ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
... خب، من مُردم
.و فکر کنم دليلش اين "مو قرمزي" بود
منو مي شناسي، "جيک"؟
(دجّال؟ (ضدّ مسيح
نه .من کسي هستم که دنبال چند تا جواب مي گرده
هي، مي دوني رفيق، اينجوري نيست؟
"ماجرا واسه تو امشب احتمالاً بد تموم بشه، "جيک
.آره، کم کم دارم حسِش مي کنم
کل زندگيت جلوي چشمت اومده؟
راستشو مي خواي؟ .فقط همين سه هفته ي اخير
.جاي بدي براي شروع نيست
آروم باش، خب؟ متاسفم
،من اونجا عقلم رو از دست داده بودم .من نمي دونم چه اتفاقي افتاده بود
،توي لعنتي بهش شليک کردي !اين اتفاقي بود که افتاد
من ديگه چه گهي مي تونستم بخورم؟ .اون مادر جنده زير قولش زد
مگه نشديدي چي گفت؟ مگه نديديش؟
من نمي تونم اينجا باشم، مرد، مي فهمي؟
!من نمي تونم اينجا باشم لعنتي - به من گوش کن، خب؟ -
.اوضاع به گُه کشيده شد، بعضي وقتا اتفاق ميافته
!اوه، گاييدمت، مرد - "تو گوش نمي کني "لايونل -
،هنوزم مي تونيم از اين خلاص بشيم ،هنوز وقت داريم
،ولي من مي خوام که از مغز کيريت استفاده کني
.و مي خوام که به من اعتماد کني
مي توني؟
بزن بريم
.بيا، ترتيب اينو بديم
بيا. مي توني پاهاش رو بگيري؟
لايونل"، اون مرده، خب؟" ... درسته که تو ماشه رو نکشيدي
ولي تو درست اونجا وايستاده بودي .و ديدي که من اين کار رو کردم
.حالا پاهاي کيري اين رو بگير
!وقت داره مي گذره
،هي، اگه مي خواي کمک کني، کمک کن !اگه نه، گاله رو ببند
!گُه کاري خودته
،يه لطفي به من بکن لطفاً .دهن کيريت رو ببند
!مغازه ي خودمه
!شايد حالا خفه خون بگيري
!خواهش مي کنم
تو فکر مي کني اين گه کاريا قبلاً اينجا پيش نيومده؟
معمولاً چهاشنبه ها اتفاق ميفته و ... منم به پليسا ميگم
".نه، آقاي افسر، من شليک کننده رو خوب نديدم"
... معمولا، البته
.من به خدا قسم مي خورم هيچي نديدم
اجازه بدين من برم .قسم مي خورم چيزي نگم
نمي خواد واسه اين موضوع خودت رو عصبي کني، جيگر، خب؟
!من نمي تونم اينجا باشم
،"پس مي دوني چيه "لايونل .شايد بايد بري
پولا چي؟
يعني تو اين موقعيت، تو فکر مي کني من !مي تونم به اين سوال جواب بدم؟
!گاييدمت! گاييدمت
بي حرکت
تکون نخوريد، مادر جنده هاي کيري کُس کش
... خب، بچه ها، ديگه اونا رو بياريد پايين
چرا انقدر طولش داديد؟ !خدايا
به نظر مياد دماي هوا اينجا نزديک 100 درجه َست .و منم قراره تا ابد توي اين گه دراز بکشم
،پس چي! شما دير کرديد !ما هم مثل مکزيکيها داشتيم وقت مي کشتيم
.ما داشتيم تفنگ بازي مي کرديم .آقايون، اين شغل ما نيست
.ما داشتيم با مجرمين مبارزه مي کرديم
شما داريد خيابونا رو از بچه بازا و مواد فروشا پاک مي کنيد؟
.اوه! خدا لعنتت کنه
،بهت گفتم از پودر بيشتر استفاده کني .پيرهن تخمي منو ببين
مي فهمم، ولي يه چيزي رو مي دوني؟
.اثر پاشيدگي خون قشنگي نداري
.به اين پاشيدگي خون نگاه کن
.هموني که رو سهم تو پاشيده
.من نمي تونم با اين زندگي کنم
هي "جيک"، من کي مي تونم نقش اصلي رو بازي کنم؟
.گوردو" اون نقش رو بازي مي کنه" .تو "مشتري" هستي، خودتم مي دوني
آره، ولي بيخيال، تمام کار من گريه کردن .و فحش خوردن ـه
در مورد چي حرف مي زني؟ بيخيال
تو براي اين نقش مشتري که بازي مي کني .بايد اُسکار بگيري
اَل بزرگ"، کسي هست که اينکار رو" بهتر از تو انجام بده؟
.بيخيال، ما داريم اينجا به يه چيز خوب مي رسيم
تو مي خواي با تغيير اوضاع واسمون بدشانسي بياري؟
،آره، حق با توئه .من نمي خوام بدشانسي بيارم
.معلومه که حق با منه .بيا بگير، اينم سهم تو
ممنون - کارت خوب بود، برادر -
چيه؟ - .اين خيلي پوله -
.اون خيلي سريع برمي گرده دنبالش
نديدي چقدر سريع اون از اينجا در رفت؟
.اون ديگه برنمي گرده، تموم شد - .باشه، قبول -
.من برم به بقيه ي ريدنم برسم - کسي که کاسه توالت رو به گند نکشيده؟ تميزه -
آقايون، 10 درصد، سهم شما !حالشو ببريد
.شما خيلي خايه دار هستين، مرد .من بهتون بيشترش رو ميدم
.اين اعتماد سازي ـه فقط اعتماد سازي
.مگه فرقي ميکنه چه جور مجرمي باشي
،کارمند اختلاس کننده ،تقلب تو باشگاههاي شرط بندي روي اسب
.تقلب توي بيمه، هر چي
.تو پول رو مي بيني و مي خوايش بيشتر از اينا
خب کي اهميت ميده که تو يه کم قوانين رو خم کني؟ .تا وقتي که کسي آسيب نبينه
.ولي بعدش يکي آسيب ميبينه
،کمپاني لباس "تامي" هميشه ميگه ... يک بازي اعتماد سازي
،مثل بازي "شمع-گل-پروانه" ميمونه .وقتي که همه نقش خودشون رو ميدونن
،نقش اصلي، طنابدار، مشتري
،همه سر جاشونن به استثناي يه جاي خالي
.خب، حالا شما يه همدست براي قتل داريد
،همه ي چيزايي که فکر مي کردي در کنترلت هستن
،دود شدن رفتن هوا !يا داره از زير پات چکه مي کنه
،تو بايد سريع بزني به چاک
،بي اميد به اينکه بتوني اين اتفاق رو فراموش کني
.و حاضري که از روشهاي طَمَعِت توبه کني
پولا چي؟
و بعد دوباره همون خارش از راه ميرسه
يه يارو با يه اسلحه که ازش دود بلند ميشه ... جلوت وايستاده
يه ياروي ديگه افتاده رو زمين و همه جا رو ... خوني کرده
!و تو تنها کاري که مي توني بکني فکر به پوله؟
.تو واقعاً يه مريض عوضي هستي
.ما مطمئن ميشيم که بهت يه "شير اطمينان" بديم
.ما مطمئن ميشيم که تو هرگز براي ديدن ما برنگردي
.ما کاري مي کنيم که تو هيچ وقت دنبالمون نگردي
.بخاطر همين ما تو رو توي تنگنا ميذاريم
لعنتي
گاييدمت، گاييدمت
گاييدمت
پليساي لوس آنجلس
... نيمه باهوش و دو برابر نادرست
.به عنوان تعقيب کننده - تکون نخوريد، مادر جنده هاي کيري کُس کش -
"اعتماد سازي"
متقلبا
.ما همه مون نمي تونيم مثل تو شهرونداي نمونه باشيم
همه َش بخاطر پوله، مگه نه؟ - هميشه که نه -
.اون باعث حرکت ما ميشه
اسمت چيه؟ - "داچ" -
... ولي با وجود حرفي که اونا ميزنن - .عاشق اين اسمم -
منم - .اونا نمي تونن عشقت رو بخرن -
،اينو ببين، صندليهاي چرم اصل
سقف نرم، و عاشق اين ميشي .درهاي به عقب باز شو
عالي
.اين مي تونه همه چيز رو در مورد تو بگه
اون ميتونه تمام چيزايي رو که تو دوست نداري .داشته باشي رو ازت پاک کنه
.آلفونس" هستم. مي خوام تسويه حساب کنم"
.نه، باهات شوخي نمي کنم
.بهت گفتم، مي خوام تسويه حساب کنم
مي تونه باعث بشه فکر کنيد تو دنيا .برترين هستيد
و اگه باور کنيد که پول مي تونه ،اين کار رو براتون بکنه
.شما به حدّ اعلي رسيدين
... اينو "جک کروآک" نگفته بود؟
".اگه يه قاليچه داشته باشي، تو خيلي داري"
... من لزوماً از "کروآک" خوشم نمياد
و رفتن به حومه ي شهر توي اوقات خوشي ،ايده ي من نيست
.ولي اين يارو منظوري داشته
(پيغامگير: (سه تا پيغام
سلام، "مونيکا" هستم، "بيل". من هنوز از .اون شب گيجم. بهم زنگ بزن
سلام "اسکات"، فقط خواستم زنگ بزنم .و بگم که برگشتم
،شماره رو که مي دوني .در ضمن "کيت" هستم
بروس"، "چريل" هستم. اگه نمي خواي منو" .ببيني فقط بهم بگو
.و اين آخرين باريه که زنگ مي زنم
،اگه چيزي نداشته باشي .چيزي براي از دست دادن نداري
،ولي وقتي موضوع پوله ،چه پيدا کردنش چه از دست دادنش
بايد به خاطر بياري که چقدر از پول .براي شانس کافيه
فقط شانس کيري زبون بسته
آقاي "دالبي"؟
.آقاي "شاه" مي خوان با شما صحبت کنن
!حالا؟! همين حالا؟ - .ماشين منتظره -
الو؟ - .بهتره همين حالا يه سر به "اَل" بزني -
واسه چي؟
الو؟
.چيزي نيست کار کدوم خريه؟
.چند هزار دلاري توي کُمُدش پول هست .همه ي خرت و پرتش همينجاست
.قطعاً اتفاقي نبوده
اين اتفاقي مي تونه باشه؟
اَل" لعنتي، تو چيکار کرده بودي؟"
... بذاريد در موردش فکر کنيم - .اين شهر لعنتي، پسر -
.خدايا، من احساس بدي نسبت به لس آنجلس دارم
اينو نگفته بودم؟ !اين شهر لعنتي
گوردو"، الان وقت مناسبي واسه اين نيست، خب؟"
... متاسفم. من فقط يه کم
."خدايا، ببين چه بلايي سرش آوردن، "جيک
.وسط "اگ فو يانگ" خوردنش
فکر مي کني اونا در مورد ما بدونن؟ اگه سراغ ما هم بيان چي؟
شلوغش نکن، خب؟
.بيا اول "ال" رو از اينجا ببريم .مايلز"، يه فرش يا همچين چيزي بيار"
.نه، ما همينجا ولش مي کنيم
چيه؟ نشئه اي؟
.ما "ال" رو اينجا ول نمي کنيم
!"سرش رو بگير. سرش رو بگير "مايلز
.مايلز" ميز رو بردار و بذار سر جاش"
.گوردو" اون قاليچه ي تخمي رو ول کن" .گفتم همينجا ولش مي کنيم
!بندازش
!گاييدمت! گاييدمت چه مدت ما با اين کُس کش کار مي کرديم؟
!من نمي تونم همينجوري اينجا ولش کنم خب؟
.گوردو"، يه کم شعور داشته باش"
.ما همينجا ولش مي کنيم
،ال بزرگ" براي پدرش پول مي فرستاد"
يه کهنه سرباز ويتنام که کم کم مغزش رو از دست مي داد ."تو يه بيمارستان توي "کليورلند" "ويرجينيا
.ال" اونو دوست داشت" - حالا مياين؟ -
.بخاطر همين "ال" هيچوقت نقش اصلي رو بازي نمي کرد
.اينم از اين چي شنيدي؟
خب، "لايونل دالبي" بطور ناگهاني ديشب !غرق شده پيدا شد
.از توي مخزن آب "سيلور ليک" بيرونش آوردن
.حالا مي فهمم چرا اون يه طناب خوب بود
منظورم اينه، پول نقد، اون همه؟ و ما هم اجازه نداديم تا بفرسته
بعدش فهميدم که اون مشنگ .حسابدار "شاه" بوده
چي؟ اون کيه؟
.پولي که ما ازش دزديديم، باج سيبيل بود
.شرط بندا، مواد فروشا، مي دوني که، هرکي
اون مسوول جمع آوري پولا بود و بايد "ديروز تحويلشون ميداد به "شاه
،مثل هر هفته پنجشنبه ها
... بجز اينکه اين دفعه به لطف کاراي ما اون نتونست
.پولا رو تحويل بده ... "ولي هنوزم پولا بايد برسه دست "شاه
"قبل از اينکه کسي بگه "بوووو
No comments yet. Be the first to leave one.