ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.. عناوین مهمِ امروز
محاکمهی سرآشپزِ معروف، سوسانا گبی
که متهم به قتل شوهر خود است
،ویژه برنامه امشب
قتلِ وحشیانــه
اوه نگا کن خودشه
در این پرونده مهم
گزارشهای دادگاه اولیه حاکی از
آن است که هیئتمنصفه بهطور آزاردهندهای .کنجکاو و پیگیرند
:خبرهای دیگر امروز یک سمور آبی در
باغ وحش بدنیا آمد
باور نمیشه جس قراره واسه یه مدت طولانی
قرنطینه بشه
الان باید از کی مشاورههای دخترونه بگیرم؟
،منظورم اینه که
یه مشکل جدی با کِیسی دارم ـ اون مشکل نیست
عکسِ یه پسرِ دیگه رو پست کرده، خیلی مهم نیست
:اره ولی وقتی راجبش ازش پرسیدم، گفت
".همکارمه وینستون، خونسرد باش"
باید خونسرد باشم؟
همینجوریش چهار ماهه داریم قرار میزاریم
من یکی از ممههاتو دیدم
تویِ چه شرایطی فقط یکی از
ممههاشو دیدی؟
!موقعِ دایناسور بازی
ببینید، به جس نیاز دارم
وینستون، اوکی میشه
چون من میتونم کمک کنم
من به جس گفتم که
مواظبِ پسراش هستم وقتی خودش اینجا نیست
چیه، فکر میکنید نمیتونم؟
... نه
تاد اومده شهر
تاد پلون؟ شــوخی میکنی؟
با این یارو کالج میرفتم
!داغون ترین آدم روی زمینه
پدربزرگش یه فنری اختراع کرد
که داخل خودکار میزاشتن
حدود یه میلیارد دلار درآورد
!که باهاش وقت بگذرونه
!تا باحال بنظر بیاد
شما بچهها چقدر واسه این پول میگیرین؟
یه پک ماریجووانا
بعلاوه این هویجا
اوخ
همین الان پیام داد
... "نیکِ کله کیری" «متنفرم ازش»
... نوبتِ پسرای" «متنفرم ازش»
"شیطونه «متنفرم ازش»
هیجان زدهام برایِ صحبت
مهمونی مجردی با تو
وِگاسس، علامتسوال"؟
.وگاس رو با دوتا "س" نوشته
با دوتا "س"؟
!اون که کونه! میشه وِگکون نوشته شود، سه حرف s اگر وگاس با دوتا] [!آخر کلمه به معنی کون میشود
گرفتید چکار کرده؟
اصلا فهمیدید چــی شـــد؟
یعنی این که
فرض کرده که داره میاد
ـ مهمونی مجردی بره ـ گفتش وگاس؟
نمیتونی دعوتش کنی ،اشمیت
... از طرفی دیگه، خودت میدونی
مهمونی مجردی کلی هزینه برمیداره
من ساقدوشـتم
مهمونی مجردها رو کنترل میکنم رفیق
اولا، داری میگی
مهمونی مجردها" ... که کلا غلطه"
خب پس کجا میریم؟
ـ کجا بریم؟ ـ اره
ـ واسه مهمونی؟ ـ اره دیگه
هیچجا نمیریم
میخای یه جایی بری، اره؟
یه جایی میریم
یه جا که خیلی هم بهتره
حالا پلون میخواد چکار کنه
... خب، اون میخواد بره وگاس معرکه بنظر میرسه
!ما میریم توکیو
.. قیافتو ببین، رفتی تو فکرِ
،فرهنگِ ژاپنی لابد کیمونو پوشیدی، اره؟
میخوام ببرمت جایی که پلون دستش بهت نرسه
میبرمت توکیو
معرکهـست
معــرکهـست
... ببخشید فقط یه چیزی
... میخواستم بگم که هزینهاش رو از کجا میخوایم بیاریم؟
ـ اهمیت نداره ـ بقیه چطوری از پس هزینهها بر میان؟
نه،نه ، جدی میگم
پولشو از کجا میخوایم بیاریم؟
بوم بوم بوم
کی اهمیت میده؟
!میریم توکیو
اینجا پریزه سه شاخه هستش؟
خدایا، عاشق صدا توی حمومم
خیلی خوبه
هِـی، یه غریبه تو حمومه
،ـ براندونه ـ براندون چه خریه؟
براندون کلید مخارج توکیوئه، اشمیت
ببین، یه چیزی رو گذاشتم رو نت
اتاق جس رو تا وقتی نیست اجاره میدم
میخام همه اتاقارو اجاره بده
دیوانهای؟
نــه، گمون نکنم
... اصلا میدونی مردم
... داخل تعطیلاتـشون چه مقدار
مایعات بدنـشون رو میریزن بیرون؟
براندون ادم خوبیه
اومده اینجا که رمانش رو تموم کنه
از تلاشـت ممنونم، واقعا میگم
... ولی لازم نیست
لازم نیست توکیو بریم
،نه به این قیمت !نمیزارم خونمون بشه استخرِ عمومی
اولا نگرانیت رو درک میکنم
و یاداشت میکنم
!اصلا تایپ نمیکنی
دوما قبلا بلیطا رو خریدم
و غیر قابل کنسله
!باید 9 هزار دلار جور کنیم
وینستون به کاسهی نصیحتهای جس نیاز نداری، باشه؟
چرا دارم،سیسی
... یعنی، نگا کن اون داره فریبم میده
کِیسی داره گولم میزنه
همون اتفاق با "دیزی" هم افتاد
همه چیز خوب بود، بعدش یهو
اون یه بسکتبالیست توی حموم قایم کرده
!و من یه گربه دارم
تو یه دور افتادم
داخل دور باطل از یه زن بد افتادم
اون با یه پسر جذاب عکس پست کرده
تو هم با یه داف خوب عکس پست کن
عا .. عالیه نصیحت فوقالعادهای بود سیسی
خودم میدونم، خیلی مچکرم
قابلی نداشت
!البته اگه داف خوب سراغ داشتم
هممم
اممـ
بهم اعتماد کن، جواب میده
حساب کتاب کردم
و اگه همه اتاقارو یه ماه اجاره بدیم
پول لازم رو درمیاریم و دیگه به تاد نیازی نداریم
صنعت هتلداری، یه صنعت پیشرونده
و جزئیات گراست
و تمرکز تو در حد
یه ایتالیایی نعشهـست توی یه روز تابستون
ادم متمرکزیم
همین الانم نگاهم نمیکنی
گمونم یه چیز براق دیدم
امم
ولی نه، چیزی نبود
چطوری رانندگی میکنی و نمیزنی به مردم؟
هیچ وقت بیش از ... اندازه داخلِ ماشینم تمرکز
!قاشق بود
... چشمم به یه قاشق بود
نیک، بزار زنگ بزنیم تاد
... بزار پولمون رو
نه اشمیت، ما به پول اون نیازی نداریم، منو نگا کن
.. باشه
اشمیت، من ساقدوش توام
و ممکنه پولدار نباشم
تنها چیز که خانوادهام اختراع کردند
به عصا بود
،که از رو میز دکمه ماکرویو رو باهاش بزنن
!واسه همین لازم نبود بلند بشی
!ـ یعنی منظورت یه تیکه چوب ـه؟ ... ـ منظورم اینه
وظیفهی منه که
مهمونی مجردیه رویایی تو رو برگزار کنم
و میخام انجامش بدم
چرا چشماتو نمیبندی؟
چی میبینی
وقتی راجب مهمونی مجردیه رویاییت فکر میکنی؟
ـ سوشی ـ یه عالمه
ساکی
افتخار
و تاد نیستش، درسته؟
اطرافو نگا کن، تاد اونجاست؟
چون بهش نیازی نداریم
از پسش برمیایم
میخام تو چشام نگا کنی
و بگی باور داری که از پسش برمیایم
باور داری، اشمیت؟
داری؟
اشمیت؟ باور داری؟
!.. ـ دارم ـ داری؟؟
!ـ دارم ـ آررره
!از رویِ کون خودم سوشی میخورم
چرا از انبر استفاده میکنید؟
ما تو خونه از انبر استفاده نمیکنیم
فراموش نکنین که نظرتون رو دربارهـمون بنویسین
و اگه داخلش به نیک اشاره کنید قشنگتر میشه
پس دارید یه هتل تمام عیار راه میندازید؟
مینی هتله، اره
... ما در بازارِ رقابت
.یه تجربهی برتر رو پیشنهاد میدیم
باشه؟ و نظرات خیلی مهم هستند
...ـ خب جارو برقی رو بردارین ـ من میرم از 15دقیقه استراحتم استفاده کنم
،وقت استراحت نیست همین الان شروع بکار کردی
. ...اداره یه همچین جایی نیاز به
... هیچ تعهد کاریای نیست چجوری کار میکنی تو؟
اینو ببین
کِیسی افتاد تو دام
میرم 15دقیقه استراحتم رو انجام بدم
No comments yet. Be the first to leave one.