ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
همون چتر رو انتخاب کن، تا همه وارد بشیم
من نمیرم اونجا. من تو صف یک بودم
انتخاب اول باید به من برسه
من تکون نمیخورم. قبلش پیش تو بود
آره! راست میگه!
- برو، برو! - رو حرفت وایسا کوین
- چهار، سه، دو، یک - بچهها، من تکون نمیخورم
عجب
شرکتکنندگان، دو دقیقه شما به پایان رسید
نتوانستید به توافق برسید
و قوانین بازی را زیر پا گذاشتهاید
نه!
تا الان هشت نفر حذف شدن
خدایا، قراره کلی آدم از دست بدیم
شرکتکنندگان توجه کنند
چهار شرکتکنندهی جلوی هر صف
لطفا به جلو بیایند
خیلیخب. بیا اینجا، بیا
شما چقدر عصبانی میشدین اگه تهش مجبور میشدیم
یکیمون چتر رو انتخاب کنه و من انتخابش میکردم؟
خیلی عصبی میشدم. این کارو نکن
اوکیه. پس این کارو نمیکنم
- من عصبی نمیشدم - نمیشدی؟
یکی دیگه قبل از تو وا میده
شرکتکنندگان توجه کنند
شرکتکنندهی جلوی هر صف
باید به دنبال کارکنان به سالن بازی بروند
یعنی شرکتکننده 452،
432،
344،
و 299
به دنبال کارکنان به سالن بازی بروند
نفر بعد صف چهار میشه اسپنسر
چتر رو انتخاب نکن
- یه نفس عمیق بکش. تمرکز کن - تو میتونی. قوی هستی
خیلی زبون چربی نداره
ماشالا اسپنسر!
بچهها، خیلی بهش فشار نیارین
آره، بیاین یکم تنهاش بذاریم
ببین داداش. تصمیمت رو عوض نکن
چیزی که مال ماست رو انتخاب کن. در ما دایرهست
همونجا بمون. بهترین راهحل همونه
باید به ترتیب باشه. پس میشه یک، دو، سه، چهار
قضیه بر اساس شانسه
بر اساس چیزیه که فکر میکردین
اون تکون میخوره. تو فقط باید...
الان مسئله اینه که کی دل و جرئتش بیشتره
فقط اینو بدونین که
نمیذارم چتر بهتون بیفته. چیزی نیست
جلوی چهار سر حرفت بمون
هی. لطفا گریه نکن داداش. ای خدا
اونجا وایمیستی و تحمل میکنی داداش
اون کارتو راحت نمیکنه
ولی تو سر حرفت میمونی. اون آخرش وا میده
مطمئنم وا میده
تو وا نمیدی
تو میتونی. تو میتونی حاجی
تو میتونی
نفس بکش. نفس عمیق
من تو بچگی صددرصد مامانی بودم
یادمه که خیلی...
تخت رو خیس میکردم
وقتی از مامانم جدا میشدم گریه میکردم
نمیدونم. عه...
خیلی درونگرا بودم، و بزرگتر که شدم
خیلی طول کشید تا بالاخره...
خجالت رو کنار گذاشتم و با آدمها حرف زدم
عه...
به شدت سادهلوحم. مشکل بزرگیه
اگه کسی چیزی بهم بگه
در جا باورم میشه
چند تا خواهر و برادر دارم که همش با کنایه حرف میزنن
و گاهی اوقات متوجه کنایه میشم
ولی بیشتر اوقات اصلا نمیفهمم
و فکر میکنم که حرفاشون راسته
آره، بنظرم با بقیه همدلی میکنم
گاهی وقتا حتی بیش از حد
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
خوبی؟
یالا 299
شرافتمند باش
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
گوش کنین، گوش کنین
تو حاضری بری خونه؟ حاضری بری خونه؟
- منظورت چیه؟ - سوالم رو جواب بده
- حاضری بری خونه؟ آره یا نه؟ - حرف اصلیت رو بزن
حاضری الان بری خونه؟
باید یک، دو، سه، چهار پر بشه
و اگه حاضری که...
- حرفت این بود؟ - داداش، خودتو جمع کن. شجاع باش
بیاین تیر نخوریم. فقط تیر نخوریم
- آره دمت گرم - شجاع باشین
- شجاع باشین، ایول! - شجاع باشین
چتر رو بردار. داداش، بیا تیر نخوریم
گوش کنین. حرف منو گوش کنین
یه لحظه خفه شین و گوش کنین چی میگم
بگو داداش
یک دقیقه و نیم برامون مونده
یه در رو انتخاب میکنم اگه گوش کنین بهم!
یکم احترام نگه دار داداش. آروم باش
- آروم باش. اوکیه - میخوای بهت احترام بذارم
- ولی حرفم رو گوش نمیدی - بگو داداش. بگو
ملت میخوان از اینجا برن و ما هم کلی کار داریم
من میخوام به بقیه کمک کنم
اگه بیسکوییت خودم رو تموم کردم
حاضرم به کس دیگهای هم کمک کنم اگه اجازه داد
این چتر لعنتی رو انتخاب میکنم
اگه بهم قول بدین...
و میدونم که همهتون من رو میبینین
این حرفم خیلی جنسی بنظر میاد. همه هم بهم گفتن
ولی لطفا رو کلوچه یه نفر دیگه هم تف کنین
- لیسش بزنین - من رو کلوچهات تف میکنم داداش
صاف تف میکنم رو کلوچهات
- چی؟ چی؟ - یالا، وقتمون...
میخوام به بقیه کمک کنم
داداش، تو که نمیدونی چی پشت دره
اگه تونستم کار خودم رو تموم کنم، میام به تو هم کمک میکنم
- همه با همیم - یالا. زودباش
سی ثانیه وقت داری که فکر کنی و نفس عمیق بکشی. چیزی نیست
اگه تموم کردم میام به تو هم کمک میکنم، چطوره؟
باهام دست بده، دست بده
- داره راضی میشه پسر. داره وا میده - وای خدا
اگه تموم کردم، میام کمک تو. باشه؟
الان به شرورِ قصه اعتماد کردی؟ خدایی؟
دارم خواب میبینم؟
- میدونم صدام رو میشنوین - یالا داداش
- لطفا. دستت رو بذار رو دیوار - ده ثانیه
برو سمت در داداش. برو سمت در!
همه میخوایم از اینجا بریم بیرون
ایول! ایول!
موفق شدیم!
وای خدا. موفق شدیم. موفق شدیم
خدای من. دیگه حالم داره بهم میخوره. قشنگ بهش زور گفت
باهاش دست داد. طرف شرور داستانه
هیچوقت با آدم بده نباید دست داد
دقیقا
- درست میشه - آره
فقط یه چتره. ما میتونیم
- تو میتونی - آره!
هنوزم شدنیه داداش، میدونی؟
اگه ببریم پیروزیش شیرینتره، باور کنین
شرکتکنندگان توجه کنند
بازی «دالگونا» به زودی آغاز خواهد شد
شما و کل صفتان با شکلی بازی میکنید
که انتخاب کردهاید
هر شکل بصورت مستقل بازی خواهد شد
شرکتکنندگان اجازه ندارند به شرکتکنندگان دیگر کمک کنند
خیلی حماقت کردم که انتظار اینو نداشتم
فکر کردم...
که میتونیم به هم کمک کنیم
نمیدونم
ولی... مسابقهست دیگه
باید زودتر بهش فکر میکردم
یالا. از پسش برمیایم. ما میتونیم
میدونستم تهش یه داستانی درست میشه
این ترومای احساسیه حاجی
یا خدا. لطفا نکن، لطفا نه
خدایا، لطفا نکن. وای خدا
اوه. اگه بالا بیاره...
من به شدت مذهبی تربیت شدم
بعنوان یکی از اعضای کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان
هنوزم هر هفته میرم کلیسا، ولی...
دیگه از باورهام مطمئن نیستم
گفتن این حرف خیلی عجیبه ولی
بنظرم سوال کردن تو زندگی خیلی مهمه
و... اشکالی نداره که بلافاصله جوابشون رو پیدا نکنی
من مدتهاست که سوالاتی دارم
و فکر نکنم جوابهای قانعکنندهای گرفته باشم
شرکتکنندگانی که برای استخراج دایره انتخاب شدهاند
اول بازی خواهند کرد
لطفا فورا وارد سالن بازی شوید
ایول!
آره!
آره!
- خیلی خوب بود. آفرین - آره. ممنون
شرکتکنندگان توجه کنند
لطفا پشت در «دایره» صف ببندید
بازی بعد دالگوناست
ما میتونیم. صبر
ایولا
- ما میتونیم! - همهمون میتونیم
ایول. به به
ممنون
دایرهست. دایرهست. دایرهست
خدایا، دستام داره میلرزه
ده دقیقه زمان دارید
حالا، بازی آغاز میشود
آهسته و پیوسته. آهسته و پیوسته
خیلی خیلی ساکته
تو میتونی. تو میتونی. خواهش میکنم
مامانم متمرکز بنظر میاد
همش این میاد تو ذهنم که
اگه میخوام این بازی رو ببرم، باید مثل مامانم بازی کنم
شرکتکننده 80 قبول شد
چیکار کرد که درش بیاره؟
- تف کن توی ظرف - تف کن توی ظرف
شرکتکننده 278 قبول شد
شرکتکننده 31 قبول شد
شرکتکننده 452 قبول شد
شرکتکننده 286 قبول شد
No comments yet. Be the first to leave one.