ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
سلام
به من نگاه نکن. حرفی نزن زنگ خطر رو فشار نده. این یه سرقته همه ۵۰ و ۱۰۰ دلاری ها رو از توی صندوق دربیار و بریز توی کیف. ۲۰ دلاری نباشه
لطفا بهم شلیک نکن
من پولمو میخوام اما موضوع فقط پول نیست
خودپرداز کارتمو خورد
میدونم. گفتی
فقط نمیدونم چیکار میتونم بکنم
بهم دستبرد زدن
جلوی اون مردو بگیرین
اون به بانک دستبرد زده
داره فرار میکنه
ایست
لانگ مایر - فصل ششم - قسمت اول ترجمه از مصطفی مرادزاده
تو که بانک نزدی، زدی؟
نچ
اما ممکنه لازم بشه
داری چیکار میکنی؟
یه برنامه برای روز مبادا میریزم
با چال کردن اسلحه و پول؟ آره -
پس گمونم داری برای آخرالزمان زامبی آماده میشی
نه. تاکر بگت
دنبال خونمه
منظورت چیه؟
وقتی نتونست منو بکشه
حالا سعی داره خرابم کنه تا مجبور بشم زمینمو بفروشم
میخواد اینجا یه زمین گلف بسازه
خب، منم نمیذارم این اتفاق بیوفته
پس میخوای توی جنگل مخفی بشی و بهش تیراندازی کنی؟
نمیدونم میخوام چیکار کنم
فقط نمیتونم بشینم و دست روی دست بذارم
باید یه کاری کنم. این خونمه
همه چیزمه
همه چیزت نیست
دخترتو داری
هنری هم هست
و من
شغلتو داری
که در حال حاظر خوب انجامش نمیدی
اومدم بهت بگم
یه سرقت بانک توی پادر ریور رخ داده
باید تا ۱۵ دقیقه دیگه اونجا باشیم
باشه
پس کمک کن اینو پر کنم
صبح بخیر
...چی
...چرا... من
چرا بیرون خوابیدی
دیشب با یه قطار تصادف کردی
منظورت چیه؟
خب، بعد از اینکه عرق کردی بیهوش شدی
که برای یه تازه وارد عادیه
میخواستم ببرمت خونت ولی نمیدونستم کجا زندگی میکنی
بعدش وقتی سعی کردم ببرمت داخل
بیدار شدی و شروع کردی به کتک زدنم
و بعدش به طرز دیوونه کننده ای حرف میزدی
پس منم همیجا ولت کردم
بیا. یه قهوه احتیاج داری
هی مندی
این عادیه که توی مدت عرق کردن یه چیزایی ببینی؟
مثل یه سری توهمات؟
منظورت دیدت تصورات که نیست؟
چی دیدی؟ یه حیوون یا همچین چیزی؟
نمیدونم
یه جغد دیدم
باید روح حیوانی تو باشه
ایول رفیق، این برای یه تازه وارد اصن عادی نیست
منظورم اینه که تنها چیزی که من دیدم
یه سری رنگهای عجیب و غریب بود
ممنون که آوردیم اینجا
واقعا متأسفم که کتکت زدم
آره
دیوونه کننده بود
پس، چی دیدی؟
منو دیدی که شاخ یا همچین چیزی داشته باشم؟
تو خودت بودی
اما... داشتی خونی رو پاک میکردی
گردن دوستم هنری طناب دار بود
اعدام شده بود؟
نه اعدام نشده بود مثل یه جور توی تله افتادن بود
...نمرده بود، اما
این نامفهومه
تو... تو باید با یکی حرف بزنی که
بتونه این لعنتی رو تفسیر کنه
من خیلی نمیدونم اما میدونم که این چیزای لعنتی اصن خوب نیست
چقدر طولش دادین
قربانی کجاست، فرگ؟
تو راه بیمارستانه
وضعیتش چطوره؟ نمیدونم -
وقتی رسیدم اونا برده بودنش
تیراندازی اونجا اتفاق افتاد
فرگ، ثبت اظهارات شهود رو تموم کن
نذار هیشکی عکس بگیره
چشماش مثل چشمای کوسه بود، میدونین
مثل چشمایه یه مرده بی احساس بود
فضای خیلی سردی بود اما ما برای همچین موقعیتی آموزش دیدیم
بنابراین سعی کردیم معطلش کنیم
کلانتر هستم
متوجه شدم که یه سرقت داشتین
کار کابوی بیل بود
توی اخبار گفتن
کسی که تیر خورد؟ نه -
نگهبانمون ال چمبرز تیر خورد
اورژانس بردش بیمارستان
واکنششون قابل توجه بود
خب، ما الان اینجاییم و باید چندتا سوال بپرسیم
میخوام اون دوربینو خاموشش کنی
مطمئنی اینجا همونجاست؟
این چیزیه که جیم پای تلفن گفت
و جیم نمیتونست منتظرمون بمونه؟
خب اون عجله داشت که بره سر کار اما گفت که اینجاست
بذار برم ببینم کامیون به اسم کی ثبت شده
لازم نیست. کامیونو میشناسم
خب مال کیه؟
هنری خرس ایستاده. برو اطلاع بده
باشه
هنری
هنری
درست همون طوری بود که توی اخبار گفتن
من اخبارو ندیدم
چرا خودت بهم نمیگی چطوری بود؟
خب ما تازه باز کرده بودیم
کابوی بیل هم
دومی یا سومین مشتری امروزمون بود
حس کردم یه چیزی درست نیست
بعدش اون یه یادداشت بهم داد
یادداشت رو داری؟
گمونم بالای پیشخون گذاشتمش
اما یادمه چی نوشته بود
نوشته بود: بهم نگاه نکن، حرفی هم نزن
کلید زنگ خطر رو فشار نده این یه سرقته
همه ۵۰ و ۱۰۰ دلاری ها رو
از توی صندوق بریز توی کیف
به جز ۲۰ دلاری حافظه خوبی داری -
فکر نکنم هیچوقت فراموشش کنم
اون آروم و مودب بود
اما میشه گفت استعداد خشونت رو داشت
پس دیدیش
نه، نه واقعا
فقط دوبار
اما نمیتونم دقیقا توصیفش کنم
پس چطور میتونی بگی اون استعداد خشونت رو داشت؟
تفنگشو دیدی؟
آره. دقیقا
خیلیخب
چیز دیگه ای یادت میاد؟
اون دستکش پوشیده بود
پس نمیخواست اثر انگشت به جا بذاره
خب به چی دست زد؟
به نظرم، هیچی
به غیر از اون یادداشت
درسته
eBAYاگه بعدا برم توی سایت
و ببینم سعی کردی یادداشت سرقت کابوی بیل رو بفروشی
مطمئن باش توی دردسر بزرگی میوفتی، پائولا
اینجاست
فکر کنم بدون اینکه متوجه شده باشم اینو توی جیبم گذاشتم
میتونم یه فتوکپی ازش بگیرم؟ نه -
این میتونه مدرک قتل همکارت باشه
باشه
متأسفم
ببینین، اگه اینجا کمکی هست که از دستم برمیاد
آره هست
میخوام فیلم دوربینهای امنیتی بانک رو ببینم
و میخوام حسابمو ببندم
یکی داد زد که دزدی شده منم دنبال مامور امنیتی بانک راه افتادم
ایست
لعنتی
آقا. آقا، تلفن داری؟
زنگ بزن ۹۱۱
تو موبایل دستت بود
چرا زنگ نزدی ۹۱۱؟
نمیخواستم هیچ جزئیاتی رو از دست بدم
پس جزئیات مردی که شلیک کرد رو داری؟
منظورت کابوی بیله؟
نه، من از اون روزنامه نگارای بی عاطفه نیستم
که از کنار یه نفر که روی زمین افتاده و داره خونریزی میکنه رد بشم
موندم و کمک کردم
تو روزنامه نگاری؟
خب، وبلاگ دارم و فایلهای صوتی تصویری درست میکنم
و درمورد جنایات واقعی رمان مینویسم
باید کاراتو بشناسم؟
خب هنوز چیزی منتشر نکردم اما
چند ماهی هست که وبلاگ آنلاین دارم
و به بیش از ۲۰۰ کلیک رسیدم
در یه روز؟
کلا. تا الان
اما بعد از پست ویدیویی امروزت
فکر کنم بیشتر از این بشه
امیدوارم
هنری
همه پولتو بیرون کشیدی؟
آره
به نظر پول زیادی میاد
راستش نه، فقط ۲۰ دلاری براش مونده بود
خب، هیشکی تیرانداز رو ندیده
وقتی تیراندازی اتفاق افتاد خیابون خالی بوده
با بیمارستان تماس گرفتم
ال چمبرز، همون مامور امنیتی
بیست دقیقه پیش رفت اتاق عمل
هی، والت
No comments yet. Be the first to leave one.