ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...آنچه در «صــد» گذشت
بخشی از کد A.L.I.E. هنوز تو سرمه.
افزایش توانایی های ذهنی، توهم،
همش با هم در ارتباطه
- ریون. - بکا؟
اشتباه نکن، تو انتخاب کردی بمونی
و تو مرگ رو انتخاب کردی
باشه پس، فکر کنم چیز دیگه برای از دست دادن نداشته باشیم
تنها چیزی که اجتناب ناپذیره
پرایمفایا هست
شیش روز دیگه هر کسی که توی پناهگاه نباشه میمیره
جنگیدن براه بدیه برای تصمیم این که
کی قراره زنده بمونه
یه جلسه
یه قهرمان از هر قبیله
هر کی ببره پناهگاه رو میگیره
ما لازم نیست همه 12 تا مبارزه بکشیم
فقط باید آخری رو بکشم
اکتاویا برنده شد
اونا نمیتونن تنهایی پناهگاهو بگیرن
ما باهاشون مشترک میشیم، ما یه قبیله ایم
چه غلطی کردی؟
اگه فقط یه قبیله میتونه نجات پیدا کنه
اون یه قبیله میتونه ما هم باشه
کلارک، با این موافقی؟
ما کاریو که مجبور بودیم کردیم
اونا به هممون خیانت کردن
چطور میتونی این کارو بکنی؟
فقط چهار تا مبارز مونده بودن
اکتاویا یکی از اونا بود
میتونست برنده شه
میتونست نشه
بلامی، حق با توئه
اون یه شانسی داشت
ولی لونا هم توی چهار تای نهایی بود
یعنی این که احتمال بیشتری بود که
هیچکسی نتونه بره به پناهگاه
و هیچ کسی زنده نمونه
پایان نژاد بشر
میفهمی اینو؟
آره، میفهمم
کاریو کردی که فکر کردی مجبوری انجام بدی
مثل همیشه.
ولی نمیتونی از من انتظار داشته باشی
این پایین بمونم و ندونم چی به سر خواهرم میاد
ما اون درو باز نمیکنیم پسر
میدونی چیه؟
باید اون انتخاباتی که تو رو رئیس کرد از دست داده باشم
من توی درمانگاه بودم
و حرفای مردم توی راهرو رو میشنیدم
تموم شد؟
ما برنده شدیم؟
نمیدونیم
مارکوس کجاست؟
اون توی برج بود
ما چند نفرو دنبالش فرستادیم
بلامی و اکتاویا
بلامی تنها کسی بود که میتونستیم تو اون زمان بگیریم
متاسفم.
بیسیمتو بده من، مارکوس مال خودشو داره
بیسیما اینجا فایده ای ندارن
کلارک.
میزارم خداحافظی کنن
نیاز به دونستنتو میدونم
ولی بهت قول میدم اون سمت بیسیم چیزی جز
درد بیشتر نیست
آلودگی تابشی خطرناک شده
مردم بیرون همین الانشم دارن اثراتشو حس میکنن
وقتی بفهمن ما این پناهگاهو گرفتیم
هرج و مرج پیش میاد، و اگه ما اون درو باز کنیم
ما هرج و مرجو میاریم داخل
من متوجهم
حالا از سر راهم برو کنار
بیسیم ها روی فرکانس 21.5 مگاهرتز تنظیم شدن
کسی میتونه...
کسی میتونه صدامو بشنوه؟ تمام
من اکتاویا هستم. کسی میتونه صدامو بشنوه؟
منم، حالت خوبه؟
من زنده ام. من بردم.
بل، چه غلطی کردی؟
من نبودم، ولی درستش میکنم
ما زمان زیادی نداریم
گوش کن، وقتی من بردم تصمیم گرفتم...
که پناهگاه رو با همه تقسیم کنم
صد نفر از هر قبیله
کین اون بیرون داره برامون زمان میخره
کمکشون میکنه مردمشونو انتخاب کنن
و گایا یجوری نگهبانا رو متقاعد کرده
که معبد رو ببندند
ولی اگه کسی بفهمه اسکیکرو
پناهگاه رو مصادره کرده هممون میمیریم
فهمیدم، تو راهم
بیسیم رو خاموش کن
تلانیوس، ما میتونیم نجاتشون بدیم
من یکمی زمان میخوام
صبر کن. چی؟!
بلامی، اونا مجبور نیستن...
بلامی؟
صداشو میشنوی؟
زمینیا دارن بهش گوش میکنن
ولی نه تا مدت زیادی
من او درو باز میکنم
متاسفم،
ولی الان، افرادمون در امانن
نمیتونیم این ریسکو بکنیم
برای متوقف کردن من،
باید منو بکشی
بیخیال، بلامی
لازم نیست اینجوری بشه
فکر مزخرف کی بود که یه لباس IVA رو به یه لباس EVA تبدیل کنیم؟
تو
تو نمیتونی ساخته تصورتو سرزنش کنی
"ریس"
چی شده؟
هیچ چی.
لباسهای IVA برای دما های کنترل شده طراحی شده
محیط های کنترل شده، فشار هوای کنترل شده.
میدونی چی هیچکدوم ازینا رو نداره؟
فضا.
آفرین
راهپیمایی فضایی طولانیی نیست
اگه نتونم از خودم در برابر اشعه خورشید محافظت کنم
فکر کن ریون، از چی میتونی استفاده کنی
این یه مشکل علمیه، مثل بقیه
آخرین مشکلی که تو مجبوری حل کنی
بعد از این، هیچ رنجی نیست
هیچ غمی نیست
وقتی دوستات توی یه پناهگاه گیر کردن
تو شناور میشی
بین ستاره ها
میخوای بری به ماه؟
اون کارم میتونیم بکنیم
به اون گوش نکن
ریون، تمرکز کن
ببخشید، من تمرکز کردم
باشه، میتونم از پسش بر بیام
این سیم کشی با PTFE عایق شده.
پوشش تفلون.
آره، عالیه
میتونم درش بیارم و ذوبش کنم
و ازش به عنوان درزگیر برای فاصله ها استفاده کنم.
قابل انعطاف و ضد اشعه.
چرا به فکر من نرسید؟
دوباره نه.
این سومین باره تو امروز
کیفو بگیر
جاسپر.
خوبه
فکر میکنی این یه شوخیه؟
میزان تشعشعات تقریبا در مرحله خطرناکه.
چرا فکر میکنی همه مریض میشن؟
هیچ دارویی نیست.
هارپر، حالت خوبه؟
من خوبم.
تو خوب نیستی، هیچ کدومتون نیستید
باید امشب بریم به پناهگاه
یا کارمون تمومه
فقط تونستم سه تا لباس درست کنم
ولی میتونم 7 تا توی فضانورد درست کنم
کسی نیست؟ ما کمک میخوایم
باز چیه؟
رایلی؟
اون نفس نمیکشه
رایلی!
دوباره بارون سیاه
سوختگی تابشی نداره
باران سیاه نداره
اون داره با چای لعنتیت اوردوز میکنه
بزار بره مانتی
برو!
زودباش رایلی
زودباش
هارپر، جعبه کمک های اولیه رو از فضانورد بیار بیرون
باشه
ببینش، صورتشو ببین
اون آرومه
مشکلت چیه؟
هارپر، برای همین نجاتش دادیم؟
این اتفاق نمیوفته
این چیزی بود که اون میخواست
بهتر بود اگه
از داخل ذوب میشد وقتی موجهای مرگ میان؟
موجهای مرگ دو روز دیگه میان
همتون فردا میمیرید
من امشب میرم
بدون درد.
بدون رنج.
اگه ما هم دوز مناسبو بگیریم
میتونیم اینجوری بریم
کی؟
وقتی که میتونیم
امشب.
امشب.
امشب.
ما کار درست رو انجام دادیم کلارک
دیروز حق با ما بود
امروز باید با در اشتباه بودن زندگی کنیم
ما برگردیم به آرک
مردم خودمونو بکشیم که
بتونیم زندگی کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.