The Blacklist - Tenth Season

The Blacklist - Tenth Season

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 10

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Blacklist S10E11 WEBRip x264-ION10
കമന്ററി എഴുതിയത് Ali__Master

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
BRip
480p
480
1080
HDTV
hdtv
HD
720p
720
x265
HEVC
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-05-08
ഡൗൺലോഡുകൾ: 38
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫ چه خبر رفقا؟ من برگشتم ‫تا به شما در رفع تمام

‫نیازهای سیگار‌ی‌تون ‫در زادگاه آمریکا کمک کنم

‫شهر همبستگی برادرانه، شهری ‫که شما رو دوست دارده

‫مثل من. سمی دی

‫من به صورت لایو در ایستگاه ‫ بین راهی، شهر کرام لین

‫دنبال خریدن یه بسته کاغذ سیگار مناسبم

‫بیایید یه نگاهی به موجودی‌هاشون ‫بندازیم، باشه؟

‫به‌به! اینو ببینید

‫اینجا شبیه بهشت ​​سیگاری‌هاست اصیله

‫ کاغذ شاهدونه داریم ‫کاغذ‌های ارگانیک هستن اینا

‫ددم وای، چقدر طعمای مختلف داریم ‫محال طعم باب‌میل‌تون رو پیدا نکنید

‫کاغذ گلبرگ رز

گمونم اگه خواستید به خودتون ‫حس لوکس بودن القاء کنید

‫دستاتون رو ببرید بالا!

‫همگی! فوراً!

‫تو که گوشی دستته! بندازش زمین!

:دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

«لیست سیاه» «فصل دهم، قسمت یازدهم: مرد کلاه پوش

:ترجمه و زیرنویس از Ali_Master & Theo_s

‫هارولد کوپر

‫هارولد، یه لینک ‫خبری برات فرستادم

‫ امروز صبح که به صورت زنده به

‫ خونه‌های شما اومدم، خبری فوری براتون دارم

‫ پلیس محلی بر روی یه مورد گروگان گیری

‫ در فروشگاهی در خارج از فیلادلفیا تمرکز کرده

‫دلیل اینکه اینو می‌بینم چیه؟

‫مرد جوونی در حال پخش ‫زنده بود که مرد مسلحی وارد شدش

‫این فیلم تو فضای مجازی وایرال شده ‫گمونم ریموند رو هم اون تو دیدم

‫ دارم میرم دنبال رسلر

‫صبر کن. ردینگتون یه ‫ فروشگاه رو گرگان گرفته؟

‫به نظر می‌رسه که خودشم گروگانه

‫ چرا تو فیلادلفیاست؟

‫نمی‌دونم

‫سعی کردم بهش زنگ ‫بزنم ولی جواب نداد

‫ این ویدیو حاوی صحنه‌های خشونت آمیزی‌ست...

‫صبر کن، دمبه

‫ ... و ممکن است برای برخی ‫از بینندگان ناراحت کننده باشد

‫ دویست و شصت و هشت فالوور!

‫ دستاتون رو ببرید بالا! همگی! فوراً!

‫ تو که گوشی دستته! بندازش زمین!

‫شبیه اونه، مگه نه؟

‫ واقعاً فکر می‌کنی که خود ردینگتونه؟

‫اگه اون بود،‌ می‌تونیم ریسک نادیده ‫ گرفتن این خبر رو بکنیم؟

‫اگه ریموند جلوی دوربین‌های تلویزیون ‫دستگیر بشه، نمی‌تونیم کمکش کنیم

‫این گروه عملیاتی همینجوریش هم به یه گوز بنده

‫سینتیا پانابیکر هم امروز ‫یه سر به اداره پست میزنه

‫توضیحاتی در خصوص پرونده ووجینگ

ترول فارمر می‌خوادش - ‫- هنوز بهش نگفتی؟

‫ که ردینگتون ووجینگ رو اعدام کردش

‫و ترول فارمر رو هم به خدمت گرفته؟

‫نه، من هنوز راهی ‫ برای گفتنش پیدا نکردم

‫ امروز روزی نیست ‫که دیر بجنبیم

‫پس بیایید هرچه سریعتر قال ‫ این قضیه گروگان گیری رو بکنیم

‫شرمنده که بی‌اجازه اومدم ‫ولی یه ویدیو وایرال پخش شده که

‫- قسم می‌خورم انگار خوردینگتون توشه ‫- ردینگتون، می‌دونم

‫رسلر و دمبه دارن میرن اونجا

‫- چکاری از دستم بر میاد؟ ‫- ما یه آتیش دیگه هم واسه خاموش کردنش داریم

‫ازت می‌خوام که فهرستی ‫از پرونده‌هامون رو درست کنی

‫واقعاً؟ چرا؟

‫سناتور پانابیکر تو راه اینجاست

‫اون نمی‌دونه که ردینگتون ‫از برنامه هکس‌روت برای

‫‌دستکاری در دیتابیس ‫ما استفاده کرده

‫...اگه وزیر دادگستری از موضوع بو ببره

‫ باید بفهمم دقیقا چه ‫خساراتی بهمون وارد کرده

‫من هر کاری که بخواید ‫ انجام میدم، ولی مجوز امنیتی من

‫ بهم امکان دسترسی ‫به همه پرونده‌هاتون رو نمیده

‫عه، یعنی قبلاً سعی کردی ‫بخونیشون که اینو می‌دونی؟

‫آه...

‫ در مورد بعضی از ‫پرونده‌های قدیمی مادرم کنجکاو بودم،

‫به ویژه آخرین پرونده‌اش

‫می‌خوای علت کشته‌ شدنش رو بدونی

‫دلیل پیوستنم به گروه عملیاتی همین بودش

‫یکم پرس‌جو کردم، ولی کسی نمی‌تونه چیزی بهم بگه

‫چون که بالاتر از مجوز امنیتی منه

‫دیگه نیست

‫چند روز پیش تأییدیه مجوز موقت

‫دسترسی به اطلاعات محرمانه٫سری‌ات رو گرفتم

‫کل سیستم‌مون در اختیار توئه

‫ولی امروز می‌خوام اینکاری ‫ رو که بهت گفتم انجام بدی

‫ارزیابی کن ببین چقدر خسارت داشتیم ‫بعدشم بهم گزارش بده

‫اینجا رو ببین ‫این خوب نیستش

‫فقط امیدوارم ریموند اون تو نباشه

‫یه ماشین اجاره‌ای هم اینجاست ‫این روزها مگه با همین‌ها رفت و آمد نمی‌کنه؟

‫یکی از گزینه‌هاشه

‫- چطور حضورمون اینجا رو توجیه کنیم؟ ‫- با دروغ

‫آه مامور رسلر، از اف‌بی‌آی ‫ایشونم ماور زوماست

‫مظنونی که داخل اون فروشگاهه با مشخصات

‫مردی که ما بخاطر چندین سرقت مسلحانه

‫در سراسر ایالت در تعقیبش هستیم،‌ مطابقت داره

‫خدا رو شکر. تا شما اصل‌کاری‌ها برسید اینجا

‫ما داشتیم نهایت تلاش‌مون رو می‌کردیم

‫از اینجا به بعدش رو بذارید به عهده ما ‫وضعیت اون تو چطوره؟

‫سوژه مسلح هستش ‫و با تعداد نامعلومی

‫از گروگان‌ها اون تو سنگر گرفته

‫ما هم در حال حاضر با شش ‫ مامور فروشگاه رو احاطه کردیم

‫دوتاشون خروجی پشت رو پوشش دادن

‫تلاش کردید باهاش ارتباط بگیرید؟

‫نه. یعنی یه جورایی ‫من اولین افسری بودم که اومدم اینجا

‫وقتی رسیدم، ضارب منو ‫ که از پشت پنجره دید و فریاد زد

‫ عقب بمونم وگرنه شروع ‫به کشتن گروگان‌ها می‌کنه

‫ما فقط... ما یه منطقه ‫کوچک هستیم، ‌می‌دونید که؟

‫ما زیاد از اینجور موقعیت‌ها اینجا نمی‌بینیم

‫وقتی سارق مسلح وارد شد، ‫کسی تونست از فروشگاه خارج بشه؟

‫نه، ولی درست قبل این ‫که بره تو یه زن اومدش بیرون

‫پلیس شهرستان این واحد ‫فرماندهی سیار رو فرستاده

‫- زنه اون تو منتظره ‫- ممنونم

‫خب، من تازه ‫قهوه صبحگاهی‌ام رو خریده بودم

‫ و داشتم به ‫سمت ماشینم می‌رفتم

‫که همون موقع دیدم انگار خود شیطان داره میاد سمتم

‫من هیچ‌وقت اون چشمای ‫تیره‌اش رو فراموش نمی‌کنم

‫مثل یه میمون آزمایشگاهی نئشه بودش

‫حتی قبل از اینکه ‫چشمم به اون هفت تیرش بی‌افته

‫می‌دونستم که ‫آدم شری هستش

‫مطمئنید هفت تیر بوده؟

‫بله آقا. سیلندرش رو دیدم

‫ببینید، بابای من همیشه ‫می‌گفت که

‫ترجیح میده شش تیر مطمئن داشته باشه ‫تا 15 تیر نامطمئن

‫می‌دونید که، بخاطر تیرهای خطای اسلحه‌های ‫ نیمه اتوماتیک اینو می‌گفتش

‫ مطمئناً می‌تونیم کمک شما برای ‫شناسایی اون گروگان‌ها بدردمون می‌خوره

‫آه، می‌تونید بهمو بگید موقع ‫خروج شما دیگه کی داخل فروشگاه بودش؟

‫من... بذارید ببینیم

‫یه، اوم... یه جی مین اونجا بود

‫یه خانم کره‌ای واقعاً مهربونه

‫بلیط‌های بخت‌آزمایی‌م رو بهم می‌فروشه

‫و آه، اون پسر سیگار کش ‫هم اونجا بودش با آیفونش

‫و یه پیرزن هم اونجا بودش

‫آه، و من یه مرد مسن رو هم دیدم

‫اون مرد یه کلاه فدورا هم گذاشته بود؟

‫اون یقیناً یه کلاه فدورا هم داشتش

‫من عاشق اون کلاه‌هام ‫خیلی شیک‌اند،‌ نه؟

‫پس در مجموع چهار گروگان داریم؟

‫صبر کنید. من... ممکنه یه کی هم که

‫یه کلاه فیلی سرش بود هم اونجا باشه؟

‫کلاهش رو به یاد دارم

‫پس شاید پنج گروگان؟

‫شاید

‫هارولد کوپر

‫ شواهد زیادی نشون میده که ردینگتون ‫هم داخل اون فروشگاه گروگانه

‫ببین، ما سعی کردیم که بهش ‫پیامک بدیم، ولی جوابی نگرفتیم

‫هرچی باشه،‌ طرفمون ردنگتونه دیگه

‫باورم نمی‌شه اون سارق رو تا حالا

‫با گلوله آبکشش نکرده

‫خب، شاید منتظرـه ‫که ما کنترل اوضاع رو بدست بگیریم

‫تا از در معرض عموم قرار گرفتن دوری کنه

‫ - می‌‌تونید اونجا رو کنترل کنید؟ ‫- نه بدون کمک

‫من مجوز استفاده از یکی از ‫تیم‌های عملیاتی خودمون رو میدم

‫باید پلیس محلی و رسانه‌ها رو از اینجا دور کنیم

و کنترل کامل اینجا رو به دست بگیریم - ‫- ایده عالیه

‫مطمئن بشید که تیم عملیاتی ‫یه مذاکره کننده هم داشته باشه

و اون کروگان‌ها رو هم آزاد کنید

‫سینتیا ‫از دیدنت خوشحالم

‫ببینیم بعداً هم اینو میگی یا نه

‫جایی هست که بتونیم ‫اونجا صحبت کنیم، هارولد؟

‫کوپر مجوز یه تیم عملیاتی رو دادش

‫مطمئن میشم تا به محض ممکن خودشون رو برسونن اینجا

‫به سرعتی که لازم داریم اینجا نمیرسن

‫شوخیت گرفته، نیروی ضربت؟

‫بهترین‌های فیلی. بهتون که ‫گفتم اصل‌کاری‌ها تو راه اینجان

‫اون‌ها اولین کسایی بودن که بهشون خبر دادم

‫گروهبان مک‌گینلی، از حضورتون ‫ در اینجا قدردانیم

‫ولی یه تیم نجات گروگان فدارل ‫ظرف یه ساعت میرسه اینجا

‫ مطمئنم که ‫مظنون مسلحی که اون توئه،

‫مثل یه بچه خوب منتظر اومدن اون‌ها می‌مونه

‫پاورز، یه محدوده مشخص کنید

‫و یه دیوار پیدا کنید که از توش دوربین رد بشه

‫تا ببینیم که اون تو با چی روبرو هستیم

‫ هنوز شماتیک ساختمون رو گیر نیاوردید؟

‫فکر کنم نشنیدید چی گفتم

‫من بخشی از یه واحد اف‌بی‌آی هستم که

‫مستقیماً به دادستان ‫کل جواب پس میده

‫هر نوع ورود و نفوذی به اون ساختمون داشته باشید

‫سر و کارت با وزیر دادگستری‌ـه

‫من بلدم چطور از دستورات پیروی کنم

‫ولی لحظه‌ای که اینجا تبدیل به یه صحنه تیرندازی بشه ‫دیگه فرمانده منم

‫نمی‌دونم چطور قراره ردینگتون رو

‫حتی بدون تیم عملایتی خودمون ‫ از این سیرک بیرون ببریم

‫خط تلفن داخلی ساختمون هم قطع شده

‫پلیس محلی تازه برام ‫وصلش کرد

‫دارم زنگ میزنم به داخل فروشگاه

‫خب، فقط امیدوارم ‫انگشت ماشه سارق مسلح ما

‫به اندازه دوست نیروی ضربت‌مون ‫آماده به شلیک نباشه

‫ کوییک استاپ. می‌تونم کمکتون کنم؟

‫ مامور زوما از اف‌بی‌آی هستم

‫اینجا همه چیز تحت کنترله

‫همه اون تو حالشون خوبه؟

‫می‌خواد بدونه حال همه خوبه یا نه

‫نه! هیچ چیز اینجا خوب نیستش!

‫اگه کسی نزدیک این فروشگاه بشه، ‫شروع به کشتن همه می‌کنم!

‫لطفاً بهش اطلاع بده ‫که کسی وارد نمیشه

‫تلفن رو قطع کن!

‫ همین الان!

‫اون پسر قبل اینکه تیم نجات گروگان شما

‫از راه برسه، همه رو می‌کشه، ‌می دونین که نه؟

‫هفته گذشته، تو ‫یه جنایتکار بدنام

‫به نام آقای بو چنگ،‌ آوردیش دفترم

‫چرا؟ چون که به تازگی یه

‫سلاح سایبری رو از سازمان ‫امنیت ملی دزدیده بود

‫ولی بعدش به آقای چنگ ‫اجازه دادی که از دستتون در بره

‫چرا؟ چون که حتی بدون اینکه خبر داشته باشه

‫در واقع داشته از یه ماکت مشابه ‫این ساختمان که

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left