ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
این برنامه شامل کلمات رکیک است
دارای اشارات جنسی و صحنههایی که ممکن است برای برخی بینندگان آزاردهنده باشد
دارای اشارات جنسی و صحنههایی که ممکن است برای برخی بینندگان آزاردهنده باشد
ولفگانگ آمادئوس موتزارت
ولفگانگ آمادئوس موتزارت
آنتونیو سالیری
اصلاً واسه همين اومدم وين
که براى اپراى سلطنتى قطعه بنويسم
اه اه، حالم بد شد، اينو کى نوشته؟ مىتونم عوضش کنم؟
اه اه، حالم بد شد، اينو کى نوشته؟ مىتونم عوضش کنم؟
وای، خدای من
براوو! معرکه بود
ممنون
ممنون
آهنگساز دربار
خدمت به تاج و تخت مایه افتخار است
دلم میخواد اینجا موفق بشی
هر موتزارت
سلام
# موسیقی کوچک شبانه #
قدیما میتونستم صداشو پیدا کنم
به همون راحتی که صدای خودمو پیدا میکردم
به همون راحتی که صدای خودمو پیدا میکردم
صدای اونو؟ صدای خدا رو
اوه، بله... خودش
# دستبرد به حرمسرا #
# دستبرد به حرمسرا #
فقط نتهاش خیلی زیاد بود
فقط چون تو گیرِ نشخوار کردنِ اپراهای قدیمی و کسلکننده افتادی، دلیل نمیشه منم همونطوری باشم
شاید خدا باهات حرف نمیزنه چون حوصلشو سر میبری، لعنتی
شاید خدا باهات حرف نمیزنه چون حوصلشو سر میبری، لعنتی
شاید همون لحظه بود
که فهمیدم قراره ولفگانگ آمادئوس موتزارت رو بکشم
که فهمیدم قراره ولفگانگ آمادئوس موتزارت رو بکشم
شوکه شدی
بهت حق میدم
بهت حق میدم
شنیدنش واقعاً تکاندهندهست
چرا... چرا اینو به من میگی؟
چرا به یه کشیش یا داروغه نمیگی؟
من و تو رابطه خاصی با هم نداریم
یا یادت رفته چیکار کردی؟
ولی ما بزرگترین پیوند رو با هم داریم، بانو موتزارت
ما اونو داریم
هر موتزارت؟
منتظرتن
# سمفونی شماره ۴۱ در دو ماژور #
تبریک میگم
میدونی، انتظار بیشتری ازت داشتم
آه، درسته
آه، آنتونیو
هر سالیری
اوه، و خانم سالیری! خانواده سالیری هستن
اوه، و خانم سالیری! خانواده سالیری هستن
اومدین! خب، معلومه که اومدیم
تبریک میگم! خیلی ممنون، متشکرم
عروست روی میزه...؟
بله، من... نمیدونم چرا
بله، من... نمیدونم چرا
میدونی، داشتم بهش فکر میکردم
و میبخشمت
بابت اتفاقی که افتاد و ازم دفاع نکردی؛ واقعاً میبخشمت
الان درک میکنم که توی موقعیت خیلی سختی هستی
الان درک میکنم که توی موقعیت خیلی سختی هستی
همه میدونیم چقدر مدیون این امپراتور هستی
با اون همه محدودیت و قوانین
تعجبی نداره که بعضی از کارهات نمیگیره
تو مثل یه پرنده بزرگ و خوشگل توی قفسی
من هیچوقت نمیتونستم کارهای تو رو بکنم
این کار واقعاً منو دیوونه میکنه، لعنتی
شنیدم قراره یه کار جدید بیاد
شنیدم قراره یه کار جدید بیاد
راسته؟ بله. مدرسه حسودان
مدرسه بستنی
مدرسه بستنی
جلوزی. آه، جلوزی
جلوزی. آه، جلوزی
مدرسه حسادت
خب، خواهر "استانزه" داره واسه یه نقش تست میده
خواننده خیلی خوبیه
رسماً خل و چله ولی خب
صدای محشری داره! آه
صدای محشری داره! آه
لطفاً راحت باشین، اینجا خونه خودتونه
از این سوسیسها و خیارشورها میل کنین
پاو
ممم
ممم
اون نیومد عروسی
کی؟
پدرم
پدر منم نیومد
فکر کنم چون مُرده، مجبورم ببخشمش
باید براش نامه بنویسی. بهش تشر بزنی
شاید این کارو بکنم
آخ
بیخیال سرورم، دارین بهتر میشین
به نظرت مجازات دروغ گفتن به امپراتور چیه؟
به نظرت مجازات دروغ گفتن به امپراتور چیه؟
شلاقه یا گردن زدن؟
توی این قصر کسایی هستن که اگه ازشون بخوام، تو رو تا توی باغ روی زمین میکشن
و با سنگ اونقدر میزننت تا بمیری
و با سنگ اونقدر میزننت تا بمیری
در واقع همهشون
هنوز راه زیادی دارین ولی واقعاً دارین پیشرفت میکنین، اعلیحضرت
برادرزادهم، الیزابت، داره میاد وین
اون یه معلم موسیقی میخواد که یه وقت مثل عموش از آب درنیاد
اون یه معلم موسیقی میخواد که یه وقت مثل عموش از آب درنیاد
شاهدخت؟
اعلیحضرت، باعث افتخارمه که
هه، مطمئنم که اینطوره آهنگساز دربار، ولی خب
هه، مطمئنم که اینطوره آهنگساز دربار، ولی خب
نه، فکر کنم شاهدخت کسی رو بخواد که یه ذره بیشتر
یه ذره بیشتر...؟ اوه، نمیدونم
سرزنده باشه
خب، اون جوونه
میفهمی چی میخوام بگم
بله قربان، فکر کنم متوجهم
اون یه ایده جالب داشت؛ موتزارت چطوره؟
موتزارت؟ فکر کنم از این پیشنهاد خوشش بیاد
موتزارت؟ فکر کنم از این پیشنهاد خوشش بیاد
حتماً تدریس هم میکنه، نه؟
نوازندگی اون پسر رو شنیدم
منظورم اینه که خدایا، اگه بتونه یه ذره از اون مهارتش رو به برادرزادهم یاد بده، عالی میشه
به هر حال، حالش چطوره؟
نگران بودم که شاید بابت انتقادم توی شب افتتاحیه، دلخور شده باشه
خب، اون از اون موقع تا حالا حدود ۲۰۰ تا کنسرتو نوشته و ازدواجم کرده
خب، اون از اون موقع تا حالا حدود ۲۰۰ تا کنسرتو نوشته و ازدواجم کرده
پس فکر کنم حالش خوب باشه قربان
بله، امیدوار بودم فرصتی پیش بیاد تا بتونه کار جدیدی برامون بنویسه
شاید یه فانتزیِ فاحشهخانهای دیگه با کلی نتِ اضافی؟
شاید یه فانتزیِ فاحشهخانهای دیگه با کلی نتِ اضافی؟
شاید دفعه بعد باید با درایت بیشتری باهاش برخورد کنی
ولی جالبه، وقتی از اون اپرا اومدم بیرون، مدام بهش فکر میکردم
ولی جالبه، وقتی از اون اپرا اومدم بیرون، مدام بهش فکر میکردم
یه جورایی به دلم نشست
آنتونیو، ما باید جسورتر باشیم
حق با تو بود
اینکه مجبورت کردم دوباره "تارار" رو اجرا کنی
اینکه مجبورت کردم دوباره "تارار" رو اجرا کنی
یه موفقیت بود. محتاطانه بود
«یه کپی از یه کار موفق پاریسی»، خواهرم بهش میگفت
نه، الان به شجاعت نیاز داریم
نه، الان به شجاعت نیاز داریم
شجاعت در دربار و دولت
آنتونیو، ما باید شجاع باشیم، مگه نه؟
مگه نه اینکه آدمهای شجاع پیروز میشن؟
البته، اعلیحضرت
البته، اعلیحضرت
میذارم خودت خبر خوشِ الیزابت رو به موتزارت بدی. عالیه
خدای من، روپرت
تمرین کردی؟
ام، بله
آره، نه، معلومه
آره، نه، معلومه
واقعاً پیشرفت کردی، نه؟
البته دارم شوخی میکنم
شوخی میکنم، سر به سرت میذارم، مسخرهبازی درمیارم
میفهمم داری دروغ میگی، روپرت
میفهمم که اصلاً تمرین نکردی
میفهمم که اصلاً تمرین نکردی
در واقع، چیزی که الان نواختی
باعث میشه شک کنم که نکنه چیزی رو کشف کردی
که دقیقاً برعکسِ تمرین کردنه
که دقیقاً برعکسِ تمرین کردنه
یه جور "تمرین نکردن"
که اونقدر قدرتمنده که تمام دانشِ جمعشده از جلسه قبلیمون رو کاملاً پاک میکنه
یه جور آنتیتمرین
نکنه یه ترسِ غیرمنطقی از مهارت پیدا کردی؟
نکنه یه ترسِ غیرمنطقی از مهارت پیدا کردی؟
شاید؟
روپرت، نکنه یکی یه جراحیِ ناشیانه روت انجام داده
و ده تا انگشتت رو با ده تا دودولِ شُلِ نوزاد عوض کرده؟
و ده تا انگشتت رو با ده تا دودولِ شُلِ نوزاد عوض کرده؟
انگشتات شبیه دودولِ شُلِ نوزادن، روپرت؟
از یه هفته پیش که از اون در رفتم بیرون
حتی یه بارم به این هارپسیکوردِ لعنتی دست زدی؟
از یه هفته پیش که از اون در رفتم بیرون، حتی یه بارم به این هارپسیکوردِ لعنتی دست زدی؟
نه، فکرشم نمیکردم
و واسه همینه که نمیتونی درست بنوازیش
و واسه همینه که نمیتونی درست بنوازیش
حالا، میخوام برم از توالتت استفاده کنم
به امید اینکه صدای قار و قورِ رودههام گوشنوازتر از این گوزگوزی باشه
که تو سعی کردی با این کلیدها تحویلم بدی
که تو سعی کردی با این کلیدها تحویلم بدی
انگشتهای دودولی؟ بله
انگشتهای دودولی؟ بله
همه شاگردهات میپرن
نگران نباش، همه توی این شهر میخوان ویولن یاد بگیرن
یا فورتهپیانو یا حتی اون مثلثِ لعنتی رو
یا فورتهپیانو یا حتی اون مثلثِ لعنتی رو
یه نامه داری... از طرف پدرته
وقتی خواب بودی رسید
مثل یه آدمکش. اوهوم
مثل یه آدمکش. اوهوم
اوهوم
بده ببینم
نگران نباش، اخلاقش اینطوریه
اون لیاقتِ تو رو نداره! ولی قطعاً لیاقتِ منو داره
اون لیاقتِ تو رو نداره! ولی قطعاً لیاقتِ منو داره
No comments yet. Be the first to leave one.