Inferno

Inferno

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Inferno 1980 BRrip BluRay 720
കമന്ററി എഴുതിയത് Aram Matin
ارائه ای از تیم ترجمه فارسی سابتیتل

ടാഗുകൾ

brrip
BluRay
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2014-11-15
ഡൗൺലോഡുകൾ: 41
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

شهر نيويورک - ماه آپريل

... نميدانم براي شکستن چيزي که "

" کيمياگران به آن سيلِنتيوم ميگويند ، چه بهايي بايد بپردازم

تجربيات زندگي همکارانمان بايد هشداري باشد براي ما

نه اينکه از دانش آنها بر عليه ـشان استفاده کنيم و حرفه ي آنها را مُختل کنيم

من وارِلي هستم ، يک مهندس معمار که در لندن ساکن است من با " سه مادر " آشنا شدم و

آنها را طراحي کردم و برايشان سه اقامتگاه ساختم

، يکي در رُم ، يکي در نيويورک و سومي در فرايبورگِ آلمان

بارها شکست خوردم تا اينکه ، بالاخره پي بردم

سه خالق اندوه ها ، اشکها و تاريکي ها جهان را اداره ميکنند

مادر "سوسپي رياروم " ، خالق اندوه ها که . از همه پيرتر بود در فرايبورگ سکونت داشت

مادر " لاکري ماروم " ، خالق اشک ها که . از همه زيباتر بود ، در روم حکومت داشت

" مادر " تِنبراروم ، خالق تاريکي ها

، که از همه جوان تر و بيرحم تر بود . نيويورک رو کنترل ميکرد

، و من براي آنها سه خانه وحشتناک ساختم

. مکان هايي پر از اسرار پـليـد

آن به اصطلاح مادران ، نامادري هاي شروري هستن

که از قدرت زندگي بخشيدن عاجزند

* دوزخ *

هرچند براي اين سه موجود

اسامي وحشتناکي را برگزيدند

اما ، به هرحال

آن سه نفر خواهران يا مادران خوبي بودند

، درون آنها ، سه تفکر

سه زيبايي ، سه سرنوشت ، و سه انتقام وجود دارد

(زمين که برپايه اصول اين سه منشاء (مادر

ساخته شده است ، درنهايت

آفت زده و طاعون زده خواهد شد

و نواحي بسيار زيادي از آن نيز نابود خواهد شد

و اين اولين کليد راز آن سه خواهر است

که درواقع ، همان کليد اوليه ـست

دومين کليدِ رازِ زهرآلودِ

آن سه خواهر ، در انبارِ

يکي از آن سه خانه پنهان است

در آنجا ، شما ميتوانيد عکس و

نام خواهري که در آن خانه زندگي ميکند را پيدا کنيد

آنجا محل دومين کليد است

سومين کليد را ميتوانيد در

زير کفشهايتان پيدا کنيد

سومين کليد آنجاست

"برادر عزيزم ، "مارک

" دومين کليد در انبار پنهان شده "

عصرتون بخير

ميخواستم در مورد اون کتاب باهاتون صحبت کنم

کدوم کتاب ؟

هموني که ازتون خريدم " سه مادر "

شما خوندينش ؟

تا حدودي

ميخواستم ببينم داستانش ساختگيه يا تا حدودي حقيقت داره ؟

مضطرب ـتون کرده ؟

اون فقط يه کتابه که توسط يه سري کيمياگر نوشته شده

کتاباي زياد ديگه هم هست که درمورد خانه هاي شيطاني نوشته شدن

ويلاي هيولاهاي بافگريز " نزديکي پالرمو "

خانه طاووس ها " تو بروکسل "

مزونِ سمندر " تو فرانسه "

بعضي از مردم فکر ميکنن که اين کتابا تخيلات محض ـه

ولي بقيه کلمه به کلمه ـشو باور ميکنن

زنها معمولا بدترين خواننده هاي اينجور کتابهان

يا به قول خودشون بهترينن

دلشون ميخواد همه چيو باور کنن - اصلا اينطور نيست -

براي مثال ، اون کتاب بوي وحشتناکي ميده

و اطراف اينجا هم همون بوي عجيب مياد

مردم ميگن که اين بو از کارخونه کيک پزي مياد

هميشه هم اينجا اين بو رو ميده

اذيت ـتون ميکنه ؟

بهش عادت ميکنيد يه مدت که بگذره ، ديگه اصلا متوجه ـش نميشيد

اين فقط اتفاقي نميتونه باشه

... اگه شما کتاب رو خونده باشيد - اون کتاب بخش هاي مرموزي داره -

ولي تنها راز حقيقي ـش اينه که ، زندگي اکثر ما به وسيله مرگ بقيه کنترل ميشه

شبتون بخير

" دومين کليد در انبار پنهان شده "

اون بايد همين اطراف باشه - بايد اينو زودتر از اينجا ببَريمش -

آره ، بهتره زودتر ببَريمش بيرون

مراقب باش اون دوست نداره چيزي تغيير کنه

رُم - ماه آپريل

اين قطعه مشهور از گروه کُرِ " وا،پِنسيِرو "ـه

نسخه نهايي

قسمت سوم

"اثر "جوزفه وِردي" ، آلبوم "نابوکو

"برادر عزيزم "مارک

، همونطور که ميدوني ، مدتيه تو نيويورک تو يه ساختمون نسبتا قديمي

زندگي ميکنم

ببخشيد ، ميخوام برم به يه آدرس ديگه

ويادي باگني ، پلاک 49

چه بوي عجيبي مياد

عطرش زننده ست

« ساختمان اَبِرتني »

« کتابخانه عمومي فلسفه »

چيزي شده ؟ - نه ، هيچي -

دنبال چيزي ميگردين ؟ - نه -

بله ، دنبال يه کتاب قديمي ميگردم

حالا چجور کتابي هست ؟

" عنوانش هست " سه مادر " درسته ، " سه مادر

، اوناهاش ، همونجاست درست پشت سرت

ممنون

اين کتاب نه افسانه است و نه ساخته ذهن است

اين کتاب شامل بخش هايي از ... يک دفترچه خاطرات است

که آن ها را از نوشته هاي شخصي يکي از دوستانم جمع آوري کردم

يک معمار و يک کيمياگر مورد احترام "به نام "وارلي

وارلي " چند سال پيش به طور" مرموزي ناپديد شد

ممکن است اين خاطرات علت مرگ عجيب او را روشن کند

از آنجايي که اين خاطرات به زبان لاتين نوشته شده بود ما تصميم گرفتيم به همان شکل آن را به چاپ برسانيم

"سارا"

"سارا"

"سارا"

کتابخونه تعطيله

برو وقت رو تلف نکن

کتابو بردار و برو ، اون اونجاست

... همه ش حقيقت داره، اين کتاب

درمورد رابطه بين اوناست ...

آقا ؟

خيلي عذر ميخوام

آقا ، ببخشيد

نميتونم راه خروج رو پيدا کنم

يه در ديگه هم هست

! کتاب

چي ؟ چرا ؟

! نه ، نه ، نه

بنظرم ديگه نميتونيم ادامه بديم

آره ، مجبوريم همه چيو تموم کنيم

طبقه چندم ؟

طبقه چندم ؟

چهارم

نه

کمکي از من ساخته ـست ؟

من ميترسم

از اينکه تنها بشم ميترسم

خيلي خب . اتفاقا منم يه چند ساعتي بيکارم

اگه بخواي ميتونم همراهيت کنم

اينجا چيکار ميکني ، "سارا" ؟ درس ميخوني يا کار ميکني ؟

دانشجوي موسيقي ام تو چطور ؟

من تو کار ورزشم

واسه شبکه هاي ورزشي مطلب مينويسم

ميشه يه سوال عجيب ازت بپرسم ؟ - مثلا چه سوالي ؟ -

تا حالا چيزي درمورد "سه خواهر" شنيدي ؟

منظورت اون خواننده هاي سياهپوست ـه ؟ - نه -

دارم درمورد افسانه حرف ميزنم ، افسانه تَثليث - ! بيخيال -

، اگه منظورت روح و اينجور مسائله بايد بگم که اصلا بهشون اعتقادي ندارم

از کجا انقدر مطمئني ؟

خب اين چيزا رو باور ندارم همين

هيچ دليل فلسفي هم براش ندارم

پس به چي اعتقاد داري ؟

هر چيزي که بتونم ببينم و لمسش کنم

احتمالا اينو قبلا شنيدي

"آهنگ "قدرت تفکر" اثر "وِردي

الو ، "مارک" ؟

من نامه خواهرتو پيدا کردم تو دانشکده جا گذاشتي

خونديش ؟

پس حتما بايد بخونيش خيلي مهمه

همين الان بيا خونه من بايد برات تعريف کنم چه اتفاقي واسم افتاده

چه خبره ؟

نميدونم احتمالا مشکل از سيماي برقه

کارلو" ؟" - بله ؟ -

هي ، جعبه فيوز اصلي کجاست ؟

، تو انباري ـه ، انتهاي راهرو ! ولي نرو اونجا

، نگران نباش فقط ميخوام يه نگاهي به فيوز بندازم

خيلي خب ، ولي همينجوري حرف بزن تا بفهمم کجايي

باشه

کارلو" ؟"

کجايي ؟ - تو انباري . جعبه فيوز رو پيدا کردم -

منم الان ميام ، ميترسم

! "کارلو"

! "کارلو" کارلو" ، چي شده ؟"

يه لحظه وايسا فکر کنم درستش کردم

ديدي ؟

کارلو" ؟"

! نــه

! نـــه

سارا" ؟"

سارا" ؟"

"سارا" ، منم "مارک"

"برادر عزيزم "مارک

... خونه اي که من توش زندگي ميکنم "سومين کليد زيرِ کفشات قرار داره ... "کازانيان

يعني کار کي بوده ؟ ...

بنظر من کار يه قاتل رواني بوده

شما چي ؟ ميدونين چي شده ؟

، من هيچي نميدونم فقط ميدونم که اون مُرده

الو ؟ الو ؟

"صدامو ميشنوي ؟ منم "مارک - مارک" ، بالاخره زنگ زدي" -

رُز" بلند حرف بزن" نميتونم صداتو خوب بشنوم

نامه ـم به دستت رسيد ؟

آره ، رسيد ولي وقت نکردم بخونمش

چرا نخونديش ؟ - آخه يه اتفاقايي افتاده -

الو ؟

من ... من هيچي نميشنوم

"پس زودتر پاشو بيا نيويورک ، "مارک مگه نگرانم نيستي ؟

صدات نمياد . يک کلمه هم نميشنوم رز" ، چه خبر شده ؟"

بهم قول بده که زود مياي

باشه ، حتما ميام ... ولي

الو ؟

الو ؟ رُز" ، الو ؟"

مارک" ؟"

مارک" ؟"

« نيويورک ، همان شب در ماه آپريل »

... بهت چي گفته بودم

! عاليه - همينجاست -

! ببين چي ميگم

بيا بريم تو

ببرشون همون جاي هميشگي

خانوم ؟ - بله ؟ -

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left