Desperate Housewives

Desperate Housewives

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Desperate Housewives S04E12 720p web-dl
കമന്ററി എഴുതിയത് SantaFilm
ترجمه و ارائه از سانتا فیلم

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2015-01-19
ഡൗൺലോഡുകൾ: 32
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

در قسمت قبل دیدید

لینت اسیر وسوسه هایش بود

تو با زنم من خوابیدی؟

کارلوس به زندگی جدیدش داشت عادت میکرد

من فقیرم و نابینا

و هیچ شکی در این نیست

بری رقیبی تازه یافت

بری این بهترین کیکیه که تا حالا پخته ای

این که کیک من نیست

باشه، مچ منو گرفتی مال منه

و سوزان هم بهترین مهمونای خودش رو دعوت کرد

اوه، و گوش کنید، باب و لی

ما رو به دوستشون معرفی کردند,

ما زیاد مزاحم شما نمیشیم

مزاحم چیه؟ تا هر وقت دلتون خواست اینجا بمونین

تو راهرو تو مرکز اعتیاد گرینوود

یه تابلو هست

"هر کسی به اندازه رازهایش بیمار است"

که به بیماران معتاد یادآوری میکنه با خودشون روراست باشن

اما اورسون هاج با خودش روراست نبود

اونقدر سرش شلوغ بود که به گذشته فکر نمیکرد

البته به اون قسمت از گذشته اش که با مایک دلفینو شریک بوده

اورسون یاد اون شبی افتاد که اونا با هم آشنا شدن

همون شبی که مادر اورسون معشوقه اونو کشت

و اون دفعه بعدی که همدیگه رو دیدند

فهمید که اون قضیه رو میدونه

و از ترس مادرش فهمید که مایک خیلی چیزا رو میدونه

و مادرش ازش خواست جریان این مرد رو مختومه کنه

خیلی عذاب میکشید

اما آخرش

تصمیمش رو گرفت تصمیمی بدون فکر

یعنی یه کم فکر کرد درباره اون چه که مایک به اون طعنه زده بود

ازش خواست ببیندش

The thought was crossing Orson's mind

یه دفعه به ذهن مایک رسید مایک همه چیز رو که میدونه

یه چیز خطرناک

و بعد ناگهان

اورسون بیا تو

وقت فکر کردن نبود

اینجا میز تنیس هم دارین

خیلی باحاله، نه؟ یادم باشه دفعه بعد توپ بیارم

چرا نمیشینی؟ اینطوری راحت تری

میدونی خیلی وقته دارم فکر میکنم نمیدونم چطوری بگم

چی رو مایک؟

از وقتی اومده ام اینجا وقت برای فکر کردن زیاد داشتم

برام خیلی چیزا روشن شده

یه چیزایی تونستم بغل هم بچینم

اوه؟

چه خوب

نه اورسون

وقتی آدم کسی رو اذیت میکنه باید این رو هم بدونه

نمیشه آدم در بره

باید ازت بپرسم...

تو میتونی منو ببخشی؟

چی؟

وقتی ازت خواستم برای اون قرصها برام نسخه بنویسی

و این مسئله ایه که ذهن منو مشغول کرده

شاید تو مجوز پزشکیت رو به خاطر من از دست میدادی

و این به ذهن من خطور نکرده بود

و من واقعا متاسفم

البته

نیازی به عذرخواهی نیست

واو

من خیلی حالم بهتره الان

من اینجا یه چیزی رو یاد گرفتم اگه آدم این درد گناهاش رو از سینه اش بیرون نریزه

آدم رو زنده زنده میخورن

وقتی رفت اورسون به این فکر کرد که چقدر شانس آورده

و البته زود یادش رفت و احساس گناه و پشیمانی در او خاموش شد

احساسی که داشت در وجودش رشد میکرد

متاسفانه اورسون هاج به این فکر نبود

و نمیدونست که اون چقدر بیماره

از وقتی دکترش بهش گفته بود اون کوره

کارلوس فقط نگران یه چیز بود

اینکه آدمایی که تو زندگیش هستن دارن اونو تحمل میکنن

اما وقتی فهمید دوستاش خیلی راحت اونو به فروشگاه میبرن

و همسایه اش اصلا برای نامه هاش بهش کمک نمیکنن

و روزنامه فروش هم براش مهم نیست روزنامه صبح رو به دست اون برسونه

در حقیقت همه تو ویستریا اونقدر سرشون شلوغ بود

که تو این آشوب اصلا به فکر یه نابینا نبودن

همه جز همسرش

که کم کم داشت حس میکرد این اونه که داره ناقص میشه

و در یک حرکت شگفت انگیز تیم اسپارز با یه گل

به تساوی رسید...

گبی، خدای من

گفتم که تو غذای من هویج نریزی

نریختم

ولی یه کم هنوز تو این هست میتونی درشون بیاری؟

بفرمایید دیگه نداره

ببینم با دست درشون آوردی؟ نه بابا با قاشق

ببخشید من نمیتونم دیگه میدونی که

من دلم میخواد کارام رو خوب و درست انجام بدم

میدونم عزیزم و خیلی هم سخته

و منم باید بیشتر به نیازهای تو توجه کنم

زود تمومش کن میخوام برم خرید

منم میتونم بیام؟ خسته شدم

خواهش میکنم کارلوس من کلی کار دارم

و بدون تو خیلی سریعتر میتونم به کارام برسم

تازه با دوستام هم ناهار قرار دارم

باشه

گبی یه هویج دیگه

خوب بخورش. هویج خوبه برای...

بخورشون دیگه

ببخشید دیرکردم، همسر نابینا هم مصیبته

گبی خوش اومدی من میخواستم به همه بگم

که تو مهمونی امسال همه باید دقت کنن

ببخشید مهمون چی؟ همه هیجان زده اند

بری هر سال یه مهمونی برگزار میکنه

خیلی کارای جالبی توی این مهمونی میشه که برای همه جذابه

مخصوصا وقتی که یه نفر رو دعوت میکنند بیاد روی سن زیر نورفکن

بری باید یه جایزه بده

به کسی که کار ویژه ای برای انجمن خیریه کرده باشه

من میگم کسی رو امسال نامزد دریافت جایزه کنیم که بیکینی ادی رو پیدا کنه

بری، من تو شیکاگو همچین برنامه ای رو اجرا کرده ام

البته کار من در مقایسه با کار شما هیچی نیست

اما خیلی دوست دارم منو هم تو این برنامه شرکت بدین

خیلی خوبه

واقعا؟ البته، چرا که نه؟

کسی نبود؟

چرا من هستم

چون شما دوتا رسما تشنه خونه همدیگه هستین اولش با قتل شروع میشه

و بعدش هم کارآگاها میان از ما اقرار بگیرن

اون قضیه کیک یادتونه؟

اون قضیه کیک یادتونه؟ تا اون راهبه های بودایی تبتی هم قضیه کیک رو میدونن

البته باید بدونین من و کاترین تفاوت های خاص خودمون رو داریم

ولی این اواخر با هم مشترکات زیادی هم داریم

و امیدواریم از این چیزا درس بگیریم

و تفاوت ها رو کنار گذاشته و با هم دوست باشیم

چون این از همه مهمتره

من خودم یه گردباد و یه سرطان رو پست سر گذاشتم اما این یکی رو نیستم

سلام

خدای من ریک

سلام

چطوری؟؟ خوب. در واقع عالی

تو هم عالی شدی

تام، ببین کی اینجاست. ریک

میبینم

میز برای یه نفر؟ نه ممنون

من فقط خواستم بیام بهتون سر بزنم

از ایتالیا تازه اومدم خیلی عالیه، ممنون

ببینم به چه مناسبت؟ آفتاب از کدوم طرفه دراومده؟

نمیتونم چیزی برات بیارم تام؟

خوب من یه کارایی دارم میدونی...

خواستم خودم بیام و شخصا بهتون بگم

دارم رستوران خودم رو باز میکنم

باید دیده باشین

اون ماله تو است؟ اون ور خیابون؟

باور کنید خیلی جاها رو گشتم اما بهترین موقعیت رو همینجا داشت

بله

مردوم این شهر خوردن رو دوست دارن

و برای هردوی ما هم مشتری هست

هی من شما رو میشناسم اینجا کار میکنین؟

نه متاسفانه خیلی بد شد

اون خوراک اوسوبوکو محشر بود

خوب اون غذا هم جزو غذاهای رستوران جدید منه

بیاید به ما سر بزنین

ببینید برای همه جا برای کار هست

Oh!

اورسون منو ترسوندی

چرا تو این تاریکی نشستی؟

ببینم سردت نیست؟

باید یه کاری کنیم

تو اومده بودی این پایین و یادت نمیاد

همیشه این اتفاق برای من میفته

خوب. بچه ها اصرار دارند

که آخرین تکه از کیک رو بردارم و بخورم

باشه اگه تو میخوای باشه...

خدای من تو لختی

تو آشپرخونه جایی که من غذا میخورم

خوب. من که رفتنت رو نشنیدم

باید یه کاری بکنم

بهتره زیرشلواریت رو بپوشی

حق با توست تو توی خونه من مهمونی

یه مهمون کاملا لخت تو خونه من من باید برم

هی هی

قرار بود ساعت 8 خونه باشی

کمک کنی بچه ها رو ببرم حموم

الان یازده است ببخشید

کجا بود؟

رفته بودی آشپزی نه؟

بیا

هنوز از دست ریک عصبانی هستی

ببین انکار نمیکنم که منم از دیدنش ناراحت شدم

اما کاریش نمیشه کرد این رو به عنوان یه فرصت حساب میکنم

ما بازی خودمون رو میکنیم

آره؟ آره

میخوای بدونی من امشب چیکار کردم؟ روی منو کار کردم

ما هم اوسوکو بوکوی خودمون رو درست میکنیم

یه دستور العمل دارم میزنه رو دستش

ببینم دیگه نگرانی که نداری؟ نه. خوبم

خیلی خشگل شدی

داره موهات زود درمیاد، نه؟

بله برگشته

صبح بخیر سوزان

صبح بخیر

لباست خیلی خشگله

امیدوارم قهوش تازه باشه امروز خیلی کار دارم

البته نمیخوام دربارش حرفی بزنم ولی باید قول بدی دیگه این قضیه تکرار نشه

چی دوباره تکرار نشه؟

اورسون، تو دیشب تو آشپزخونه لخت اینجا نشسته بودی

نه من نبودم بودی

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left