See

See

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

See S02E06 1080p WEB H264-CAKES
See S02E06 720p WEB H264-GGEZ
See S02E06 XviD-AFG
See S02E06 WEBRip x264-ION10
See S02E06 720p WEB DL X265 PSA
See S02E06 480p x264-mSD
See S02E06 WEB x264-TGX
See S02E06 The Truth About Unicorns 720p WEB H264-EXPLOIT
See S02E06 1080p HEVC X265-MeGusta
See S02E06 720p WEB x265-MiNX
കമന്ററി എഴുതിയത് Roya_T_K
💢 Roya_T_K رویــــا , SAHEB 💢

ടാഗുകൾ

web
1080
720p
720
XviD
webrip
x264
BRip
x265
480p
480
HEVC
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-10-01
ഡൗൺലോഡുകൾ: 79
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫-پاریس !‫-کمک! به ما خیانت شده

!‫-پاریس !‫-مهاجمین! بیدارشو

!‫پاریس

‫هانیوا. هانیوا

‫مادرت، بابا .‫اونا نباید برن

‫رفتن. چی شده؟

.‫خواب خیانت دیدم

‫خـــون .‫خون و خیانت هانیوا

.‫باشه. همینجا بمون

‫نمیشه یکی دیگه رو بفرستی؟

‫کی رو باید بفرستم؟ ‫میخوای به یه جادوگریاب اعتمادکنم؟

‫اصلا میتونی اسب سواری کنی؟

.‫کوفون که میتونه ‫مگه چقدر سخته؟

.‫-حرفی ندارم. من باهات میام .‫-تو سرعتم رو میاری پایین

!‫-فقط یه اسب برام بگیر !‫-شارلت

.‫وقت نداریم

‫-قسم بخور سالم میری و برمیگردی .‫-تلاشم رو میکنم

‫قول میدم

‫‫ «تـقـدیـم بـه تـمـام ایرانـیـان عـزیـز»

‫‫ مـتـرجـمین: رویـــــا و صـــــاحـب ‫ SAHEB , Roya_T_K

‫به کسی چیزی تگو

.‫حواست به چیزایی که گفتیم باشه

‫نمیدونم توافق چطور …‫قراره پیش بره

،‫اما اگه حس کردی نماینده هامون دارن ضعیف عمل میکنن .‫کاری میکنی معقول تر پیش برن

‫اطاعت قربان

‫دلواپسی

،‫میدونم ملکه دنبال جنگه

،‫اما تلاش برای ایجاد صلح .‫هیچ نتیجه ای برامون نداره

،‫هرروز که دست رو دست میذاریم .‫به ملکه کمک میکنیم نیروهاش رو بیشترکنه

‫امسال به اندازه کافی .‫جنازه های سربازهام رو دفن کردم

.‫تو دراین جلسه نماینده من هستی

،‫نماینده های دیگه نسبت به تو محتاط ترن .‫ولی به حرفت گوش میکنن

.‫هیچکس به حرف یه ستوان گوش نمیده

.‫برای همین میخوام بکنمت سروان

.‫سربازان «پایان» مردم ما رو کشتن

،‫به جای اینکه انتقام مرگ مردممون رو بگیریم

.‫«تراینگل» ترجیح میده دشمن رو آروم کنیم

‫رن

‫گاهی برای اینکه به بهترین نحوممکن ،‫به جمهوری خدمت کنی

.‫باید دولت رو دوربزنی

.‫مذاکره باید بی نتیجه بمونه ‫متوجهی؟

‫بله قربان

‫هیئت داره میره. بیا

.‫شاید گرسنت بشه

‫حالت خوبه؟

‫کریگن همیشه میخواست .‫به هرطریقی شده خودش رو به کشتن بده

‫خوشحالم جونش رو در راه خدمت به …‫شاه‌دخت، همسر من از دست داد

‫نه درحالیکه داشت با یه کیف پر از .‫گل های خارداری که دزدیده بود از مرز رد میشد

.‫یکم دیگه نوشیدنی میخوام

‫میتونی بعدا بخوری. وقتی با نماینده های تراوانتیزی .‫سرمیز نشستیم و به سلامتیشون مشروب خوردیم

.‫تو میتونی به سلامتی اون عوضی ها بخوری .‫من به یاد برادرم میخورم

‫-هارلن ‫-شرمندم

.‫دلیلی برای شرمنده بودن نیست

‫ولی خیلی چیزا درخطره …‫اگه نتونی تو جلسه شرکت کنی

‫-میدونم چی تو خطره. شهرخودم ‫-…باید بذاری من بفهمم

‫من خوبم

‫اگه مذاکره به نتیجه نرسه، سیبث جنگ راه میندازه .‫و تراوانتیزی ها ما رو نابود میکنن

.‫خانوادم تازه برگشتن پیشم .‫اجازه نمیدم بهشون آسیبی برسه

.‫منم نمیذارم

.‫دراصل تو الان تنها کسی هستی که دارم

‫خیلی ناراحت کننده ست، ها؟

.‫امروز 12بار تونستم سرتو ببرم

.‫دوبار تونستم جلوت رو بگیرم

‫واسه این دستاورد چشمگیرت میگیم .‫کنار قبرت یه نشان بزرگ بزنن

‫چجوری این کار رو میکنی؟

‫انگار قبل اینکه حرکت کنم .‫تو میدونی میخوام کدوم طرفی برم

.‫حرکت یه زبانه

‫رقص، مبارزه، درگیری

.‫خود بدن ها باهمدیگه حرف میزنن

،‫دارم سعی میکنم یه چیزی یادت بدم

.‫ولی تو همش به شمشیرم ضربه میزنی

.‫چشم هات رو ببند

.‫فکرنکنم آماده همچین کاری باشم

.‫معلومه که نیستی

.‫ولی مشخصه دیدن کمکی بهت نمیکنه

‫پس یا بینایی داره بهت آسیب میرسونه .‫یا کلا نمیشه بهت امیدوار بود

.‫میخوام بفهمم کدومشه

.‫بریم

‫باشه

...‫شمشیرم افتاد

!‫وایسا

...‫چیکار

‫خبر خوب

.‫میشه بهت امیدواربود

‫-واسه امروز تمرین بسه ‫-نه، میخوام دوباره امتحان کنم

‫پس بهتره یکی دیگه رو .‫برای مبارزه پیداکنی

.‫این پرچم «پایان»ئه

،‫فرمانده واتس

.‫از امپراطوری تراوانتیز

.‫کاپیتان گاست از فرماندهی «پایان»

‫همونطور که از قبل بین ،‫هردو حکومت مرسوم بوده

‫گروهان سربازها .‫خارج از اردوگاه مستقرمیشن

.‫بقیه افرادی که وارد میشن غیرمسلح هستن

‫موافقیم

‫سربازان ما نمایندگان شما رو بازرسی میکنن .‫و سربازان شما نمایندگان ما رو

‫موافقیم

.‫پس شروع کنیم

‫برو

‫-برو ‫-بعدی

‫برو

‫برو

‫برو

‫برو

‫برو

‫برو

‫میتونی بری

‫-دستا بالا، بالاتر ‫-دستا بالا

‫-این چیه؟ ‫-حرکت کن

‫چت چت

‫هانیوا. تو اینجا چیکارمیکنی؟

.‫یه پیغام از طرف پاریس دارم

.‫بیا پایین

‫-تو کی سوارکاری یادگرفتی؟ ‫-هیچوقت

‫-خیلی سخته ها ‫-پاریس چی میگه؟

.‫میگه قراره بهتون خیانت شه .‫باید فورا بریم

،‫اگه جلسه رو ترک کنیم .‫رسما اعلان جنگ کردیم

‫پاریس خواب دیده مامان

.‫خیلی مطمئن به نظر میومد

‫ممکنه پیش بینی های پاریس ،‫درست از آب دربیاد

،‫ولی اگه ما از اینجا بریم .‫هزاران نفر میمیرن

.‫این رو مطمئن باش

‫بابا

.‫همه چیز دست مادرته

‫نزدیک هم میمونیم تا اگه .‫خیانتی شد، از پسش بربیایم

‫ممنون

.‫قبلا هم اشتباه کرده

‫پاریس یا مامان؟

‫هردو

.‫خوب شد اومدی

.‫یه جای امن پیداکن .‫مراقب باش

‫باشه

.‫نگهبانانم گفتن سوارکاری یادگرفتی

.‫خیلی خوشحال شدم این رو شنیدم

…‫اینکه میتونی ببینی

.‫حتما کمکت میکنه با سرعت زیادی سوارکاری کنی

!‫چقدر هیجان انگیز

...‫میخواستم بدونم

‫میشه منم سوارکنی؟

.‫برام تجربه باارزشی میشه

‫خوبی؟

‫عالیم

‫مدت هاست انقدر احساس آزاد بودن .‫بهم دست نداده بود

‫واقعا؟ شما ملکه ای

.‫اشتباه نکن .‫قدرت، آزادی نمیاره

،‫جایگاهم من رو به مردم وصل میکنه

‫ولی درعین حال تا ابد .‫من رو ازشون دور نگه میداره

.‫انگار خیلی تنهایی

…‫همه به دستوراتی که میدم عمل میکنن

…‫اما هیچکس بامن نمیخنده

.‫ای کاش میدونستی چه حسی دارم

‫خوشحالم؟ ناراحتم؟

.‫من... من ملکم

،‫خیلی وقته که کسی با سادگی .‫صداقت و محبت با من رفتارنمیکنه

‫ممنون

‫دوباره بریم؟

‫ملت های ما سالیان سال .‫درگیر کشت و کشتار بودن

.‫اما مدت زیادیه که صلح برجوامع حاکمه

‫حالا به گوشمون رسیده .‫ملکتون شورای جنگ تشکیل داده

،‫الان که این رو میدونیم

،‫اگر ما به این دعوت با تهاجم پاسخ بدیم .‫روز تاسف برانگیزی برای تمام مردم «پایان» رقم میخوره

.‫ولی ما علاقه چندانی به راه انداختن جنگ نداریم

‫شاید وقتی شما دلیل ،‫رفتار ملکتون رو توضیح بدین

.‫بتونیم به نتیجه برسیم و جنگی هم به راه نیفته

.‫ملکه جوابِ حمله تراوانتیزی ها رو داده

،‫سربازان شما به سرزمین ما تجاوز کردن

‫شهرهای مرزی ما رو اشغال کردن .‫و مردممون رو به بردگی گرفتن

،‫اگه اتهاماتتون درست بود

.‫میتونستیم درباره حل و فصلشون حرف بزنیم

‫اما قوانین تراوانتیز به هیچ یک از گروه های .‫برده داری اجازه عبور از مرز شرقی رو نمیده

‫ما هیچ یک از شهرهای «پایان» ‫رو اشغال نکردیم

،‫مگر به قصد تلافی حملات نظامی

.‫و قاچاقی که از مرزهای ما شده

‫وقتی دولت شما بارها نقشه ها رو تغییرداده

‫و ادعاکرده قلمرو پایان جزء ،‫مناطق تحت سلطه خودشه

.‫سخت میشه درباره مرزها حرف زد

،‫جهت شفاف سازی میپرسم ‫این یک اتهام رسمیه؟

.‫این یه حقیقته

.‫من اون صدا رو میشناسم

‫رنـــه

.‫همون زنی که تو تراوانتیز نجاتمون داد

.‫انگار از دیدنش خوشحالی

‫آره

.‫باتو کناراومدن همیشه سخته

،‫اگه این یه درگیری مرزی ساده بود

،‫احتمالا با نگاه مجدد به نقشه ها .‫میتونستیم درباره زمین های مربوطه به توافق برسیم

…‫بله، اما

‫بعد از عذرخواهی رسمی ،‫به دلیل حمله به کانزوا

.‫میشه به صلح رسید

‫عذرخواهی؟ .‫جدی که نمیگین

.‫ما برای کاری که نکردیم عذرخواهی نمیکنیم

‫شما سد رو خراب کردین .‫و میخواستین ملکه ما رو به قتل برسونین

!‫ما همچین کاری نکردیم

‫سخت نگیرین ‫داریم درباره یه عذرخواهی کوچیک حرف میزنیم

.‫ما قوی ترین قدرت نظامی در این قاره هستیم

،‫اگه میخواستیم ملکه رو بکشیم .‫حتما تا الان این کار رو کرده بودیم

...‫همین قدرت شما رو تبدیل به تنها ملتی کرده

.‫که میتونسته به کانزوا حمله کنه

.‫خیلی از مردمتون از ملکتون نفرت دارن

‫جای تعجبی نداره اگه ،‫این حمله ای که میگین

.‫از طرف مردم خودش بوده باشه

More Farsi Persian subtitles for See

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left