ആദ്യത്തെ 145 വരികൾ.
یکــ عــشـق بـسیـار زیـبــا
صندوق کمک دانشگاه پزشکی کره
2010 جون تابستون بیست و یک سالگی
ممنونم
خب، همه امروز کارشون خوب بود
!ممنون - !ممنونم -
یه مهمونی برای دانشجوهای سختکوش پزشکی
!و همه کسایی که امروز توی جمع مشروب خوری ما شرکت کردن!بسلامتی
!بسلامتی - !بسلامتی -
مهمونی مشروب دانشگاه پزشکی
خوبه
میخواستم ازت بپرسم
اسمت چیه؟
شین سولی هستم
اسمتم مثل خودت خوشگله سال اولی ای؟ رشته ـت چیه؟
کی دعوتت کرده؟
..خب من
چرا اینهمه سوال میپرسی؟
آها، تو دوست هونی
روی اون میز چه همه مشروبه
هون، میتونم زیاد مشروب بخورم
چرا بازی نکنیم؟
با بازی جو بینمون خوب میشه
اره، بیا بازی کنیم
بازی حقیقت چطوره؟
خب
ای بابا، میچرخونمش
خدایا، جی هی شد
هی
خب همه توجه کنین میخوام سوالمو بپرسم
توی این جمع کسیو دوست داری یا نداری؟
بیخیال، بگو
بگو
بگو - بگو -
بگو - بگو -
بگو - بگو -
بگو - بگو -
نگو که
..خب من
پس یکی هست کیه؟
سولی، نجاتم بده
شات عشق - خب -
من از
..چا - !آخ -
یهویی
دلم خیلی درد گرفت
الان؟ - اره -
دوست دخترم حالش خوب نیست
ما دیگه میریم
بریم
چی؟ - اون دوست دخترشه؟ -
هون
یه سوال دارم
چیه؟
..اون موقع
خب
ینی تو واقعا
به من گفتی دوست دخترت؟
یعنی، مطمئن نیستم درست شنیده باشم
گفتم
از کِی؟ از کی دوست دخترت شدم؟
نمیدونم
هون. دوست پسرم
!صبر کن منم بیام
سولی، اینقدر خوشحالی که الان دوست دختر هونی؟
اره خیلی
خیلی خوشحالم
تمام زحماتت نتیجه داد
بالاخره تونستی
ها یونگ
من و هون
دستای همم گرفتیم
عالیه
دست؟
تا الان فقط دستاشو گرفتی؟ - اره -
سولی
هنوز بچه ای
منظورت چیه؟
تاحالا با هون تا کجا پیش رفتی؟
چی؟
..ینی تو و جی هوان
!نگو
عزیزدلم، باید خیلی چیزا بهت یاد بدم
بیا اول لباساتو درست کنیم بریم
الان؟ - بخور -
امشی میخوای چیکار کنی؟
چی؟ امشب؟
کاری ندارم
اگه اینطوریه امشب برنگرد خوابگاه
با من باش
کل شب؟
من و تو با هم؟
ولی هنوز از لحاظ ذهنی آماده نیستم
شین سولی
به چی فکر میکنی؟
چی؟
دارم میرم تکالیفم رو توی کتابخونه انجام بدم
میخواستم اگه سرت شلوغ نیست ازت بخوام که باهام بمونی
فهمیدم
پس منظورت اینه
هون، این روزا هوای شب خنک و باحاله
مگه نه؟
آره درسته
سولی
بله؟
کجا داری میری؟
هیچ جا نمیرم
بیا اینجا
واسه چی؟
باشه
ببخشید
شما خیلی استایل من هستین
اشکال نداره شمارتون رو داشته باشم؟
هی! تو فکر کردی کی هستی؟
شما کی باشی؟
اون دوست پسرمه
چی؟
میدونی چیه؟ ما باید کل روز با هم دیگه بمونیم
دیگه شورشو درنیار
چطوری فهمیدی که من اینجام؟
من دوست پسرتم
مهم نیست کجا باشی میام میگردم و پیدات میکنم
واقعا؟تو عالی ای
درس بخون
این چیه؟
« دوست پسر داری؟ تو یه الهه ای»
«...اگه وقت داری،میشه همو ببینیم؟010-53»
این چیه دیگه؟شعره؟
« کانگ ها یونگ،تو چاله سیاه منی»
«(باعث میشی که برات بیفتم(عاشقت بشم»
« تا ابد عاشقت میمونم»
باید دیوونه باشه چطور جرات میکنه؟این دیگه چه خریه؟
هی ، منو ببین جوجه شاعر کی این شعر رو نوشته؟
همه مون رو پرت میکنن بیرون
ولش کن، من میرم خونه
کارمون تموم شد
عالیه.ممنونم
ممنونم
باید مستقیم بریم سونگ سو دانگ به زودی یه عکسبرداری مهم داری
باشه.بزن بریم
بخاطر برنامه شلوغت معذرت میخوام
باید قبل از اینکه فصل شروع بشه همه چیزی رو تموم کنی
میدونم.نگران نباش
سلام،ده سونگ. من طرفدار بزرگ شما هستم میشه امضاتون رو داشته باشم؟
حتما.اسمتون چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.