ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
حکم بازرسی محل رو داریم
این حکم شامل دفتر و انبارتون هم میشه
چیزی برای پنهان کردن داریم؟
"برگ" الکی خودش رو به این دردسر نمیاندازه
صبر کن تا وقتی که ببرمت جلوی هیئت منصفه
متوجهم که دادستانی کیفرخواست اصلاحی صادر کرده؟
قتل عمد درجه یک با شرایط خاصِ قتل
به قصد منفعت مالی
من خودم رو تسلیم دادگاه میکنم و برای دفاع از خودم آمادهام
طبق برنامه، در مورد اتهامات وارده
فکر میکنی "گازاریان" دخلِ "سم" رو آورد چون فهمیده بود
که "سم" داشته آمارش رو به افبیآی میداده؟
اگه از ایالت خارج بشه، دیگه نمیتونیم احضاریه براش بفرستیم
راه افتادن
تعقیبشون کن. پروندهم به این احضاریه بنده
"سیسکو"، کجایی؟ "پالم اسپرینگز"
"گازاریان" و "ژانین" زدن به چاک. تا یه تفرجگاه اینجا تعقیبشون کردم
یه جلسه دادرسی مقدماتی در پیش دارم
میگن شریک کاریم رو کشتم تا کلِ بیزنس به خودم برسه
"کارتر"، اوضاع خرابه. شاهد عینی دارن
من این کار رو نکردم
کجا دارید منو میبرید؟ هی
هی
هی. هی
هی! هی
چقدر دیگه میخواید منو اینجا نگه دارید؟
هی! میدونید که من اون دعوا رو شروع نکردم
آخ
نمیذاشتن کسی بره تو. زندان کلِ آخر هفته قرنطینه بود
یه جورایی شورش شده بود
"میکی" هم زنگ نزد. فکر نمیکنی بلایی سرش اومده باشه، نه؟
اگه جدی بود، تا حالا خبرش بهمون میرسید
احتمالاً تو انفرادیه. اونجا نمیذارن زنگ بزنی
واسه چی باید ببرنش انفرادی؟
نمیدونم، ولی باید آمارش رو دربیاریم
ده دقیقهای اونجام. بهشون خبر میدم. ممنون
باشه، خوبه. یه درخواست اضطراری دادم تا بریم پیش قاضی "استون"
وقتش افتاده جلو
منظورت چیه؟
مدیر دفتر قاضی بود. وقتِ شما ساعت ۹ بود
الان گفتن باید هر چه سریعتر اونجا باشید
خانم "برگ"، خانم "کرین"، خانم "مکفرسون"
ایشون دستیار کلانتر، "آدامز" هستن
مسئول عملیات بازداشتگاهِ اداره کلانتر
وکیل اداره کلانتر هم اینجا حضور دارن
همینطوریاش هم دیرمون شده، پس جناب کلانتر "آدامز"
اگه ممکنه توضیح بدید چرا اینجایید
ممنون، جناب قاضی. اوم
متأسفانه باید بگم که در مورد آقای "هالر" شرایطی پیش اومده که داره ابعاد جدیدی پیدا میکنه
از عصر جمعه، ایشون در بخش مراقبتهای امنیتیِ زندان نگهداری میشن
میتونم بپرسم چرا؟
ایشون وسطِ شورشی بود که باعث شد کلِ بازداشتگاه این آخر هفته قرنطینه بشه
حالش خوبه؟ جاش امنه؟
حال آقای "هالر" خوبه، اما من اینجام که در مورد امنیت ایشون صحبت کنم
اعتقاد اداره ما بر اینه
که ادامه حضور آقای "هالر" در این زندان
خطری مداوم برای خودش و بقیه زندانیها ایجاد میکنه
یعنی دقیقاً منظورتون چیه؟
خیلی ساده بگم، ما دیگه اطمینان نداریم که بتونیم
امنیت ایشون رو توی زندانِ بخش تضمین کنیم
اوه، اوه، اوه. یه لحظه وایسا. داری چی میگی؟
چیزی که ایشون میگه دقیقاً همون دلیلیه که ما درخواست اضطراری دادیم
ما باید آقای "هالر" رو بیاریم بیرون
مگه از روی نعشِ من رد بشید. خانم "برگ"
جناب قاضی، طبق قانون متهم باید در بازداشت بمونه
حالا زندان داره میگه نمیتونه از پسش بربیاد؟
خب ببرنش یه بخش دیگه
یا به یکی دیگه از هشت تا زندانی که زیر نظر اداره کلانتره
جابجا کردنش چیزی رو حل نمیکنه. مگه نه جناب کلانتر؟
چون مشکل خودِ زندان نیست، بلکه آدمهایی هستن که ازش نگهبانی میدن
آقای "هالر" مچِ معاونهای کلانتر رو موقعِ استراق سمع گرفت
و حالا اونا دنبال انتقام هستن
این حرف درسته، کلانتر؟
یه سری... مشکلات در امنیت بازداشتگاه وجود داره، بله
من اخیراً چند تا معاون جدید آوردم که مستقیماً به خودم گزارش میدن
جاسوس آوردی که مفسدها رو شناسایی کنی؟
ما در حال اصلاحِ مشکلات هستیم
عالیه. تا اون موقع، اگه جای متهم توی انفرادی امنه
چرا نمیتونه تا آخرِ دادگاه همونجا بمونه؟
چون کاری نکرده که مستحقِ حبس انفرادی باشه
و این نقضِ حقوق قانونی و اساسیشه
بعدشم، کی میدونه توی انفرادی چقدر امنیت داره؟
اونجا رو هم همون معاونها کنترل میکنن، مثل بقیه زندان
خب، هر چی که هست، قبلاً در این مورد حکم صادر شده جناب قاضی
اگه متهم میخواست دادگاهش سریع برگزار بشه
باید از وثیقه چشمپوشی میکرد
ما پایِ قرارمون موندیم
و حالا دفاع میخواد از موقعیت سوءاستفاده کنه
تیمِ دفاع اصلاً با این حرف موافق نیست
وقتی موکلم توی انفرادی نشسته بود، ما کلِ آخر هفته رو برای آمادهسازی از دست دادیم
اگه کسی سودی برده باشه، اون دادستانیه
بذار حدس بزنم، یکی از همین معاونهای جدیدت بود که اون رو انداخت انفرادی
و حالا کلی گندکاری برات گذاشته که باید جمعشون کنی
من دنبال بهانه آوردن نیستم
اداره شما داره سعی میکنه از یه شکایتِ قضایی فرار کنه
که دقیقاً همون چیزیه که اگه بلایی سرش بیاد، یقه تون رو میگیره
جناب قاضی
تیم دفاع با احترام اما قاطعانه از دادگاه میخواد آقای "هالر" رو آزاد کنه
تا برای امنیت خودش و بقیه زندانیها، دیگه در حبس نباشه
و دادستانی به شدت با این درخواستِ شرمآور مخالفت میکنه
و اصرار داره که نصِ صریح قانون اجرا بشه
خب
عجب خر تو خری شده
بیا بریم
خوبی؟
چه خبره، مگی؟ قاضی موافقت کرد بیای بیرون
اما "برگ" اصرار کرد که بذارتت تحت بازداشت خانگی
ایشون معاون "بنت" هستن
هر روز از خونه تا دادگاه و برعکس اسکورتت میکنه
اجازه نداری هیچ جای دیگه بری
سوار ماشین شو
خونه میبینمت، "میک"؟
"لورنا"
باید اینو ببینی
چیه؟
ویدئویِ امنیتی مشروبفروشیِ "کارتره". نگاه کن
اولِ صبح رسید به دستم
امیدوار بودم بتونی تو داستانی که "رشاد" بهمون گفت یه ایرادی پیدا کنی، اما
این "رشاد"ـه
همونطور که گفته بود، میره تهِ انبار
و چند ثانیه بعد
همهاش همینه
تیرانداز دقیقاً میدونست دوربین کجاست و از کار انداختش
"کارتر" صاحب مغازه است
اگه کسی بدونه دوربینها کجان، اون خودشه
جلسه مقدماتیاش تا دو ساعت دیگه است
فکر کنم راهی داشته باشم که شهادت "رشاد" رو زیر سوال ببرم
اما این ویدئو اوضاع رو خیلی بدتر جلوه میده
ببین، فعلاً هول نکن. هنوز وقت داریم یه چیزی پیدا کنیم
منم میام دادگاه که بهت روحیه بدم
ممم. ممنون، "ایزی"
خبری از "سیسکو" داری؟
نه
بهش زنگ بزن، خب؟
یا پیام بده. یه کاری بکن
باشه
عزیزم؟ سلام
منم دوستت دارم. فقط خیلی نگرانت بودم
احمقِ دوستداشتنیِ من
میدونم، واقعاً معذرت میخوام
قصدم این نبود که در مورد تعقیبِ "گازاریان" تا اینجا بهت دروغ بگم
میدونم. داشتی وظیفهات رو انجام میدادی
اون دو تا گردنکلفتی رو که زدنت ندیدی؟
نه، نه، که یه جورایی عجیبه
خب، اعتراضی هم ندارم
عزیزم، بهت قول میدم جاش امنه. اصلاً خطرناک نیست
حتی اگه بخوام بگم چطوریه
کسلکننده است
تمام روز توی اتاق حبس شدم
و دارم ورجهورجه کردنِ "گازاریان" و "ژانین" رو توی استخر تماشا میکنم
خب، زود برگرد خونه. من و "وینستون" دلمون برات تنگ شده
آره؟ چقدر دلت برام تنگ شده؟
خیلی زیاد
ولی نه به اندازه دوری از "مینی"م
"سیسکو"، حالم از رانندگی با کامیونتِ تو بهم میخوره
باید زیرم تشک بذارم تا بتونم جلوی فرمون رو ببینم
عزیزم، گوش کن
لازم بود "مینی" رو بردارم تا جلب توجه نکنم. باشه؟
این همون حرفیه که در مورد کامیونتت هم میزدی
خیلی زود هم ماشینت رو پس میگیری هم خودم رو، بهتر از همیشه
قول میدم. - خوبه
اوه، یه جلسه مقدماتی دارم
تا دو ساعت دیگه باید آماده باشم، پس باید برم
بترکونیها، باشه؟ میدونم که میتونی
دوستت دارم. - منم دوستت دارم عزیزم
خداحافظ
خب، نظرت چیه؟
به نظرم حتماً "دراکر"ـه، شک نکن
با "کالینز" زمینهسازی کرد. "دراکر" کار رو تموم میکنه
منم اگه بودم همین کار رو میکردم. آره
همگی بلند شید
بفرمایید بشینید
خب، خبر خوب اینه که اگه "دراکر" رو بیاریم، کلی مدرک برای کار داریم
خانم "برگ"
دادستانی آماده است؟ بله، جناب قاضی
دادستانی "پل روسو" رو به جایگاه فرامیخواند
کارشناسِ بالستیک. چرا با اون شروع کرد؟
و آیا گلولهای که از گاراژِ متهم پیدا کردید
با گلولههایی که از بدنِ مقتول خارج کردید، مطابقت داشت؟
بله. گلولهها یکی بودن و از یه اسلحه شلیک شده بودن
یه "مازبرگ" مدل MC2sc
و این اسلحه رایجیه؟
خیلی رایجه. بله
خب، آقای "روسو"
یکی از مسائلی که مطرح شده، صدایِ شلیکِ اسلحه است
هیچکدوم از همسایههای متهم گزارشی مبنی بر شنیدن صدای تیراندازی در اون شب ندادن
میتونید توضیح بدید چطور ممکنه؟
خب، به نظر من محتملترین دلیل
اینه که روی اسلحه صداخفهکن نصب شده بوده
صداخفهکن؟ بله
اما برخلاف باورِ عموم، صداخفهکن صدا رو کاملاً قطع نمیکنه
فقط سطح صدا رو تا ۱۰۰ یا ۱۱۰ دسیبل پایین میاره
محض اطلاع هیئت منصفه، میتونید این سطحِ صدا رو با چیزی مقایسه کنید؟
تقریباً معادلِ صدایِ یه مخلوطکنِ آشپزخانه روی دورِ تنده
یا صدایِ استارت خوردنِ ماشین، اما فقط برای یک صدمِ ثانیه
پس به نظر شما، ممکنه همسایههای متهم
متوجه چنین صدایی نشده باشن؟
به نظرم احتمالش زیاده، مخصوصاً اگه خواب بودن یا تلویزیون تماشا میکردن
به هر حال، هدفِ اصلیِ صداخفهکن هم همینه دیگه
البته. سوال دیگهای ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.