ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
یه پیام کمک دریافت کردم شبیه یه سفینه باری نوریـه
اسم سفینهـش "اسکاپلای"ـه
ما وظیفه داریم که بریم یه نگاهی بهش بندازیم
طعمهی دزدهاست - پیام رو پاک کنید -
هیچوقت اون پیام رو دریافت نکردیم
یه چیزی برات دارم
پروندهی گم شدن یه دختره
قرارداد من دقیقا چیه؟
جولی ماو" رو اگه هنوز زندهست پیدا کنی" بازداشتـش کنی و بفرستی بره خونهـش
پس کارم آدمرباییـه، باعث افتخاره
هر کسی اینقدر به دور از خورشید زندگی کنه
براش مهم نیست که اهل کدوم سیارهای
آسمان واقعی بالا سرت بوده و جاذبه رو زمین نگهـت داشته
اونا بهت اعتماد ندارن
اون پیام کمکی که هیچوقت دریافت نکردیم
دوباره از سیستم فرماندهی دریافت شده
هولدن"، تو این عملیات نجات یا غارت یا هر چی" که بهش میگین رو رهبری میکنی
یه تیم از بچهها سرهم کن
فقط محض اطلاعتون بگم بچهها
دلم نمیخواد الان اینجا باشم
این باید فرستندهای باشه که باهاش مارو خبر کردن
دارم از سفینه کانتربری یه پیام براتون مخابره میکنم
!موشک شلیک شد
کانتربری" با سرعت حرکت کن" یه موشک به سمتتون میاد
با لیموی واقعی خیلی خوب میشه
اگه بتونی گیر بیاری
قسمت حیاتی و مهم فرمول همینه
ترشی رو خنثی میکنه، به حجمش اضافه میکنه
پرهاش آب رو تنظیم میکنه
یه چیزی تو این مایهها
بگیر
یه لیوان قهوهی عالی
اه
مزهـش ترکیبیه - آره -
صبر کن و ببین - آره -
هی اسمت چیه؟
"آده"
من هدایتگر جدید سفینه هستم
"جیم"
یه چیزی هست که باید بدونی
رفیق
!رفیق
بقایای سفینه به سمتمون میاد! کمربندها رو ببندید
سعی میکنم سفینه رو ازش خارج کنم
چجوری باهاش برخورد میکنیم؟
خیلی بد
عزیزم میدونی چقدر دوست دارم
محفظهی هوا باز شده! داریم فشار از دست میدیم
یه نفر دریچه رو ببنده - من میبندم -
یه نفر محفظهی هوای لعنتی رو ببنده
حرومزاده
رد شدیم
هنوزم در میدان دیدمون هستن؟
کاملا بازه مسیر - اون سفینه رو گم نکن -
چی؟
...خدای من قرار نیست - ما میریم دنبالشون -
...رفیق فکر نمیکنم - !داریم گمشون میکنیم -
!"اینکارو نکن "الکس
اونا 50 نفر از دوستامون رو با خاک یکسان کردن
خوب، بذار این آمار رو 55 نفر نکنیم
الکس" دارم بهت میگم" برو دنبال اون سفینه
اگه از تعقیب شدن خوششون نیاد چی؟
اگه از این رادار محو بشن برای همیشه گمشون میکنیم
از این ماجرا قسر درمیرن
چه مرگت شده؟ بهت یه دستور دادم
فکر میکنی الان رتبهها مهمه؟
بلند شو خودم اینکارو میکنم
!بلند شو
ما هیچ جا نمیریم
!هی، هی، هی! وا
بذارید همهمون یه نفس عمیق بکشیم
سهمیه آب تموم شده
سهمیه آب تموم شده
اونا میخوان بهمون تشنگی بدن
کیو میگی؟ - زمین، مریخ -
محمولهی آب دیر نکرده هموطن
اونا محموله رو نمیفرستن
به نظر میاد کاملا مطمئنی
آب به معنی زندگیـه
یه محموله دیر کنه اعتراض صورت میگیره
دو محموله دیر کنه
آدما تو خیابون کشته میشن
و همینجوری هم بدتر میشه
حرفم رو یادت بمونه
خدای من
پدر زحمت کشیده قهوهی" "داغ رو تو پارکینگ ریخته
پدر زحمت کشیده قهوهی" "داغ رو تو پارکینگ ریخته
"خونه، من اومدم خونه"
فایلهام رو نشونم بده
تمام فایلها رو کپی کن
آخرین پیامم رو پخش کن
خسته شدم که بهترینهای دنیا رو بهت بدم
و تو باز هم مثل یه خدمتکار کثیف
میون اون آدمهای دوزاری تو منظومهی شمسی زندگی کنی
از اونجایی که قصد نداری به خونه برگردی
مجبورم "ریزربک" رو بفروشم
تو آدم ساده و بیتجربهای هستی عزیزم
وقتشه برگردی خونه
لطفا، همه چیزو دوباره درست میکنم
خدایا، تمومش نمیکنه
پاسخهام رو نشونم بده
تو خیلی کوری و باهام مثل احمقها رفتار میکنی
و هیچوقت عوض نمیشی
اگه تو خودتو به عنوان یه آدم بزرگسال جدی نمیگیری
چرا باید برام مهم باشه که تو بابامی؟
میخوای "ریزربک" رو بفروشی؟ بفروش
دیگه نمیتونی منو بخری یا کنترلم کنی
شاید اینقدر از رفتارهام بدت میاد
به خاطر اینه که منو یاد خودت میندازه
ادامه بده شریک
بلاخره میرسی
ساداویر ارینرایت معاون عمومی سازمان ملل
"واقعیت داره برای 20 ساعت یه "بلتری رو آویزون نگه داشتی؟
اون قاچاقچی "اوپیای"ـه و یه تروریست
...دبیرخونه عمومی سازمان
...اون نمیخواست صحبت کنه
دبیرخونه عمومی سازمان شکنجه دادن توسط جاذبه رو کاملا رد میکنه
اگه میخوای با اون "بلتر" صحبت کنی
بندازش تو مخزن
میدونی من کیم؟
دربارهـت شنیدم، بله
داستانهای جالبی شنیدم
به عنوان یه سرباز "اوپیای" خیلی خوب صحبت میکنی
چون فقط یه شهروند "بلتری" هستم حتما عضوی از "اوپیای" هستم؟
من فقط شهروند کمربندی هستم
منم مثل تو برای آیندهی مردمـم
کار میکنم
پس برای آیندهی مردمانمون
باید بدونم که چجوری دست شماها به
تکنولوژی مخفی مخرب
که میتونه توازن سیستم ما رو نابود کنه رسیده
منظورت توزان بین زمین و مریخـه
در هر صورت معاملهی بدی برای "بلتری"ها محسوب میشه
اوپیای" با خشونت میخواد به حقانیت برسه"
راهی دیگهای برای به دست آوردنش بلد نیستن
نه؟ تو داری از پشت شیشه باهام صحبت میکنی
داری میبینی که بدنم داره از بین میره
اونم در سیارهای که اجدادم درش به دنیا اومدن
زمین نژادی رو خلق کرده که به فضا تبعید شدن
کسایی که هیچ خونهای برای بازگشت ندارن
آیا اینکار باید بدون جواب بمونه؟
نمیخوام بترسونمتون مادام
کاری کردم که احساس میکنی ترسیدم؟
پس چرا دارید وقتتون رو روی یه خبررسون پوچ و بیمعنی مثل من تلف میکنید؟
تو خیلی متواضعی فرزندم
یه نفر برای جابهجایی این چیز باارزش بهت اعتماد کرده
سوال اینه که چه کسی؟
جاهایی بدتر از اینم هست
و فکر میکنم مادرت در یه جایی تو این دنیا
منتظره تا دوباره بچهـش رو ببینه
میفهمم مادام
میفهمم
همهمون وظایفی داریم
«سفینه شوالیه» کمربندی
ما یه رادیوی خراب و به اندازه چهار ساعت اکسیژن داریم
الکس" چقدر سوخت برامون مونده؟"
من شاید بتونم یک سوم راه تا ایستگاه گانیمید" رو برم"
یا شاید بتونم خودمون رو تا نزدیکی خطوط بارگیری برسونم
بعدش باید دعا کنیم که یه نفر اونجا باشه تا به دادمون برسه
عملی نمیشه
با فرستندهی خراب مثل یه تیکه آشغال فضایی میمونیم
رادیو چه مشکلی داره؟
صفحه الکتریکیـش کاملا سوخته و من فکر میکنم
آنتن هم وضع و اوضاعش زیاد خوب نباشه
ببینم میتونم یه صفحهی دیگه براش درست کنم
میخوام برم بیرون و ببینم چی به چیه
عالیه ما همینجا منتظر میمونیم
نمیخوام آدمی باشم که خبرای بد میدم اما
محفظهی هوا از بین رفته
دَر بیرونی کلا از بین رفته
پس ما باید دریچه رو باز کنیم
عقلت رو از دست دادی؟
تمام اکسیژن داخل کابین رو از دست میدیم
همه چیز بستگی به درست کردن رادیو داره
داریم وقت تلف میکنیم
برو که رفتیم، دوباره داری تصمیم میگیری
دارم میرم بیرون، شماها باهاش مشکلی دارید؟
ایموس" باهاش برو"
وا! یه لحظه صبر کنید
مجبور نیستیم بریم بیرون
الان جامون امنه
اون درها رو باز کنیم کارمون تمومه
ممکنه سفینه از هم بپاشه ...دارم بهتون میگم
"شد" - ...اگه اون درها رو باز کنیم -
لطفا بهم گوش کن، بهم گوش کن
اگه بریم بیرون میمیریم
!هی، هی، هی
تو در شوکی، در شوکی
خودت که علائمـش رو میدونی فقط نفس بکش، نفس
نفش عمیق، نفس، نفس بکش
خیلیخب
بگیرش
آروم شدی؟
خیلیخب
حالا، ما میریم بیرون
و آنتن رو درست میکنیم
و بعد یکم سرو و صدا راه میندازیم و نجات پیدا میکنیم
باشه؟ - باشه -
آره
مراقب قدمهاتون باشید بچهها - داریم میرسیم -
No comments yet. Be the first to leave one.