Twenty Years Later

Twenty Years Later (Cabra Marcado Para Morrer)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Man Marked for Death, 20 Years Later 1984 DVDRip
കമന്ററി എഴുതിയത് 141
مترجم گروه ترجمه پلک تهران ارائه ای از کانال تلگرام https://t.me/Cinema141

ടാഗുകൾ

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-03-13
ഡൗൺലോഡുകൾ: 28
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

"مردی محکوم به مرگ" بیست سال بعد

این کشوری عقب مانده است

توسعه نیافته، توسعه نیافته...

آوریل، 1962.

این فیلم وقتی گرفته شده بود که کاروان اتحاد ملی دانشجویان

در سراسر کشور به بحث در مورد اصلاحات دانشگاه مشغول بودند

اعضای مرکز فرهنگی مردمی دانشجویان نیز با آنها همراه بودند

که هدفشان ترغیب مراکز فرهنگی محلی در ایالات بود

تصاویر فقر در تضاد با امپریالیسم

تمایل همگانی در هنر آن زمان بود

"آواز توسعه نیافتگی" یک مثال خوب است.

به عنوان یک عضو از مرکز و مسئول این تصاویر

من به ناسیونالیسم آن زمان ادای احترام کرده ام

از یک میدان نفتی فیلمبرداری کردم

که پتروبراس در ایالت آلاگواس از آن بهره برداری میکرد

در آوریل 14، دانشجویان به پارائیبا رسید.

دو هفته قبل، خوان پدرو تخیرا

بنیانگذار و رهبر اتحادیه دهقانی سیپ به قتل رسیده بود

روز بعد از ورود ما تظاهرات اعتراض آمیز علیه قتل

در سیپ برگزار شد شهری با فاصله 30 مایل از پایتخت

الیزابت تخیرا بیوه ژائوو پدرو

در این تظاهرات به همراه شش تا از یازده فرزندش شرکت کرد

مردم در مقابل انجمن

کشاورزان کوچک و کارگران مزرعه جمع شدند

که به عنوان اتحادیه دهقانی شناخته میشد

در آن زمان اتحادیه سیپ یکی از بزرگترینها بود

با بیش از 7000 عضو

اتحادیه سه سال قبل ثبت شده بود

به عنوان یک شرکت مدنی در حقوق خصوصی.

سندیکالیسم روستایی حق وجود نداشت

دهقانان اتحادیه را برای طرح خواسته های خود

تنها راه قانونی می دیدند

الیزابت تخیرا 37 سال داشت

ژائو پدرو 44 ساله بود که کشته شد

قبل از تجمع دهقانان

من اولین تماس را با الیزابت گرفتم

با او صحبت کوتاهی در اتحادیه داشتم

اجاره های بالا،کار اجباری بدون دستمزد

اخراج بدون پرداخت غرامت

استفاده از خشونت توسط زمین داران بزرگ است.

در مبارزه در برابر همه ها

ژائوو پدروو در وحدت مردم کشور جلودار بود

این همان روزی بود الهام بخش ساخت فیلم بود

و نامیده شد مردی محکوم به مرگ

تولید شده توسط مرکز دانشجویان

و جنبش فرهنگی مردمی پرنامبوکو

این فیلم در لوکیشنی واقعی با شخصیتهای واقعی ساخته شد

.الیزابت و فرزندانش در آن بازی میکردند

کارگزان سیپ اولین اعتراض را برپا کردند

دو سال بعد همه چیز برای ساختن فیلم حاضر بود

اما در 15 ژانویه 1964

زد و خوردی در سیپ شد

lبین پلیس و نگهبانان آسیاب شکر

و دهقانان.

11نفر کشته شدند

ناحیه توسط پلیس ارتش پرایبا اشغال شد

بنابراین فیلمبرداری غیر ممکن شد

ضروری بود که ما لوکیشن را تغییر بدهیم

و من یک محل ایده آل در ایالت پرنامبوکو پیدا کردم

در آسیاب شکر گالیلا که اتحادیه در سال1955 اونجا تشکیل شد

وقتی که ما وارد اونجا شدیم

50کیلومتر از رسیف دورتراما دوباره آنجا را برای ساختن فیلم حاضر کردیم

با اجازه اتحادیه و کمک مردم محلی

.ما لوکیشن و بازیگران را انتخاب کردیم

در 26 فوریه، 1964

وقتی ما اولین ضبط را شروع کزدیم

.ما توانستیم نقش به آنها در فیلم بدهیم

آنهازمین خودشان را داشتن و ممنون 4 سال نزاع بودند

.که سلب مالکیت از گالیلیا پایان پذیرفت

ژاو ماریانو که در نقش ژاو پدرو تخیریا بود

که اهل گالیلیا نبود

lبعد از اخراج از آسیاب شکر

او به به ویتوریا،نزدیکترین شهر نقل مکان کرد

او مثل ژآئو پدرو یک پروتستان بود

و با 5تا از فرزنداش کارکردیم

این شاتها

برای شروع فیلم برای تیتراژ استفاده شد

طرح اصلی کار روی مردم بود

حالا فقط الیزابت به عنوان نقش خودش بود

.او با ما به پرنامبوکو آمد

روز بعد از اینکه ضبط شروع شد

در اول آوریل 1964کار با کودتای نظامی متوقف شد

.فقط 40 درصد متن ضبط شده بود

به گالیلیا حمله کردند و فرمانده اش را به زندان انداختتد

بعضی از کارکنان دستگیر شدند

اما بیشتر زمین های رسیف و ریو د ژانیر

تجهیزات فیلم نگاتیوها راش ها

نوار،متن فیلمنامه و یادداشتها همه توقیف شد.

اما بیشتر نگاتیوهای پرینت شده نجات پیدا کرد

برای اینکه آنها به آزمایشگاهی در ریو ارسال شده بود

8عکس از صحنه نگه داشته شده بود

دو سال بعد من یک کپی از فیلمنامه دریافت کردم

توسط یک وکیل برای اتحادیه پرایبا نجات داده شد

او را در انبارکاه در آگوست 1964 نگه داشته بود

فوریه، 1981.

17سال بعد برای تمام کردن فیلم به گالیلیا برگشتم

.هیچ فیلمنامه ای نبود

فقط ایده اش را امتحان کردم و مردم را پیدا کرم

که در فیلم قبلی زندگی میکردم

من مایل بودم که شرح قبل را داشته باشم

که شامل حقایقی در وقفه فیلم بود

داستان واقعی زندگی ژائو پدرو

نزاع سیپ و گالیلیا

تجربه مردم از آن زمان

.فقط دو جنگ در گالیلیا شروع شد که هنوز هم هست.

خوزه هورتنسیو دا کروز و جوآو ویرجینیو سیلوا

.که بی سواد هستند اما یک نوع حافظه قبیله ای دارن

اولین جلسه...

خودش بود و برادر زنش

....خواهر زاده اش و من

باهم اینحا هستیم

.در این مکان فعلی

من داستانم را گفتم و اینکه چه نظری دارم

. درباره تاسیس یک جامعه برای محافظت از مرده ها

اینجا مرده ها در تابوتی که از شهردار قرض گرفته میشود میبرن

بدن را به قبرستان میبرند و سپس تابوت را بر میگردانند

تابوت رو لولو میگفتن

ما آن را از شهردار قرض میگیریم برای خاکسپاری مردم

گالیلیا آسیاب شکر متروکه بود که زمینش به قطعات کوچکتر تقسیم شد

آنجا 150 خانواده اجاره نشین زندگی میکردند

.که با کشاورزی امرار معاش میکردند

.صاحبش در سیف زندگی میکرد

اجاره نشینان اجارشون را سالیانه پرداخت میکردند

افزایش اجاره بها باعث ایجاد اتحادیه شد

.ما با هم بودیم و جلسه داشتیم

کنار جاده،کنار خاکریز،در منازل یا هر جایی همدیگر را میدیدیم.

بعد به اتاق پدر خوان رفتیم

.یک اتاق در خانه زی زی

زی زی پیر یک اتاق به من داد که بتونیم جلسه داشته باشیم

اهداف و اسامی را نوشتیم

جامعه خیریه برای مرده ها

.جامعه کشاورزی کشاورزان پرنامبوکو

شما نمی تونی اتحادیه تشکیل بدی وگرنه کشته میشی

خوزه فرانسیسکو د سوزا

رئیس قابل احترام اسیاب برای 30 سال

به عنوان رئیس انتخاب شد

مالک گالیلیا همه مستاجرها رو بیرون کرد

وقتی تشخیص داد که اتحادیه

هدف کمک مشترک داشت

بنابراین مردم دنبال یک وکیل بودن برای اینکه از حقشون دفاع کنه

این همان عدالتی بود که من دنبالش بودم

در ویکتوریا پیدا نشد اما در دادگاه ایالتی بود

.رئیس دادگاه وکیل جولیآو را به من داد.

.او اومد به عهده گرفت و اون مراقب بود

همه چیز بهتر شد و مردم امدند

آنهایی که از اسیاب بیرون انداخته شدند

گالیلیا یک نظام اجتماعی دارد. همه برای کمک آمدند.

برای کارگران کشور.

.وکیل یک مرد واقعی سخته

بنابراین مردم آمدند

و ما پوششی به اونها دادیم

بعد از 4 سال مالک آسیاب تسلیم شد

او موافق شدکه بخواد اونا رو بفروشه

پس ما رفتیم پیش وکیل و او گفت

من اونو سر قرار میارم

و میدونیم که چی کار میتونیم بکنیم

.یک نبرد واقعی.یک آشفتگی و همهمه واقعی

یک نفر داد زد که انها نبایدگالیلیا را ازسلب مالکیت در بیارن

برای اینکه اون میدونست

گالیلیا از سلب مالکیت در بیاد

این کار گسترش پیدا میکند مثل ماده قابل اشتعال در کل برزیل

و مردم دنبال این اعتقاد می رفتند

آنها سازمان یافته بودند

آنها مقامات را مجبور کردند که بقیه املاک را بخرند

- .بله.خوشبختانه ما بردیم - خوشبختانه.

.آنها به ما رای دادند

سلب مالکیت اجتماعی

در دسامبر1959 انجام شد

یک تلافی منصفانه به عنوان قوانین نظام نامه

گالیلیا یک سمبل جنبش کشاورزی بود

اما حتی امروزه مردم سندی نمیگیرند

بعد از ورود ما در گالیلیا

ما نشان دادیم که چه فیلمی تو آسیاب داشتیم

در سال 1962 و 1964.

بازیگران مهمان ویژه ما بودند

خوزه دنیلو دو نسیمنتو

به گالیلیا آمدند وقتی که اخراج شد از آسیاب

بچه اش مقداری نیشکر بدون اجازه مکیده بود

براز فرانسیسکو دا سیلوا

یکی از رهبران نزاع گالیلیا بود

اون دیگه اینجا زندگی نمی کنه.

او مجبور شد سال1964 فرار کنه و دیگه به ندرت دیده شد

بیا 56 ساله ازخواو ویرجینیو احوالپرسی کرد

. سال1975 گالیلیا رو ترک کرد و هرگز برگشت

اون نگهبان آسیاب بود. الان نگهبان معدن سنگه

ژائو ماریانو سانتانا دا سیلوا، 59ساله

که نقش ژئو پدرو رو بازی میکرد از سال1964 تا حالا اینجا نبوده

او این آدما رو تو ویکتوریا جایی که زندگی میکنه،دیده

اون با نوه هاش اومده

همه چیز در فیلم نشون داده شده

.بدون ترتیب،صحنه های نا تمام تکرار و غیره

!درباره اون صحبت نکن .چون پشت سرته

.شنبه شب تنها زمانی بود که با هم بودیم

بعضی ها از راه دور اومده بودند تا نمایش رو ببینند

.ماریانو....خودشه

- بله، آن ماریانو است. - نه؟ من او نو شناختم.

آنها از شناختن شخصیتاشون لذت بردند

17سال جوانتر

قراره بجنگه؟ بله الان وقتشه

کار خیلی سختیه نیست؟

Twenty Years Later subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left