ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
هی، اون مصاحبهی کاریت چطور پیش رفت؟
عالی، رویایی
واقعا؟ - نه -
میدونی چی باید اختراع کنی؟
یه کفشی که بشه ردیابیش کرد یه کفشی صدای بیب بده، میدونی؟
داشتم دربارهی کفش بچگونه با یه کنترل فکر میکردم
بیپ، پیداش میکنی
عالیه، عاشقشم !!معرکهست
ایدهی من بود
و حس میکنم یجورایی تو دزدیدیش
هی گوردون، من کارمو سرسری نمیگیرم
تو عضو اصلی این شرکت هستی، باشه؟
و ما هم اوضاعمون خوب نیست، باشه؟
گوردون رئیسه و تو فقط یه بردهای پسرم
میدونی سر بردهها چی میاد؟ سرشونو میبرن
میخوام یه کار بهت پیشنهاد کنم
!!زود باش
!پایم، پایم، پایم
اوه، آره، اوه آره، اوه آره
نیویورک - بله -
دلم براتون تنگ شده - دلم برات تنگ شده -
آره؟ مطمئنی؟ - آره مطمئنم -
همه چی خوب پیش میره، درسته؟
آری
چیه؟ فکر نمیکنی؟
فکر نمیکنی همه چی خوب پیش بره؟
عزیزم، همین الان گفتم همه چیز خوب پیش میره
خب، اونقدرا متقاعد کننده به نظر نمیرسیدی
اوه خدای من، کار جور کردن برای سارا خیلی عالی بود
حتما جواب میده - آره، منظورم اینه که اون باهوشه -
اون بااستعداده، میدونه اونجا قلمروئه منه
بهش احترام میذاره، درسته؟
100%.
خیلی بیقراری
من بیقرار نیستم - بیقراری -
تو انگار بی قراری - من بی قرار نیستم -
بپر تو ماشینت و یه لاته بگیر
کافئینت رو بگیر صبح عادیت رو شروع کن
هیچیت نمیشه
...عزیرم، چرا سوز لسینگ ساعت 7:30 صبح
داره میاد جلوی در خونمون؟
چی؟ - سوز لسینگ -
اوه - نگاهش یجوریه -
چه نگاهی؟
همون نگاهی که انگار یه چیزی ازمون میخواد
گوش کن، خودت قراره باهاش سروکله بزنی
من باید برم سرکار
سلام صبح بخیر نمیتونم با کفشم راه برم
میتونی یه ثانیه اینو نگه داری؟
نظرت چیه؟
حس میکنم یه چیزی نیاز دارم تا خودم رو بپوشونم، میدونی؟
مثه یه ژاکت - اما همینجوریشم خوبه -
عالی به نظر میرسی - شگفت انگیز -
...پس تو هم برای دایی آدام کار میکنی
هم باید تو بار کار کنی؟
آره، اما موقتیه
و مادربزرگ و پدربزرگ مراقبتون هستن
نه که نیاز به پرستار داشته باشید ...ولی میدونید
فقط مطمئن شو یه کاری انجام میدن
عالیه - آروم باش -
هی، اگه بخاطر ریاضی کمک لازم داشتید
به خاله جولیا زنگ بزنید چون به طور نگران کنندهای
همه چی رو از دبیرستان یادشه
منم ریاضی یادمه میتونم کمکشون کنم
عوض شده مامان الان یجور دیگهست
همون ریاضی نیست میدونی چیه؟
ما هواتو داریم، عزیزم
...نمیتونم حتی اینو بخورم، چون که
آروم باش - عصبیم -
باشه!! من میتونم
برو که رفتیم - باشه -
عملیش میکنم خدافظ
خدافظ موفق باشی - موفق باشی -
آره، ممنون
فقط کیف پولم و سوئیچمو میخوام، همین
!!باشه، دوست دارم!! خدافظ
خیلهخب رفیق روز خوبی داشته باشی، باشه؟
شب میبینمت
دوست دارم - دوست دارم -
اممم
ببخشید
خب، سلام
تو مامان سیدنی هستی
بله، درسته و شما کی باشین؟
من امی هستم، و میخوام با سیندی یه قرار بازی بذارم
واقعا؟ خب، عالیه
فردا چطوره؟ بعد از مدرسه
...ام، فردا
چرا که نه؟
پس قرار گذاشتیم؟
قرار گذاشتیم
عالیه
خودشه، خودشه، خودشه
رفیق!! بیا اینجا
اوه، خیلی خوشحالم که میبینمت
ام!! دلم برات تنگ شده
ام
تیپت خوبه - ممنون -
دهه هشتاد، مگه نه؟
اممم
امم
دلم برات تنگ شده بود - منم دلم برات تنگ شده بود -
بیصبرانه منتظر گفتگوی...خصوصیمونم
باید با تو هم حرف بزنم
خصوصی
باشه - باشه -
رفیق، چطوریه که انقدر بوی خوبی میدی؟
رفتم حموم
رفتی حموم؟
حتما واسه حموم رفتن صبح خیلی زود بیدار شدی
خیلهخب، فقط یادت باشه فعلا کارآموزی
پس انتظاراتت رو بیار پایین
منظورت چیه؟ کدوم انتظارات؟
انتظارات من؟ انتطارات تو؟
انتظارات همه
حرف انرژی بخش افتضاحی بود - تو کارتو عالی انجام میدی -
کارمو عالی انجام نمیدم اشتباه بدی بود
ایدهی احمقانهای بود
به من گوش کن کارتو عالی انجام میدی
حتی نمیدونم تو چه کاری قراره عالی پیش برم
ببین، تمام کاری که باید بکنی اینه که خودتو بندازی تو مسیر
فقط گوش کن و یاد بگیر
همین - گوش کنم و یاد بگیرم -
آره - باشه، میتونم اینکارو بکنم -
باشه، بعد از تو - باشه، اوه هی -
آره
هی، همگی صبح بخیر
دوست دارم شما رو به سارا بریورمن معرفی کنم
واضحه که ایشون خواهر منه
کارآموزیه که قبلا دربارش بهتون گفته بودم
ایشون ادیه، سرپرست تیم طراحیمونه
اون همه رو بهت معرفی میکنه و رات میندازه
باشه - خیله خب؟ -
روز خوبی داشته باشی - ممنون -
اوهوم
سلام
کسی دربارهی پارتی بازی چیزی شنیده؟
چون مطمئنا من شنیدم
فقط دارم شوخی میکنم ..خب، شوخی نمیکنم
...اما به هر حال
اشکالی نداره، بیا
واقعا داغه، باشه؟
باشه، ممنون
اوه
نمیدونم...نمیدونم چطوری این اتفاق افتاد
فقط یه روز مثل روزای دیگه بود
...و بعدش یهو فهمیدم که
داریم طلاق میگیریم
متاسفم - ...اون میگه من به نول -
وسواس دارم
منظورم اینه که، معلومه که وسواس دارم
کیه که وسواس نداشته باشه؟
منظورم اینه که اون واقعا فکر میکنه من دوست دارم
تک تک ساعتای زندگیم رو روی نول تمرکز داشته باشم؟
کاری هست که من و آدام بتونیم بکنیم؟ - اوه خدای من -
متاسفم
و نول هنوز نمیدونه
...نمیدونم چطوری بهش بگم و
...فیل هم نمیدونه و
اون خیلی پدر خوبیه
منظورم اینه که اون نول رو خیلی دوست داره
و من خیلی از دستش عصبانیم - آره -
چه کمکی از دستم برمیاد؟ - اوه خدای من -
میخوام کمکت کنم میخوام کمکت کنم
بعد از مدرسه با معلم نول قرار دارم
و بعد از اون یه قرار هیئت مدیره دارم
چرا من نرم دنبالش؟
نه، نه - البته که میرم دنبال نول -
نه - سوز -
اجازه بده
شاید بتونم بیارمش اینجا؟
اشکالی نداره؟ - اصلا -
اوه، خیلی ممنون
چیزی نیست - متاسفم -
چایی میخوای؟
آره - داغه -
خیلی داغه هیچی درست درنمیاد
اوه خدای من متاسفم نمیتونم سردش کنم
اونقدرا هم از اومدنم نمیگذره
دارم خیلی خوب پیش میرم
انگار اون مغزای چلاق
هیچی دربارهی کفش نمیدونن
هی، سارا، سارا - چون که من بهشون گفتم...چیه؟ -
میخوام گوردون فلینت رو ببینی
اون سرمایه گذار و رئیس تی و اسه
ایشون خواهرم سارا هستن - اوه، خدای من -
تو، آه، داشتی میگفتی؟
من...من یه اعتماد به نفس افتضاح دارم
و باعث میشه بیش از حد اغراق کنم
تیم طراحی معرکهست، واقعا
میدونم خودم استخدامشون کردم
آره، مطمئنم شما اینکارو کردی
اونا خیلی خوبن آفرین
باشه، نمیدونم برای چی اومدم اینجا
!!اما، من میخوام....اوه
میخواستم بگم خیلی ممنون
بخاطر اینکه فرصت کار کردن تو اینجا رو بهم دادید
و خیلی ممنون که گزارش شاغل بودنم رو دادی
هنوز گزارش شاغل بودنت رو ندادم
فقط داشتم شوخی میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.