ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
":" ThunderSub ":" کاری از تیم ترجمه مـــــــترجمــــــین ":" MettiTheAlpha ":" ":" فـــری هانتـــر ":"
- نه - صبر کن
پول کجاست؟ همینجا بمون
واو، واو، واو
پول لعنتی کجاست؟
- بهش دست نزن - ...گفتم
دستت بهش نخوره
- تو رو خدا بهمون صدمه نزن - برو،برو،برو
تو چیکار کردی؟
خفه شو
زودباشین بچه ها، بریم
چیکار میکنی؟
امکان نداره، امکان نداره
این اولین بار منه و نباید تو ماشین تو باشه
شل مغز
تو میتونی اگه عاشقمی
من هیچوقت بهت نگفتم عاشقتم
خب، من عاشقتم
بیا بریم دنبال برایان
دیر کردی
- خب که چی؟ - من 20 دقیقه پیش کارم تموم شد
من بیکار نشسته بودم که عمه من منو برگردوند سرکار
تقصیر اونه
سلام اسم من کارلا ـئه
میتونم یه نوشیدنی براتون بیارم؟
ما شنیده بودیم که شیرینی هلویی از این دنیا رفته
همینطوره این دستور پخت مادربزرگ منه
ما دوتا از اونا رو میخوایم با دوتا قهوه،لطفا
عالیه، شما همونایی نیستین که به خونه "ترنر" نقل مکان کردین؟
آره، دیروز اومدیم
- خونه ـش قشنگه - اوه،ممنونم.
اما من شنیدم که تویه اون محله
یه سری حمله هایی اتفاق افتاده
میدونم، سه بار تویه این ماه
توصیه من میدونی چیه؟ یه سگ بگیرین
زن من خیلی زود گیج میشه
ببخشید، اما ما به این محله اومدیم
و اون تا شب جمعه میره
و من نمیخوام تنها باشم دیوونم میکنه
هیچ چیز دیوونه کننده ایی دربارش وجود نداره
اما سعی کن بیش از حد کار نکنی
اینجا واقعا یه مکان آرومی ـه
من میرم با قهوه ی شما برمیگردم
- ممنونم - ممنونم
میخوای درباره این موضوع با همه بحث کنی؟
همه اون پولا باید یه جای امنی باشه
ما نباید با خودمون میاوردیمش
- این احمقانست - من یه جای امن براش پیدا میکنم
کی؟
تو شنیدی که اونا درباره پول صحبت میکنن؟
آره، بنظر میرسه اون تو جمع اراذل اوباشه
اگه تو جمع اراذل اوباش بوده پس چرا اومده اینجا؟
زود پسر خاله نشین بچه ها وقت رفتنه
سم، تو خیلی عوضی هستی
نه نیستم این خونه ی منه
اگه ازش خوشت نمیاد برگرد با مامانت برو "وِرمونت
- ما هیچ کاری نمیکنیم - البته هنوز
سعی نکن منو بازی بدی من احمق نیستم
چیز دیگه ایی که باید بدونی اینه که
من بابای اونو به عذا ـش میشونم
حرکت کن، بریم
تو خیلی آشغالی
آره
از دیدنت خوشبختم،کری
ممنون که سر زدی
خب به گمونم ما امروز چیزی رو تو خونه ترنرها دیدیم
- چی؟ - ...این قوم جدید
یه جعبه ی بزرگ پول نقد گیر آوردم
- منظورت چیه؟ - فقط گفتم چه بگایی ایی
اونا یه جعبه بزرگ پول نقد دارن
من از اون تخمی متنفرم
خب، این باعث میشه احساس خوبی داشته باشی
اینو از کجا گرفتی؟
از طریق یه آدمی تو لیتلتون
چه آدمی؟
چطور؟
مگه مهمه؟
این سومین بار تویه این هفته ـست
خب، تو مجبور نیستی کاری کنی
دوستت دارم، عزیزم
کدوم جهنم دره ایی بودی؟
- با دوستام بیرون بودم - ساعت دو نیم صبح ـه
بابا، من 18سالمه من دیگه بچه نیستم
داشتی چیکار میکردی؟
- صد لعنت خدا بر شیطون، بابا - داشتی چیکار میکردی؟
من نمیتونم منتظر بمونم برم مدرسه و گورمو از اینجا گم کنم
ما تو رو نمیفرستیم بری کالج پس میتونی خوش بگذرونی
...اوه، بیا تو منو به هیچ جایی نمیفرستی
من خودم کمک هزینه تحصیلی تکمیلی دارم
ممنونم
تا زمانی که تویه این خونه هستی باید طبق قوانین ما رفتار کنی
- مُلتفت شدی؟ - اون چرا حرف میزنه؟
تو چرا حرف میزنی؟
تو مادر من نیستی
نه نیستم، اما من طی چهار سال گذشته تو ترقی کردنت کمکت کردم
درسته، و شاشیدی توش
که هیچ کس هم بابتش بهت مدال نمیده
هی
من فقط میخوام که طبیعی باشم
هر کسی یه خوش گذرونی داره چرا من نتونم داشته باشم؟
تو هرکس نیستی
کل این شهر دارن مارو تماشا میکنن
ما باید یه الگو باشیم
نه بابا، تو هستی
کری، من احمق نیستم
منظورت از اين حرف چيه ؟
من...احمق...نیستم
تو دوباره کارت رو از دست نمیدی
برو تو رختخواب
اداره پلیس.
نه،خانم هریس ما وسایل رو جابجا نمیکنیم
بای
کری، پرونده ی گزارش های هفته گذشته رو یادت نره
جف، من یه سر میرم بیمارستان
ببینم که دان داره چیکار میکنه
کری، گزارش ها
شما بچه ها هیچ سرنخی ندارین؟
مثل هفته گذشته ماسک اسکس و یه تفنگ
اونا پول نقد و جواهرات رو گرفتن
اداره پلیس
من از زندگیم متنفرم
بیخیال تابستون هنوز شروع نشده
بابای من یه آشغال به تمام معناست
خب، اخلاق ـش همینه
تو حتی اونو نمیشناسی
چی؟
باهات موافقم
کری؟
کجا بودی؟
- هی - خدا وکیلی،خیلی وقت گذشته
...ببین، شب جمعه یه پارتی
ما سرمون شلوغه
من دارم با اون حرف میزنم
حالا میبینیم فقط کافیه که به من زنگ بزنی.
تو دیگه دوباره زنگ نمیزنی
خب، جوابت همینه
تو نباید چرب زبونی با دیگران رو تغییر بدی؟
مگه قرار نبود پشت سطل آشغالی برای ریکی کف دستی بزنی؟
آره
منم راجع بهش شنیدم
به اون توجه نکن،کارن
باشه
خدافظ،کری
خدافظ
خدافظ بچه ها
چه خبر؟
هیچی
هی
هی
ببین، اون پارتی ـه شب جمعه قراره یه پارتیه خفنی باشه
واقعا؟
واسه همین فکر کنم میخوام برم
من فردا شب واسه خودمون برنامه دارم
آره، من در جریان نیستم
تو حتی نمیدونی که ما هنوز میخوایم چیکار کنیم
ببین، بنظرم پدرم میفهمه
نمیفهمه
- خب، اگه اون بفهمه، من کارم تمومه - هممون کارمون تمومه
اون نمیفهمه
...ببین،فکر میکنم
من فکر میکنم واسه یه مدتی نباید آفتابی بشیم
کری،میدونی من از نقش بازی کردن خسته شدم
تو همیشه با غافلگیر کردنم در حقم لطف میکنی
برو به همون پارتی ـه کسشر ـت برام مهم نیست
اوه
فکر کردی کجا میخوای بری؟ بشین سر جات
تو رو خدا بهم صدمه نزن
پولا کجاست؟
کدوم پول؟
پولای لعنتی کجاست؟
بقیه ی خونه رو بگردین همه چی رو بگیرین
چراغ ها رو روشن کن، هی
تویه بد منجلابی افتادی، خانمی
ما منتظرت بودیم
قسم میخورم که همین الان بهت شلیک میکنم
اِرادت از ماست
دعوا نکن
این بدهی ما به روح اجدادمون گره خورده
چشمها اسیر همه چیزهایی میشن که میبینن
تو نباید فراتر از این چیزها تویه این لحظه حرف بزنی
نباید تویه محتوای این شب
از دستهات استفاده کنی
تو تعهد میدی
و همینطور هم هست
تو هرچیزی که بهت گفته بشه رو انجام میدی
تو نمیتونی مقاومت کنی
بنوش
من با نگهبان دروازه ارتباط برقرار میکنم
من تو رو احضار میکنم تا بیای و شاهد مراسم ما باشی
...لطفا، اگه تو
ممکنه قدرت اجدادمون وارد رگ هامون بشه
ممکنه قدرت اجدادمون وارد رگ هامون بشه
تو الان میتونی بری خونه
تو به ما اجازه میدی بریم؟
البته
برو
خیله خب، بزودی میبینمت، باشه؟
منظورش چی بود که گفت بزودی منو میبینه؟
چه بگایی ایی؟ چرا من؟
ماشین رو باز کن
No comments yet. Be the first to leave one.