ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...از باند تبردار من سوء استفاده کرد
پشتت به کی گرمه؟
.توضیح بده .تا این سیگار تموم نشده
.قربان
میتونم زنده بمونم؟
،زمان مرگ برای یه مرد مهم نیست
.نحوه زندگی مهمه
.زندگی پشیزی داشتی
!قربان! قربان
...کونگ فو
چرا تمرین میکنیم؟
،استادم گفت
وظیفه استاد کونگ فو کمک به کساییه .که در خطر و در نیاز هستند
من، ایپ من، حرف های استادم .رو آویزه گوشم میکنم
،در مقام سروان پلیس فوشان
امید دارم که قانون رو برپا کنم
.و مراقب امنیت مردم محلی باشم
ورود پلیس و سگ ممنوع
ایپ من، خوندن بلدی؟
تو قانون رو بلدی؟
.تو فوشان، ما تبردارها قانونیم
.من یه قانون بیشتر نمیشناسم .قانون کشورم
.سان یه، آقای مای رو کشته
.باید طبق روند قانونی پیش برم
سان یه گفته
،اگه ما رو شکست بدی و بری طبقه بالا .همراهت میاد
.قربان، نوبت شماست
وسیله نقلیه تو مرکز .تحت نظره
.از دو تا اسب برای حمله استفاده میکنم
قربان، شاید شما نتونی جلوی .وسیله نقلیه من رو بگیری
.شاید وسیله نقلیه ات رو از دست بدی
.من به قدرتمندی ببر هستم
.بسیار خب
!توپ
!وسیله نقلیه
توانایی یه سرباز بعد از عبور .از رودخانه به اندازه وسیله نقلیه اس
.این رو برمیدارم
.این
...قربان
.فکر نکنم بتونی این بازی رو ببری
.عجله نکن. هنوز بازی تموم نشده
.کیش و مات قربان
!کیش و مات
.جناب
از وسیله نقلیه من برای گرفتن .ژنرالم استفاده میکنی
.این جزو قوانین بازی نیست
...قربان! شما
واسه من حرف از قانون میزنی؟
.دستیارتونه
،در فوشان .کسی که تریاک معامله میکنه باید بمیره
تو و آقای مای از بنادر من برای قاچاق تریاک استفاده می کنید
.و به ژاپنی ها کمک میکنید
تو با پررویی قوانین تبرداران رو .زیر سوال بردی
سروان ایپ، درست میگم؟
!جناب
.هر خانواده ای قوانین خودش رو داره .همین طور یه کشور
.قانون شکنان باید به دست قانون مجازات بشند
.کاملاً صحیحه
!قربان! ببخشید قربان
.این قانون منه
،سروان ایپ
...همراهت میام
.تا قانونت رو ببینم
!بابا
مراقب خانواده و کاسبی باش .تا برگردم
.سلام قربان
.قربان
.سلام قربان
.قربان
.سلام قربان
رییس، جشن خوشامدگویی سان یه در چه وضعیتیه؟
...خوبه
ولی هنوز حس میکنم یه .چیزی کمه
از مردم محافظت کنید جرایم را از زمین محو کنید
.قربان، گروه تبرداران فوق العاده هستند
،سروان ایپ
،تو به قانون باور داری .من به تبرداران
:میشه از رییست بپرسی این اعتماد یعنی چی؟
.بله قربان
.فامیل من یوانه
.ولی میتونم عوضش کنم
.از این طرف قربان
،فامیلت رو عوض کن
.ولی اصل و نسبت رو فراموش نکن
.بابت راهنماییتون ممنونم، قربان
.از این طرف .بفرمایید دفترم
،رییس
،طبق قانون .سان یه باید بره زندان
.باید از این طرف بره - ...تو -
.سروان ایپ
میدونی چرا این دفعه با تو اومدم؟
.چون آقای مای رو کشتین
.آقای مای واسه ژاپنی ها کار میکرد
.نمیذارن قسر در بری
به نظرت اینجا جام امن تره تا خونه خودم؟
خودت این طور فکر نمیکنی؟
،تو تنها اومدی خونه من .ده بیست تا از افرادم رو شکست دادی
.کونگ فوت عالیه
.تحسینت میکنم
میخوام کمکت کنم که تو .فوشان معروف بشی
بعدشم، ژاپنی ها از آقای مای استفاده کردند .تا از بنادر من قاچاق کنه
میخوام ببینم قانون شما
.چطوری به حساب ژاپنی ها میرسه
،بهتون قول میدم جناب ،تا وقتی من تو فوشان پلیس هستم
به تک تک پرونده ها طبق .قانون رسیدگی میکنم
!جمع بشید !اتاق بازرگانی ژاپنی ها رو بگردین
!به چپ یا راست بپچید
.صاف وایسا
!به راست، راست
!حرکت
.مراقب باش
.سریع تر کار کن
.بیشتر کار کن
.زود باشین بچه ها
.بیا کمکم کن
!ستوان نگاه کن
!اون رو هم باز کن
.یالا
،ستوان
.همه اش پوله
.اینجا تریاک پیدا نمیکنین
.من رییس جدید اتاق بازرگانی هستم
.وقت نشد شما رو ملاقات کنم
امنیت و آرامش فوشان بر .دوش شما قرار داده
از این اسکناس ها هر چقدر .میتونین بردارین و ببرین
آقا، اون مال چیه؟
اگه سر وقت بیای، شاید بتونی .برای بار آخر سان یه رو ببینی
.خداحافظ. مراقب خودت باش
!سان یه! قربان - !ولش کن سان یه -
!ولش کن قربان - !آزادش کن -
!سان یه، ولش کن - !بسه -
!جناب سروان
جناب سروان، رییس گفت سان یه .خودکشی کرده تا از مجازات شونه خالی کنه
!سریع باش !بیارش پایین
!بس کنین
.دفعه بعد باید یه پرچم ژاپنی بزنیم
،رییس یوان
،اگه ما از قانون سوء استفاده کنیم چطوری عدالت رو برقرار کنیم؟
!زل نزن! بیارش پایین
رییس، مگه اجدادت رو فراموش کردی؟
،اگه سان یه زنده بود
.من میمردم
.این سرنوشت یه افسر پلیس تو فوشانه
.تو هنوز جوانی
!یالا
!بیارش پایین
!عجله کن
.من به سرنوشت اعتقادی ندارم
هیچکس مثل شما از .مرگ نمیترسه
...مرگ سان یه
.من عدالت رو براش اجرا میکنم
.درست آویزونش کن! کجه - .جناب سروان -
.خانواده ات تماس گرفت .همسرت میخواد زایمان کنه
اگه نتونم با این لباس ،عدالت رو برپا کنم
برای چی بپوشمش؟
!عمو - !بیا -
!مردم رو جمع کن! پول هامون رو بشمر
!ما ایپ من رو زنده میگیریم
!اون رو قربانی مرگ پدرم میکنم
!ایپ من رو دستگیر کنید
!قربانی سان یه کنید
!عجله کن
!زود باش! فشار بیار! فشار بیار
!نفست رو بگیر و فشار بده
!وینگ سینگ، برگشتم - !سفت! فشار بده -
!یک، دو، فشار بده
!زود باش
!داره میاد! یالا
!دوباره! فشار بده
!وینگ سینگ
!سفت تر! زود باش
...مثلاً خونه پلیسه .یه نوشیدنی هم گیر نمیاد
!تویی
خونه ما چیکار میکنی؟
!فشار بده
!آب گرم
.برادر من
مگه کری؟
!آب گرم میخوان
!زود باش
.برو
میشه بپرسم چرا هی میای پیش من؟
ساده اس. میخوام پول مخارج .روزانه ام رو بدی
میخوام تو خونه تو زندگی کنم .و پول تو رو خرج کنم
میشه اسمت رو بپرسم؟
ای پسر احمق! اینقدر برات سخته من رو به خاطر بیاری؟
!مردک بی شعور میدونی اینجا خونه کیه؟
!جناب سروان ایپ میدونستی؟
!آب گرم! آب گرم
،هر کی ایپ من رو دستگیر کنه .سه سکه طلا میگیره
!برو
!برو! برو
!عجله کن
چرا آب گرم نیاوردند؟
!آب گرم
!برو
کسی زنده اس؟ آب کجاست؟
!باز جنگ و دعوا. تمومی نداره
چی شده؟
.چیز خاصی نیست .اومدن جشن بگیرند
No comments yet. Be the first to leave one.