ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
!هاه، برو دنبالش
!چی گرفتی؟ها
!سرجات بمون
!هی! برو، برو
!از اون طرف بوشو حس میکنن
!دنبالش کن
!هی
!این پایین! هی
!آروم! هی! آروم! هی
!من از اینجا در بیارین
!منو برگردونین به زندان! میخوام برگردم
!لعنتی! پسر! لعنت
!هی، هی، هی
.نگاش کن
هاه؟ درسته؟
.میخوام آویزونش کنم بهیخچال
بعد از این همه مدت .بازم شلیک تو عالیه
خب میدونی، یه عالمه بالا و پایین کارای روزانه
من تو این سالن تیراندازی تک هستم
برای امتحان تستی هم همینقدر آماده ای؟
.میدونم دارم چکار میکنم. باشه؟ ببین
قراره که ازم یه سری .سوالای احمقانه بپرسن
، و من امتیاز 90 رو میگیرم .مثل هر سال
من فکر میکنم که تو میخوای .امتیاز بالاتر از 90 بگیری
یه سری بازی و نرمافزار هست که به درگیری های ذهنیت کمک میکنه
.من کار خودمو میکنم
.تو خیلی خودتو محدود کردی
.من خودمو محدود نکردم .هیچوقت نکردم. هیچ وقت هم نمیکنم
.باشه
واای! ببینش. ها؟
شاید بتونیم برای شلیک تو .یه بازی ترتیب بدیم
.بوت
.آره، باشه، باشه، عالیه، تو راهیم
،ببین، یه جسد داریم "توی پارک بزرگ ملی "گریت فالز
.باشه. من میرونم
.همیشه من میرونم
،باشه، اما از وقتی که خودتو محدود کردی .منم میخوام تغییر اساسی کنم
خب...منظورت از "تغییر اساسی" چیه؟ .همیشه من ماشینو میرونم
تنها چیزی که من میخوام بگم اینه که .اگر اینقدر لجباز نباشی برات بهتره
.خب، میزارو تو برونی این کجاش لجبازیه؟
،حتی با اینکه تو همیشه بهم میگفتی که دارم مسیر رو اشتباه میرم؟
راجع به چی داری حرف میزنی؟
میخواستم کمکت کنم. درسته؟ .الان تویی که لجبازی
قبلا حرف زدیم، نزدیم؟ .بلاخره درستش کردیم
.اره زدیم الان وقت باز کردن هدیههاست
.اوه، واای. چه باحال
واقعا؟ جدا؟
منظورم اینه که، تا حالا شما با این چیزا حالتون بد نشده؟
!خب، بیخیال! نگاش کن .مثل املت نیم پز شده
و حدس میزنم که خودش تنهایی .اون تو نخزیده
،شاپرکهای درودگر ...مورچههای درختی سیاه
خب، بیشتر این حشرات
.از خود کُنده هستن، نه از بقایا
نزدیک ترین جاده به اینجا ،حدودا 2 مایله
پس قطعا از اون موارد .کشیدن و انداختن جسد نیست
این بقایا خیلی وقته فاسد شدن و پر از سوراخ و حفره اس
قارچای روی لباسش میگه که .قربانی کمتر از یک ساله که اینجاست
،وقتی که این هاگ ها رو ببرم آزمایشگاه .میتونم خیلی دقیق تر بهتون بگم
خب، این استخونها رو .موریانهها خوردن
موریانه؟ .درواقع، بله
موریانهها مشهورن به اینکه .استخوانها رو بخاطر نیتروژن میخورن
تیز بودن زیربنای استخوان بینی .نشون میده که سفیدپوسته
،وجود قوس در استخوان ناحیه شکمی
.نشون میده که مونثـه
.ببینید، بچهها .یه عالمه حشره و خزنده اینجاست
خب، اگر ما همینجوری ولش کنیم .میتونه هزار برابر بیشتر جذب کنه
استخونی، تو چی میگی؟ .بهتر نیست ببریمش به آزمایشگاه
.یالا .من هنوز دارم کار میکنم بوت
.اه! یه چیزی داره از شلوارم بالا میره
.اوه، احتمالا یه مگسه .اونا همینجوری میرن بالا
.چون میدونی که گرم و دنجه
.تو با موریانهها خوش باش .منم برمیگردم تو ماشین
.فراموشش کن. من رفتم
تعداد حشرات اونقدر زیاده .که نمیتونم بقایا رو درست ببینم
چقدر دیگه میتونید اونا رو بردارید دکتر هاجینز؟
.من استخونها رو تمیز میخوام
.تازه دارم قسمت لباساشو تمام میکنم
بعد سعی میکنم از این قسمت بگیرم DNA از این قسمت از موی سر
.کارشو بکنه CODIS و بزارم
،خب، امیدوارم یه مورد پیدا بشه
چون انگار این کوچولوها روی صورتش جشن . گرفتن و این بازسازی رو مشکل میکنه
"خیلی خب، بر اساسهاگهای قارچ "آبپاش ،"و کُلنیهای "استکیباتروس شارتارم نوعی قارچ
.قربانی 4ماه پیش رها شده
اه، من عاشق بوی علم .توی صبح هتسم
آقای"بری"؟ !"وندال"
!سلام
.آقای "بری" خیلی خوبه که برگشتی
.این مرد مثل یه کوه محکمه .اره
.ببخشید، از بحث من بیایم بیرون
درواقع من فکر میکنم این قضیه ."سرطان خیلی سکسیترت کرده "وندال
"سارکومای "یویینگ ا80% احتمال مرگ داره، انجلا
.این خیلی سکسی نیست
.Bممنونم بابت یادآوریتون دکتر .خواهش میکنم
درمانت باید خیلی .سخت باشه
مطمئنی برای برگشتن سرکار آمادگی داری؟
بودن اینجا در برابر شیمی درمانی .مثل رفتن به تعطیلاته
اینجا روی مفصلهای استخوانهای کفدست نشونههای کمی از
جراحات فرسایشی وجود داره .و یه عالمه حشره
اون، همراه با چند
شکستگی ترمیمشده .توی قفسهی سینه
که بیان میکنه قربانی ممکنه .از بیماری "لوپوس" رنج میبرده نوعی زخم پوستی
.تعجبی نداره شماها دلتون برام تنگ شده بود
اما این "لوپوس" ممکنه باعث درد وحشتناک و ضعف اندامها شده باشه
.شاید با یه "قتل دلسوزانه" طرفیم یعنی بیمار رو میکُشن تا دیگه درد نکشه
منظورم این نبود که داشتن یه بیماری جدّی ...ارزش زندگی رو کم میکنه
نمیخوام کسی در مورد بیماریم محتاط باشه.خب؟
.من سرطان دارم .این قسمتی از زندگیمه
.فعلا
.بله. فعلا ...پس، فقط بیاید قبول کنیم
ببخشید، ولی اینا دارن بندانگشت رو میبرن؟
اره، واقعا و حتما باید .یه فکری واسه این حشرهها بکنم
استخوانـها
فصل نهم، قسمت 20 کم و بيش نئشه
ببین، قرارمون چی بود؟
میدونم توی قسمت ذهنی امتحان .قراره کمک کنی
درسته، اما به این معنی نیست که .میتونم بهت جوابا رو بدم، بوت
من دنبال جوابا نیستم، باشه؟
فقط میخوام بدونم .چجور سوالایی قراره توی امتحان باشه
.امتحان پس فرداس فکر نمیکنی آماده ای؟
.بیخیال، من آماده به دنیا اومدم داری شوخی میکنی باهام؟
.به امتیازای قبلیم نگاه کن هیچوقت کمتر از 90% نبوده
.خب، پس مطمئنم که تو میتونی .اره، فراموش کن که پرسیدم
.فقط به عکسای اونجا نگاه کن
خب، چی فکر میکنی؟
کی یه جسد رو توی یه تنهی قدیمی قایم میکنه؟
فکر میکنی "کم" درست میگفت؟ این یه قتل دلسوزانه بوده؟
نه، هر کسی که جسد رو اونجا گذاشته، نشون میده که ...هیچ اهمیتی برای جسد قائل نبوده
مقتول رو اونجا کشتن یا به اونجا منتقلش کردن؟
تو میدونی؟ .ما هنوز نمیدونیم
.اون 4 ماه اونجا بوده
آب و هوای بد اینجا .تمام شواهد رو از بین برده
حالا، حدس من
.اینه که یه حرکت فوری بوده
درغیر اینصورت، جسد رو خاک میکرد مگه نه؟
بگیره DNAعالیه، "کم" تونسته .اما قربانی توی سیستم نبوده
حالا نمیدونیم با کی طرفیم
پس، تو میخوای عملکردی بهتر از 90% داشته باشی؟
.فقط میخوام این پرونده حل بشه .بیا راجع به امتحان حرف نزنیم
.باشه .من همیشه بهترینم
.خب این چیزیه که آینده رو نشون میده
،اره، و فکر کن چند ماه پیش .اینجا اتاق سرایدار بوده
.خیلی خوشحالم که رفت
نمیتونم تصور کنم چندین رابطه .اینحا شروع یا تموم شدن
درسته؟
من میخوام تورو رسما معرفی کنم به جدیدترین
دستگاه هولوگرافی شبیه ساز سه بُعدی جفرسونیان
یا مختصرا "THEO"
خب، من از خطوط جمجمهی قربانی .استفاده کردم
حس میکنم باید عینک سه بعدی بزنم .و پاپ کرن بگیرم دستم
.دفعه بعدی میارم
...حفرهی چشم رو پر کردم
...عضلات رو اضافه کردم
...و پوست و موها
.و حالا قربانی رو داریم
.خوبه
.پول رو جای درستی خرج کردم
حالا عکس رو میزارم .برای جستجوی افراد گمشده
خب چی فکر میکنی،ها، "وندال" چطوره؟
.یکم لاغر شده. اما عالی کار میکنه
.من تحت تاثیرشم .اره، منم همینطور
."من عصبانی هم هستم. ادم پیرا باید بمیرن نه "وندال
.وندال خیلی سرزنده اس، انجلا . و اون میخواد ما همینجوری ببینیمش
...اره، اما شانسش .باید کاری که اون میخواد رو انجام بدیم
.روی احتمالها تمرکز کنیم
من رسماً عاشق شدمTHEO
.قربانیمون رو پیدا کردیم
،28ساله "ابی بریگز"
4ماه پیش خواهرش .گم شدنش رو گزارش کرده
بابت خواهرتون متاسفیم "خانم "بریگز
آیا خواهرتون تهدید شده بود؟
یعنی، تاحالا به کسی اشاره نکرده بود که بخواد باهاش این کارو بکنه؟
.نه
...ولی، ما سرمون شلوغ بود، من
بعضی اوقات هفتهها وقت نمیشد با هم حرف بزنیم
خواهرتون "لوپوس" داشت؟ .بله
.3سال پیش بیماریش تشخیص داده شد .وحشتناک بود
...منظورم اینه که
اون مجبور شد از مدرسهی هنری بیرون بیاد .چون نقاشی کشیدن براش دردناک شده بود
بر اساس شکستگیهای ،ترمیم شده
.حتما خیلی بهش بد گذشته
.اره، یه درد همیشگی داشت
.بخاطر همین خود درمانی میکرد
...خود درمانی؟ منظورتون اینه که داروی غیر قانونی مصرف میکرد؟
.اوه، خدا، نه، نه .اون برای دردش ماریجوانا مصرف میکرد
.میتونست خیلی روش تاثیر بزاره همچنان غیر قانونیه
و در تماس بودن با دلال دارو .خودش خیلی خطرناکه
.نه، نه، همش قانونی بود .دکترش براش تجویز کرده بود
و اون کارت دارویی ماریجوانا رو داشت
بهش کمکی میکرد؟
ابی" واکنش بدی به داروها داشت"
.و ماریجوانا قطعا بهش کمک میکرد .منظورم اینه که، اون دوباره میتونست نقاشی بکشه
،حالش خیلی خوب بود .اون یه کار توی درمانگاه پیدا کرده بود
ما اسم اون درمانگاه .رو لازم داریم
...اوه، بله؛ اون
.مرکز "سلامت و تندرستی کامل" بود
.ابی" میگفت دکترِ اونجا، زندگیش رو نجات داده"
میخوای با خودکار و کاغذ موریانهها رو دور کنی؟
خیلی باحاله،ها؟
میخوای چیکار کنی؟ بنویسی "ورود موریانه ممنوع"؟
هی، تو میخوای استخونا رو تمیز کنی. درسته؟ .ببین و یاد بگیر
No comments yet. Be the first to leave one.