ആദ്യത്തെ 147 വരികൾ.
وقتی کارِ مردم تموم میشه و کلهپا میشن سمتِ خونه، sub by amirslip
تازه روزِ من شروع میشه.
رستورانم از نصفهشب تا ۷ِ صبح بازه.
بهش میگن «رستورانِ نیمهشب».
مگه اصلاً مشتری هم دارم؟
بیشتر از اونی که فکرشو کنی.
رستورانِ نیمهشب: داستانهای توکیو
برنج سرخکرده با مرغ
در حالِ گشتزنی
این هنوز اینجاست؟ فروش نرفته؟
دیگه برام فرقی نمیکنه فروش بره یا نه. دلم میخواد همینجا بمونه.
بهش عادت کردی.
آره، میدونم فقط یه مشت آشغاله.
اوه، دیگه وقتشه.
ممنون. - حله.
بفرما، اینم از این.
مو نمیزنه، خودِ خودشه.
اون چیه؟
این؟
عینِ چرخوفلک میمونه.
ولی خب، طفلکی بدجوری تنهاست.
اینم فروشبرو نیست.
فقط داره هی دورِ خودش میچرخه.
عینِ زندگیِ سگیِ ما.
بعداً برو تو لک. فعلاً بیا برگردیم سرِ کار.
حق با توئه. فعلاً.
ممنون.
تأیید میکنم؛ کیفپولِ دزدی تو همون ساکه.
آره، میبرمش مقر اصلی.
ببخشید که مزاحم همگی شدیم.
دزدی؟ این یارو چی دزدیده؟
چند بار تو سینماهای اکرانِ نیمهشب، کیفِ مردمو زده.
یه خلافکارِ سابقهدار.
که اینطور.
آخه محیطِ سینما تاریکه.
البته بعضی وقتا اونقدر غرقِ فیلم میشدم که یادم میرفت دزدی کنم.
مثلاً همین اواخر...
نقد و بررسیِ فیلمهاتو بذار واسه وقتی رسیدیم اداره.
بله.
ممنون. شاید بعداً بازم لازم بشه چندتا سؤال ازتون بپرسیم.
حتماً.
خب، اینجا هرچی دلم بخواد میتونم سفارش بدم؟
اگه مواد اولیهاش رو داشته باشم، آره.
فهمیدم.
اینجور که معلومه دستِ مشتری تو انتخاب بازه،
ولی در واقع این غذاخوریه که تصمیمها رو هدایت میکنه.
چه استراتژیِ جالبی.
کدوم استراتژی؟
نمیدونم.
میتونی چلو مرغ درست کنی؟
باشه.
میتونم.
یه آبجو هم بیار، بیزحمت.
خیلهخب.
بفرما.
ممنون.
چطوره؟
عالیه!
اسمم آکاییه.
واسه همین قرمز پوشیدی؟
جالبه. حتی غذای قرمز هم سفارش میدی.
رنگ قرمز به آدم قدرت میده. میدونی که، بعضیا شورت قرمز میپوشن.
نخودفرنگی دوست نداری؟
بچگیام خوشم نمیاومد.
اما الان...
این روزا هیچ رستورانی رو پیدا نمیکنم که از این چیکنرایسهای مدل قدیمی بده.
از اون موقع به بعد،
انگار از چیکنرایس من خوشش اومد،
و هرازگاهی میاد اینجا.
آقای مومی، این...
واقعاً خودِ شینیچیرو آکاییه.
مگه اینقدر معروفه؟
اون یه بازیساز خیلی معروفه.
فقط در حد بازیهای ویدیویی دیگه، نه؟
اون بازیای که ساخت، «در به در»،
که معمولاً به اسم سری «دی تو دی» شناخته میشه،
خیلی پرطرفداره و همه جای دنیا بازیش میکنن.
تو دیگه کی هستی؟
آقای مومی «گیممستر» منه.
مستر یعنی استادم، نه صاحب این دخل و دکون!
بیا، اینم یکی دیگه.
دمت گرم.
واسه چی کارت ویزیتشو گذاشت اینجا؟
گفت ازش خواستن بره توی تلویزیون.
میخوان یه برنامه مستند دربارهش بسازن.
ازم پرسید میتونه اینجا هم فیلمبرداری کنه یا نه.
چی؟ عالیه که! حتماً رو پیشنهادش اوکی بدیا!
در هر صورت، به نظرم بهتره دیگه اون کتشلوارهای قرمز رو نپوشه.
حتی فامیلیش هم «آکایی»ـه.
استاد، به نظرم کسی که فقط بلده از این شوخیهای لوس بکنه،
یه دفترچه راهنما واسه زندگی لازم داره.
زندگی که بازی نیست؛ نمیتونی ریستش کنی.
آقای مومی، چقدر حرفات عمیقه.
فانوس کاغذی رو میذاریم توی کادر و...
اینطوری شد که فیلمبرداری مستند رو اینجا شروع کردن.
استاد.
لطفاً آماده شو واسه آشپزی.
ممنون.
اینطوری؟
حله.
آقای آکایی، شروع کنیم.
باشه.
آماده...
سه، دو...
ببخشید.
تنظیماتی که دیروز خواسته بودی رو تموم کردم.
چه سرعتی. میتونم الان ببینمش؟
البته.
از حرکت انگشتا راضیام، ولی گردنش نه.
گردنش خیلی مهمه.
اگه اینطوری تکون نخوره، اونقدر که باید جوندار نمیشه.
اگه اینطوری تکون نخوره، اونقدر که باید جوندار نمیشه.
دوران دبیرستان بود که «آکایی» پاش به دنیای بازیهای ویدیویی باز شد.
خودش میگه راهی بود واسه فرار از واقعیت.
شوهرم قدیما بارمن بود.
ولی پنج سال پیش غزل خداحافظی رو خوند.
بچهای ندارم، تا وقتی هم که کسی رو استخدام نکنم،
میتونم از کار کردن تو اینجا لذت ببرم.
که اینطور.
درست قبل از تموم شدن دورهی «شووا» راهش انداخته بودم.
-پس شد بیشتر از ۳۰ سال؟ -آره.
تبریک میگم!
ممنون!
بیا، بفرما.
مرسی.
شنیدم با این «چیکنرایس» کلی خاطرههای خوب داری.
بچه که بودم، این غذای اصلی جشنهامون بود، مثلاً واسه تولدم.
«آکایی» توی یتیمخونه بزرگ شده.
«شینیچیرو آکایی» اسم واقعیش نیست.
این اسم رو رئیس یتیمخونه روش گذاشته.
این عکس مال وقتیه که آوردنش به...
- داستانِ امروز خیلی غمانگیز بود، نه؟ - آره.
از اینجور داستانها همهجا شنیده میشه.
واسم سخت بود چون نمیتونم گذشتهم رو عوض کنم.
واسه همین تصمیم گرفتم گذشتهم رو پاک کنم و از نو بسازم،
- و دیگه نگران این نباشم که کی هستم. - خانم.
- خانم. - چیه؟
یه ویسکی با آب بهم میدی؟
حتماً.
من، یعنی مادرت...
خیلی دلم میخواست ببینمت، شین.
توی برنامه گفتم
که یادمه مادرم اینطوری صدام میکرد.
واسه همینه که اینطوری صدام میکنی، درسته؟
چرند نگو.
تو شینِ منی.
میتونی آزمایش DNA بدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.