ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بيشتر از 6 ميليارد نفر رو کره زمين زندگي ميکنن
آدمهاي معمولي ، مثل من و شما
ولي اگه با دقت به اطراف نگاه کنيد
... ممکنه متوجه بشيد که بعضي از اين آدمهاي معمولي
قابليهتاي خاصي دارن
" من بهشون ميگم " آلفا
بعضي از آلفا ها ، مثل اونايي که من باهاشون کار ميکنم
ميتونن کارهايي انجام بدن که شمارو متحير ميکنه
بقيه شون ... عصباني ؛ گمشده ... ترسيده
قابليتهايي دارن که .. صادقانه بگم ؛ ميتونه ترسناک باشه
سلام
ميخوام به تصادف رو گزارش کنم
باورم نميشه دفترت رو آماده کردي
ميدوني ، خيلي آسونه که مردم رو مجبور کنم کارام رو انجام بدن
آره ، آسونه
هي ، فکر ميکني من اين دفتر بردارم خوب باشه ؟
ميتونيم همسايه باشيم - آره حتماً -
اوه ، تو نميخواي همسايه باشيم
اوه ، من ميتونم به جاي ديگه رو بردارم - نه اشکال نداره -
اشکال نداره - ... مشکلي نيست ، فقط -
يعني ، خيابونِ " کويين " ، واقعاً ؟
هزار تا دفترِ کارِ خالي تو " منهتن " هست
ميتونم تا سرکار قدم بزنم
اوه ، بايد تميز کنم اينجارو
حواستون باشه خانمها
تو خوبي ؟
گري » اين چطوره ؟ »
نه ، سر و صدا داره ؛ هنوز داره صدا ميده
گري » چطوري هنوز ميتونه صدا بده ؟ »
من هنوز اين لعنتي رو به برق نزدم
من صداي ... لامپ هاي فلورسنت رو ميشنوم
و صداي معده ي « بيل » رو که صبحانه اش رو حضم ميکنه
ولي صداي ديگه اي نيست « گري » ؛ خب ، بفرما
نه ، هستش ، يه صدا توي سرمه
نميدونم از کجا مياد
دفتر قبلي عالي بود ، هيچ صدايي توش نبود
من با « گري » موافقم
يعني " بروکلين " رو من متوجه ام ، شايد
ولي " کويينز " ؟ حوستون کجاست بچه ها
تو دفترِ قبلي يه نفر ميخواست دکتر روزن رو بکشه
تو ميخواستي دکتر روزن رو بکشي
آره ، تو بودي - من خودم نبودم ، باشه -
گري » اينو همينجا ميذارم »
همينجا ميمونه ؛ بزنيد تو رگ
ما اينجا نبوديم اگه تو اونکارو نميکردي
نميتوني همينجوري بذاريش اينجا
والدينت هستن ؟ - آره -
فکر کردم تو دفتر ديگه تماسي رو جواب نميدي
ميدونم ، جواب نميدم ؛ « قوي باش « ريچل
آره ، قبلا بهت گفتم
يکشنبه شب خوبه ؛ آره
يکشنبه شب خوبه مادر
... آره ميتونم لباس بپوشم
آره ، خودم لباس ميپوشم
کليک ، قطع کرد
« بيل » ؟ « بيل »
صدا برگشته ؛ اعصاب خورد کنه
يه کم تنهام بذار لطفاً
ببخشيد دير کرد ؛ بچه ام رو رسوندم مدرسه
.... تو اينجايي
خونه ي جديدت
زياد هم منظره خوبي نداره
خب ، دير که مياي ؛ چيزي که مونده گيرت مياد
من ... راستش نميدونم تو دفترم بايد چيکار کنم
ميتوني تزيين کني
قبلاً ورزشکار بودي ؛ وسائل ورزشي بذار
درسته ، نه جدي ؛ کل روز رو چيکار ميکنيم ؟
همينجوري ميشينيم و جلسه هاي روانشناسي داريم ؟
... بعضي مواقع ، بيشتر موقع ها
ما دنبالِ بقيه آلفاها ميگرديم
وقتي پيداشون کرديم ؟
... تعيين هويت ميکنيم
دولت تغيبشون ميکنه ؛ و بعضي هاشون ميرن به پناهگاه
پناهگاه ؟
اسمِ واقعي نيست
فقط به اين اسم صداش ميکنه
" مرکز تحقيقاتيِ " بينگهمتونِ
... يه جايي که آلفاهارو ميفرستن که
از قابليتهاشون سوء استفاده کردن
آره ، کسايي که براي خودشون يا ديگران خطرناک هستند
دکتر روزن گفته که نبايد دربارش نگران باشيم
ولي تو بايد نگران باشي ؛ ما نبايد باشيم ، ولي تو چرا
« گري » ، « گري » - هوم -
ببخشيد ، ميتونم کمکتون کنم ؟
دکتر روزن هستند ؟
من چندتا کليد اضافيِ دفتر رو براشون آوردم
. من ميگيرمشون
. من بايد شخصاً بدم به خودشون
ميتونم کارت شناسايي شمارو ببينم ؟ - « بونيتا » -
سلام - سلام -
بونيتا » مشاور املاکي که اينجارو برامون پيدا کرد »
خيلي بهمون کمک کرده
خب ، اگه اينقدر کمک کرده
کليد الکترونيکي درِ ورودي
و دوربين هاي نظارتيِ درِ ورودي
من کاراشو انجام ميدم - من تا بيرون باهات ميام -
دکتر روزن
من نميدونستم کارت اينقدر امنيت لازم داره
شما دقيقاً چيکار ميکنيد ؟
آه .. بازاريابي
ما بازاريابي انجام نميديم
داستانِ سرپوشه
... آه ، راستي
تو اينو ديشب تو خونه من جا گذاشتي
اوه ، کروات
ببخشيد
متاسفم ؛ بايد اينو جواب بدم
بهم زنگ بزن
« لي » - « دکتر دکتر« سينگ -
مرسي که تا اينجا اومديد
شما گفتي که ... يه نفر فرار کرده ؟
" اولين بيمار " بينگهامتون
از يه آمبولانسِ در حالِ حرکت
يه نفر از اين جونِ سالم به در برده ؟
دستبند هاي بيمار يه جورايي موقع تصادف باز شده
مارکوس اِير » ؟ »
حدسِ اولت درست بود
و شما نميدوني که کجاست ؟
اميدوار بودم با شما تماس گرفته باشه
من و « مارکوس » چند سالِ صحبت نکرديم
... هر چند وقت يکبار تلاش ميکنم ولي
انتخابِ خودشه
... وضعيت روانيش هيچ بهبودي داشته
تو زماني که داشتي درمانش ميکرديد ؟
... اگه تغيري داشته فقط تو بدتر شدنش بوده
فکر هاي رواني و توهم هاي شديد
نيتن » سلام »
دکتر روزن ؛ انتظار ديدنِ شمارو نداشتم
من ميدونم « مارکوس » ؛ ميدونم چجوري فکر ميکنه
شما به کمک من احتياج دارين
اين وضيت به نظر خيلي ساده مياد
يه زندانيِ فراري داريم .. بيمار ، حالا هر چي
تنها کار که بايد بکنيم اينه که بفهميم « مارکوس » دنبال کي ميره
و باهاش برخورد کنيم - مارکوس » فرار نميکنه » -
اين روشش نيست
تاحالا باهاش شطرنج بازي کردي ؟
مارکوس » با دقت نقشه ميکشه »
تمامِ حرکات رو درنظر ميگيره است ؛ ولي هميشه حمله ميکنه
مارکوس » همه جا دشمن ميبينه »
و ما ميدونيم براي دشنمهاي « مارکوس » چه اتفاقي ميوفته
اگه اون فرار کرده ؛ ... مشکل به وجود اومده
و بايد حلش کنه
و سوال اينه که ... مشکل چيه ؟
يا چه کسي ؟
ببينم چيکار ميتونم بکنم
بازيه ساده ايه .. 64 تا خانه ، 32 تا مهره
با توجه به موقيعتشون رو صفحه
فقط چندتا حرکتِ منطقي باقي ميمونه
اونارو متوجه بشي .. بازي قابل پيش بيني ميشه
... خب ، تو
تو اشتباه هاي انساني رو حساب نکردي
مردم هميشه بهترين حرکت رو انجام نميدن
انجام ميدن ولي
به حسابِ خودشون ؛ بهترين حرکتِ
... خب ، حالا ما
ميرسيم به اونجايي که داريم روي چي کار ميکنيم
... تو باور داري که
. همه چيزايي که تو زندگيت اتفاق افتاده عمدي بوده
که هيچ چيز اتفاقي يا تصادفي نبوده ؛ اشتباهي در کار نبوده
« زندگي اينطوري نيست « مارکوس
بعضي مواقع ... مثل چرخيدنِ سکه ميمونه
جهان هستي تصادفي نيست
اتفاق ها ميوفتن ، چون مردم ميخوان
... فقط حرکات هستند . و حرکاتِ اجباري
خب ، درباره من و تو چي ؟
تو انتخاب نکردب که بيمار من باشي ، درسته ؟
حرکاتِ اجباري
، همخونم ازمن خوشش نميومد
و قبل از امتحانِ نهايي مهموني گرفتن
من عصباني شدم و پليس اومد
قاضي منو محبور کرد برم مشاوره
و من الان اينجام با تو
... يه زنجيره از حوادث علت و معلول
... تو واقعاً فکر نميکني که
همخونه ايت نقشهِ همه اينهارو کشيده باشه ، درسته ؟
... من ميتونيم چيزايي رو ببينم
چجوري همه چيز رهبري ميشه
چرا اونا نتونن ؟ چرا تو نتوني ؟
« چون تو شبيه بيقه نيستي « مارکوس
... اسکن هاي مغزيت
يه ترکيب عصبي منحصر به فردي رو نشون ميداد
برا همين به مورد تو اينقدر علاقه نشون دادم
من آدمهاي مثل تورو " آلفا " صدا ميکنم
آلفا ، شتاب ؛ متغيرِ اول
خوشم مياد
... بذار ازت بپرسم
کارِ غير معمولي هست که تو بتوني انجام بدي ؟
ما داريم ميايم خونه الان
نه ، همين الان از دفتر اومديم بيرون
مامان ، من نگفتم باهاش ازدواج ميکنم
. گفتم ميبينمش
. مامان . مامان
هيچي نگو
نه ، من فکر ميکنم خوب از پسش براومدي
نه ، خالي نبند
اگه تو بودي جلوش وايمسادي
تو قويتر برخورد ميکردي
ببين ، من چندين سالِ با مادرم حرف نزدم
يا با پدرم يا خواهرم
... پس
No comments yet. Be the first to leave one.