ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
باشه
بیا راجع به کار حرف بزنیم
این مرتیکهی چاقِ لندهور میخواد پا تو کفش مائوریتسیو کنه
خب، خودت که میدونی مائوریتسیو آدم منطقیایه
فقط میخواد یه گپ کوچولویی باهاش بزنه
ولی این یارو اصلاً گوشش بدهکار نیست
شاید به حرف تو گوش بده
سهشنبهها میاد شهر. سهشنبه وقتت آزاده؟
آره، سهشنبه آزادم
خوشحالم دوباره میبینمت، آقای جونز
یادت باشه، تمیزیِ کار مهمه. نیم ساعت وقت داری
آه
یه ساعت
آره، چیه؟
منم تانتو، طبقهی پایین. یه پسره اینجاست میخواد باهات حرف بزنه
ریختش چطوریه؟
جدیه
بهش بگو دارم میام بالا
داره میاد بالا
یکی داره میاد بالا. یه آدم جدی
میکی، چشماتو باز کن. مهمون داریم
مهمون داریم
زود باش
وایسا، وایسا پسر
تانتو
به راننده بگو پشتِ ساختمون منتظرمون بمونه، عجله هم کن
هی عزیزم، چه خبر شده؟
نگران نباش، عزیزم
چیزی نیست. بگیر بخواب
وای خدای من
اون عوضیها هر دو تا خروجی رو بستن
تراس رو چک کن
هی! یوهو
۹۱۱، فوریتهای پلیسی
کمک میخوام
یه نفر میخواد منو بکشه
خیلی خب. پشت خط بمونید. من یه لحظه میرم و میام
آقا، الان وصلتون میکنم به یه افسر. باشه؟
کارآگاه جفرسون هستم. چطور میتونم کمکتون کنم؟
خودم دوباره زنگ میزنم
هی، آروم باش پسر. من نصف بولیوی رو ریختم تو این چمدونها
هنوز قاطی هم نداره. بیا، بردار. مال خودت
این شماره رو بگیر
بعداً باهات حرف میزنم عزیزم، باشه؟
فعلاً
الو؟ مائوریتسیو هستم. منو یادت میاد؟
میبینم که برگشتی به شهر
آره. یعنی، نه
فقط واسه امروز
پس میشه با اطمینان گفت که امروز آخرین روزته که تو این شهری
و دیگه هیچوقت اون قیافهی نَحس و چاقت رو نمیبینیم
آره. درسته
گوشی رو بده به دوست مشترکمون
میخواد باهات حرف بزنه
بله؟ - مطمئن شو که شیرفهم شده
بعدش بذار بره
فهمیدی؟
پس بگو
فهمیدم
خوبه
یا عیسی مسیح
مثل همیشه دو تا شیر؟
سلام
چرا سیگار رو قایم کردی؟
این ساختمون پر از آدمفروشه
نمیخواستم بابام بفهمه. همینجوری کلی بدبختی دارم
چی شده؟
از روی دوچرخه افتادم
هی
به بابام دربارهی سیگار چیزی نگو، باشه؟
نمیدونم چرا داری این کار رو با ما میکنی
جالبه که این روزها چقدر مردم مشکل حافظه پیدا کردن
منظورم اینه که، لابد اثرِ آفتابه
میدونی، آدم باید بدونه کی از زیر آفتاب بیاد کنار
نمیدونم چطور شد. آخه، مگه شغل من چیه؟
من فقط نگهدارندهام. جنس رو همونطوری که بهم میدین نگه میدارم
نه بهش نگاه میکنم، نه بهش دست میزنم. حتی بلد نیستم چطوری قاطیش کنم
سعی کن حرفمو بفهمی، باشه؟ تو ماه ژوئن، ما جنس رو بهت دادیم
خالصِ خالص بود. حالا جولای شده، اومدیم جنس رو ببریم
و حالا ۹۰ درصد خالصه
حالا، یه جایی بین ژوئن و جولای ۱۰ درصدش غیب شده و جاش ناخالصی اومده
نمیدونم. به من ربطی نداره. من فقط نگهدارندهام
شما جنس رو میدین، منم نگهش میدارم. کل چیزی که میدونم همینه
ببین، خودت میدونی که دارم سعی میکنم کمکت کنم
ولی خب، اگه بخوای اینقدر لجبازی کنی
مجبورم مزاحم اون بشم
بذار بهت بگم، وقتی غرق موسیقیه، از اینکه کسی مزاحمش بشه متنفره
دارم راستش رو بهت میگم
امیدوارم، چون اون توی بو کشیدنِ دروغ مهارت خاصی داره
ترسناکه
انگار یه جور حس شیشمه
میخوای حرفت رو عوض کنی یا حتماً باید برم مزاحم موسیقی گوش دادنش بشم؟
دارم حقیقت رو میگم
خیلی خب
استن. استن
ببخشید. ببین، این میگه که توی جنس ناخالصی نریخته
اوه
معلومه که نریخته
فقط یه لطفی در حقم بکن. تا فردا بفهم کی این کار رو کرده
تا ظهر
مالکی، هی، صبر کن
هی، من توی اون آشغالات ناخالصی نریختم
خودت برو پیداش کن
کدوم گوری هستی؟ برو تو تکالیفت رو بنویس
انجامشون دادم. - جدی؟ خب، پس میتونی بری تو
و به خواهرت کمک کنی اون خونهی لعنتی رو تمیز کنه
سیگار کشیدن هم موقوف
یک
دو. یه نفس عمیق بکش
نفس رو بده بیرون
نفس عمیق. دم
وقتت تمومه. نوبت منه
کانال رو عوض کنی، صورتت رو میارم پایین
حالا آماده واسه پاها. و پایین
پایین! پایین
اوه! ببخشید عزیزم
منقبض کن. رها کن
صبح بخیر عزیزم
سلام عزیزم
عزیزم، اون رو کمش کن. مامان سردرد داره
اون نوبت منو گرفت
فقط میخواد این کارتونهای لعنتی رو ببینه
بد نیست یه تکونی به اون باسنش بده
اونی که اینجا باسنش گنده است من نیستم
دو و بالا
میشه یکی که کل روز هیچ کاری جز کارتون دیدن نداره
یه تکونی به خودش بده و بره یه چیزی واسه خوردن بگیره؟
پاها. پاها. عالیه
جرئت داری یه بار دیگه اون حرف رو بزن
مارجی، فکر کنم گند زدم
اولین بارت که نیست
منظورم اینه که، تو همیشه یه بهانهای داری، مگه نه؟
آره. فکر کنم این دفعه دیگه خیلی زیادهروی کردم
منم فکر میکنم الان داری زیادهروی میکنی. دیرم شده باید برم سر کار
چطوره امروز رو توی خونه کار کنی؟
خوب حسش کن. همینه، شکم تو
یک
حالا نوبت منه
گندش بزنن! میخواد منو بزنه
بابا، اون... کثافت
اون درِ لعنتی رو ببند
خواهشم میکنم شلیک نکن
سلیطهی عوضی
مگاترون! مگاترون
کل بدن رو سفت کن
وقتی از عضلات چهارسر استفاده میکنی، یعنی ماهیچههای رونت بدنت رو گرم کردن
هی، یکی اون تلفن رو جواب بده
دستم بنده
الو؟
من مارگاریت مککالیستر هستم
مدیر مدرسهی اسپنسر در وایلدوود، نیوجرسی
آقای یا خانم لاندو تشریف دارن؟
بله، خودم هستم
خانم لاندو، وقتی همسرتون ماتیلدا رو توی مدرسهی اسپنسر ثبتنام کرد
به ما گفت که اون "مشکلاتی" داره
خب، همونطور که میدونید ما افتخار میکنیم که دخترهای دردسرساز رو
به زنان جوانِ سالم و مفید تبدیل میکنیم
اما اگه اینجا نباشن، کار زیادی از دست ما برنمیاد
الان نزدیک به دو هفته است که ماتیلدا بدون اجازه مدرسه رو ترک کرده
میدونم همسرتون شهریهی یک سال رو جلوتر پرداخت کرده
۲۰ اما اگه به صفحهی
دفترچهی قوانین و مقرراتی که براتون فرستادیم مراجعه کنید
میبینید که اگه عذر موجهی برای غیبت طولانیمدت وجود نداشته باشه
شهریهی شما ضبط میشه
اون مُرده
به اون بچهی لعنتی بگو یه تکونی به خودش بده و یه کاری بکنه
تمیز کن! خسته شدم از این همه کثافتکاری
عجله کن
تاکسی
چرا وقتی همهچیز میتونه سیاه به نظر برسه
حس میکنم که هیچ اتفاق بدی نمیافته
امروز یه روز خیلی غیرعادی بوده
عشق باعث شده که جور دیگهای به دنیا نگاه کنم
زندگی همیشه اینقدر سخته، یا فقط وقتی بچهای اینطوریه؟
همیشه همینطوریه
بقیهاش مال خودت
هی، دارم میرم خرید. شیر میخوای؟
یکی یا دو تا؟ دو تا، درسته؟
من عاشق این لحظات آرومِ قبل از طوفانم
منو یاد بتهوون میندازه
میتونی بشنویش؟
مثل وقتیه که سرت رو میذاری روی چمنها
و میتونی صدای رشد کردنشون رو بشنوی
میتونی صدای حشرات رو بشنوی
بتهوون دوست داری؟
نمیتونم دقیقاً بگم
میخوام برات یه کم از آهنگهاشو پخش کنم
بابا
بنی، همینجا بمون
بابا! بابا
قرارمون ظهر بود
یه دقیقه از ظهر گذشته
بتهوون دوست نداری
نمیدونی چی رو داری از دست میدی
اینجور پیشدرآمدها خون رو تو رگهای آدم به جریان میندازه
خیلی قدرتمنده
ولی راستشو بخوای، بعد از این شروعهای طوفانی
یه جورایی زیادی خستهکننده میشه
واسه همین بود که قطعش کردم
بریزید تو آپارتمان
No comments yet. Be the first to leave one.