ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
!سلام، خانوم کانگ
می خواستین یه چیزی ازم بپرسین؟ چیه؟
ظرف ناهار؟
اوه، آجوما
نه، خدمتکار نیست
قراره یه مدتی تو خونه ما بمونه
داری از گشنگی می میری؟
چرا همش چرت و پرت میگی؟
وو جین عمرا اجازه بده کسی تو خونه ش بمونه
خب، داستانش طولانیه
راستی، چرا دنبالش می گردین؟
اون ارتباطی با موسیقی کلاسیک داره؟
وای. شما از کجا می دونستین؟
اون تو موسیقی کلاسیک یه نابغه ست
اون دانشگاه موسیقی فوق العاده ای که تو آلمان هست می شناسین؟
!وقتی 17 سالش بوده اونجا قبول شده
چی؟ باورنکردنیه
شماره تلفن خدمتکارمون رو میدم بهتون
اگه به اون شماره زنگ بزنین می تونین باهاش حرف بزنین
الو؟
یه لحظه، لطفا
سو ری، با تو کار دارن
با من؟
الو؟
:ترجمه و زیرنویس .:.:(Aurora) سپیده:.:.
هی؟ چت شده؟
چرا وایسادی؟
فهمیدم
فهمیدم چرا می خاره
بله، اینو بعد اینکه تلفن رو جواب دادم نوشتم
بالاخره تونستیم اون "خانوم صورتی" مرموز رو ملاقات کنیم
بله؟ "خانوم صورتی"؟
بعدا درموردش حرف می زنیم
بعدا
چان یه ذره درموردت بهم گفته
گفت که برای یه مدت طولانی ویولن می زدی
بله. حدود 13 سال
جای تعجبی هم نداره که با رهبر کیم مکالمه خوبی داشتی
....خب، ما داریم روی یه
فستیوال بزرگ موسیقی کار می کنیم
میشه تو رو بخش موسیقی کلاسیکش کار کنی؟
جدا؟
!بله، اینکارو می کنم
اگه درمورد موسیقی کلاسیکه که حسابی روش کار می کنم
ببخشید. یه ذره دیر کردم
برگشتی
...صبر کن
از امروز کارم رو اینجا شروع می کنم. وو سو ری هستم
از ملاقاتت خوشبختم، آجوشی
منظورم طراح گونگ ـه
هی سو. چطور تونستی بدون اینکه به من حرفی بزنی کسی رو استخدام کنی؟
تقصیر من نیست که خاطرات تو وحشتناکن
...من درمورد استخدام افراد بیشتر بهت گفته بودم و تو گفتی
خودم حواسم به این موضوع هست- پس حواست باشه. مشکلت چیه؟-
،ما تا حالا رو یه کنسرت موسیقی کلاسیک کار نکردیم
پس این خوبه
بین این همه آدم چرا اون؟
بین این همه آدم، اون شرایطی که ما می خوایم رو داره
و رهبر کیم دنبال اونه
اون تو هانس آیسلر قبول شده ولی درنهایت نرفته
...ولی اون- داری عجیب غریب رفتار میکنی-
تو که هیچ وقت برات مهم نبود کی میاد کی میره
چرا اینقدر ازش بدت میاد؟- ...اینطور نیست که ازش بدم بیاد-
می ترسم
...هر چقدر که بیشتر بهش نزدیک میشم
می ترسم اون خاطره برگرده
می ترسم دوباره با زندگی یه نفر دیگه درگیر بشم
می ترسم
،به هر حال
من با هیچ کسی مشکل ندارم، به غیر اون- حرفت اصلا با عقل جور درنمیاد-
رین کیم می خواد با سو ری صحبت کنه
...می دونم حرفم با عقل جور درنمیاد،ولی
پس، تمومش کن. تو واقعا گونگ وو جینی؟
چرا اینقدر حساس شدی؟ شبیه خودت نیستی
...چیزی دیگه ای
... به غیر این هست که اون قراره یه مدتی تو خونه تون بمونه
و من ازش بی خبر باشم؟
اینکه کتاب درسی نیست، چرا اسمت رو اینقدر بزرگ نوشتی؟
ممنون بابت چیزایی که بهم گفتی
باید چیکار کنم، سونبه؟
...من خیلی ازت جوان ترم. راستش
خیلی خوبه اینطوری صدام می زنی
...ممنون میشم اگه همینطور سونبه صدام کنی، ولی
!چشم، سونبه
،سونبه رو اینطوری صدا بزن
سونبه
کار تو بود، نه؟
تو از من پیشش تعریف کردی
از اولش می دونستم که آدم خوبی هستی
،ممنونم، آجوشی، یعنی
طراح گونگ ـه
خیلی ناجوره
عجیب نیست؟چون این مدت همش آجوشی صدات می زدم
اون آب فواره ست
مهم نیست
نباید سرکار شوخی کنم
سرکار شوخی نکن
کارتون امروز خوب بود
ازتون خواستم دور هم جمع شین چون باید یه خبری رو بهتون بدم
...خب...من
قراره ماه بعد ازدواج کنم
به نظرتون اینکه مربی داره ازدواج می کنه یه معجزه نیست؟
در اصل خدا بهش کمک کرده
اون بالاخره داره ازدواج می کنه
چند سالشه؟
از من جوان تر به نظر می رسه، ولی 30 سالشه
اگه سی سالشه، پس چند سال از ما بزرگتره؟
،ما 19 سالمونه
پس 30 منهای 19
فاصله سنیمون خیلی زیاده
30سالگی هم یه سنه دیگه
...فاصله سنیمون
نسبتا زیاده
یازده! یازده سال، احمق
به من نگو احمق، پیرمرد
!به من نگو پیرمرد، احمق
من احمق نیستم- چرا هستی-
گفتم من احمق نیستم- چرا هستی-
درسته- تو پیری-
نخیر، نیستم- ،حتی اگه 17 سالشم باشه-
اون سی سالشه- تو پیری-
هی، پیرمرد، احمق
چیه؟- چیه؟-
بریم. نوبت منه مهمونتون کنم
باشه- ای پدرسوخته-
بریم
این طرح پیشنهادی فستیواله
لطفا اول اطلاعات مربوط به بخش کلاسیک رو بخون
باشه. تکالیفم رو انجام میدم
اینو درنیارین، باشه؟
این در خودش قفل میشه
باید به یکی بگی بیاد درستش کنه- !باشه
...وو جین، کارت تموم شد
کجا رفت؟
اون حدودای ساعت 4:18 از دفتر رفته
بهش گفتم باید کار با اُتوکد رو تا ساعت 7 تموم کنه
هیون، اون چیزی که انجام داده برام بیار- باشه-
فقط باید اخراجش کنم- هی-
قبلا تمومش کرده
تموم کرده؟
امکان نداره تمومش کرده باشه
انگار ممکنه
تازه مهم تر از همه، عالی هم تمومش کرده
هیچ بهونه ای نذاشته
چون کارش خوبه که نمی تونه همینطور از سر کار بره
بله،شرکت چه اوم بفرمایین
بله
یه لحظه، لطفا
سو ری، رین کیمه. قبلا درموردش بهت گفته بودم
باشه
الو؟
بله، ارکستر سمفونیک لوسرن
باید ویدئوهاشون رو از سال 2003 به بعد ببینی
2003?
بعد اینکه کلودیو آبادو رهبری رو به عهده گرفت، درسته؟
معلومه حسابی درموردش می دونی
راستی، من دو روز دیگه یه اجرا دارم
می تونی با همکارات بیای
منتظرم به زودی ببینمت
تو اجرا می بینمت- باشه-
دوباره یادم رفت اسمش رو بپرسم
یه کنسرتی می خواد که ساده و هیجان انگیز باشه
،مثل، فیلارمونیک برلین که تو موسیکورین
، سالن طلایی تو سال 1987 اجرا شد
...جاییه که هربرت فون کارایان، آهنگ یوهان اشتراوس دوم رو رهبری کرد
اگه این چیزا به موسیقی مربوطه، میشه فقط تو مسئولش باشی؟
بله؟ ما چیز زیادی درمورد موسیقی نمی دونیم-
اگه بخوای اینطوری توضیح بدی برامون سخته که متوجه بشیم
فقط با رین درموردش حرف بزن، بعدش برای ما خلاصه ش کن
به نظرم اینطوری تاثیرش بیشتره
باشه! پس خلاصه ش می کنم و بهتون گزارش میدم
...با رین کیم حرف بزن
...حتی اگه کسی که دیدی داشته از پیاده رو رد میشده
،کاملا یه نفر دیگه باشه
،چون صحنه ای رو دیدی که مشابه گذشته بوده
خاطراتت با هم تداخل پیدا کردن
...به جای دوری کردن ازش، باید سعی کنی
و اونا رو به عنوان دوتا آدم متفاوت بشناسی
تقصیر من بود. تقصیر من بود
الو؟آجوشی؟ آجوشی؟
صدامو نمی شنوی؟
الو؟
الو؟
الو؟ صدامو نمی شنوی؟ آجوشی؟
طراح گونگ
بگو
فکر کردم صدامو نمی شنوی
خانوم کانگ خواست برای جلسه ی ساعت 11 فردا بیای
اگه یه ثانیه هم دیر کنی، پرتت می کنه فضا
همینطور، ماشینت هم اینجا جا گذاشتی
برمی گردی اینجا؟
اگه آره، صبر کنم که با هم برگردیم خونه
الو؟ آجوشی؟
تو اول برو خونه
...وای، خدای من. این
آجوما کار پیدا کرده. نمی خوام نادیده ش بگیرم
...این یه جشن کوچیکه
من اومدم خونه
سوپرایز
چی؟ چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.