Squid Game: The Challenge

Squid Game: The Challenge

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Squid Game The Challenge S01E02 720p WEB h264-EDITH
കമന്ററി എഴുതിയത് HosseinTL

ടാഗുകൾ

web
720p
720
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-11-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 59
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫همون چتر رو انتخاب کن، ‫تا همه وارد بشیم

‫من نمیرم اونجا. ‫من تو صف یک بودم

‫انتخاب اول باید به من برسه

‫من تکون نمی‌خورم. ‫قبلش پیش تو بود

‫آره! راست میگه!

‫- برو، برو! ‫- رو حرفت وایسا کوین

‫- چهار، سه، دو، یک ‫- بچه‌ها، من تکون نمی‌خورم

‫عجب

‫شرکت‌کنندگان، دو دقیقه شما به پایان رسید

‫نتوانستید به توافق برسید

‫و قوانین بازی را زیر پا گذاشته‌اید

‫نه!

‫تا الان هشت نفر حذف شدن

‫خدایا، قراره کلی آدم از دست بدیم

‫شرکت‌کنندگان توجه کنند

‫چهار شرکت‌کننده‌ی جلوی هر صف

‫لطفا به جلو بیایند

‫خیلی‌خب. بیا اینجا، بیا

‫شما چقدر عصبانی می‌شدین ‫اگه تهش مجبور می‌شدیم

‫یکی‌مون چتر رو انتخاب کنه ‫و من انتخابش می‌کردم؟

‫خیلی عصبی می‌شدم. این کارو نکن

‫اوکیه. پس این کارو نمی‌کنم

‫- من عصبی نمی‌شدم ‫- نمی‌شدی؟

‫یکی دیگه قبل از تو وا میده

‫شرکت‌کنندگان توجه کنند

‫شرکت‌کننده‌ی جلوی هر صف

‫باید به دنبال کارکنان به سالن بازی بروند

‫یعنی شرکت‌کننده 452،

‫432،

‫344،

‫و 299

‫به دنبال کارکنان به سالن بازی بروند

‫نفر بعد صف چهار میشه اسپنسر

‫چتر رو انتخاب نکن

‫- یه نفس عمیق بکش. تمرکز کن ‫- تو می‌تونی. قوی هستی

‫خیلی زبون چربی نداره

‫ماشالا اسپنسر!

‫بچه‌ها، خیلی بهش فشار نیارین

‫آره، بیاین یکم تنهاش بذاریم

‫ببین داداش. تصمیمت رو عوض نکن

‫چیزی که مال ماست رو انتخاب کن. ‫در ما دایره‌ست

‫همونجا بمون. ‫بهترین راه‌حل همونه

‫باید به ترتیب باشه. ‫پس میشه یک، دو، سه، چهار

‫قضیه بر اساس شانسه

‫بر اساس چیزیه که فکر می‌کردین

‫اون تکون می‌خوره. تو فقط باید...

‫الان مسئله اینه که کی دل و جرئتش بیشتره

‫فقط اینو بدونین که

‫نمی‌ذارم چتر بهتون بیفته. چیزی نیست

‫جلوی چهار سر حرفت بمون

‫هی. لطفا گریه نکن داداش. ‫ای خدا

‫اونجا وایمیستی و تحمل می‌کنی داداش

‫اون کارتو راحت نمی‌کنه

‫ولی تو سر حرفت می‌مونی. ‫اون آخرش وا میده

‫مطمئنم وا میده

‫تو وا نمیدی

‫تو می‌تونی. تو می‌تونی حاجی

‫تو می‌تونی

‫نفس بکش. نفس عمیق

‫من تو بچگی صددرصد مامانی بودم

‫یادمه که خیلی...

‫تخت رو خیس می‌کردم

‫وقتی از مامانم جدا می‌شدم گریه می‌کردم ‫

‫نمی‌دونم. عه...

‫خیلی درونگرا بودم، ‫و بزرگتر که شدم

‫خیلی طول کشید تا بالاخره...

‫خجالت رو کنار گذاشتم ‫و با آدم‌ها حرف زدم

‫عه...

‫به شدت ساده‌لوحم. مشکل بزرگیه

‫اگه کسی چیزی بهم بگه

‫در جا باورم میشه

‫چند تا خواهر و برادر دارم ‫که همش با کنایه حرف می‌زنن

‫و گاهی اوقات متوجه کنایه میشم

‫ولی بیشتر اوقات اصلا نمی‌فهمم

‫و فکر می‌کنم که حرفاشون راسته

‫آره، بنظرم با بقیه همدلی می‌کنم

‫گاهی وقتا حتی بیش از حد

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫خوبی؟

‫یالا 299

‫شرافتمند باش

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫گوش کنین، گوش کنین

‫تو حاضری بری خونه؟ ‫حاضری بری خونه؟

‫- منظورت چیه؟ ‫- سوالم رو جواب بده

‫- حاضری بری خونه؟ آره یا نه؟ ‫- حرف اصلیت رو بزن

‫حاضری الان بری خونه؟

‫باید یک، دو، سه، چهار پر بشه

‫و اگه حاضری که...

‫- حرفت این بود؟ ‫- داداش، خودتو جمع کن. شجاع باش

‫بیاین تیر نخوریم. ‫فقط تیر نخوریم

‫- آره دمت گرم ‫- شجاع باشین

‫- شجاع باشین، ایول! ‫- شجاع باشین

‫چتر رو بردار. ‫داداش، بیا تیر نخوریم

‫گوش کنین. حرف منو گوش کنین

‫یه لحظه خفه شین و گوش کنین چی میگم

‫بگو داداش

‫یک دقیقه و نیم برامون مونده

‫یه در رو انتخاب می‌کنم اگه گوش کنین بهم!

‫یکم احترام نگه دار داداش. آروم باش

‫- آروم باش. اوکیه ‫- می‌خوای بهت احترام بذارم

‫- ولی حرفم رو گوش نمیدی ‫- بگو داداش. بگو

‫ملت می‌خوان از اینجا برن ‫و ما هم کلی کار داریم

‫من می‌خوام به بقیه کمک کنم

‫اگه بیسکوییت خودم رو تموم کردم

‫حاضرم به کس دیگه‌ای هم کمک کنم ‫اگه اجازه داد

‫این چتر لعنتی رو انتخاب می‌کنم

‫اگه بهم قول بدین...

‫و می‌دونم که همه‌تون من رو می‌بینین

‫این حرفم خیلی جنسی بنظر میاد. ‫همه هم بهم گفتن

‫ولی لطفا رو کلوچه یه نفر دیگه هم تف کنین

‫- لیسش بزنین ‫- من رو کلوچه‌ات تف می‌کنم داداش

‫صاف تف می‌کنم رو کلوچه‌ات

‫- چی؟ چی؟ ‫- یالا، وقتمون...

‫می‌خوام به بقیه کمک کنم

‫داداش، تو که نمی‌دونی چی پشت دره

‫اگه تونستم کار خودم رو تموم کنم، ‫میام به تو هم کمک می‌کنم

‫- همه با همیم ‫- یالا. زودباش

‫سی ثانیه وقت داری که فکر کنی ‫و نفس عمیق بکشی. چیزی نیست

‫اگه تموم کردم میام به تو هم کمک می‌کنم، چطوره؟

‫باهام دست بده، دست بده

‫- داره راضی میشه پسر. داره وا میده ‫- وای خدا

‫اگه تموم کردم، میام کمک تو. باشه؟

‫الان به شرورِ قصه اعتماد کردی؟ ‫خدایی؟

‫دارم خواب می‌بینم؟

‫- می‌دونم صدام رو می‌شنوین ‫- یالا داداش

‫- لطفا. دستت رو بذار رو دیوار ‫- ده ثانیه

‫برو سمت در داداش. برو سمت در!

‫همه می‌خوایم از اینجا بریم بیرون

‫ایول! ایول!

‫موفق شدیم!

‫وای خدا. ‫موفق شدیم. موفق شدیم

‫خدای من. دیگه حالم داره بهم می‌خوره. ‫قشنگ بهش زور گفت

‫باهاش دست داد. ‫طرف شرور داستانه

‫هیچوقت با آدم بده نباید دست داد

‫دقیقا

‫- درست میشه ‫- آره

‫فقط یه چتره. ما می‌تونیم

‫- تو می‌تونی ‫- آره!

‫هنوزم شدنیه داداش، می‌دونی؟

‫اگه ببریم پیروزیش شیرین‌تره، ‫باور کنین

‫شرکت‌کنندگان توجه کنند

‫بازی «دالگونا» به زودی آغاز خواهد شد

‫شما و کل صف‌تان با شکلی بازی می‌کنید

‫که انتخاب کرده‌اید

‫هر شکل بصورت مستقل بازی خواهد شد

‫شرکت‌کنندگان اجازه ندارند ‫به شرکت‌کنندگان دیگر کمک کنند

‫خیلی حماقت کردم ‫که انتظار اینو نداشتم

‫فکر کردم...

‫که می‌تونیم به هم کمک کنیم

‫نمی‌دونم

‫ولی... مسابقه‌ست دیگه

‫باید زودتر بهش فکر می‌کردم

‫یالا. از پسش برمیایم. ‫ما می‌تونیم

‫می‌دونستم تهش یه داستانی درست میشه

‫این ترومای احساسیه حاجی

‫یا خدا. لطفا نکن، لطفا نه

‫خدایا، لطفا نکن. وای خدا

‫اوه. اگه بالا بیاره...

‫من به شدت مذهبی تربیت شدم

‫بعنوان یکی از اعضای کلیسای ‫عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان

‫هنوزم هر هفته میرم کلیسا، ولی...

‫دیگه از باورهام مطمئن نیستم

‫گفتن این حرف خیلی عجیبه ولی

‫بنظرم سوال کردن تو زندگی خیلی مهمه

‫و... اشکالی نداره که بلافاصله ‫جوابشون رو پیدا نکنی

‫من مدتهاست که سوالاتی دارم

‫و فکر نکنم جواب‌های قانع‌کننده‌ای گرفته باشم

‫شرکت‌کنندگانی که برای استخراج دایره انتخاب شده‌اند

‫اول بازی خواهند کرد

‫لطفا فورا وارد سالن بازی شوید

‫ایول!

‫آره!

‫آره!

‫- خیلی خوب بود. آفرین ‫- آره. ممنون

‫شرکت‌کنندگان توجه کنند

‫لطفا پشت در «دایره» صف ببندید

‫بازی بعد دالگوناست

‫ما می‌تونیم. صبر

‫ایولا

‫- ما می‌تونیم! ‫- همه‌مون می‌تونیم

‫ایول. به به

‫ممنون

‫دایره‌ست. دایره‌ست. دایره‌ست

‫خدایا، دستام داره می‌لرزه

‫ده دقیقه زمان دارید

‫حالا، بازی آغاز می‌شود

‫آهسته و پیوسته. آهسته و پیوسته

‫خیلی خیلی ساکته

‫تو می‌تونی. ‫تو می‌تونی. خواهش می‌کنم

‫مامانم متمرکز بنظر میاد

‫همش این میاد تو ذهنم که

‫اگه می‌خوام این بازی رو ببرم، ‫باید مثل مامانم بازی کنم

‫شرکت‌کننده 80 قبول شد

‫چیکار کرد که درش بیاره؟

‫- تف کن توی ظرف ‫- تف کن توی ظرف

‫شرکت‌کننده 278 قبول شد

‫شرکت‌کننده 31 قبول شد

‫شرکت‌کننده 452 قبول شد

‫شرکت‌کننده 286 قبول شد

More Farsi Persian subtitles for Squid Game: The Challenge

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left