ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه گذشت...
اون گوشوارهها رو از کجا آوردی؟
اینا؟
از خونهی من دزدیدیشون
تو این گوشوارهها رو براش خریدی؟
معلومه که من خریدمشون واسه چی؟ خوشت اومده؟
اگه میدونستم واسه تو هم میخریدم
تامی، از این کارت پشیمون میشی
نه نمیشم
چون من نیستم که دارم این بلا رو سرت میارم
گوسته
باید شر اینو کم کنی
یه صدای ضبط شده داخلشه
که میتونه جیمز و تامی رو تا آخر عمر بندازه پشت میلهها
یه چیزی برات گرفتم یه راز داخلشه
تامی، اینجا چیکار میکنی؟
تو هم میخوای مثل بابات وکیل بشی؟
خوب درس بخون
من میترسم جوئی
نمیذارم دخترکوچولوم رو ازم بگیری
لیندزی...من کشتمش
ازم کمک خواست اما من ولش کردم تا بمیره
- کجایی؟ - پیش تریکم
همین حالا برو خونهی عمو بنی
شبی که جو کشته شد تریک جون بچش رو نجات داد
کون لق این احمق
اگه نمیخوای تا آخر عمر بیفتی زندان
و یه لباس نارنجی بپوشی
باید یه چیزی از تامی ایگان بهم بدی
باید قتل یه ساقی
به اسم پانجو رو بررسی کنی
پلیسا رفتند سراغ کیشا تاشا
خونهی منو از کجا پیدا کردی؟
تاشا، خواهش میکنم اینکارو نکن
متاسفم
تامی، من لاکیشا رو نکشتم
تا وقتی تو رو زیر خاک نکنم دست برنمیدارم حرومزاده
نمیدونم گوست چی بهت گفته اما هرچی که هست...
گوست گفت که تو جوئی رو کشتی
لعنتی
کارآفرین محلی، جیمز سنتپاتریک
قراره بزودی به عنوان شریک رقیب تیت یعنی لورت والش معرفی بشه
اومدم اینجا
درحالی که نمیدونم تو میذاری
زنده از اینجا برم بیرون یا نه
من هنوزم برادرتم اما کار کاره
من نیستم
تامی!
ترجمه توسط مـصطفــی .:: ELSHEN ::.
وای خدا
لعنتی
بیجی، وقتی پیاممو گرفتی بهم زنگ بزن
باید بهم کمک کنی کدوم گوری رفتی؟
میخوای چیکارش کنم؟
نظر خودت چیه؟ شرشو کم کن
بابت دستمزد ممنون
شوخیت گرفته؟
تامی، چه مرگته؟
کار ضروریت چیه؟
بنظر من که سرحالی
بجز این لباسای کسشری که پوشیدی
هی تامی، گوش میکنی یا نه؟
خب نگو که چی شده
به من چه
اما اگه دربارهی کارته
هیچکس دیگهای رو نداری که بهش زنگ بزنی؟
اون لاکیشا با کیف مارکش چی شد؟
حالا دیگه مگه بانی و کلاید نشدید؟
لاکیشا مُرده ننه
گوست کشتش
وای نه
چرا همچین کاری کرده؟
انتقام ننه
بخاطر انتقام
هی
هی عزیزم
چیزی نیست
اشکالی نداره
من میبرمت خونه، باشه؟
تا یکم بخوابی
باشه
الیسا ماری
وقتشه بیدار شی
عزیزم؟
الیسا ماری زود بیدار شدی
پنکیک میخوای؟
گرسنه نیستم
بیخیال عزیزم
باید قبل از اینکه بری مدرسه یه چیزی بخوری
عمه دلوریس
عمو بنی کجاست؟
گوش کن، بنی آوردت اینجا
من حتی قید بلیطای بازی رو زدم
تا تو بتونی شب رو اینجا بمونی
چون میدونست که تا دیروقت کار داره
زود برمیگرده
و اگه من به موقع نرسونمت مدرسه
بنی حسابی عصبانی میشه
یه ساعت گذشته بهت پیام داده؟
چرا همچین چیزی میپرسی؟
من سیستمتون رو بلدم...
هر ساعت، سر ساعت باید پیام بده
چندساعته پیام نداده؟
از دیشب پیام نداده
اما گوش کن
عمو بنی یه عوضی جنگجوئه شنیدی؟
فقط یکی از سگای جهنمی از پسش برمیاد
اون سالمه، باشه؟
تو هم همینطور حالا پیش خونوادتی
لازم نیست نگران چیزی باشی
مطمئنی؟
برو بالا
شرمنده که سرزده اومدم
چیکار داری وینسنت؟
میخوام صلح جهانی برقرار بشه
یا حداقل بین ماها صلح باشه
پس بگو بنی کدوم گوریه؟
بخدا قسم نمیدونم چه بلایی سر برادرت اومده
اصلا نمیدونستم گم شده تا اینکه آدمات
اومدن دنبالش و پرسیدند از چیزی خبر دارم یا نه
بذار یه چیز بامزه بگم همین هفتهی پیش
بنی اومدم سراغ من و گفت که شما دوتا
وسط خیابون دست به یقه شدید
اونو میگی؟ به بنی اطلاعات اشتباهی داده بودند
بعضی وقتا به آدمای اشتباهی اعتماد میکنه
اما با این حال جلوی آدمای خودت
پرید بهت
میدونی، دوست دارم بدونم اگه یه تولهسگ حسود مثل تو
فرصت حمله به سویلوها رو پیدا کنه چیکار میکنه
دلوریس، به شرافت مادرم قسم میخورم
نمیدونم برادرت کجاست
اما به نشونهی خیرخواهی
اگه اجازه بدی
دوتا از افرادم رو میذارم اینجا کشیک بدن
واسه چی؟
تا وقتی که بفهمیم چی شده
باید ازت مراقبت بشه
خیلی لطف داری
من حاضرم هرکاری واسه خونوادت بکنم
میدونی
حالا فهمیدم چرا داری خایهمالی میکنی
هنوز با عمو کارلو حرف نزدی، مگه نه؟
نمیدونم اگه بنی پیداش نشه
چه بلایی سرت میاره
منو زنده نمیذارن
حالا دیگه چه غلطی کردی؟
کاری که نمیتونم جبران کنم
نیویورک دیگه واسه من امن نیست
نمیتونم اینجا تا ابد مخفی بشم
ننه، باید از اینجا فرار کنم
کجا میخوای بری، هان؟
دوست دارم برم لسآنجلس
مگه توی کالیفرنیا کدوم خری رو میشناسی؟
یه یارویی هست به اسم رودالفو
رابطم باهاش آشنام کرد
یه شبکه اونجا داره
شبیه همون چیزی که ما داشتیم
فقط درخت نخل و ممههای عملی زیادتره
عمرا بری کالیفرنیا
مسخرهبازی درنیار تامی
یعنی حالا دیگه باید برم از تو خیابون کک خودمو بخرم؟
بیخیال
برو گندی که زدی رو درست کن
چون خونوادت اینجاست
من اینجام، مگه نه؟
آره
نمیشه همینجوری پاشی بری
و همهچیز و همهکس رو تنها بذاری
کارآفرین محلی، جیمز سنتپاتریک
کمپین تیت رو ترک کرده
در پی این اتفاق...
منابع گفتند که سنتپاتریک قراره بزودی به عنوان شریک رقیب تیت
یعنی لورت والش معرفی بشه
- حرومزاده! - هی!
خیلیخب، میدونم ناراحتی اما اون شب توی اسکله رو یادته
که چندنفری ریختن سرت تا پولات رو بگیرن؟
تاشا با دوقلوها حامله بود
اما جیمی بازم پا شد اومد تا تو رو نجات بده
برو بابا
خیلی قبل از اومدن لاکیشا هوات رو داشت
اون برادرته همیشه هوات رو داره
حتی اون موقعی که نامزدم رو کشت؟
نامزد کیلو چنده؟
کل سازمانم رو خوابوند
کل افرادم رو لو داد
ننه، همین چندساعت پیش یکی رو فرستاد در خونم تا منو بکشه
بیخیال بابا
ننه، گوست همهچیزمو ازم گرفته
نمیتونم جوابشو ندم
خیلیخب، اولا
واقعا فکر کردی جیمی
بین نامزد شدن و طلاق گرفتن اینقدر وقت داره
که بلند شه این همه راه بیاد خونهی جدیدت
و لاکیشا رو بکشه؟
بهم اعتماد کن ننه با هم جور در میاد
گوست یه جوری برنامهریزی کرد که من کشته بشم
و اونم یادش بره که منو میشناخته
جیمی که من میشناسم اینجوری نیست
پس دیگه نمیشناسیش
- بیخیال - کلیدات کو ننه؟
No comments yet. Be the first to leave one.