ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
این برنامه شامل الفاظ رکیک و مضامین بزرگسالانه است
دیگه وقتشه با قضیهی رفتن از اینجا درست و حسابی روبرو بشی
کل این شهر میره زیر آب
داریم دیوار رو میسازیم، داریم تمومش میکنیم
و از شهر محافظت میکنه
واقعاً متأسفم که باید این رو بهت بگم
اما همین الان کفین رو پیدا کردم
توی یه گودال آب پیداش کردم
فکر کنم غرق شده، شل
نذار این اتفاق دوباره اون خاطرات رو یادت بیاره، جکی
نسا تامانه؟ نه، مَرده
کفین بهترین دوستمه. دیروز بعد از مدرسه پیشش بودی؟
بودی؟ بعد از مدرسه؟ تو آدمِ مناسبی واسه این کار نیستی
همین الانش هم با تحقیقاتت زندگی یه خونواده رو نابود کردی
کثافت! دیلن، بس کن
اصلاً نباید نیرو رو ول میکردی. شریک من
کسی که کل زندگیم بهش اعتماد داشتم، با خیانتش همهچی رو به فاک داد
نمونه، آبِ دریاست. ولی آبِ توی ریههاش آبِ شیرینه
کفین توی اون گودال نمرده
خب، شنیدم یه تئوریهایی دربارهی بچهها داری، اوشن
نباید بچهدار شد
بچهدار شدن، بشریت رو به یه آیندهی جهنمی محکوم میکنه
باشه. میشه لطفاً بهم بگی پنجشنبه کجا بودی؟
بعد از اون اتفاقی که توی زمین بازی افتاد؟
همینجا بودم
منم تمام روز همینجا بودم
خیلیها برادرم رو دیدن، گرت مورگانِ عضو شورا
فکر میکنی بلایی که سر نسا اومد هم همینه؟
هنوز نمیدونیم "این" اصلاً چی هست
چون همه دارن از خودشون میپرسن که باید نگران بشن یا نه
که یکی از بین خودمون از پسِ یه همچین کاری برمیاد
فکر میکنی یکی از شما واقعاً بتونه همچین کاری بکنه؟
اوه، فکر کنم همهمون میتونیم
اگه شرایطش جور باشه، هر کسی از پسِ هر کاری برمیاد
ولی من شخصاً بیشتر نگران فروچالهها هستم
اونا هستن که باید حواسمون بهشون باشه
به این زودیا قصد نداری تمومش کنی؟ همهمون برامون سوال شده
به نظر نمیاد، مگه نه؟ این شهر خیلی سختی کشیده
یادت میاد؟ امیدوار بودیم دیگه ریختت رو نبینیم
باشه. دکوراسیون داخلی دیگه کافیه، ممنون
بیاین شروع کنیم. کارآگاه دِنگ، میشه لطفاً ارائه بدین؟ نوبت منه؟
اوه، سلام جکی
فقط... میخواستم ببینم حال جیمز چطوره
داغونه
میدونی که... کل شب رو کابوس میبینه
برادرم اومده سرش رو گرم کنه
بیا تو
کفین هیل ساعت ۳:۳۰ با جیمز ریس از مدرسه خارج شد
مسیر همیشگیشون به سمت خونه تا نبش خیابونه، اونجا از هم جدا میشن
شاهدایی داریم که میگن اونا رو دیدن که از درِ مدرسه اومدن بیرون
به سمت این نبش رفتن، اما بعد از اون دیگه کسی اونا رو ندیده
ساعت پنج، جیمز ریس برگشته خونه
جسد کفین ساعت ۷:۳۰ عصر توی یه گودال پیدا شد
جسد دستنخورده بود اما یه چیزی کم داشت
یه جفت چکمهی لاستیکی آبی، سایز دو
خب، توی اون گودال آبِ دریا بوده، ولی اون با آبِ شیرین غرق شده
پس میدانیم که جسد جابهجا شده
حدس میزنیم از مسیر پیادهرو آوردنش
هیچ دوربین مداربستهای نداریم - چیزی که نداریم صحنهی اصلیِ جرمه
و زمانِ خیلی کمی برامون مونده تا هر مدرکِ جرمشناسیای که میشه رو جمع کنیم
از هر کسی که جسد رو تکون داده. اثرِ دست رو از لبهی گودال داریم
که ناقصه و دقیق نیست
ببینید، مهمترین سرنخِ ما هنوز همون آبِ شیرینه، خب؟
این شامل آبشخور گوسفندا، بشکههای آب، حوضهای تزئینی
برکههای توی باغچه، یا هر چیزی که بشه با شلنگ پرش کرد میشه
خب، از اونجایی که بعد از مدرسه کسی اونا رو ندیده
پس احتمالاً یه جای پرت بودن
اون پیادهرو از شهر و از وسطِ مرداب رد میشه
تا میرسه به محلهی "جزیرهی عنکبوت" توی این منطقهی وسیع جزر و مدی
مزرعهی سالومون بوان هم هست، پدربزرگِ کفین
و بعدش هم "کُید ماور" اینجاست
همون جنگلی که نسا تامان توش ناپدید شد
اگه مدرکی پیدا کنیم که اینا رو به هم ربط بده، ربطشون میدیم
اما تا اون موقع، میشه لطفاً فقط تمرکز کنیم
روی اینکه کفین هیل چطوری مُرد و کی دست داشته؟
آخرهفتهست، بهترین موقع واسه پرسوجو از مردمه. یالله، شروع کنید لطفاً
ممنون. دِنگ؟ دِنگ؟
آره، آره. خواهرزاده یا برادرزاده داری؟
اره، یه برادرزاده دارم، دو سالشه. خب
تو میری با جیمز ریس مصاحبه میکنی
منم میرم آمارِ اون خط لوله رو دربیارم
باشه
کلِ روز رو میشینیم پای تلویزیون، مگه نه پسر؟
جیمز، میتونم یه چیزی بهت نشون بدم؟
بیا، یه لحظه استپ کن
این... اممم
یه چیزیه که کفین کشیده
میدونی چیه؟
این مردِ زنبوریه
ببین. دیگه تقریباً خوب شده
خوبه. خوشحالم
مردِ زنبوری؟
اسمی هم داره؟
کایرن
کایرن بنبو؟
فکر کنم
کفین میشناختش؟ واسه تولدِ کفین بهش یه کادو داد
یه کادو؟
جیمز
تو و کفین پنجشنبه بعد از مدرسه پیشِ کایرن بودین؟
داری ازش بازجویی میکنی؟
اگه مهم نبود نمیپرسیدم
واسه کی؟
واسه کی مهمه؟
بیا اینجا. بیا دیگه
اون از کجا کایرن رو میشناسه؟ واسه چی داره میره جزیرهی عنکبوت؟
چرا گذاشتی این کار رو بکنه؟ آروم باش جکی
کایرن بنبو توی پروندهی ناپدید شدنِ نسا مظنون بود، دیلن
مالِ سالها پیشه. میرم باهاش حرف میزنم
جکی، بیخیال، نکن. به فکرت نرسیده
که بلایی که سر کفین اومد ممکنه به نسا ربط داشته باشه؟
من چیزی دربارهش نمیدونم. صاحبش شورا نیست
خب، پس این خط لوله مالِ کیه؟
اگه از اون بالا میاد، پس لابد مالِ جزیرهی عنکبوته
اون بالا؟ اوه، اوه، صبر کن، صبر کن
چی؟ اونجا رو ببین
کجا؟ اونجا، ببین
تخمهای مرغِ آبچلیک. اوه، آره
عجیبه. تو ماه اکتبر نباید لونهسازی کنن
اممم
حالا مأمورات نمیخوان کل اینجا رو بریزن بهم، درسته؟
چون اینجا پر از پرندههای کمیاب مردابیه
بهشون میگم حواسشون باشه. خب، فکر میکنی چند وقته
این خط لوله اینجاست؟
میگم شاید دو هفتهای میشه، وگرنه تا حالا دیده بودمش
خونههای جزیرهی عنکبوت وضعشون خیلی خرابه
جزر و مدهای شدیدی هم داشتیم
واسه همین فکر کنم این رو کار گذاشتن
همهی اینا، آره
همهی اینا به زودی میره زیر آب
اون تودهی هوایی توی خلیج مکزیک چه خبره؟
امم، غیرقابل پیشبینیه
یه لحظه شبیه یه افت فشار گرمسیریه، همهچی عادیه
ولی لحظهی بعد میشه یه طوفانِ تمامعیار با بادهای ۲۰۰ کیلومتری
فکر میکنی روی ما هم اثر بذاره؟
جریانهای بادی که ازش جدا میشن طوفانهای دیگهای درست میکنن
و اون طوفانها به اروپای غربی میخورن
فقط دقیقاً نمیدونیم کی یا کجا
آره
گوش کن، میخواستم... امم
ببخشید اگه دیروز... گذاشتمت توی منگنه
میدونم که به خاطر شغلت اینجا هستی
و اصلاً دلم نمیخواست باعث بشم معذب بشی
فقط خب... میدونی
دیدنِ دوبارهت غافلگیریِ خوبی بود
درسته. خب، ببین، من فقط میخوام
آره، مشکلی نیست. باشه پس، برو به کارت برس
هیچکس دلش نمیخواد این طرفا بیاد
حدس میزنم واسه همینه که اونا عاشق جزیرهی عنکبوتن
اگه مجبور بشیم مورفا رو ترک کنیم، تو هم به اونا ملحق میشی؟
نمیخوام با اون جماعت زندگی کنم
مگه بعضیهاشون رو نمیشناسی؟ جین، کایرن
کایرن بنبو
همهی این قضایای پسرعمو کفین و تصادفش
من رو یاد وقتی میندازه که نسا ناپدید شد
از چه لحاظ؟
نمیدونم. فقط حالم رو بد میکنه
احساس گناه میکنم، میدونی؟
لازم نیست احساس گناه کنی کتی
این چیزا رو بذار واسه بزرگترا. دو ساعت دیگه، باشه؟
کایرن؟
باید صادق باشم. این تنها کاریه که از دستم برمیاد، شل
لعنتی
بله؟
تو کدوم گوری داری چه غلطی میکنی؟
تو اینجا چیکار میکنی؟ داری بازداشتش میکنی؟
باید تو رو به خاطر ورودِ غیرقانونی بازداشت کنم
خودت رو کفری نکن، بول. جکی، باید بکشی کنار
شنیدی چی گفتم؟ باشه؟
کایرن
من چیزی واسه پنهان کردن ندارم. آره، یه لحظه با من بیا، میشه؟
گوش کن، مشکلی نداری بریم کلانتری یه گپی بزنیم، حله؟
خیلی خب دنی. هی، جکی
شل خونهست؟
نه
با خونوادهست، اون بالا توی مزرعه
امروز صبح رفت. آره، من فقط... نمیتونستم باهاش روبرو بشم
خب، پلیس امروز صبح اومد. امم
یه چیزایی رو از اتاق کفین بردن
اونا... گفتن چیزی نگیم
اما میدونن
میدونن که یکی جسدش رو جابهجا کرده
چی؟ آره. یکی همینجا
اینطوری فرض میکنیم
که همینجا زندگی میکنه
چرا باید یه همچین کاری بکنن؟
نمیدونم دنی
آره
هی ببین، ما که دیگه مغازه رو باز نمیکنیم و فریزر هم پُره، پس
بیا، چرا این رو نمیبری؟
امم، اینا... اینا خوبن. من گوشت نمیخورم، ولی ممنون
میتونی اینا رو ببری... نمیتونم بندازمشون دور
امم... میخوای
میخوای یه مقداری ببری؟ میخوای
ببین، چرا یه ذره واسه بابات نمیبری؟ هوم؟
نمیتونم نفس بکشم. چیزی نیست، آروم باش
بیا اینجا. سعی کن با بینی نفس بکشی
از بینی بکش تو
و بعد از دهنت بده بیرون. آروم
دوباره انجامش بده
No comments yet. Be the first to leave one.