ആദ്യത്തെ 198 വരികൾ.
....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
(قسمت 37)
چیه؟
هی لی گوانگ ته شوخی میکنی؟
منظورت چیه؟
اون چه ادایی بود؟
تو هیچ منطقی نداری
من 29 ساله که می شناسمت ،
تو چته؟
قبل از ازدواج یه جور دیگه بودی
چجوری؟
تو کی هستی که اینجوری باهام برخورد میکنی؟
این ژست چیه؟ واقعا که
ماهی تند؟ تو که براش سر و دست میشکستی
حتی یه بار آویزون واحد 402 شدی که برات ماهی تند سفارش بده
حالا واسه من کلاس میذاری؟
تو چت شده؟
من فقط میخواستم یه ماه عسل به یاد موندنی داشته باشیم
آره، تا حالا کسی منُ آدم حساب نکرده بود
چون آسُ پاس بودم
با اینحال ،خواستم کاریُ کنم که حالمُ خوب میکنه
برای همین به خودم گفتم یکم سخاوت به خرج بده
خُب که چی بهت بد گذشت؟
اونی، عقده ای چیزی داری؟
چی؟ عقده ؟
سر جریان رانندگی هم همینکارُ کردی
چرا اون لگن باید جلوتر از ما بره؟
لگن؟
حرفمُ پس میگیرم
اگه میدونستم باهات نمیومدم
به هرحال
چیزی نگفتم چون نمیخواستم احساساتتُ جریحه دار کنم
داداشِ کی جین یه جایِ با کلاسُ برامون رزرو کرده بود،
اما مجبور شدیم کنسلش کنیم چون تو سطح شما نبود
تو سطحمون نبود؟
بهتره کشش ندی و حقیقتُ بپذیری
لی گوانگ ته اونی که میخواست مراسم مشترک بگیره تویی
از کرده خودم پشیمونم
میخواستم حق اون کسایی که تا به امروز تحقیرم کردنُ کف دستشون بذارم
اما تو این شانسُ ازم گرفتی
...تو واقعاً
بیخیال
توام بهتره بری رو شوهرت کار کنی
اگه یکم ادب داشت نوشیدنی که بهش تعارف میکردنُ میخورد
هرچی باشه ازش بزرگتره
چطور جرات میکنه باهاش اینجوری رفتار کنه؟
حالا خوبه همسنُ سالیم
همسن و سال؟ اون سه سال ازت بزرگتره ...
منم پنج سال ازت بزرگترم
انگار پیری افتخاره
چی؟ پیری؟
خیلی خنده داری اینُ میدونستی؟
این برای تو خنده داره؟
این فقط مربوط به ما نیست الان هرکدوم خانواده ی خودمونُ داریم
و یه سری سلسله مراتب هست که باید حفظ بشه
پس خرابش نکن
لبخند بزن و بیا دنبالم
عالیه
کجا رفتین؟
باید یه چیزایی بهش میگفتم
چه خبره؟
چه میدونم غیرعادیه
بیاین بعد از شام بریم کارائوکه یه دهن بخونیم
اینجوری صدایِ خواننده ـمونم میشنویم
آره، بیاین همینکارُ کنیم
خوشمزه ـس؟
- خُب... - من قرمزُ خیلی دوست دارم.
چطوره؟
- بهت میاد. - خیلی بهت میاد .
خیلی خُب چطوره شرط بندی کنیم؟
من اعتماد به نفسشُ ندارم
فکر نکنم امتیازی بیارم
بهونه نیار
نبرد زوجین چطوره؟
زوج بازنده هزینه اتاق کارائوکه رو میده
اوکی، شروع کنیم
خواننده مشتاق ، شانس آوردی که تو اینکاری
بذار ببینیم چی تو چَنته داری خواننده مشتاق ،با تو شروع میکنیم.
معمولا کوچیکترها شروع میکنن
خواننده مشتاق شروع میکنه
( بیشتر تلاش کنید)
آآآوو، انگار شما اون زوج مورد نظر نیستید
دفعه دیگه بیشتر تلاش کنید
چه بد
تو که کارتُ خوب بلدی
نباید کوتاه میومدی
هر کاری فوتُ فنِ خودشُ داره
خواننده مشتاق تو با اینجور جاها آشنایی نداری
اما ما با زیر و بم کار آشناییم
- باید با صدایِ بلند بخونیم، درسته؟ - خودشه.
من رفتم
(باید بیشتر تلاش کنید)
اشکالی نداره من کارم عالی بود
اونام برنده نمیشن مگه اینکه 100 امتیاز بگیرن
باختیم.
پس چاره ای ندارم جز اینکه 100 امتیاز بگیرم.
عالی بود عالی
!100 امتیاز
گوانگ شیک کارت حرف نداشت
باید مودبانه تر رفتار کنی
کارتون حرف نداشت
عزیزم، از اونجایی که وضع مالیمون خوبه بهتره ما حساب کنیم
اینکارُ میکنین چون باختین نه بخاطر اینکه وضع مالیتون خوبه
چطوره منم خواننده شم
خوانندگی کار هر کسی نیست
حالا چون امتیاز بالایی کسب کردی دلیل نمیشه
اگه اینجوری بود که منم خواننده میشدم
- حق با شماست. - درسته.
اونی، چطوره برگردیم به اتاقمون
- بریم. - بریم.
یه لحظه. گوانگ ته، تو همینجا بمون
کی جین ، بیرون منتظر بمون
توام همینطور
- باشه. - هوم.
بریم یه آبجو بزنیم.
باز چیه؟ بهتره تمومش کنی
انگار یادت رفته اومدیم ماه عسل؟
راستشُ بگو تو باردار نیستی ، نه؟
کجای دنیا یه زن باردار اینجوری بالا و پایین میپره؟
خیلی وقته میدونم
فقط منتظر بودم خودت حقیقتُ بهم بگی
دیگه ازدواج کردی پس بهتره حقیقتُ بهم بگی
سرزنشت نمیکنم
باور نکردنیه! چرا اینکارُ کردی؟
تو که گفتی سرزنشم نمیکنی
منکه سرزنشت نکردم اگه گیر بیوفتی چی؟
اونا فقط بخاطر بارداری با این ازدواج موافقت کردن
حالا بابا هیچی برادر کی جینُ چیکار میکنی؟
خُب سریع باردار میشم
همین امشب ترتیبشُ میدم
امشب ترتیبشُ میدی؟
فکر کردی میتونی هروقت که عشقت بکشه اینکارُ کنی؟
تو آخرش با اینکارات دیوونم میکنی
نگران نباش درسته به عنوانِ یه خانواده دو نفره به اینجا اومدیم
اما قول دادیم که با یه خانواده سه نفره از اینجا بریم .
تو واقعا ...
این اولین باریه که با هم زهره ماری میخوریم.
حتما احساس تنهایی میکنی
بهت زنگ زدن؟
هوم، با چهارنفرشون تلفنی حرف زدم
آیگو ، با رفتن بونگ جا ، خونه سوتُ کور شد
تو چرا بیداری؟ چیزی اذیتت میکنه؟
منم نگرانیهای خودمُ دارم
میفهمم، توگی هم رفت تو هفت سال
وقتی ازدواج کنه تو ...
80 ساله ای
پدر توگی کیه؟
واقعا نمیدونی کیه؟
راستش، پدر توگیُ پیدا کردم
چی؟ پیداش کردی؟
چیکاره ـس؟
سرآشپز رستوران جیمداکِ .
آیگو ، اینکه خیلی خوبه پس نگران چی هستی؟
چیه؟ متاهله؟
اینطور نیست
بهتره چیزی نگی حالُ حوصله ـشُ ندارم
به اونی چیزی نگیا
میدونی کجا رفته؟
منم نمیدونم
با اون غذاهایی که اون درست کرده....
بعید میدونم حالا حالا ها پیداش بشه
منکه چیزی نپرسیدم.
پیش پایِ تو ، خونه دول سه بودم اما اونم نبود
نکنه باهم فرار کردن؟
ها؟
به چی فکر میکنی؟
نکنه هنوز تو فکر عشقِ اولتی؟
کدوم دختر یه آجوماس
آیگو
آفرین بچه ها.
باید بقیه کارها رو بسپاریم به دول سه ...
و کم کم از اینجور فضاها فاصله بگیریم
میخوام از کی جین مراقبت کنم
بله قربان.
نمیدونم این چه حسیه که دارم....
حالا که کی جین ازدواج کرده ، حس می کنم همه چی تموم شده
احساس سبکی میکنم
شما هم بهتره با اون خانم ازدواج کنید
حرفشم نزن
از ماهِ عسل که برگشتن،
ازدواجشونُ رسمی میکنیم
نمیتونید اینکارُ کنید
منکه میدونم با چه خونِ دلی این ثروتُ بدست آوردین
آدما عوض نمیشم
من یه فکری دارم.
نگران نباش تا قبل از اینکه گیر بیوفتیم باردار میشی
به من اعتماد کن.
تو باید بهم اعتماد کنی
باید یه اعترافی کنم
من حتی اگه با 100 تا پسر قرار گذاشته باشی و یا طلاق گرفتی باشی ،مشکلی ندارم
اینطور نیست
روزی که فهمیدم بهم دروغ گفتی،
همون روزی که با مُشتُ لگد به جونت افتادم
بدجور صدمه دیدی
راستش، از خوشحالی بال در آوردم
واقعا؟ ناراحت نشدی؟
دقیقاً مثل این سریالا بود
تو سریالا ، دختر قصه از اینکه طرف مقابلش هویتشُ مخفی میکنه، عصبانی میشه
No comments yet. Be the first to leave one.