Spider-Man: Homecoming

Spider-Man: Homecoming

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Spider-Man Homecoming 2017 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Spider-Man: Homecoming 2017 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 121
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

اوضاع دیگه هیچ‌وقت مثل قبل نمی‌شه

منظورم اینه که، اینو نگاه کن

پای فضایی‌ها وسط اومده

یه سری غول‌های سبز گنده دارن کل شهرو داغون می‌کنن

بچگیام همش نقاشی گاوچرون‌ها و سرخپوست‌ها رو می‌کشیدم

امم، در واقع اسمشون «بومیان آمریکا»ست ولی خب بیخیال

آره. ولی بذار یه چیزی بهت بگم

بد نیست، مگه نه؟

نه، خدایی خوبه

این بچه آینده داره

آره، خب

حدس می‌زنم باید صبر کنیم و ببینیم

نه، هی! نه نه

با اره نمی‌شه اینا رو برید

این آشغالای فضایی خیلی سفت و سختن

باید از همون چیزایی استفاده کنی که خودشون استفاده می‌کردن

دیدی؟ بسیار خب. باشه

اوه، هی

خوشحالم که بهمون ملحق شدی. عصر بخیر

آره، ساعتم زنگ نخورد. آره جون خودت، ساعتت

ببین، فقط برو اون صفحه‌های زرهی رو همون‌طوری که گفتم روی هم بچین

این پروژه واسه ما خیلی مهمه

لطفا توجه کنید

طبق فرمان اجرایی ۳۹۶-بی

تمام عملیات‌های پاکسازیِ بعد از نبرد، از الان به بعد تحت نظارت ماست

بابت خدماتتون ممنون. از اینجا به بعدش با ما

شما دیگه چه خرایی هستین؟

پرسنلِ واجد شرایط

ببینید، من واسه جمع‌آوری اینا با شهرداری قرارداد دارم، باشه؟ با خودِ شهرداری، پس

عذر می‌خوام آقای تومز، ولی تمام عملیات‌های بازیافت الان تحت اختیار ماست

لطفا هرچی وسیله‌ی عجیب و غریب که جمع کردین رو تحویل بدین

وگرنه تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرید

خانم، آخه من چطوری...؟

لطفا. بیا اینجا. هی خانم، بی‌خیال دیگه

گوش کن

من واسه این کار کامیون خریدم

یه اکیپ جدید استخدام کردم

اینا زن و بچه دارن. منم خانواده دارم

هر چی داشتم پای این کار گذاشتم. ممکنه خونه‌مو از دست بدم

متاسفم آقا. کاری از دست من برنمی‌آد

شاید دفعه‌ی بعد بهتر باشه لقمه‌ی بزرگتر از دهنت برنداری

چی گفتی؟

آره

حق با اونه. لقمه‌ی بزرگتر از دهنم برداشتم

آخ! هی، هی، هی

این کارو نکن. نه، نه، نه

بذارشون زمین

اگه شکایتی دارین، می‌تونین با مافوق‌های من در میون بذارین

مافوق‌هات؟ اونا دیگه کدوم احمقایی‌ان؟

یه همکاریِ مشترک بین صنایع استارک

و دولت

«اداره‌ی کنترل خسارت» بر جمع‌آوری

و نگهداریِ قطعات فضایی و اشیاء بیگانه نظارت می‌کنه

حالا همون کثافت‌هایی که این گند رو بالا آوردن، پول می‌گیرن تا جمعش کنن

آره، همه‌اش پارتی‌بازیه

کارشناس‌ها تخمین می‌زنن که بیش از ۱۵۰۰ تن قطعات بیگانه

در سراسر منطقه‌ی سه ایالتی پخش شده

هی رئیس! یه بار دیگه هم از دیروز مونده

قراره اینو تحویل بدیم، نه؟

من که اینو جایی نمی‌برم

واقعا حیف شد

می‌تونستیم با اون آشغالای فضایی کلی چیزای باحال درست کنیم

می‌دونی چیه؟

بیا نگهش داریم

دنیا داره عوض می‌شه

وقتشه ما هم عوض بشیم

بیا اینم واسه تو، میسون

کاسبی رو به راهه

نیویورک. کوئینز

محله‌ی لاتیه، ولی خب، خونه‌ی آدمه. داری با کی حرف می‌زنی؟

هیچ‌کس. فقط دارم از سفرم فیلم می‌گیرم

خودت که می‌دونی نباید به کسی نشونش بدی

آره، می‌دونم

پس چرا داری با اون صدا گزارش می‌دی؟

امم... چون باحاله. باحاله دیگه

راستی، چرا بهت می‌گن هپی؟

زود باش. من ساک‌هات رو نمی‌آرم. بریم

هی، لازمه قبلش برم دستشویی؟

توی هواپیما دستشویی هست

واو، خلبان نداره؟ چقدر خفن

آه. تو قراره اونجا بشینی؟

آره

اولین بارته سوار هواپیمای خصوصی می‌شی؟

اولین بارمه کلا سوار هواپیما می‌شم

این صدا... طبیعیه؟ باید اینطوری صدا بده؟

هیس. هیس

راستش هیچ‌کس بهم نگفته چرا برلینم یا قراره چیکار کنم

فقط می‌دونم یه ربطی به رد دادنِ کاپیتان آمریکا داره

اینم اتاق تو. اوه، همسایه‌ایم؟

هم‌اتاقی نیستیم. لباس بپوش

خب پیتر، تو از پسش برمی‌آی

این دیگه چه کوفتیه پوشیدی؟ لباسمه دیگه

جعبه کجاست؟ کدوم جعبه؟

چی؟ فکر کردم اونجا کمد دیواریه

این هنوز اتاق منه؟ برو دیگه

اتاق من خیلی بزرگتر از... آهان، پیداش کردم

جعبه رو پیدا کردم. پیداش کردم

«یه ارتقای جزئی»؟

واو

اوه، خدای من

بپوشش. این دیگه...؟

این خفن‌ترین چیزیه که تا حالا دیدم

راه بیفت. ولی... آخه نمی‌فهمم

این واسه منه؟ هپی، هپی وایسا

این دیوانه‌کننده‌ست. محشره

این‌و ببین. نگاه کن. چشماشو ببین

این بهترین روز زندگی منه. خب، بریم

خب، اونجا کاپیتان آمریکاست، مرد آهنی

بیوه‌ی سیاه. اوه، اون یارو جدیده کیه؟

شورت‌قرمزی! اوه، با منه. باید برم، باید برم

سلام به همگی

همین الان یه اتفاق خیلی عجیب افتاد

با کاپیتان آمریکا جنگیدم. سپرش رو دزدیدم. بعدش پرت کردم طرف خودش

یا خدا! الان گنده شد. باید برم. فعلا

فوق‌العاده بود! آقای استارک گفت: «هی شورت‌قرمزی!»

منم یه پشتک زدم و سپر کاپیتان رو قاپیدم. گفتم: «چطورین همگی؟» و

هی، یه لحظه! اومدم

هی

اینجا دیوارا موش دارن

داری چیکار می‌کنی؟ خاطرات تصویری می‌سازی؟

آره. اشکالی نداره

اگه منم بودم همین کارو می‌کردم. من که بهش گفتم نکنه

داشت فیلم می‌گرفت. الان حافظه‌شو پاک می‌کنم. باشه

هی، می‌دونی چیه؟

بهتره یه ویدیوی الکی واسه عمه‌ت بسازیم که بهونه داشته باشی. آماده‌ای؟

بهونه؟ حتما. باشه. ضبط می‌شه؟ بیا توی کادر

هی می، چطوری؟ چی پوشیدی؟ امیدوارم یه چیزِ بدن‌نما باشه

ها ها ها

پیتر، این حرفت اصلا مناسب نبود. از اول شروع می‌کنیم

می‌تونی بعدا ادیتش کنی. اهوم

سه، دو، یک. هی می، ها ها ها

ای وای، می‌خواستم بگم برادرزاده‌ت واقعا کارش حرف نداشت

توی اردویِ کارآموزیِ استارک در پایانِ هفته

همه رو تحت تاثیر قرار داد

بی‌خیال دیگه! خب باید راه بدی برم تو. ببخشید

همه‌اش به خاطر اینه که توی بلوار کوئینز نیستی

ببین، هپی امیدوار بود که ترفیع بگیره و بشه مدیرِ دارایی‌ها

قبلا رئیس امنیت بود، قبل از اونم راننده بود

اون یه حرفِ خصوصی بود

دوست ندارم در این مورد شوخی کنی. حرف زدن دربارش برام سخت بود

نه جدی، خیلی خروپف می‌کرد؟

خب رسیدیم. تهِ خط. اوپس

می‌شه یه لحظه ما رو تنها بذاری؟

می‌خوای من برم؟ برو ساک پیتر رو از صندوق‌عقب بیار

می‌تونم لباس رو نگه دارم؟

آره، داشتیم در مورد همین حرف می‌زدیم

ولی یه لطفی در حقم کن. هپی رابطِ تو توی این کاره

حرصش رو درنیار

کار احمقانه‌ای نکن. من نوار قلبش رو دیدم

افتاد؟ بله

کاری که من می‌کنم رو نکن، کاری هم که من نمی‌کنم رو نکن

یه مرزِ باریکی این وسط هست. تو باید همون‌جا فعالیت کنی

صبر کنید، یعنی الان من عضو «انتقام‌جویان» هستم؟ نه

همین‌جاست؟ طبقه‌ی هفتم

من می‌تونم ببرمش. لازم نیست. تو می‌بریش؟

آره، من می‌برمش. مرسی

خب، «اردوی» بعدی‌مون کی هست حالا؟

چی، مأموریت بعدی؟ آره، مأموریت. مأموریت‌ها

خودمون بهت زنگ می‌زنیم. شماره‌هامو داری؟

نه، منظورم اینه که ما باهات تماس می‌گیریم

یعنی یکی بهت زنگ می‌زنه. باشه؟ اوه

از طرف تیم‌تون. باشه. حله

این بغل کردن نیست. فقط دارم در رو برات باز می‌کنم. هنوز به اونجاها نرسیدیم

خداحافظ

بهم زنگ می‌زنن

چه خبر، پارکرِ اسکل؟

پاشید که صبحه، دبیرستان علم و فناوری میدتاون

بلیط‌های جشنِ «بازگشت به خانه» رو فراموش نکنید

واسه جشن همراه پیدا کردی؟

ممنون جیسون، ولی من قبلاً همراهم رو پیدا کردم

باشه. آره

صبح بخیر

اه، لعنتی. تو، همین الان بیا دفترم

سلام

بهم ملحق شو، تا با همدیگه

لگوی جدیدِ «ستاره‌ی مرگ»م رو بسازیم

چی؟ چقدر ضایع

خیلی باحاله. چند تا تیکه‌ست؟

سه هزار و هشتصد و سه تا

معرکه‌ست. می‌دونم. می‌خوای امشب بسازیمش؟

نه، امشب نمی‌تونم. کارآموزیِ استارک رو دارم

اهوم. کارآموزی استارک. آره، دقیقا

همیشه درگیر اون کارآموزی هستی

آره، خب امیدوارم به زودی تبدیل به یه شغل واقعی بشه

خیلی عالی می‌شه. مگه نه؟

اونوقت اونم می‌گه: «آفرین پیتر، بابت این جدول‌ها

بیا اینم یه سکه‌ی طلا جایزه‌ت.»

نمی‌دونم شغل‌ها چطوری‌ان. دقیقا همین شکلی‌ان

اوه، هه

من اسکلتِ ستاره‌ی مرگ رو ردیف می‌کنم

منم بعدش می‌آم پیشت. قسمت سختش همون پایه‌شه

نیمه‌ی بالایی رو نهایتاً دو ساعته تموم می‌کنیم

عالی می‌شه

دارم دیر می‌کنم

خب، چطوری شتاب خطی رو

بین نقطه‌ی آ و ب حساب می‌کنیم؟

فلش

حاصل‌ضرب سینوس زاویه در گرانش، تقسیم بر جرم

نه. پیتر، حواست به ما هست؟

آ، آره، آره

More Farsi Persian subtitles for Spider-Man: Homecoming

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left