ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تو فروشگاه سکس اسمت رو نوشتم
یه فروشگاه باکلاس سکسه. اونا کتاب و کاندوم طعم دار میفروشن
آنچه در معشوقه ها گذشت
تصمیم گرفتم با جوناتان تو پروزه هتل-رستوران شریک بشم
کار کوچک برگزارکننده مهمونیا حالا تبدیل شده به یه موسسه تبلیغاتی واقعی
حق با اونه..تاثیر گذاره
یه کم احساس سردرگمی میکنم
من در واقع به یه مقدار کمک تو فروشگاه احتیاج دارم
فکر کنم مایکل طرح هام رو دوست داشته باشه
مایکل..مایکل..مایکل
باید مرد مهمی باشه که
اسمش تا توی اتاق خوابمون هم اومده
واقعا دیگه باید بری مایکل..همین الان
من اونروز داشتم روی پیش دبستان ها تحقیق میکردم
می دونم که هنوز زوده..ولی شنیده ام که این چیزها خیلی رقابتی میشه
در هر حال..متوجه شدم که خیلی از مدرسه ها
دارن به بچه ها "تمرکز حواس" (شبیه به یوگا) درس میدن
که واقعا عالیه..درسته؟
خب ..تو داری داستانهای شخصیت رو تعریف میکنی
یا داری واسه کار خودت تبلیغ میکنی؟
خب قسمتی از تبلیغاته..من فکر کردم که شاید یه راهی باشه
که بتونیم همین مفهوم(تمرکز حواس) رو تو روابط فیزیکی به کار ببریم
یه جورایی گسترش دادن تب سکس تانتریک(تانترا فلسفه هندویان
که اواخر دهه نود فراگیر شده بود
صبر کن ..صبرکن..هی ..عزیز دلم..دلم نمیخواد صحبتت رو قطع بکنم
ولی اگر تو نمی فهمی که سرمایه گذاری روی
اون تب (تب فلسفه تانترا) از اواخر دهه 90 یه معضل بوده
پس ما یه مشکلی اینجا داریم
اوه فقط یه نظر بود
در حقیقت ..جزو چیزهای دلخواه من هم نیست
خب ..خوبه..راجع به چیزهای دلخواهت برام نطق کن
اکی..فکر کردم برای کتاب دومم
می تونم از مبحث سکس به کل دور بشم
بهتره که به یه موضوع خاص محدود نشم..درسته؟
خب..هیچکس نمیخواد محدودت بکنه
من دارم سعی می کنم که یه برند از تو بسازم
تو یه سکس تراپیستی..کارن. ازش لذت ببر
من برای هفته اینده ده تا پیشنهاد جدید می خوام..میشه؟
- میشه - عالیه
در ضمن..یه جا برات تو "گپ عاشقانه"گرفتم
یه پادکست عالی..مجریش جیسون هیوز هست
که داره حتی از مارک مارون هم بزرگتر میشه
- تو نمیدونی مارک مارون کیه؟ - راستش
مطمئن نیستم حتی بدونم که یه پادکست چی هست.
شوخی کردم..میدونم چی هستن
فقط نمیدونم چطور بهشون گوش بدم
خب..یاد بگیر
باید قبل از رفتن به اونجا آماده باشی
جیسون هیوز یکی از مشتری های منه و یه کم شوخی هاش سنگین و گزنده س
پس باید بدونی که چطور موقع مشت زدن جاخالی بدی (از پس تیکه هاش بر بیای
می تونم جا خالی بدم
- من من دیگه اون کار رو نمیکنم - آره..فکر میکنم بهتر باشه نکنی
شراب ..شراب
من گل درست کردن رو همین اول کار بهت توصیه نمیکنم
ولی وقتی به کار با ماشین عادت کردی بهت یاد میدم چطور یه قلب بسازی
واقعا قشنگه
راستش ..رندی ..تو یه هنرمندی
چرا..ممنون
مزه ش حتی از قیافه ش بهتره
خوشمزه س
چطوری این کار رو میکنی؟
یه سوال ادبی بود؟
من تصمیم گرفته ام ...دلیلی نداره که راجع به بوسه به مارک چیزی بگم
چه خیری میرسه از این کار؟
خب..ممکنه خیری نرسه ولی از شر جلوگیری میکنه
اگر بهش نگی..خودش می فهمه
من با جاس موافقم..راستگویی بهترین سیاسته
اصلا میدونی ما داریم راجع به چی حرف میزنیم؟
هنوز نه..ولی خودم رو میرسونم
خب..من با اپریل موافقم
دلیلی نداره به مارک بگیم وقتی فقط ناراحتش میکنه
مخصوصا اینکه این کار دیگه تکرار نمیشه
فکر میکنی ممکنه دوباره اتفاق بیفته؟
قطعا خیر
چون نباید اتافق بیفته یا چون تو نمی خوای ؟
- هردو - پس فراموشش کن.
سری رو که درد نمیکنه دستمال نمیبندن
به نکته خوبی اشاره کرد
مگه تو نگفتی راستگویی بهترین سیاسته
یک اصطلاح زیبا و سلیس که روی پیچیدگیهای تجربیات بشری
سرپوش میذاره
- الان بهم گفت احمق؟ - "اصطلاح
عبارتی که
با ترجمه تک به تک کلمات مفهومش بدست نمیاد
بلکه معنای متفاوتی داره
اگرچه در این مورد خاص
معنیش خیلی در لفافه نیست..پس
داره راجع به چی حرف میزنه؟(خودشون هم نفهمیدن چی گفت نگران نباشید
نمیدونم..کارن..از زمین پیام به کارن
سلام..خوش اومدی..کجا بودی بانوی زیبا؟
اوه..فقط داشتم یه خورده تمرین زبانی میکردم
برای پادکستی که باید توش شرکت بکنم
چیزی مث عشق یا یه چیزی
- نه.."گپ عاشقانه"؟ - بله
بارابارا بردت به اونجا؟ عالیه
- واقعا؟ - آره
خب ..عالی میشه اگر تو
اون حرف های عجیب غریبت رو نگی
- گفتار هوشیارانه؟ - نه..تو فقط
نباید خیلی هم آماده بری اونجا
مخصوصا در برابر شخصی مثل جیسون هیوز
- اون خیلی غیر منتظره سوال میکنه - میدونی جیسون هیوز کیه؟
معلومه که میدونم..من یه تبلیغاتچی هستم
این کار منه که افراد کمتر مشهور رو هم بشناسم
که فکر میکنن خیلی معروف هستند
در هر صورت ..میدونی.. یه روز اونها هم تبدیل به یه شخص خیلی معروف میشن
یادت میاد وقتی لئوناردو دی کاپریو هنوز تازه کار و جوون بود؟
- نه - نه
خب ..من یادم میاد..شش سالم بود
لئوناردو دی کاپریو
- خوشگله..نیست؟ - مم
و مجرد شده دوباره
کسی میدونه کجا ممکنه بتونم ببینمش؟
BLACK EAGLE تقدیم می کند
اینجا عالیه
نمیدونم چرا تا به حال اینجا نیومده بودیم
اوه ..خب..باید یکی دعوتت بکنه ..درسته؟
آره..ولی اگر بخوای میتونم انتخابت بکنم
نه ..من اینو نگفتم
لطفا ..اون عاشقشه
اوه
اوه ..خونه جدید چطوره؟
جا گیر شده اید؟
اره..تقریبا ..خونه عالیه
- ترافیکش مث کابوسه - اوه..اکی
بالای تپه است ..درسته؟
بله..یه راه ورود و خروج داره
ولی ببین..من شکایتی ندارم
من شکایت دارم ..ولی خب من یه کم بدخلقمI
- یه خورده؟یه خورده؟ - اکی
خب جاسلین..کی میای زمین رستوران رو ببینی؟
اوه ..خیلی دلم میخواد ببینمش
فکر میکنیدافتتاحیه کی میتونه باشه؟
حداقل شش ماه ..تا یک سال
شما نمیخواهید که
روی موفقیت برنامه تلویزیونی هری سرمایه گذاری بکنید؟
من فقط..به نظر میرسه که موقعیت و شانس خوبی داره از دست میره
اگر اشکالی نداشته باشه که اینو میگم
مثل یه تبلیغاتچی واقعی حرف میزنیئ
- خب ..یکی از بهترین ها - اوکی.
میدونی چیه ..لازم نیست راجع به مسائل کاری حرف بزنیم
- بذارید فقط - به نکته خوبی اشاره کرد
تا هشت ماه دیگه ..اونا احتمالا دیگه
تبلیغات زیادی از هری نخواهند داشت
ممنون..این دقیقا همون چیزیه که بهش فکر میکردم
فکر میکنم که واقعا ارزشش رو داره که
تا وقتی هنوز هری معروفه ازش به عنوان یه فرصت تبلیغاتی استفاده بکنیم
آره...ولی بهم گفتن که بهتره
درست قبل از افتتاحیه یه پوشش رسانه ای داشته باشیم
درسته..به نظر منطقی میرسه.
اره..اینم یه راهشه ..میدونی
پولت رو تا وقتی که نیاز نیست خرج نکن
ولی یه نظر دیگه هم هست و اونم اینه که
اگر از اون نیروی محرکه و انگیزه موجود زود استفاده بکنی
تا زمانیکه روند ثابتی داشته باشه.. میتونه موثر باشه
ولی یه کم خرجش بالاست
از نظر مالی مشکلی نیست - فکرشو میکردم -
دیگه چی تو نظرته؟
خب ..یه وبسایت باید فورا راه بندازیم
میدونی ..اول از همه باید درستش بکنیم
می تونیم لینکش بدیم به برنامه های آشپزیش
و می ترکونه..و در نهایت هوادار هامونو داریم
ممنون که تو آخرین لحظه اینجوری اومدی دیدنم
مشکلی نیست
می دونم که گفتم می خوام راجع به کاشی های زیرزمین حرف بزنم
ولی در واقع می خواستم عذرخواهی بکنم
راجع به چیزی که اتفاق افتاد احساس خیلی بدی دارم
ما ..لازم نیست راجع به این قضیه حرف بزنیم..واقعا عیبی نداره
خیلی هم عیب داره..من واقعا متاسفم اپریل
خب
عذرخواهیت رو می پذیرم
ممنون
- من مست بودم - و به خاطر طلاقت ناراحت بودی
که قابل درک هست
دقیقا..اصلا وقتش نبود
دقیقا
صبر کن ..چی؟
من نباید تو رو در واکنش به اتفاقی که با ترزا افتاد میبوسیدم
اگر می تونستم دوباره انجامش بدم...
ولی نمیتونی..من با کسی رابطه دارم
یه رابطه خوب
اوکی
من بهتره که برم
متاسفم اپریل..من فقط گیج شده ام
قسم میخورم یه ارتباطی رو بین خودمون حس کردم
وگرنه نمی بوسیدمت
ولی شاید این حس یه طرفه بوده
- یه طرفه بوده؟ - من واقعا ممنونم
به خاطر شانسی که به من دادی ..مایکل
ولی فکر نمیکنم که بتونیم با هم کار بکنیم
- اپریل - موفق باشی
من ..یا ما باید الان لخت بشیم؟
من یه کم خسته ام
بیا اینجا ..همه کارها رو خودم میکنم
تو فقط دراز بکش و ناز کن
چرا امشب اون کارها رو کردی؟
چه کاری؟
اینقدر برای جوناتان بازار گرمی راه انداختی
اصلا رفتارت مناسب نبود
- ببخشید؟ - امشب قرار بود بهمون خوش بگذره ..جاس
No comments yet. Be the first to leave one.