ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
بیشههای اطراف کوانتیکو، ویرجینیا
سکوت برهها
استارلینگ
استارلینگ
کرافورد میخواد تو دفترش ببینتت
ممنون، قربان
درد - رنج - عذاب، یک لذت تمامعیار
کلاریس، سلام
واحد علوم رفتاری
دنبال کرافوردی؟
الانه که بیاد. تو دفترش منتظرش باش
«بیل» پوستِ پنجمین قربانیاش را کَند
استارلینگ
کلاریس اِم، سلام
سلام، آقای کرافورد
ببخشید که اینقدر یهویی از تمرینات کشیدمت بیرون
مربیهات میگن کارت خیلی خوبه
امیدوارم؛ هنوز نمرهای اعلام نکردن
یه کاری پیش اومده که یادت افتادم
راستش بیشتر از اینکه کار باشه، یه ماموریت جالبه
بفرما بشین
بله، قربان
اون کلاس دانشگاهی رو یادمه
حسابی منو سوالپیچ کردی
دربارهی حقوق مدنی و افبیآی در زمان هوور
نمرهت اِی شد
اِی منفی، قربان
دو رشتهایه: روانشناسی و جرمشناسی. با رتبهی عالی
کارآموزیهای تابستونی در کلینیک رایتزینگر
بعد از فارغالتحصیلی
میخوای تو بخش علوم رفتاری برای من کار کنی
بله، واقعاً همینطوره قربان. واقعاً
ما با قاتلهای زنجیرهایِ زندانی مصاحبه میکنیم تا یه پروفایلِ روانشناختی-رفتاری ازشون بسازیم
ممکنه برای حل پروندههای باز به دردمون بخوره
اکثرشون راحت باهامون حرف زدن
آدم ترسویی هستی، استارلینگ؟
تا حالا که نبودم، قربان
اونی که از همه بیشتر برامون مهمه، از همکاری کردن خودداری میکنه
میخوام امروز بری تیمارستان و ببینیش
سوژه کیه؟
دکتر روانپزشک، هانیبال لکتر
هانیبالِ آدمخوار
فکر نمیکنم باهات حرف بزنه
ولی باید بتونم بگم که تلاشمون رو کردیم
پس اگه همکاری نکرد، یه گزارش استاندارد ازت میخوام
چه شکلیه؟ وضعیت سلولش چطوریه؟
نقاشی میکشه؟
اگه آره، چی میکشه؟
این یه پرونده دربارهی لکتره
یه نسخه از پرسشنامهمون و یه کارت شناساییِ مخصوص
یادداشتهات رو چهارشنبه ساعت ۸ صبح روی میزم میخوام
باشه
ببخشید، ولی چرا اینقدر عجله داریم؟
لکتر مدتهاست که زندانیه
نکنه ارتباطی بین اون و «بوفالو بیل» وجود داره؟
کاشکی اینطور بود
حالا خوب به حرفام گوش کن، استارلینگ
بله، قربان
با لکتر خیلی با احتیاط رفتار کن
دکتر چیلتون تمام تدابیر امنیتیِ
فیزیکی که براش در نظر گرفته شده رو برات توضیح میده
تحت هیچ شرایطی از اونها سرپیچی نکن
و اصلاً هیچ چیز شخصیای بهش نگو
اصلاً دلت نمیخواد هانیبال لکتر راهی به ذهنت پیدا کنه
کارت رو انجام بده ولی یادت نره با کی طرفی
یعنی چی؟
اون یه هیولاست
یه سایکوپت واقعی
خیلی به ندرت پیش میآد یکی از اونها رو زنده بگیریم
از نظر تحقیقاتی، لکتر باارزشترین داراییِ ماست
ما اینجا بازرسهای زیادی میبینیم
ولی هیچکدومشون به جذابیِ شما نبودن
امشب بالتیمور میمونید؟
اگه یه راهنمایِ درست داشته باشید، این شهر میتونه خیلی خوش بگذره
مطمئنم همینطوره دکتر چیلتون
اما من دستور دارم که با دکتر لکتر صحبت کنم
و امروز بعدازظهر گزارشم رو تحویل بدم
میفهمم
خب، پس بیاید عجله کنیم
ما میخواستیم روش مطالعه کنیم
ولی اون خیلی باهوشتر از اینه که با تستهای استاندارد بشه سنجیدش
و خدای من، چقدر از ما متنفره
از نظر اون، من یه دشمنم
کرافورد خیلی زیرکانه شما رو فرستاده، نه؟
منظورتون چیه قربان؟
یه زنِ جوون و زیبا برای تحریک کردنش
فکر کنم لکتر ۸ ساله که یه زن ندیده
و شما واقعاً بابِ میلش هستید
البته، این فقط یه اصطلاحه
من از دانشگاه اومدم، نه از مدرسهی دلبری
بسیار عالی، پس حتماً یادتون میمونه که قوانین رو رعایت کنید
به شیشه دست نزنید و فاصلهتون رو حفظ کنید
فقط بهش کاغذ بدید. نه مداد و نه خودکار
هیچ منگنه یا گیرهی کاغذی هم نباید لای برگهها باشه
از محفظهی مخصوص رد کردنِ وسایل استفاده کنید
اگه سعی کرد چیزی بهتون بده، قبول نکنید
متوجه شدید؟ بله قربان، متوجه شدم
میخوام بهتون نشون بدم چرا اینقدر روی این مسائل اصرار داریم
جولای ۸
از دردِ قفسهی سینه شکایت کرد
توی بهداری
برای گرفتنِ نوار قلب، پیراهنِ مخصوصش رو درآوردن
وقتی پرستار روش خم شد، این بلایی بود که سرش آورد
فکّش رو هر جوری بود جا انداختن
و تونستن یکی از چشماش رو نجات بدن
ضربان قلبش هیچوقت از ۸۵ بالاتر نرفت
حتی وقتی داشت زبونِ اون زن رو میخورد
من اینجا نگهش میدارم
دکتر چیلتون
اگه لکتر شما رو دشمن خودش میدونه
شاید اگه تنها برم، شانسِ بیشتری داشته باشم
نظرتون چیه؟
اگه توی دفترم این رو میگفتید، دیگه لازم نبود تا اینجا بیام
بله، ولی اونوقت
از لذتِ همصحبتی با شما محروم میشدم، قربان
وقتی کارش تموم شد، راهنماییش کن بره بیرون
سلام، من بارنی هستم
بهت گفت که از شیشه فاصله بگیری، نه؟
آره، بهم گفت. کلاریس استارلینگ هستم
از دیدنت خوشبختم، کلاریس
اگه بخوای میتونی پالتوت رو بذاری اینجا
ممنون
اون ته، توی آخرین سلوله
از سمت راست برو
برات یه صندلی گذاشتم
خیلی خب، ممنون
من حواسم هست. نگران نباش
سلام
بویِ کست میآد
سلام
دکتر لکتر، من کلاریس استارلینگ هستم
میتونیم با هم گپ بزنیم؟
برای جک کرافورد کار میکنی، درسته؟
همینطوره
ممنون میشم کارتت رو ببینم
البته
نزدیکتر، لطفاً
نزدیکتر
اعتبارش یه هفته دیگه تموم میشه
تو عضو افبیآی نیستی، نه؟
من هنوز دانشجویِ دانشکدهی افبیآی هستم
جک کرافورد یه کارآموز رو فرستاده سراغ من؟
بله، من دانشجو هستم
اومدم اینجا تا از شما یاد بگیرم
دیگه با خودتونه که تصمیم بگیرید صلاحیتش رو دارم یا نه
این یه کلکِ رندانهست، مأمور استارلینگ
بفرمایید بشینید، خواهش میکنم
خب، حالا بهم بگو
میگز چی بهت گفت؟
«میگزِ چندوجهی» توی سلول بغلی
برات سوت زد
چی گفت؟
گفت: «بویِ کست میآد.»
میفهمم
ولی من نه
تو از کرمِ بدنِ اِویان استفاده میکنی
و گاهی هم عطرِ «لِر دو تان» میزنی
ولی نه امروز
همهی این نقاشیها کارِ خودتونه، دکتر؟
این کلیسایِ جامع «دومو» از نمایِ «بلودِره» است
فلورانس رو میشناسی؟
اینها رو از حفظ کشیدید؟
حالا که از دیدنِ مناظر محرومم، مأمور استارلینگ، فقط حافظهم برام باقی مونده
شاید وسوسه بشید
که نظراتتون رو دربارهی این پرسشنامه با ما در میون بذارید
نه، نه، نه
داشتی خوب پیش میرفتی
مؤدب بودی و در مقابل ادب، واکنش خوبی نشون دادی
داشتی یه رابطهیِ مبتنی بر اعتماد میساختی
اون هم با تکرارِ حرفهایِ زنندهیِ میگز
و حالا
این تغییرِ مسیرِ ناشیانه به سمتِ این پرسشنامه
اصلاً قابل قبول نیست
فقط ازتون میخوام یه نگاهی بهش بندازید
یا قبول میکنید یا رد
آره
جک کرافورد باید خیلی سرش شلوغ باشه
که دست به دامنِ دانشجوها شده
لابد سرگرمِ شکارِ این بوفالو بیلِ جدیده
عجب آدمِ خبیثیه
میدونی چرا بهش میگن بوفالو بیل؟
خواهش میکنم، شما بگید. روزنامهها چیزی در اینباره ننوشتن
این یه شوخی بود که تو دایرهیِ جناییِ کانزاس سیتی راه افتاد
چون میگفتن: «اون شکار میکنه و پوستِ طعمههاش رو میکَنه.»
به نظرت چرا پوستشون رو میکَنه
مأمور استارلینگ؟
با هوش و ذکاوتت من رو شگفتزده کن
این کار تحریکش میکنه
معمولاً قاتلهایِ زنجیرهای از قربانیهاشون یادگاری نگه میدارن
من که اینطور نبودم
نه
شما اونها رو خوردید
اون رو رد کن بیاد
مأمور استارلینگ
فکر میکنی با این خزعبلات میتونی من رو کالبدشکافی کنی؟
نه
فکر کردم دانشِ شما
خیلی جاهطلبی، مگه نه؟
میدونی شبیه چی هستی؟
با اون کیفِ شیک و کفشهایِ ارزونقیمتت؟
No comments yet. Be the first to leave one.