ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
تو بخاطر من دوران سختي گذروندي مگه نه؟
سانگ شيک اميدوارم شاد باشي
اگه يکم به فکر مني
بايد گذشته رو فراموش کني
... فکر ميکردم گذشته رو فراموش کردم ولي
پس خوبه
بيا بخاطر خودمونم که شده ديگه درباره گذشته حرف نزنيم
... من نميتونم
... تو رو ببينم
و انگار نه انگار اتفاقي افتاده
من واسه اينکه ميخواستم شاد زندگي کنم اومدم اينجا
البته روزاي شاد زيادي هم داشتم
ولي احساس ميکنم بخاطر اون
ديگه نميتونم اينجا بمونم
*عشق دقيقه نودي*
*قسمت 14*
هي چي شده؟
واقعا وسايلشو جمع کرد و رفت؟
چيزي بهت نگفت؟
من؟ مثلا چي؟
تو باهاش رفته بودي و قول نامه نوشته بودي
راست ميگي ، صبر کن
خداياااا
ببخشيد که نتونستم خدافظيکنم زودي باهات تماس ميگيرم
اصلا نفهميدم پيام داده
همتون يهو کجا رفته بودين؟
رفته بوديم اصطبل ها ني حالش خوب نيست
دستبندو بهش دادي؟
درسته ، اين؟
چرا اين پيش توئه؟
رفتم اتاق مطالعم رو مرتب کنم
و ديدم مين جو گذاشته بودش اونجا
چرا انقدر طول کشيد که بهش بديش؟
اينجوري خرت و پرتات رو جمع کردي و رفتي؟
آره
بقيه وسايلت پس چي؟
گذاشتمش تو انبار
تو ديوونه اي
موندن با من هيچ اشکالي نداره
ولي اگه اشتباهي نکردي چرا از اونجا فرار کردي؟
نميدونم ميفهمي؟
ميدوني الان مثل چي شدي؟
... مثل تازه عروسايي هستي که
با اولين دعوا با مادرشوهر از خونه ميذاره ميره
چي؟ - تو و جون وو همه چيزا رو درست کردين -
و به سانگ شيک عشقتو اعتراف کردي
از اين به بعدش ديگه کاري نداره چرا داري فرار ميکني؟
من نبودم که دوري ميکردم ، اون بود
واقعا واسش متاسفم
زندگي کوتاهه
چرا داره با گذشته خودشو آزار ميده؟
خودت جواب سوال بعدي رو پيدا کن
الان پاييزه
ما از هم جدا شديم يادته؟
يه جي يه کتابخونه توپ پيدا کرديم
ميخواي امروز با هم بريم؟
وسط کلاس بهم پيام نده
تمومي؟
آره - آره -
بچه ها
سرعت عمل مهم نيست
بايد جواب سوالو درست بدي
... زندگي
واسه همه همين طوره
... مهم اينه که بدونيم
کدوم راهو ميرين
آقا ، ميخوام برم دستشويي
آقا منم ميخوام برم خريد
خيلي گرسنمه
امروز نوبت پدرو مادر کيه که معلم داوطلب باشه؟
يه جي - يه جي -
هفته ديگه يه نفر رو واسه درس دادن همراه خودت بيار
باشه
اينجا بهتره از اونجا نيست؟
آره ، امکانات بهتري داره
ولي خوب توسعه نداده
به نظرم اينجا واسه قرار عاشقانه بازيگرا عاليه
آره
پس بيا رو اينجا به توافق برسيم و توريست بيشتري بياريم اينجا
رئيس گو
رئيس گو موفق باشين
مريضي؟
نه خوبم چيزي نيست
... پس واسه فيلمبرداري
کجا رو انتخاب کنيم؟
واقعا چيزي شده؟
رئيس گو
ميخواي اينجوري کار کني؟
آره؟
رابطت با تهيه کننده کانگ مين جو چيه؟
چرا اونجا شلوغ بازي درآوردي؟
منظورت چيه؟
چرا قايق رو بهشون نشون دادي؟ هنوز دارن تعميرش ميکنن
شما شکستينش
... سياست کاري اين بود که ما
هر کاري واسه حمايت پروژه انجام ميديم
حمايت؟
بايد همچين مکان هاي خطرناکي رو از ليست حذف کنيم
حتي اگه اونجا رو انتخاب کنن بايد لغوش کنن
من بهت قايق رو دادم که واسه خودت درستش کني
... درسته ولي به دلايلي
کلي پول مالياتو خرج کردي
ولي به لطف پيمان کارت خوب تعمير نشد
کلي چيزا هست که بايد بررسي بشه
چي گفتي؟
منظورت اينه که اين اتفاق بخاطر تعمير ضعيف و ناقصه؟
کارو به يه پيمان کار عالي سپرديم
... خودت برو ببين
چطور کارشو انجام داديم
اگه پول بيشتري خرج کرده بودي و انقدر خسيس نبودي
پروژه سريال شهر ووري متوقف ميشه
حتي ديگه نميتوني سرتو بلند کني
اينو يادت باشه
تهيه کننده کانگ ، تهيه کننده کانگ
صبح بخير
چي شده؟
چرا يهو ول کردي رفتي؟
خوب اتفاقي بود ديگه
ميدوني چقدر نگران شديم؟
کي؟ - معلومه ديگه سانگ شيکو ميگم -
ما همهمين طور
ممنونم
لازم نيست
الان کجا زندگي ميکني؟
بريم
تهيه کننده کانگ تبريک ميگم - ممنون -
سلام
پروژه شهر رو دادن به تيم ما
متاسفم
تو که از صنعت صدا و سيما چيزي سر در نمياري
ممکنه تهيه سريال وسط راه متوقف بشه
و بعضي وقتا وقتي رو آنتنه ديگه تموم نميشه
باشه ، تلاشمو ميکنم
اميدوارم وقتي روي آنتنه ببينيش
اصلا به من گوش ميدي؟
از اين لحظه به بعد اين دختره بايد بره
بره؟ - چرا؟ -
چطور ممکنه با اين احساسي که دارن بازم با هم بمونن؟
اين يعني اون سانگ شيک رو خيلي دوست نداره
موافقم ، اونا که ميخوان با هم بمونن پس چرا مين جو بايد بره؟
چطور مي تونن الان با هم بمونن؟
يکم عجيب غريبه
ولي گذشته ها گذشته
از چيزي ميترسي؟
مگه نبايد به هم نزديک تر بشن؟
مرده حتي جرات نميکنه تو روي زنه نگاه کنه
بايد ترکش کنه
اگه من جاي اون بودم نميرفتم
بايد با هم به اين موضوع غلبه کنن
به اين ميگن عشق واقعي و مين جو بايد اين کارو بکنه
چرا هيچکس منو درک نميکنه؟
بچه هاي اين دوره اينجوري شدن؟ نکنه من پير شدم؟
جون وو
اينجا کار ميکني؟
آره
فهميدم
درباره مين جو شنيدم
درسته
حتما واسش خيلي سخت بوده
نه من خوبم
چطوري؟
بهترم
و دارم روي احساساتم کار ميکنم
خيلي خوبه خوشحالم
دارم روي کار مدلينگ سخت کار ميکنم
و دارم کلاساي بازيگري ميرم
واقعا؟ خبر خوبيه
مين جو منو معرفي کرده
من هيچ وقت به چيزي غير از تو علاقه اي نداشتم
خوبه ، مين جو آدم خيلي خوبيه
جون وو تو هنوزم واسم خيلي خاصي
ممنون
خيلي خوبه
باشه
دو روز ديگه کنفرانس مطبوعاتي داريم
چطور ممکنه الان نقش اول مرد ول کنه بره؟
بايد راضيش کنيم ، بايد همين الان پوسترشو پخش کنيم
فايده اي نداره - چي؟ -
با آژانس بازيگريه قبليش مشکل قانوني داره
تازه يه تازه کارم هست
اعتماد بنفس کاملو براي بازي با نا جو يون نداره
صبر کن
ساعت چنده؟
چرا هنوز نيومده؟
حالا بايد چيکار کنيم؟ ديگه وقت نداريم
بازيگر نقش اول مرد سريال قبليمون چي؟
مگه داره واسه يه سريال ديگه آماده نميشه؟
کارگردان ، من يه دوستي دارم
خيلي تعجب کرده بود که چطور اين همه مدت با اون عوضي کار ميکردم
انقدر از دستش شاکي بود که پشت تلفن ميگفت دلش ميخواد سرشو بکنه
واقعا؟
آره ، فقط تو ميتوني کنترلش کني
الان چطوري بکشونيمش اينجا؟
بايد يه نفر راضيش کنه
يه فکري دارم
سفير شهر ووري
سفير شهر ووري؟
چون که داريم سريال ميسازيم
به يه چهره جديد که نماينده شهر ووري باشه ، داريم
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.