Arrested Development

Arrested Development

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Arrested Development S01E06 Visiting BluRay Ours 10bit x265
Arrested Development S01E06 Visiting Ours ( BluRay x265 HEVC 10bit AAC 2 0 BugsFunny) [UTR]
കമന്ററി എഴുതിയത് AliNet
هماهنگی با نسخه سینما

ടാഗുകൾ

BluRay
x265
HEVC
TS
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-09-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 47
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 193 വരികൾ.

اين داستانِ يه خونواده‌ي ثروتمنده ... که همه‌چيزش رو از دست داده

... و يه پسري که چاره‌اي جز

.نگه داشتنِ همه دورِ هم نداره

.اين «انحصارِ سازندگي»ـه

مايکل بلوث" هميشه" ... با دوچرخه‌ش سرِ کار ميره

،ولي اخيراً هواي بي‌اندازه گرم .مقداري از اين لذت رو کم کرده بود

... و همچنين اين مورد در سخنرانيش براي

،سرمايه‌گذارهاي کمپانيِ بلوث .مشکلاتي ايجاد کرد

اينبار هيچ مشکلي در زمينه‌ي جواز وجود نداره؟

.مجوزها حتماً در موقعِ مناسب داده ميشن

.بهتون قول ميدم

.آم، ببينيد چي ميگم

... بذاريد اينو اينجوريش کنم

... خب، همينطور که مي‌بينيد .بخشِ مهمش اين قسمته

.خداحافظ، بچه‌ها .خوشحالم شدم ديدمون

.اونها فکر ميکنن تو يه تيکه گُ**ي

.فکر کنم بخاطرِ عرق کردنته - .بايد يه ماشين بگيرم -

.نگران نباش .من حقيقت رو بهشون گفتم

که من با دوچرخه اومدم اينجا؟ - .که مجوزها آماده نيستن -

ولي پدرم قبل از اينکه .به زندان بره، مجوزها رو بايگاني کرد

.به احتمالِ زياد نکرده

پس من الان به سرمايه‌گذارها دروغ گفتم؟

.به احتمالِ زياد، آره - .واقعاً عاليه -

حالا بايد با دوچرخه‌م .برم زندان و با پدرم حرف بزنم

.با 100درجه دما، خيلي کِيف ميده

چرا ماشينِ پدرت رو نمي‌بري؟

.نه. پدرم هيچوقت قبول نميکنه

.نه، نه، نه، نه .توي ماشين نميشه بستني بخوري

.حواسم هست - .خيلي‌خب. يه کاري ميکنيم -

.مواظب باش، مايکل

.اوه

.هرطور راحتي - .آره -

ولي هفته‌ي پيش .ديدم "جوب" سوارش شده

،صبر کن. راست ميگي ماشین دستِ "جوب" بود؟

.من دروغگو نيستم

... مايکل به ماشينِ پدرش احتياج داشت

.پس رفت که با برادرش "جوب" صحبت کنه

.يه "جوب" بهم بده - !جوب -

.نه، منظورم نبود که اسمم رو داد بزني

اين يعني يه موزِ دوبل .با تمامِ مخلفاتش بهم بده

.باورم نميشه ... دو هفته پيش ازت خواستم

،از ماشينِ بابا استفاده کنيم يا نه .و تو گفتي کارِ درستي نيست

.حالا ميشنوم خودت داري مي‌رونيش - !اين دروغه، يه دروغِ بزرگ -

.جوب داشت دروغ ميگفت .اون ماشينِ پدرش رو برداشته بود

چرا اون وسيله‌ي عزيزِ پله‌دارت رو که همیشه اصرار داری یه ماشینِ واقعیه، نمیبری؟

،آره، اين که عاليه ... فقط دامادِ عزيزمون

.اونو توي پارکينگِ فرودگاه جا گذاشته

از در و دیوار می‌باره، ها؟

درواقع،"توبايس" قصد داشت تنها وسيله‌ي نقليه‌ي خانواده رو توي پارکينگِ فرودگاه،پارک کنه

ولي بجاش اشتباهي ... به قسمتِ باندِ هواپيماها ميره

جايي که نقطه‌اي .نزديک به دروازه‌ش پيدا ميکنه

."بفرماييد، عمو "جوب ... مجبور شدم 2تا چوب بذارم

تا بتونم تمامِ شکلات .و آجيلِ اضافه‌ش رو نگه دارم

.هي، هي، هي، وااو دوتا چوب و شکلاتِ اضافه؟

مگه نذريه؟ چقدر بابتِ اين پول ميگيري؟

.اون دوست نداره در موردِ پول صحبت کنه - .من دوست ندارم در موردِ پول صحبت کنم -

یعنی چی، پولشُ نميدي؟ - واسه موزِ "بلوث"؟نه،همچين قصدي ندارم-

... ولي ببين چي ميگم ... اگه ميخواي از شباهتِ من

براي يه کاراکترِ همبرگرگونه ... استفاده کني

،من رضايت نميدم .«آقاي موز قاپ»

نه، نه، نه. ديگه از موز گيري .و ماشين گيري خبري نيست

.اونو بنداز دور، لطفاً - .ولي ديگه درستش کردم -

.مهم نيست کسي اونو نميخوره، فهميدي؟

الان خوشحالي؟ - .برادرِ خودم، مايکل -

.برادرِ خودخواهِ خودم

.مايکل - .خيلي‌خب -

.نميخوام از اين موضوع ناراحت بشي .اونو از تهِ دل نگفت

... گاهي‌وقتا اون - .مايکل خودخواه -

.اينو هم از تهِ دلش نگفت

بعدش مايکل پيشِ خواهرش رفت .تا ماشينِ پدرش رو پيدا کنه

کدوم ماشين؟ نميدونم از چي داري حرف ميزني؟

.ماشينِ بابا ... هموني که بهم نگفتي پيشته

حتي با وجودِ اينکه من مجبور بودم .تمامِ هفته رو با دوچرخه برم سرِ کار

.اوه، ماشينِ بابا رو میگی

،خب، مسلماً اگه کارِ ضروري باشه .من ازش استفاده ميکنم

ليندي" سه روزِ پيش" ... واقعاً يه کارِ ضروري داشت

وقتی از طرفِ سالنِ زیباییش بهش گفته .بودن خیلی سریع خودشو برسونه

!اين رنگش پاک نميشه

بايد براي مُزايده‌ي زن‌هاي مجرد .آماده بشم

مُزايده‌ي زناي مجرد؟ .تو که متأهلي

.فقط واسه شام با يه نفر ميرم بيرون .يه جور کارِ خيره

اين چيزيه که در موردِ ژست گرفتن .براي «زنهاي با سواد» گفتي

اوني که عکسِ زن‌هاي 30ساله ... با زيرپوش رو داره

.که عکسِ "اولیور تویست" روشونه

.آره، این تفاوتِ زیادی واسه جوونها میده

،اگه از مدرسه اخراج نميشدم .همينطور هم ميشد

بيخيال، قبول کن. تو توي اين مزخرفاتِ خيريه‌اي شرکت ميکني که فقط .احساسِ غرور کني و خودت رو عزيز کني

تو حتي نميدوني .مزايده‌ي امشب براي چيه

.زمين‌هاي مرطوب - که باهاشون چکار کنن؟ -

.خُشکشون کنن - .حفظشون کنن -

.از خشک شدن .که تو هيچ‌وقت از اينکارا نميکني

من هيچوقت نديدم .تو يه کارِ خير انجام بدي

.من هيچکاري رو واسه خودم نميکنم

.هرکاري ميکنم براي اين خانواده‌ست

.اوه، تو اينکارو واسه ما نميکني، مايکل

.تو فقط دوست داري رئيس‌بازي در بياري

،چون دوست داري همه‌ش سازِ مخالف بزني مثلِ وقتي که "جوب" ميخواست از دکه موز بگيره

حتي بعد از اينکه حقوقِ کاراکترِ .آقاي موز قاپ»ش رو بهت داد»

خيلي‌خب، ميدوني چيه؟ هروقت تو .کارِ خيرت رو شروع کردي، منم شروع ميکنم

فعلاً بگو ماشين کجاست؟

.فکر کنم دستِ "باستر" باشه.نميدونم .طبقِ جدول دست‌به‌ست ميشه

طبقِ جدول؟

هميشه سعيمو ميکردم .به اين نگاه نکنم

.پس مايکل رفت که باستر رو پيدا کنه - کي گذاشت بياي تو؟ -

.پس مايکل رفت که باستر رو پيدا کنه - کي گذاشت بياي تو؟ -

.مستخدمِ زن جديدت پس "لوز" چي شد؟

.ظاهراً، "لوز" دخترش رو برده بيمارستان

.اون خواهرش، "لوپه"ست

.اميدوارم کارش خوب باشه - .افتضاحه. يه ظرف هم نميتونه بشوره -

،بهتره حالا که اومده اينجا .واسه ما نقش بازي نکنه

بگو که یه راهِ فرار آماده کردی واسه خودت- مامان -

اوه، خواهش ميکنم. اونا دزدکي .به اين کشور نيومدن که دوستت بشن

.عجب

.تو يکي در موردِ من قضاوت نکن .تويي که خودخواهي

تو بودي که برادرِ خودت رو بخاطرِ .يه موزِ بلوث، محکوم کردي

.ميخوام بگم، اين فقط يه موز بود، مايکل

مگه چقدر ميشه، 10دلار؟

تو خودت تا حالا هيچوقت شخصاً پات رو توي سوپرمارکت نذاشتي، درسته؟

.من وقتِ اينکارا رو ندارم

.بايد براي مزايده‌ي زن‌هاي مجرد آماده بشم

تو هم؟!! تو که ديگه نميخواي بگي !به زمين‌هاي مرطوب اهميت ميدي

من فقط ميخوام قيمتم .بيشتر از "لوسيل آسترو" بشه

"درواقع، "لوسيل بلوث .از اين موضوع مطمئن شد

!لوسيل - بلیطِ برنامه‌ی«تهیه کننده‌ها»رو برات گرفتم-

.من قبلاً توي نيويورک ديدمش

ولي اين براي زني که سرگيجه‌ش هميشه .براش بدشانسي مياره، فايده‌اي نداره

.حتماً خيلي براي اينا فداکاري کردي

ولي اينا همزمان با شبِ مزايده نيستن؟

!جداً؟ - .بنظر خيلي مطمئن مياي -

اوه، فکر کنم حتماً يه مَردِ مجردي .پيدا ميشه که امشب باهام بياد خونه

.باستر - کجا رفتش؟ -

!باستر

،چرا هردفعه که زنگِ در رو ميزنن تو قايم ميشي؟

.قايم نشدم - "باستر" از دستِ "لوسيل آسترو" - ... قايم شده بود

،بعد از اينکه در گردهمايي باهاش لاس زد ... ... اونم درحالي که عينکش رو نزده بود

.از اون موقع، "لوسيل" مرتب دنبالش بود

.باستر، سلام. بازم منم

من هنوز بلیطِ برنامه‌ی «تهیه کننده‌ها» رو دارم و خیلی دوست دارم یکیش رو بدم به تو

نميخوام فکر کني من اين رابطه رو ... بيشتر از تو جدي ميگيرم

مگر اینکه یک ایده‌ی رمانتیک" "،و باشکوهِ دیگری داشته باشی

".احساساتم در حالِ فوران کردن هستن"

ميخواي چکار کني؟ - .بخرمت -

چقدر؟ - .ده هزار دلار -

کِي؟ - .وقتي اسمم رو صدا زدن -

.نه، اسمِ تو رو صدا نميزنن .اسمِ منو صدا ميزنن

.خدايا

."هي، "باستي تو از ماشينِ بابا استفاده کردي؟

.نه، آه، خب، آره

کليدش پيشته؟ - .آه، احتمالاً توي شلوارِ مدرسمه -

.خيلي‌خب - .من بخشي از گروهِ حفرِ باستان‌شناسي شدم-

"فکر کنم زيرِ جزيره‌ي "فشيون .يه سوسمارِ ماقبلِ تاريخ پيدا کرديم

.مراقب باشيد

!اووه

.نود درصدش بخاطرِ جاذبه بود

،امروز نوبتِ منه ماشين دستم باشه .ولي فکر کنم بايد به تو برسه

.آره - .صبر کن. سوتم رو ميخوام -

وسايلت رو از توي ماشين درآوردي؟

آره، مشق‌هاي خونه‌م رو روي .صندلي عقب جاگذاشتم،ولي بعداً برميدارم

.باشه

.کمک

مايکل يه نگاهي به صدماتِ وارده ... به ماشينِ پدرش انداخت

،قسمتي از جمجمه‌ي حفر شده ... لاکِ ناخنِ پخش شده

... صندلي‌هاي سوخته .و يه تصميمِ مهم گرفت

... خب، خيلي راحت بهت بگم .ميخوام برم يه بستني بگيرم

حالا مايکل ميتونست ... با ماشين به زندان بره

.و با پدرش در موردِ مجوزها صحبت کنه

چطور بهم نگفتي که اونا رو بايگاني نکردي؟

من الان زيرِ فشار زيادي هستم. دارم ...سعي ميکنم خبرنامه‌م رو جمع‌و‌جور کنم

و دارم تصميم ميگيرم .با کدوم گروه خودم رو هم‌تراز کنم

انقدر زود به هفته‌ي وثيقه رسيديم؟ - ... تعدادشون رو به 2تا رسوندم -

ولي واقعيتش نميتونم .از بين‌شون يکي رو انتخاب کنم

احساس ميکنم ... خوشکلترين .دختري هستم که دارم مي‌رقصم

،گوش کن، در موردِ اون مجوز .راحت ميشه درستش کرد

،فقط دزدکي برو توي دفترِ جواز ... درخواست‌نامه رو بذار کنارِ پرونده‌ها

:بعد بهشون بگو " .هي، اشتباه از خودتون بوده "

.من اين کارو نميکنم، بابا - .مايکل، تو به سرمايه‌گذارهات دروغ گفتي -

.بايد درستش کني ."برو پيشِ "جوب

.اون حلش ميکنه .اون ... بدردِ همين کارا ميخوره

!بدردِ همين کارا ميخوره

.بهتره بهش بگي اين درخواستِ منه ... فکر نکنم بخاطرِ تو انجامش بده

اونم بعد از اينکه تو حتي يه ... !موزبستني هم بهش ندادي، مايکل؟

!!چه خبره! چت‌روم راه انداختين - .کارِ قشنگي نيست -

.ولش کن .به "جوب" ميگم اين خواسته‌ي توئه

.خيلي‌خب. بايد براي رقصم آماده بشم - وااو. واقعاً بايد برقصي؟ -

.نميدونم .هردوطرف وعده وعيدهاي زيادي دادن

.بايد اسمِ اينو بذاريد "جوب"، رفيق

جوب، ميتونم يه لحظه باهات حرف بزنم؟

،گوش کن، آم .بخاطرِ اون فضيه متأسفم

،يه چيزايي گفتم .و يکم زياده‌روي کردم

... آدم نبايد اينجوري با برادرش رفتار کنه

مخصوصاً برادري که من .خيلي قدرش رو ميدونم

.اوه، يه لطفي ازت ميخوام - ... سلامِ گرگ -

الان سوت زدي؟ - ... وقتي بهم موز ندادي -

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left