهای کوتاهی داشت
و همزاد تو لباس بیمارستان تنش بود
لباسِ بیمارستان؟
!ناری
درسته، مجروح شدید
و فکر کنم به خاطر تب ممکنه دچار هذیون شده باشید
و این اتفاق تا الان دو بار افتاده پس باید ازتون بپرسم
ناری کیه؟
چرا همهاش آدمها من رو ناری صدا میزنند؟
میونگ سونگآ، یه تازه وارد توی دفتر امور عمومی سلطنتیه
ما با هم رسمی حرف میزنیم و اون توی استفاده از کلمات و کارش خیلی خوبه
منظورم نادری بود
نه ناری
منظورم این بود که میخوام بهتر شم
و برگردم سر زندگی نادرم
باید بگم که چطور کسی مثل شما که اینقدر توی دروغگویی افتضاحه
میتونه اینطوری از مخمصه در بره؟
بالاخره وقتشه
که شمارهام رو ازم بگیرید
...شمارهام 010
پس تو بودی
همونی که در موردش حرف میزد
چشمهای قشنگی داره
ببخشید؟
هی تازهوارد
خوب مراقب شمارهات باش
به بقیه مردها ندش
لعنتی، یه لحظه فکر کردم دیگه گیر میافتم
دقیقا شبیه ناری، وای
حتی توی یه دنیای دیگه هم ...هنوز خیلی خوشگله
...ناری
...چطور جرات
...ناری، ناری
...جو اونسوپ
این روزا یه مقدار عجیب میزنه
یه خوابِ عجیب دیگه دیده؟
سلام خوش اومدید
میتونم منوتون رو ببینم؟ اولین باریه که میام اینجا
بفرما
این چیه؟
این محبوبترین چای شیری که داریم
داخلش مرواریدهای کاساو و پودینگ نرم هست
انگار به یه زبون دیگه است
اما جالبه، این رو میبرم
میشه 5800 ون
بفرمایید
یه دقیقه صبر کنید
!هی، اومدی، صبر کن
اونبی و کابی هنوز نیومدن
چرا اینقدر زود اومدی؟
!من جاپچهام رو میخوام
در مورد چی حرف میزنی؟
،گفتی بیام جاپچه بگیرم گفتی بهم یه مقدار میدی، بیخیال
بفرما نوشیدنیتون
ببخشید
ما دوستای دوران کودکی هستیم
بله
خوشمزه است
بازم بیاید
نمیبینی مشتری دارم؟
و چرا اینقدر موهات رو کوتاه کردی؟
ناری، ماشینت رو بهم قرض بده اونی که اون بیرونه
چرت نگو، تو که گواهینامه نداری
"گواهینامه رانندگی جو اونسوپ"
ماشینی که سوژه رو همراهی میکنه الان از تقاطع ناگدوک دونگ رد شد
داره به سمت آژانس امنیت ملی میره
تحمل کن، تحمل کن ستوان جونگ
دارم میام دنبالت
قول میدم
پیدات کنم
ازتون میخوام
از همه اطلاعات برای پیدا کردن شخص داخل عکس استفاده کنید
خیلی اضطراریه
این یه دستور نیست
یه خواهشه
بله اعلیحضرت - بله اعلیحضرت -
میشه اطلاعات رو بهم بدید اعلیحضرت؟
فیلم دوربین امنیتیه
برای همین خیلی واضح نیست
هنوزم به درد میخوره؟
بله به درد میخوره
اما چون محل دقیق هدف رو نداریم
ممکنه یه مقدار طول بکشه
درک میکنم
اعلیحضرت یه تماس دارید
بله، یونگ
قربان، کارآگاه کانگ دوباره تماس گرفت
یه چیزایی در مورد پیدا کردن لونا گفت
تعقیبش کردن و یه آشوب بزرگ به پا کردن
بهش بگو فورا باهام تماس بگیره
و صداتم بیار پایین
اینجا یه اتاق ساکت و یه لپتاپ هست که بتونم ازش استفاده کنم؟
بله، الان آماده میکنم، اعلیحضرت
ویدیو رو بررسی کردم
نزدیکِ قصر بوسانه
بله، اگه شما به ثانیه پانزدهم فایل سوم نگاه کنید
میتونید با اطمینان بگید که لونائه
اون کسی که شما دنبالشید نیست
اما ممنونم
...درسته
چی؟
مراقب باشید
بعدا شخصا ازتون تشکر میکنم
من اطلاعاتی از لباسهای هدف بدست آوردم
یه هودی خاکستری، شلوار ورزشی و کفشهای ورزشی سفید
احتمالا موهاش رو دمِ اسبی بسته
مسیرها رو از بازار شرقی تا قصر اصلی بررسی کنید
تهاول
شینجه
جو اونسوپ؟
جو یونگم کارآگاه جونگ جواب نمیده
لطفا بیا یویدو به کمکت نیاز دارم
تلفنِ اونسوپ هم دست توئه؟
چه خبره؟
اگه بیام مدیونم میشی
منتظرم
برو
و یه مقدار استراحت کن
امروز کارت خوب بود
کاری نکردم
فهمیدی؟
امیدوارم خبری باشه که دوباره من رو سرپا کنه
من عذر کارمندان درباری که شیفتهاشون رو عوض کردن بررسی کردم
و در مورد لی گییون، یون دوگیونگ و کیم سوآ چیز خاصی نبود
...پس
پارک سوکجین مشکلی داشته؟
اخیرا دو بار به کتابفروشیای در پایین شهر رفته
و روزهایی که به اونجا رفته
وقتهایی بوده که برنامه اعلیحضرت خالی بودن
بعد از ترک کتابفروشی
داشت این رو میسوزوند
و به این دلیل دارم امروز این رو بهتون گزارش میدم چون
اون کتابفروشی مکانی بوده که پیروان خائن اونجا میموندن
چی؟
چطور یکی مثل اون تونسته
اینجا توی قصر کار کنه؟
اون به عنوان نواده عامل ملی استخدام شده
و اون عامل ملی پدربزرگشه، پارک دونگیو
اما در واقع اون پدربزرگ واقعی، پارک سوکجین نیست
در مورد چی داری حرف میزنی؟
پارک سوکجین واقعی توی استان پیونگان تحت اسم مین سونیونگ داره زندگی میکنه
و مدرکی هست که نشون میده مین سونیونگ پسرش رو خیلی وقت پیش از دست داده
چی؟
مین سونیونگ؟
موقع استخدام کارمندان قصر خیلی دقت میکنم
!اما تو بودی
اسم واقعیت چیه؟
تو مین سونیونگی هستی که پسرش رو خیلی وقت پیش از دست داده؟
!دهنتون رو ببندید
حتی اگه یه کلمه
از این اتفاق به بیرون قصر درز پیدا کنه
شماها و خانوادهتون رو برای سه نسل مجازات میکنم
بله بانوی ارشد نو - بله بانوی ارشد نو -
و با پزشک قصر تماس بگیر
به قصر ثانویه ببرش
باید زنده نگهش داریم
باید این رو بفهمم و افشا کنم که
کی سعی کرده دهنش رو بسته نگه داره
!هی
نمیتونی درست برونی؟
!ممکن بود بمیرم
تو نمیتونی اینجا بمیری
نخست وزیر کو
من شبیه مقامات رسمیام؟
فکر کنم اشتباه کردی
فکر نمیکنم اشتباه کرده باشم
من رو با یکی دیگه اشتباه گرفتی
چرا من رو با یکی دیگه اشتباه گرفتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.