ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
چه خبر رفقا؟ من برگشتم تا به شما در رفع تمام
نیازهای سیگاریتون در زادگاه آمریکا کمک کنم
شهر همبستگی برادرانه، شهری که شما رو دوست دارده
مثل من. سمی دی
من به صورت لایو در ایستگاه بین راهی، شهر کرام لین
دنبال خریدن یه بسته کاغذ سیگار مناسبم
بیایید یه نگاهی به موجودیهاشون بندازیم، باشه؟
بهبه! اینو ببینید
اینجا شبیه بهشت سیگاریهاست اصیله
کاغذ شاهدونه داریم کاغذهای ارگانیک هستن اینا
ددم وای، چقدر طعمای مختلف داریم محال طعم بابمیلتون رو پیدا نکنید
کاغذ گلبرگ رز
گمونم اگه خواستید به خودتون حس لوکس بودن القاء کنید
دستاتون رو ببرید بالا!
همگی! فوراً!
تو که گوشی دستته! بندازش زمین!
:دیجیموویز در شبکههای اجتماعی @DigiMoviez
«لیست سیاه» «فصل دهم، قسمت یازدهم: مرد کلاه پوش
:ترجمه و زیرنویس از Ali_Master & Theo_s
هارولد کوپر
هارولد، یه لینک خبری برات فرستادم
امروز صبح که به صورت زنده به
خونههای شما اومدم، خبری فوری براتون دارم
پلیس محلی بر روی یه مورد گروگان گیری
در فروشگاهی در خارج از فیلادلفیا تمرکز کرده
دلیل اینکه اینو میبینم چیه؟
مرد جوونی در حال پخش زنده بود که مرد مسلحی وارد شدش
این فیلم تو فضای مجازی وایرال شده گمونم ریموند رو هم اون تو دیدم
دارم میرم دنبال رسلر
صبر کن. ردینگتون یه فروشگاه رو گرگان گرفته؟
به نظر میرسه که خودشم گروگانه
چرا تو فیلادلفیاست؟
نمیدونم
سعی کردم بهش زنگ بزنم ولی جواب نداد
این ویدیو حاوی صحنههای خشونت آمیزیست...
صبر کن، دمبه
... و ممکن است برای برخی از بینندگان ناراحت کننده باشد
دویست و شصت و هشت فالوور!
دستاتون رو ببرید بالا! همگی! فوراً!
تو که گوشی دستته! بندازش زمین!
شبیه اونه، مگه نه؟
واقعاً فکر میکنی که خود ردینگتونه؟
اگه اون بود، میتونیم ریسک نادیده گرفتن این خبر رو بکنیم؟
اگه ریموند جلوی دوربینهای تلویزیون دستگیر بشه، نمیتونیم کمکش کنیم
این گروه عملیاتی همینجوریش هم به یه گوز بنده
سینتیا پانابیکر هم امروز یه سر به اداره پست میزنه
توضیحاتی در خصوص پرونده ووجینگ
ترول فارمر میخوادش - - هنوز بهش نگفتی؟
که ردینگتون ووجینگ رو اعدام کردش
و ترول فارمر رو هم به خدمت گرفته؟
نه، من هنوز راهی برای گفتنش پیدا نکردم
امروز روزی نیست که دیر بجنبیم
پس بیایید هرچه سریعتر قال این قضیه گروگان گیری رو بکنیم
شرمنده که بیاجازه اومدم ولی یه ویدیو وایرال پخش شده که
- قسم میخورم انگار خوردینگتون توشه - ردینگتون، میدونم
رسلر و دمبه دارن میرن اونجا
- چکاری از دستم بر میاد؟ - ما یه آتیش دیگه هم واسه خاموش کردنش داریم
ازت میخوام که فهرستی از پروندههامون رو درست کنی
واقعاً؟ چرا؟
سناتور پانابیکر تو راه اینجاست
اون نمیدونه که ردینگتون از برنامه هکسروت برای
دستکاری در دیتابیس ما استفاده کرده
...اگه وزیر دادگستری از موضوع بو ببره
باید بفهمم دقیقا چه خساراتی بهمون وارد کرده
من هر کاری که بخواید انجام میدم، ولی مجوز امنیتی من
بهم امکان دسترسی به همه پروندههاتون رو نمیده
عه، یعنی قبلاً سعی کردی بخونیشون که اینو میدونی؟
آه...
در مورد بعضی از پروندههای قدیمی مادرم کنجکاو بودم،
به ویژه آخرین پروندهاش
میخوای علت کشته شدنش رو بدونی
دلیل پیوستنم به گروه عملیاتی همین بودش
یکم پرسجو کردم، ولی کسی نمیتونه چیزی بهم بگه
چون که بالاتر از مجوز امنیتی منه
دیگه نیست
چند روز پیش تأییدیه مجوز موقت
دسترسی به اطلاعات محرمانه٫سریات رو گرفتم
کل سیستممون در اختیار توئه
ولی امروز میخوام اینکاری رو که بهت گفتم انجام بدی
ارزیابی کن ببین چقدر خسارت داشتیم بعدشم بهم گزارش بده
اینجا رو ببین این خوب نیستش
فقط امیدوارم ریموند اون تو نباشه
یه ماشین اجارهای هم اینجاست این روزها مگه با همینها رفت و آمد نمیکنه؟
یکی از گزینههاشه
- چطور حضورمون اینجا رو توجیه کنیم؟ - با دروغ
آه مامور رسلر، از افبیآی ایشونم ماور زوماست
مظنونی که داخل اون فروشگاهه با مشخصات
مردی که ما بخاطر چندین سرقت مسلحانه
در سراسر ایالت در تعقیبش هستیم، مطابقت داره
خدا رو شکر. تا شما اصلکاریها برسید اینجا
ما داشتیم نهایت تلاشمون رو میکردیم
از اینجا به بعدش رو بذارید به عهده ما وضعیت اون تو چطوره؟
سوژه مسلح هستش و با تعداد نامعلومی
از گروگانها اون تو سنگر گرفته
ما هم در حال حاضر با شش مامور فروشگاه رو احاطه کردیم
دوتاشون خروجی پشت رو پوشش دادن
تلاش کردید باهاش ارتباط بگیرید؟
نه. یعنی یه جورایی من اولین افسری بودم که اومدم اینجا
وقتی رسیدم، ضارب منو که از پشت پنجره دید و فریاد زد
عقب بمونم وگرنه شروع به کشتن گروگانها میکنه
ما فقط... ما یه منطقه کوچک هستیم، میدونید که؟
ما زیاد از اینجور موقعیتها اینجا نمیبینیم
وقتی سارق مسلح وارد شد، کسی تونست از فروشگاه خارج بشه؟
نه، ولی درست قبل این که بره تو یه زن اومدش بیرون
پلیس شهرستان این واحد فرماندهی سیار رو فرستاده
- زنه اون تو منتظره - ممنونم
خب، من تازه قهوه صبحگاهیام رو خریده بودم
و داشتم به سمت ماشینم میرفتم
که همون موقع دیدم انگار خود شیطان داره میاد سمتم
من هیچوقت اون چشمای تیرهاش رو فراموش نمیکنم
مثل یه میمون آزمایشگاهی نئشه بودش
حتی قبل از اینکه چشمم به اون هفت تیرش بیافته
میدونستم که آدم شری هستش
مطمئنید هفت تیر بوده؟
بله آقا. سیلندرش رو دیدم
ببینید، بابای من همیشه میگفت که
ترجیح میده شش تیر مطمئن داشته باشه تا 15 تیر نامطمئن
میدونید که، بخاطر تیرهای خطای اسلحههای نیمه اتوماتیک اینو میگفتش
مطمئناً میتونیم کمک شما برای شناسایی اون گروگانها بدردمون میخوره
آه، میتونید بهمو بگید موقع خروج شما دیگه کی داخل فروشگاه بودش؟
من... بذارید ببینیم
یه، اوم... یه جی مین اونجا بود
یه خانم کرهای واقعاً مهربونه
بلیطهای بختآزماییم رو بهم میفروشه
و آه، اون پسر سیگار کش هم اونجا بودش با آیفونش
و یه پیرزن هم اونجا بودش
آه، و من یه مرد مسن رو هم دیدم
اون مرد یه کلاه فدورا هم گذاشته بود؟
اون یقیناً یه کلاه فدورا هم داشتش
من عاشق اون کلاههام خیلی شیکاند، نه؟
پس در مجموع چهار گروگان داریم؟
صبر کنید. من... ممکنه یه کی هم که
یه کلاه فیلی سرش بود هم اونجا باشه؟
کلاهش رو به یاد دارم
پس شاید پنج گروگان؟
شاید
هارولد کوپر
شواهد زیادی نشون میده که ردینگتون هم داخل اون فروشگاه گروگانه
ببین، ما سعی کردیم که بهش پیامک بدیم، ولی جوابی نگرفتیم
هرچی باشه، طرفمون ردنگتونه دیگه
باورم نمیشه اون سارق رو تا حالا
با گلوله آبکشش نکرده
خب، شاید منتظرـه که ما کنترل اوضاع رو بدست بگیریم
تا از در معرض عموم قرار گرفتن دوری کنه
- میتونید اونجا رو کنترل کنید؟ - نه بدون کمک
من مجوز استفاده از یکی از تیمهای عملیاتی خودمون رو میدم
باید پلیس محلی و رسانهها رو از اینجا دور کنیم
و کنترل کامل اینجا رو به دست بگیریم - - ایده عالیه
مطمئن بشید که تیم عملیاتی یه مذاکره کننده هم داشته باشه
و اون کروگانها رو هم آزاد کنید
سینتیا از دیدنت خوشحالم
ببینیم بعداً هم اینو میگی یا نه
جایی هست که بتونیم اونجا صحبت کنیم، هارولد؟
کوپر مجوز یه تیم عملیاتی رو دادش
مطمئن میشم تا به محض ممکن خودشون رو برسونن اینجا
به سرعتی که لازم داریم اینجا نمیرسن
شوخیت گرفته، نیروی ضربت؟
بهترینهای فیلی. بهتون که گفتم اصلکاریها تو راه اینجان
اونها اولین کسایی بودن که بهشون خبر دادم
گروهبان مکگینلی، از حضورتون در اینجا قدردانیم
ولی یه تیم نجات گروگان فدارل ظرف یه ساعت میرسه اینجا
مطمئنم که مظنون مسلحی که اون توئه،
مثل یه بچه خوب منتظر اومدن اونها میمونه
پاورز، یه محدوده مشخص کنید
و یه دیوار پیدا کنید که از توش دوربین رد بشه
تا ببینیم که اون تو با چی روبرو هستیم
هنوز شماتیک ساختمون رو گیر نیاوردید؟
فکر کنم نشنیدید چی گفتم
من بخشی از یه واحد افبیآی هستم که
مستقیماً به دادستان کل جواب پس میده
هر نوع ورود و نفوذی به اون ساختمون داشته باشید
سر و کارت با وزیر دادگستریـه
من بلدم چطور از دستورات پیروی کنم
ولی لحظهای که اینجا تبدیل به یه صحنه تیرندازی بشه دیگه فرمانده منم
نمیدونم چطور قراره ردینگتون رو
حتی بدون تیم عملایتی خودمون از این سیرک بیرون ببریم
خط تلفن داخلی ساختمون هم قطع شده
پلیس محلی تازه برام وصلش کرد
دارم زنگ میزنم به داخل فروشگاه
خب، فقط امیدوارم انگشت ماشه سارق مسلح ما
به اندازه دوست نیروی ضربتمون آماده به شلیک نباشه
کوییک استاپ. میتونم کمکتون کنم؟
مامور زوما از افبیآی هستم
اینجا همه چیز تحت کنترله
همه اون تو حالشون خوبه؟
میخواد بدونه حال همه خوبه یا نه
نه! هیچ چیز اینجا خوب نیستش!
اگه کسی نزدیک این فروشگاه بشه، شروع به کشتن همه میکنم!
لطفاً بهش اطلاع بده که کسی وارد نمیشه
تلفن رو قطع کن!
همین الان!
اون پسر قبل اینکه تیم نجات گروگان شما
از راه برسه، همه رو میکشه، می دونین که نه؟
هفته گذشته، تو یه جنایتکار بدنام
به نام آقای بو چنگ، آوردیش دفترم
چرا؟ چون که به تازگی یه
سلاح سایبری رو از سازمان امنیت ملی دزدیده بود
ولی بعدش به آقای چنگ اجازه دادی که از دستتون در بره
چرا؟ چون که حتی بدون اینکه خبر داشته باشه
در واقع داشته از یه ماکت مشابه این ساختمان که
No comments yet. Be the first to leave one.