ആദ്യത്തെ 166 വരികൾ.
در بیسبال ، فوتبال
هنر های رزمی و ضربتی
ریاضیات ، علم و هنر
موسیقی و سرگرمی
و هر زمینه دیگه ای ، یکسری آدم نخبه وجود داره
و البته ، همشون به صورت . زیرزمینی کار میکنن
این داستان راجب یکی از همین . آدم هاست
فابل
گفتگو راجب زندگی
شنیدم تو شیش ثانیه . میتونی دخل یکیو بیاری
. اینکارو خودم دارم انجام میدم
بهش به چشم بلیط زندگیت . واسه زندگی تو این شهر نگاه کن
داری چه غلطی میکنی ؟
. دارم موتورمو روشن میکنم
. این بهترین روشه
جدی ؟
. عجله کن و برو بیرون
یه جوری گردنتو میشکونم که . بتونی پشتتو ببینی
. ما همه چیزو تمیز میکنیم
. فقط بکشش
این دیگه کیه ؟ . باید با این فسقلی بجنگم
. درسته
، حداقل یه آدم قویتر می اوردید . خیلی مشتاق بودم
میخوای بشمارم ؟
. هرکاری دوست داری انجام بده
. یک
. دو
. سه
شکی توش نیست . این همون فابل واقعیه
. کاری کردم که نتونه تکون بخوره
. هر کاری دوست دارین باهاش بکنین
. باید تمومش کنی
. هنوز زندست
. تمومش کن
! بهت که گفتم بکشش
! عجله کن ، فابل
. میدونی ، به گمونم ، منو اشتباه گرفتی
من یکی مثل تورو میشناسم . ولی مهارتش مثل تو نیست
اون شیش نفرو واسه شوخی کشت . بعدم با شیش تا جسد ، سکس کرد
. من هیچوقت با یه جسد سکس نکردم
، پس حتما بالاسرش وایستادی . با خودت ور رفتی
. امثال تو قاتل سریالی هستن
. هی ، منو با این آشغالا مقایسه نکن
کار من به عنوان یه حرفه ای ، اینه که . آدم بکشم
. من هیچوقت واسه شوخی کسیو نکشتم
. تو ۱۰۰ نفرو کشتی
. پیازداغشو زیاد کردن
۱۰۰ نفر نبوده ، تقریبا . ۷۰ نفر بوده
. عدد دقیقشو نمیدونم
کاپیتان ، این یارو دیگه کیه ؟
دیدی چی شد ؟
فکر کردم میخواستی که ما دوتا با هم . گپ بزنیم
، اما الان فهمیدم قصد واقعیت چیه
، این تویی که فاسدی
! هی . بیا نزدیکتر تا منم شلیک کنم
تفنگت که جا نیافتاده چجوری میخوای تیر بزنی ؟
رویا ها و آرزوهات ؟
. بالاشو بکش عقب و شلیک کن
. بالاشو بکش عقب و شلیک کن
این کاریه که از روی غریزه باید انجام بدی . نه از روی فکر کردن
خیلی احمقی که به همچین آدمی . اسلحه میدی
. به هر حال ، تفنگتو بنداز
. از اونجا تیرت بهم نمیخوره
. درسته
این فاصله نسبت به مهارت من . یکم کمه
. من مهارتم مثل تو نیست
. آره این فاصه واسه من راحته
. . . میدونم ، پس
. یالا دیگه ، شلیک کن
. انقدر نزدیک میشم تا بتونم شلیک کنم
. هرچی نباشه من رهبر گروه ماگورو هستم
من از اون آدمایی نیستم که از کشتن . یا کشته شدن بترسن
! یالا دیگه ، شلیک کن
. طبیعت واقعیتو بهم نشون بده
. قاتل سریالی بدبخت
هنوز نفهمیدی ؟
اگه طبیعتم این بود الان همتون . مرده بودید ، من هم خونمون بودم
اعتراف میکنم ، که من اصلا برام مهم نیست . چند نفرو کشتم
. ولی نمیخوام الکی مردمو بکشم
اگه بشه ، میخوام امسال بدون کشتن . کسی زندگی کنم
. اجازه بده تو این شهر زندگی کنم
. من میکشمت
! بگو ، ساتو
زندگی برات چه معنی میده ؟
. نمیدونم ، تا حالا بهش فکر نکردم
البته که نکردی ، اگه کرده بودی . همچین شغلیرو انتخاب نمیکردی
. زندکی این معنیو برای من داره
تنها چیز با ارزشیه که تو این . دنیای بی انصاف وجود داره
. ما فقط یه دونه داریم
نمیتونم اجازه بدم کسی که کارش . گرفتن زندگیه ، توی شهر، راست راست بچرخه
من هیچوقت موقع استراحت کسیو . نمیکشم
! پس جوابمو بده
همین الان بهم بگو ، زندگی . چه معنی میده
. نمیدونم چطوری بگم ، چون یکم بی ربطه
. چند وقت پیش ، من یه طوطی خریدم
. یه طوطی نمیدونم چی چی سیاه
۱۹۰ هزار ین پولش بود ، ولی مهم نیست
، اولین باره که حیوون خونگی دارم
. میخوام باهاش خوب برخوردکنم
. فعلا فقط همین رو میتونم بگم
. راستی ، اسمشو گزاشتم کاپیتان
چی ؟
. فقط با این اسم میاد سمتم
! نه
! نباید میکشتیش
! همین مونده تو اینحرفو بزنی
دزدی ، تجاوز ، زورگیری
. هر کاری به جز قتل انجام داده
دونفر که قربانی این بودن . خودشونو کشتن
یه مجازات کوچیک گیرش میومد بعدش . هم آزاد میشد
. من دوبار بهش اخطار دادم
بهش گفتم اگه پول مارو برنگردونه . پوستشو میکنم
اگه یه وقت هم میخواست ، مارو دور بزنه
، میتونست تبدیل به یه کار برای تو بشه
! هی ، کورو ، کورو
! بله ، قربان
، چرا انقدر حواس پرت شدی ! بلند شو
! بله ، قربان
یکم گیج شدم ، خیلی سریع . همه چیز اتفاق افتاد
تو یه آدمکش حرفه ای هستی ؟
. بله
، این اسمش ساتو . فعلا پیش ما زندگی میکنه
! به تاهی خوش اومدی
. ممنون
. من کوروشیو هستم
، بهم بگو کورو . . . کورو
! خودتو معرفی نکن
گوش کن کورو اتفاقی که امروز . افتاد ، باید یه راز باشه
. تنها کسایی که اینجا بودن ، من و تو بودیم
. هیچکس دیگه ای اینجا نبود
. نگران نباش ، متوجهم
.برای همینه انقدر کله خره
. من و ساتو میخوایم بریم یه چیزی بخوریم
. از شر این یارو خلاص شو
حتما قربان ، امیدوارم بازم . ببینمتون آقای ساتو
! باهاش صحبت نکن ، احمق
چی میخوای ساتو ؟
. دلم گوشت میخواد . شب بخیر
گوشت ؟ بعد از این جریان ها دلت گوشت میخواد ؟
. البته ، بریم گوشت بخوریم
. . . شگفت انگیزه . . . واقعا
. یه آدمکش
. این بار واقعا خوبه
. آره ، یوکو
. یکم گرون بنظر میرسه
یعنی یوکو چقدر میخواد بخوره ؟
اگه بتونم قیمت بفهمم
، با پول تاکسی و هتل و تاکسی برگشت
. من میخوام تو این بار مست کنم
میشه ؟
. البته ، خودم میبرمت خونه
. من با قطار برمیگردم
میشه یه بطری سفارش بدم ؟
تاکاهاشی ؟
. البته
وای . . . این ممکنه جواب بده . ممکنه بتونم امشب خوش شانس بشم
. قبوله ! اصلا پیاده میرم خونه
! هورا
! شات ۱۳م تکیلا ، ایول
. . . ایول
یالا ، لیمو یادت نره
. . . لیمو
. جلو چشمته
. این که فندکه
. . . ها ؟ لیمو . . . لیمو
. وای ! چقدر بی عرضست
No comments yet. Be the first to leave one.