ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
دارم میام بیرون
لعنتی. گه توش
لعنتی، لعنتی
صبح بهخیر شفها - شف -
اوضاع چطوره؟ - شف، صبح بهخیر -
همه ردیفن؟ - شف -
شف، خوبی؟ - عالیام شف -
ممنون، متشکرم
صبح بهخیر شف - شف، صبح بهخیر -
اوضاع چطوره؟ - خوبه، شف -
خوبه؟ - بله -
هفته اولته؟ - روز اولمه -
واقعا؟ - بله شف -
سو شفها بهت سپردن غذای کارکنان رو درست کنی؟
بله سرآشپز
.خیلی به آدم فشار میاره بهخصوص درست کردنِ مرغ بریان
آره، سخته - عاشقشیم -
کمکی ازم برمیاد؟ میخوای یه سری چیزها رو نشونت بدم؟
لطف میکنی - خوبه -
اول یادت میدم که چطور استخوان جناق رو دربیاری
باشه - استخوان جناقش رو حس میکنی -
بله - دو طرفش هست -
یادته بچگیها باهاش چی کار میکردی؟ - آره، یادم تو رو فراموش بازی میکردیم -
آره، وقتی مرغ بریان میخوردیم استخوان جناغش رو درمیآوردیم
،آویزونش میکردیم که شبانه خشک بشه بعدش با برادر و خواهرها و مادرمون
یا هرکس مینشستیم که جناغ بشکونیم
و فرد خوششانس برنده میشد
ولی حالا با نوک چاقوم دارم خراشش میدم
.صداش رو میشنوی میتونی حسش کنی
...صدای لرزش چاقو مثلِ
...صدای
مثل صدای جرمگیریِ دندونه
یاد گرفتی؟ - بله شف -
میتونم بکشمش بیرون
میبینی که در اومده؟ - آره -
بوم - بفرما -
این هم از استخوان جناغت - عالیه -
میتونی واسه فردا نگهش داری
حالا میبندیمش - خیلیخب -
بستنش رو از زیر بینی پاپ شروع کن
بینی پاپ؟ - اینجاست -
بعدش بیار دور بدنش
هشتی ببندش
میبینی دیگه؟ - بله -
بعدش برش گردون و فشارش بده
حالا با شست، مفصل بالش رو فشار میدم
برش گردون و بیارش زیر بال
دورش ببندش
گردنش رو میبینی؟ - بله شف -
ببند دور گردنش -
.خیلی سادهست حتما بکشش
بیارش عقب
...میبینی چقدر - آره، قشنگه -
قشنگ شد؟
چرا بهش میگن بینی پاپ، شف؟
بینی پاپ؟ - آره -
جالبه، چندتا داستان پشتشه
ولی داستان موردعلاقهم که بیشتر شنیدمش
اینه که یه زمانی توی انگلیس
...زمان سلطنت پادشاه
پادشاه جیمز سوم
و در سرتاسر کشور یک جوِ
کاتولیسیزمستیزی بهوجود اومده بود
در نتیجه، به باسن مرغ میگفتن بینی پاپ
متوجه شدم - یهجور توهین به پاپ بود -
تموم شد. فقط گرهش رو محکم ببند
عالی شد
الان ۲۳ ساله که اینجایی؟
درسته؟ - آره -
بهطرز عجیبی انگار همین دیروز شروع به کار کردم - آره -
رفتم واسه یه سرآشپز فرانسوی به اسم رولان هنین کار کنم
.و اون موقع آشپز کارکنان بودم مثل کاری که الان
داری میکنی - درسته -
و یه روز اومد سراغم و گفت
توماس، میدونی آشپزها چرا آشپزی میکنن؟
داشتم به جوابش فکر میکردم
«که گفت «تا مردم رو سیر کنیم
میدونم بهم میگن شف ولی پیشه ما آشپزیه
و این واسه من، پیشه خاصه
چون میتونیم به نحو خاصی بخشی از زندگی مردم باشیم
آره - پس این رو هیچوقت یادت نره -
دلیل اینکه امروز اینجاییم گذشتگان هستن
...امروز روزِ اولته - درسته شف -
بعد از رفتنت
توی این رستوران
میراثی خواهی داشت
پس یادت باشه، هر روز بیا
و سعی کن یه خرده نسبت به روز قبل، بهتر کار کنی
یه خرده بهتر. یه ذره تلاشت رو بیشتر کن
و اینا طی سالهایی که اینجایی روی هم جمع میشن
اون موقع این رستوران رو با دانش
تمرین، مهارت و آینده ترک میکنی
خودت رو پرورش میدی
همینطور تیمی که براش آشپزی میکنی
همینطور میهمانانمون
ما حتی کشاورزان، ماهیگیران، غذایابان
و باغبانهایی که مواد اولیهمون رو تامین میکنن رو هم پرورش میدیم
درسته - پس یادت باشه -
مسئله پرورش دادنه - شف -
میرم که به کارت برسی
ممنون شف - ممنون از تو -
«مترجمان: علیرضا نورزاده و سینا اعظمیان» ::. MrLightborn11 & Sina_z .::
شف
«بِر»
ببین کی اینجاست - رفیق خودم -
لعنتی
برگشتیم سر خونه اول
دیدی پیرهنت رو اون بالا آویزون کردیم؟
بازنشستهش کردین، هان؟ - رکورد زد -
باعث افتخارمه، ممنون - باعث افتخار ماست -
باید هم باشه
من یه افسانهام - آره، این رفیق افسانهایمه -
با چهار روزِ افسانهایش - پنج روز -
و فکر میکنم اگر میموندم
استعدادهام بهطرز شگفتآوری شکوفا میشدن
آهان، یعنی میگی در هرصورت پیرهنت رو بازنشسته میکردیم
.منظورم همینه درسته
در واقع تو توی وقتمون صرفهجویی کردی
آره، چون وقت طلاست، چاقال
آره، همه همین رو میگن
میتونم درباره بافت بادکنکی ازتون یه سوال بپرسم؟
...از اول قرار بود مزه سیب بده یا
آره، چند دفعه عوضش کردیم ولی آره
چون یه دونه موتزارلاییش هم هست، درسته؟
درسته - آره -
آره، استفعا دادم
دیگه وقتش بود
مطمئنم سلولهای چشاییت ازت متشکرن
نمیدونم. تفاوت خاصی حس نکردم
قضیه مالکوم چیه؟ جریان موهاش چیه؟
اگه میدونستم میخواد بره که مدل مو بزنه
خودم موهاش رو کوتاه میکردم
خب چهخبر بچهها؟ تکلیفتون رو روشن کردین؟
بهگمونم هنوز با واقعیت مواجه نشدیم - آره -
آره، طوریمون نمیشه - آره -
این رو مطمئنم
طوری نیست واسه خدمات اینجا بمونم؟
نمیخوای اون بیرون بشینی؟
نه بابا، کیر توش
بمون پس
...اون بافت نرم و بالشی که - بالش اسطو خودوس -
آره، خودشه - بالش اسطو خودوسه -
...جریانش چیه؟ آیا
از قبل آژدارش میکنید یا بعداً سوراخ میشه؟
بعداً سوراخش میکنیم - پس سوراخش میکنید -
...راستی، حالا که حرف از سوراخ کردن شد
...چون دارم به
سوزنها فکر میکنم
برام سوال شده که واسه انفجار قارچ دنبلانها
بهش تزریق میکنید یا موقع پاستا درست کردن اضافه میشه؟
نه، اضافه میشه
اوه، خیلیخب - اضافه میشه -
آخه چون خیلی میترکه
...گفتم شاید - آهان -
تزریق میکنید بهش
از رستوران چهخبر؟ اوضاع چطوره؟
مثل همیشه دهنم سرویس شده - آره -
میدونی، کل زندگیم معتادِ به آدرنالین بودم
ولی بی هزینه نیست
و دیگه نمیخوام سلامت روانم رو به عنوان بهاش بپردازم
آره، میفهممت
.سرویس نهایی وقتشه بترکونیم
بسپارمش بهت؟
.نه، ممنون من بازنشسته شدم
من برش دارم؟
برو تو کارش، شف جس
...درباره سوزنها یه سوال دیگه دارم
سیب زمینی داغ و سرد توش یه سوزن هست
درسته - آره -
...خب - حرفت رو بزن -
چطور به فکرتون رسید؟
یعنی ایدهش چطوری به ذهنتون خطور کرد؟
چون تاحالا همچین چیزی ندیدم
میدونی چیه؟ باید برم
حتماً
چرا اینقدر گفتم سوزن؟
سلام - سلام -
سلام، چطوری؟ - خوبم -
خوبی؟ ...فکر کنم
اینورن - آره -
دوستان، با شف سیدنی آشنا شید
آره - سلام کن -
این لوکاست، سید
سلام - سلام شف، چطوری؟ -
ویل، با سید آشنا شو - خوبم. خوشوقتم -
سلام
سلام بچهها
سفارش بیست و دو رو ببرید
سفارش بیست و سه رو ببرید
سفارش بیست و چهار رو ببرید - شف -
سفارش نوزده، تا چهار دقیقه دیگه آمادهست
سفارش میز ۳۰۵ آمادهست ببرید - چشم شف -
یکی از اولین غذاهاییه که اینجا درست کردم
و سرو کردنش براتون ظالمانهست
پس لطفا بهم سخت نگیرید
.کمتر ازم انتقاد کنید نوش جان
لکه نداره؟
دفعه بعد که پونزده ثانیه وقت داشتی دکمه رو فشار بده
توافقنامه رو امضا کن، سید
اولین باری که واسه غذایی که خودم درست کردم و داد زدم آمادهست بیاین ببرین رو
No comments yet. Be the first to leave one.