ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.کلارا
.هی
چیزی شده؟
.نه
پس چرا گذاشتی رفتی؟
.خب، فکر نکردم که بمونم
.اما تو بدون اینکه چیزی بگی رفتی
.پیام دادم
".نمیتونم بمونم"
.تو همینطوری نمیذاری بری
فکر کنم بهتره بدونی من نمیخوام مابین چیزی قرار بگیرم
تو وسط چیزی قرار نمیگیری من میتونم روی بیشتر از یه چیز تمرکز کنم
...یه چیزی شده. من
.مجبورم نکن برای توضیح التماس کنم
میتونی باهام حرف بزنی؟ .خیلی متاسفم، نمیتونم
.باید برم بخوابم ...من
...فکر کنم یکم بخوابم و بعدش
.من عاشقتم کلارا
و نمیخوام باهام بازی کنی
.چون برای این خیلی پیرم
.خوب بخوابی
تلاش میکردی از شرم خلاص شی؟
بابا - ...همم -
.متاسفم
.فکر کنم تلاش میکنم زودتر احساس بهتری داشته باشم
عزاداری واقعا اینجوری جواب نمیده، میده؟
...واقعا بخاطر غافلگیری دیشب معذرت میخوام، من
میدونی، انیتا و من
لازم نیست سریعا ازدواج کنیم
...یا کلا، اگه، اگه
...میدونی، اگه این چیز خیلی دردناکیه
.بابا، اشکالی نداره
اگه تورو خوشحال میکنه ...بهتره فقط
.اما ممنون
.تو اون صندلی زشت رو جا گذاشتی
.اره، نتونستم پیداش کنم
.فکر کنم یکی باید برش داشته باشه
.احتمالا چیز خوبی بوده
.مزخرف بود
مترجم rz_a
سری جدید سریالها rz_asubs@
.اوه
.صبح بخیر - .صبح بخیر -
.رفتم یکم هوا بخورم .یکم پیاده روی اول صبح
.خیلی صبح
.اره، ببخشید
رفتم که چیزهای کریستین رو بگیرم
.و برش گردونم تو اتاقش
حالت بهتره؟
.اره، اره
ارون حالش بهتره؟
.اره
.بهتره
.خب، خوبه
چرا برنمیگردی رو تخت؟
.نه نه نه، بیدارم .و میخوام یه لیست بنویسم
.ما برای عروسیمون خیلی کار داریم
.هی
تو مطمئنی؟
...اره، مطمئنم
.اگه تو باشی- .. .اره -
چخبره؟
.من برای با ساشا بودن خیلی سختم
فقط برای یه لحظه دلم میخواد بدونم .یه آدم خونگرم بودن چطوریه
روز شلوغی داشتی؟
."فقط پروندهی "رود ترانسپورت اکت
.من باید برم سرکلاس
.نمیدونم چطوری اینکارو کنم
.منم
...اره، دیشب فقط
...نمیدونم خوبه یا
.اتفاق افتاد
.نمیتونیم بوسههامونو پس بگیریم
.خوشحالم که نمیتونیم
.اره، منم
چیکار کنیم؟
الان؟
شاید یه سنی هست که یاد میگیری با کسی باشی
...و من از دستش دادم
...چون..
.از کلماتت استفاده کن
ببخشید، من فقط روی درس و حرفه تمرکز کردم
.و حالا بین راههام گیر کردم
گوش کن، من ازدواج کردم .و نمیدونم چطوری با کسی باشم
.خیلی خب، بنظر بامزهست .بدهش به من
.بهم گفت عاشقمه
.ببخشید، بامزه نیست
.حق داره عاشقت باشه .این عالیه
.نتونستم در جواب چیزی بگم
"اون گفت "من دوستت دارم، عاشقتم
.چیزیه که گفت، و این منم
!من فقط میخوام بره. بذاره بره
مزخرف نیست؟
من عاشق ویکیام .اما اغلب میخوام بذاره بره
حداقل، مثلا .بیشتر از اغلب، و ایشا
عاشقشونم .اما یجورایی ازشون متنفرم
.درسته
.اونا میتونن عوضی باشن
.و عاشقشون بودن سخته
...فکر کنم شاید
.شاید من یکم زیادی خودخواهم
.اوه، تو خیلی خودخواهی
.و داریم در مورد تو حرف میزنیم .بیخیال، اشکالی نداره
زندگی من خستهکنندست و مسخره کردن زندگی تورو دوست دارم
اما خدا .تو خیلی با خودت بدجنسی
بیخیال، تو با این آدم آشنا شدی .همون موقعی که مامانت مرد
البته که گیج کننده و سخته ...اما
.فقط قبول کن که عاشقته..
.هی؟ اون عاشقته
.علی رغم نقص و اشتباه خیلی خیلیت
.و تو هم واضحه که عاشقشی
پس چرا حس گهی دارم؟
نمیدونم .چون بعضی وقتا فقط حس گهی داری
.عشق همینه
.مکس ازم متنفره- .چی؟ براش آبنبات بخر -
.اون ۱۶سالشه - .همهی بچهها آبنبات دوست دارن -
.باشه، اره میدونم این کاملا مسخرهست
اما اگه بتونی تو گزارش بیاری .عالی میشه
.ممنون، صبح بخیر - .نه، عصر بخیر -
الان برای عروسی خودم کارت دعوت گرفتم
.یکی تو اینترنت پستش کرده
من گذاشتم .از طرف جفتمونه
چی، برای همه؟ بی سروصدا بودن چیشد پس؟
.اوه، فقط برای دوستهامه
.تو نمیتونی دعوت عروسی رو روی این چیزها بذاری
.وقتی نیست که دعوتنامههارو پست کنیم گلن
اره، اما از کجا بدونیم کی میاد؟
.یعنی، یه مشت غریبه میتونن بیان
.این شخصیه
.اونا علامت آره، نه، یا علاقه دارن رو میزنن
هی، گوش کن، من صفحات "۲۵ورد اور لس" رو نگاه کردم
.اما تخفیف تعطیلات نبود
واقعا ماه عسل لازم نداریم، داریم؟
...اه - .منظورم اینه که تازه برگشتیم -
.اره
مورد بعدی تو لیستت چیه؟
.اوه. ام... اوه، گل - باشه -
من این جای عالی رو میشناسم که
که گلهارو وقتی هنوز یکی دو روز براشون از، میدونی
.رستوران و عروسی مونده نجات میدن
.من یبار ۱۲ دسته برای ۸۰ دلار گرفتم .لینکش رو برات میفرستم
...باشه. خب، این، این
.بنظر خوبه..
.اه، غذا
اوه، یه جای قشنگ تو خیابون اسمیث هست که
.غذاش عالیه
منو رو دانلود میکنم و برات میفرستم
و میتونیم کلی غذای متفاوت بگیریم
.میدونی، غذای سبک و شیرین
.اونا از این بشقابهای کوچک شیرینی خیرهکننده دارن
.اوه خدای من، میشه براشون مُرد
و بعد همهی کاری که باید بکنیم گرفتن یکم نون ترد هست
.و کارمون تمومه
اره، اما مثلا
اونا تهیه غذای عروسی نیستن، هستن؟
.نه، اونا استاد اشپزیان
...اره، اما اون چیزی که
.باشه
خیلی خب .من میرم ترتیب کیک رو بدم
چی، ما کیک لازم داریم؟ و هم شیرینی؟
!عروسیـه انیتا
.یعنی ما کیک عروسی لازم داریم
.باشه، آره .خب، تو ترتیبشو بده
.خوبه
بهتره احتمالا اونو پاک کنی
چون اگه بمونه، سخت میشه
.سلام
.این برای توئه
...من
...خب
میدونم تو دیوونهی من نیستی .اما یکاریش میکنیم
و البته
من بهت زمانی رو که میخوای با پدرت باشی، میدم
.سلام
.هی
...من فقط
میخوام بگم بخاطر دیشب متاسفم
.خیلی تو این بَدَم
فکر کنم یکمی طول میکشه تا به کسی اعتماد کنم
و وقتی تو اومدی مامانم تازه مرده بود
...برای همین زمانبندی ما
.زمانبندیمون برای من خیلی سخت بود..
...میدونم آدم آسونی نیستم که باهاش باشی، اما
...فکر میکنم شاید، یعنی
شاید آمادهام به این چیز یه فرصت واقعی بدم
.و واقعا ببینم مارو کجا میکشه
...پس
.آره..
.یچیزی بگو
کسی داشته اینارو میخورده؟
هی مکس، میشه بهمون یه دقیقه وقت بدی؟
میخوای بشینی؟
.اهم - .اره -
.ممنون برای همهی اون حرفها
میدونم از دست دادن مادرت تورو داغون کرد
.بیشتر از اونکه بخوای نشون بدی
...اما
.من نمیتونم..
...چی؟ تو نمیخوای
.نه، میخوام کلارا
No comments yet. Be the first to leave one.