ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
...دایی
!هی- !دایی-
!دایی
دیوونه ای؟- !دایی-
!دایی
!دایی
!دایی !دایی
بذار برم. دایی ام اونجاست
تکون نخور
!دایی ام اونجاست
نـــرو
نـــرو
خواهش می کنم
خواهش می کنم همینجا بمون
چراغ سبز شده است
!دایی
!دایی! دایی
!دایی
!دایی
!دایی
!به خاطر تو، دایی ام رو گم کردم
گفتی که دیگه بهم توجه نمی کنی
اما چرا کردی؟
،اگه منو نمی گرفتی
دوباره دایی ام و خونه مون رو پیدا می کردم
...همینطور، ویولن
...ویولن هم
...این
همش به خاطر توئه
...به خاطر من
...به خاطر من
...به خاطر من
اگه می مردی چی؟
اگه به خاطر من می مردی چی؟
بدون من برو
اینجا دنبال دایی ام می گردم
...قبل اینکه کنسرت رین کیم تموم بشه
باید یا از طریق تلفن یا ایمیل باهاش تماس بگیریم
گفتی بیشتر از این بهم توجه نمی کنی
ولی چرا کردی؟
...این
همش به خاطر توئه
،قبل اینکه آماده سازی فستیوال رو شروع کنیم
می خوام که اول اون نمایش موزیکال رو تموم کنیم. امکانش هست، نه؟
موندم چرا آه می کشی
هی، وو جین
وو جین
وو جین- بله؟-
هی سو
چی شده؟ کل روز تو هپروت بودی
انگار یه چیزی شده
حالا دیگه پیشگو شدی؟ چیزی نشده
چه...چه خبره؟
بیا درمورد برنامه فردا حرف بزنیم
فکر کنم اینطوری بهتره
وو جین. واقعا خوبی؟- آره، خوبم-
خدای من. واقعا معلومه که خوبی
چیه؟ دوسش داری؟ می خوایش؟
خب، این...مال توئه
فکر کنم چون خوشگله دلم خواستش
من دارم میرم خونه
مثلا جوک تعریف کرد، ولی اصلا خنده دار نبود
همیشه عجیب غریب بوده، ولی امروز یه جور بخصوصی عجیب شده
واقعا چیزی شده؟
آقای گونگ ـه
سلام، چان
چرا وقتی گرمه اومدی بیرون؟
آجوما کجاست؟
شنیدم از دامپزشکی برگشتی و دوک گو رو گذاشتی خونه
چرا آجوما باهات نیومد؟ می دونی کجا رفته؟
نمی دونم، و علاقه ای هم ندارم بدونم
نمی خوام هیچ کاری باهاش داشته باشم
خدایــــا. مگه یخچالی؟
چرا اینقدر سردی؟
،می دونم دوست نداری با آدما دربیفتی
...ولی از وقتی اون اینجا پیش ما می مونه
...واقعا می خوام حرفمو پس بگیرم. چرا
...چرا من
مهم نیست
اون یه آدم بالغه. لازم نیست اینقدر نگرانش باشی
فقط بیا تو
اگه یه آدم بالغِ عادی بود که نگران نمی شدم
اون موقع ترسیدی، نه؟ ببخشید
برای همین نمی خواستم اجازه بدم اینجا بمونه
بله، گونگ وو جین هستم- سلام، طراح گونگ-
از تیم جاز فستیوال موسیقی تماس می گیرم
هنوز ایمیلتون رو چک نکردین؟
می خواستم دراین مورد بهتون زنگ بزنم. هنوز چیزی به دستم نرسیده
شاید، آدرس ایمیل رو اشتباه زدین
یا شاید یه خطایی تو فایل بوده
لطفا دوباره برام بفرستینش
ممنون
!آجوما
بدون اینکه یه کلمه بگی کجا رفتی؟
منتظر من بودی؟
کجا بودی؟ چیزی خوردی؟
اگه چیزی نخوردی می تونم سریع زنگ بزنم یه چیزی بیارن
مریضی چیزی هستی؟
...میشه قبل اینکه حرف بزنم
یه لیوان آب بخورم؟
کلی منتظرت شدم تا برگردی
برای همین موبایل لازم داری
...دفعه بعد، قبل رفتنت یه یادداشت بذار
دایی ام رو دیدم
جدی؟ بالاخره پیداش کردی؟
ولی گمش کردم
مطمئنم خودش بود
،اگه یه ذره تندتر دنبالش می دویدم
می دیدمش
حالا چیکار کنیم؟
حداقل به نظر میرسه نزدیک باشه
به زودی می تونی پیداش کنی
میشه نوارچسب و چندتا کاغذ بهم قرض بدی؟
معلومه. مشکلی نیست
آجوما، گفتی می خوای آب بخوری
دیگه نمی خوام بخورم
چی بود؟
تو راه کلینیک دامپزشکی اتفاقی بین شما دو تا افتاده؟
...گفت که دایی اش رو تو این محله دیده
ولی گمش کرده
،سریعتر از چیزی که فکرشو می کردم پیداش کرد
پس فکر کنم قبل اینکه یه ماه تموم بشه از اینجا میره
حالا که اینطوری شده، لطفا تا وقتی اینجاست باهاش خوب باش، باشه؟
منم خوب میشم. باشه؟ باشه؟
بی خیال. یه ذره بخند
منو ببین
اینطوری
نگاه، وقتی می خندی خیلی بهتر میشی
چه دایی خوشرویی
من باید برم- احتمالا-
زودتر برو بخواب- باشه-
واقعا اتفاقی بینشون افتاده؟
برای هر دومون بهتره که دیگه همدیگرو نبینیم
88, 89,
90, 91,
92...
کجا بودم؟
تا 91 شمردی- باشه. ممنون-
این چمدون بزرگ برای چیه؟
دارم میرم استودیوم. برای یه ماه اونجا می مونم
93...
چی؟
یه ماه تمام؟
برای کاره. بیشتر وقتا میام دیدنتون
لطفا تا اون موقع مراقب چان باشین
هی
چیه؟ چرا یهو داری همچین چیزایی میگی؟
مطمئنم خوب غذا می خوری
موقع تمرینا حسابی تلاش کن
...درمورد درس خوندن هم
هر چند که هیچ وقت اینکارو انجام نمیدی، پس همینطور ادامه بده
هر روز بهت زنگ می زنم
فقط 10 دقیقه طول می کشه برسی استودیو
چرا میخوای اونجا غذا بخوری و بخوابی؟
برای اینکه وقتی آجوما اینجاست معذبی؟
آره. عجیبه که دقیقا یه ماهه
دیدی؟ دوک گو داره میگه که نری
مراقب خودت باش
تو هم همینطور، دوک گو
...اگه واقعا به خاطر اونه
اونجا چیکار می کنی؟
...بیرون تو باغ بودم
من دارم میرم
آقای گونگ
...خب، چیزه
...داشتیم می گفتیم که دوک گو
چقدر به لطف تو بهتر شده
این چیزیه که درموردش حرف می زدیم
که اینطور
حتما حرفامون رو شنیده
دلم برات تنگ شده، آقای گونگ
برگرد خونه
چُغلیت رو به مامان می کنم
تو دلت برای خواهر زاده عزیزت تنگ نشده؟
حتی اگه اینکارو بکنم؟ اینکارو چطور؟
دایی، منم، سو ری
من تو خونه قدیمی مونم
!بیا اونجا
بله، چان
تو دردسر افتادیم. دوک گو از خونه فرار کرده
چی؟ همین الان میام اونجا
ساکت باش
سگ همسایه ست
اومدن دیدنمون
منو ترسوندی
چان
همه چی خوبه؟- معلومه که نه-
وقتی سال آخر دبیرستانم دایی ام از خونه فرار کرده
معلومه که خوب نیستم
چند روز دیگه میام. پس می بینمت
آقای گونگ؟
!تو برگشتی
!هی، تو- چان! صبح بخیر-
هه بوم، دوک سو
فکر کردم آقای گونگ ـه
چه اتفاقی برای دایی مون افتاده؟- آقای گونگ چی؟-
اون دایی و آقای گونگِ منه
تو دوره بلوغه؟ چرا هنوز برنگشته؟
سلام، آجومای زیرپله ای- سلام-
...آقای گونگ
No comments yet. Be the first to leave one.