White Collar

White Collar

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

white collar s06e02 return to sender 480p web dl dd5 1 h 264 ntb rar
കമന്ററി എഴുതിയത് f_hiphop
ترجمه از AGZ --------------------------------------------- تنظیم از ..::: FZN :::.. [email protected]

ടാഗുകൾ

web
480p
480
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-04-20
ഡൗൺലോഡുകൾ: 34
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

آن چه در "وایت کالر" گذشت

تو سعی داری به "پلنگ های صورتی" ملحق بشی

بزرگ ترین دزدهای دوره ی ما

برای وارد شدن به این گروه باید یه سرقت براشون انجام بدی

ما باید از دزدها بدزدیم

وودفورد"... شایعه شده که"

"اون رئیس "پلنگ های صورتیه

میتونستم واسه این کار بکشمت

یا می تونستی مهارتی رو که

واسه تیمت لازم داری تصدیق کنی منم میخوام بهتون ملحق یشم

من باردارم

ما بچه دار میشیم - آره -

من یه قرارداد میخوام

پلنگ های صورتی" به ازای آزادیم"

باید مو لای درز قرارداده نره

قبلا هم بهت قول داده بودن آزادت کنن

چی باعث میشه فکر کنی این دفعه هم سر حرفشون بمونن؟

کی گفته من دنبال آزادی ام؟

آخ

همه چی اون جا مرتبه؟

آره

عزیزم میدونی که الان ساعت هشت صبحه

و منم عاشق اینم که قبل از رسیدن بچه

ذوق داری وسایل خونه رو درست کنی

...اما من مطمئنم که اون (دختر) - یا پسر -

می تونه تا ده سال دیگه هم بدون

خرد کردن آت و آشغالای میز زنده بمونه

خب. خوبه

زباله خرد کن جدید چقده خرج برمیداره؟

نه، میخوام تعمیرش کنم

آره، حالا ببین

کاری میکنم موقعی که درستش کردم

ماشین بهش بدی ریز ریز کنه

خیلی خوشحالم برگشتم خونه

"نیله"

چون تو دیگه قرار بود نباشی نگرانه که

نتونم حتی یه فنجون قهوه واسه خودم دم کنم

خب، یادت نره

لو ندی قضیه رو

نه، من دهنم قرصه

سلام

الیزابت"، سلام"

خیلی خوشحالم که سالمی - ممنون -

!چه سورپرایز خوبی تا کی اینجا هستی؟

همیشه

"قسمت نبود برم "دی سی

واقعا؟ - آره -

فهمیدم میتونم اینجا هم به آرزوهام برسم

تو نیویورک

آره، یهو نظرم عوض شد

و به منم فرصت داد بعضی کارامو انجام بدم

طرف رو دو ثانیه تنها بذار

خونه رو کلا بهم میریزه

خب، من جای تو بودم به هیچی دست نمیزدم

خدافظ - خدافظ -

دارم با "دیوید پیلار" تو اداره در مورد

قرارداد حرف میزنم

پلنگ های صورتی" رو گیر بنداز"

تا آزادی ام رو بگیرم - یه بار واسه همیشه -

به محض اینکه پیلار با اون کله گنده های اف بی آی حرف بزنه

بهت خبر میدم چی گفتن

راستی، حالا که حرفش شد

من اخیرا اعتمادم رو نسبت به قول های شفاهی از دست دادم

چند ساله که دارن قول آزادیم رو میدن

ولی فقط یه مساله جزئی یا عوض شدن نظر کسی

باعث شده کلا همه چی زیرش زده بشه

اون چیه؟

یه قرارداد

با یه خفن ترین مخ مسائل حقوقی مشورت کردم

"مازی؟"

...مطمئنا به نظر میرسه

فکر میکنم کلمه ای که دنبالشی جامع" باشه"

"میخواستم بگم "لحنش تنده

اگه اف بی آی اون رو امضا نکنه

"منم دیگه در مورد "پلنگ های صورتی کمکی نمیکنم

و اگه امضا کنن، طبق قانون پاشون گیره

اگه بخوان از زیرش شونه خالی کنن

سریع میکشونمشون دادگاه

بهت قول میدم اف بی آی دوست نداره قاطی پرونده ای بشه

که توش "مازی" بخواد اف بی آی رو بازجویی کنه

نیل"، من واقعا میخوام این قضیه به خاطر تو و اداره جور بشه

فقط میخوام مطمئن بشم میفهمی داری

وارد چه مخمصه ای میشی

این کار بدون ریسک نیست

"جلسه معارفه من با "پلنگ های صورتی

یه ساعت دیگه برگزار میشه

فکر کنم یه مچ بند رد یاب به این گنده گی

دستمونو رو کنه

یادت باشه، این به معنی آزادی نیست

آره، خوب متوجهم

بیشتر شبیه مرخصی از زندانه

موردی نداره

"کلر"

"نیل کفری"

گل سرسبد

وایت کالر فصل ششم قسمت دوم : بازگشت به فرستنده

ترجمه از AGZ

عین مشروب هات پیر میشی

زمان باعث شده آروم تر بشی دیگه تندخو نیستی

این یارو "کفری" رزومه ی خفنی داره

چرا خودت بهشون نمیگی؟

چیه؟ خجالتی شدی واسه ما؟

میخوای من بگم؟ باشه

عتیقه های مصری

آره

اون اثرهای هنری آلمان های نازی رو از یه زیردریایی دزدید

!!میفهمین؟ یه زیر دریایی

میدونین چقده سخته؟

اون یکی از سخت ترین کاراس

بعدش، بعد یه مدت اف بی آی متوجه کاراش شد

مگه نه "کفری"؟

و "کفری" انقده کارش درست بود که کلی طول کشید

تا تونستن گیرش بندازن ولی بالاخره گیرش انداختن

و این رفیق ما دیگه زیادی بلند پروازی کرد

اما بالاخره حبسش رو گذروند

"خیلی خوبه که به جمع ما برگشتی "نیل

از ته دل میگم

تجدید دیدار تمومه بچه ها، اشکاتونو پاک کنین

بریم سر کارمون

"آقای "کفری"، وقتی عضو جدیدمون "آقای کلر

کار خارق العاده ات تو ساختمونم رو شنید

همش در مورد کارای قبلیت فک میزد

امیدوارم گذشته ات فقط یه مقدمه واسه کارای بعدی بوده باشه

ماموریت اولت

اینم یه آزمایش دیگه اس؟ میخواین به سد غیر قابل نفوذتون نفوذ کنم؟

قضیه اداره تون واسه اثبات توانایی هام کافی نبود؟

به دست آوردن اون تمبر واسه کارای بزرگتری

که میخوایم انجام بدیم اهمیت بالایی داره

واسه قرن نوزدهه، سوئدیه

به نظر میرسه وضعش هم خوب باشه

بدون شک پر ارزشه اون کار بزرگتره چیه؟

میخواین اداره پست رو از کار بندازین؟

هر کسی در این گروه یه ماموریت داره

این ماموریت توئه

این تمبر رو فردا شب یه زنی به اسم

بیانکا استورینا" به مزایده میذاره"

48ساعت وقت داری بیاریش پیش من

بیانکا" رو پیدا کن"

و تمبر رو ازش بگیر... وگرنه اخراجی

خیلی ممنون که از "دی سی" تا "اینجا اومدی "دیوید

"پلنگ های صورتی"

همه ی ارگان های امنیتی تو دنیا تلاش کردن

بهشون نفوذ کنن

برنامه شون چیه؟ چند تا عضو دارن؟

داریم روش کار میکنیم. فعلا زوده

کفری" تونسته اعتمادشون رو جلب کنه"

در واقع الان با اونا سر یه جلسه اس

کارمند درجه یک اف بی آی در برابر

دشمن بین المللی درجه یک

چه پرونده ای بشه

بله، دقیقا

من... من یه درخواستی ازت دارم

"هرچی که لازم داری بگو "پیتر

من میخوام از تمامی منابع اف بی آی تو این

پرونده استفاده کنم، مامورای بیشتر

مجوزهای بیشتر، وسایل مربوط به تحت نظر گیری

هر چی که تو بخوای - من هیچ کدوم از اینا رو نمیخوام -

نیل" از کار اینا سر در میاره"

اگه ما از مامورای بیشتری استفاده کنیم

،پلنگ های صورتی" ناپدید میشن" درست مثل دفعه های قبلی

که کسی سعی کرده ولی نتونسته گیرشون بندازه

پیتر - یا من و "نیل" خودمون با یه -

تیم کوچیک انجامش میدیم، یا کلا بی خیال

این یه پرونده ی خیلی مهمه

عواقب بین المللی داره

همه چشممشون به تو ببینن چطور کار میکنی

اگه از منابعی که داریم استفاده کنی

موقعی که موفق نشیم بهت گیر نمیدن

منم موقعی که پرونده حساس بوده

هیچ وقت جا نزدم

قضیه یه لکه سیاه رو پرونده ی ارزیابی

آخر سالت نیست آخه

قضیه از دست رفتن شغلته

خودم می دونم چقده وضعیت حساسه

خب، اون چیزی که میخوای چیه؟

یه امضا

ما این دفعه ی آخری "نیل" رو ناامید کردیم

بهش یه ضمانتی دادیم که نتونستیم پاش وایستیم

...این طوریا هم که تو میگی - اگه از پس کار بر اومدیم -

نیل" حق داره آزاد بشه" منم اینو بهش قول دادم

اون یه قرارداد نوشته

به امضای دادستان کل احتیاج داره

میخوای "پلنگ های صورتی" رو گیر بندازیم؟

قرارداد رو میزته

چیزی شده "نیل"؟

یه مشکل پیش اومده

ببین، منم نمیدونم چه جوری این مساله اتفاق افتاده

اما اتفاق افتاده - چی؟ -

"متیو کلر" اون اینجاس

تو گروه "پلنگ ها" عضوه - غیر ممکنه -

کلر" الان تو یه زندان روسی حبس شده"

...هر چی که - خودم دیدمش -

خودشه

ما باید این قضیه رو خاتمه بدیم

صبر کن. پیتر، پیتر. گوش بده به من

اون فرصت اینو داشت که منو لو بده ولی این کار رو نکرد

اون یه چیزی از من میخواد

دیوونه شدی؟

فقط یه دلیل هست که "کلر" به خاطرش

تو رو ببینه ولی زیرآبت رو نزنه

More Farsi Persian subtitles for White Collar

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left