ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
لعنتی
الو؟
ببخشید
ببخشید
من پیش بیمارم و اصلاً صداتون رو نمیشنوم
ما قبلاً
عجب آدم ضدحالی
شما با پائولا کوهن-سولال تماس گرفتید
پیغام بذارید. ممنون
بله، دکتر اشتاینر هستم
پائولا، تو الان سه جلسه رو غیبت کردی
بعد از سه جلسه، فکر میکنم نگرانیم کاملاً موجهه
باید هزینه جلساتی رو که نیومدی پرداخت کنی
ربا-اوآژ. معادل عامیانهی کلمهی "ضدحال"
مزاحم، پیرزنِ رو مخ، ضدحال، سرد، مایهی عذاب
عوضی
اینجایی؟ سلام
اما... امروز نوبت ما نبود
میدونم، اما باید باهاتون حرف بزنم
بسیار خب
اونجا واینستا. بیا تو
ممنون
دراز بکش
نمیخوای دراز بکشی؟ ممم
باشه
خب
یادتونه هشت سال پیش
وقتی برای اولین بار اومدم اینجا؟
اولش برای... ترک سیگار بود
درسته
اون فقط یه بهونه بود برای شروع روانکاوی
من روانکاوی شدم
اما هیچوقت سیگار رو ترک نکردم
پس گوش کن
دوشنبهی گذشته رفتم پیش یه هیپنوتیزمکار
چرا دراز نمیکشی؟
اینطوری تداعیِ آزادت بهتر انجام میشه
دکتر، به من گوش کن
گوشم با شماست
فرانسوا اسمش رو به من داد
دوستِ همسرم... میدونم
کسی که تو کار طب سنتیه
خانم گرانژه در اوبرویلیه
و اون... به لطف اون زن، سیگار رو ترک کرد
اولش یه سری اراجیف تحویلم داد
مثلاً "خودت رو رها کن."
"چی میبینی؟"
گفتم "پدر و مادرم رو لخت توی یه خونه میبینم."
بگذریم
دقیقه طول کشید. کوتاه بود ۲۰
یورو بابت جلسه دادم ۵۰
گیج شده بودم. رفتم بیرون
یهو سیگارهام رو انداختم توی سطل آشغال
به راهم ادامه دادم
بعد برگشتم و به سیگارهام نگاه کردم
و در کمال تعجب
فندکم رو هم دور انداختم
الان چهار روز میگذره
و لب به سیگار نزدم
عجیبه. تقریباً یک هفته
الان خاموشش میکنم
فکر کردم روی بیصداست
میشنوم. بفرمایید
حس میکنم از چیزی آزاد شدم
معلومه، از سیگار
و آزاد از شما
بله
دیگه نمیخوام بیام پیشتون
بسیار خب. باشه
شاید
بتونیم روی یه تاریخ برای اتمام جلسات توافق کنیم
یا شما رو به یکی از همکارانم معرفی کنم. من دیگه تمومم
همسرم حسابوکتاب کرد
هشت سال، هفتهای یک بار، بدون احتساب تعطیلات
هزار یورو اینجا خرج کردم ۳۲
بهعلاوهی ۸ هزار یورویی که حرومِ سیگار شد
کارِ ما تمومه
خدانگهدار
سلام، من والری هستم، دخترِ پائولا
دیدم چند بار تماس گرفتید
خبر خیلی ناراحتکنندهای براتون دارم
اون فوت کرده
میخواستم ازتون دعوت کنم
که به ما بپیوندید
فردا دور هم جمع میشیم
ممنونم
یک زندگی خصوصی
ممنون که اومدید
اتاق مامان شلوغه. از شاگرداش میخوام برن بیرون
میدونید چه اتفاقی براش افتاده؟
اصلاً. خیلی ناگهانی بود. آه
"دیبوک" رو بیدار میکنی
چی رو؟
دیبوکها، ارواح خبیثه
دیبوک
سلام. من با اون توی مدرسهی ژول فری تدریس میکردم
لطف کردید که اومدید
همگی بالای سرش جمع میشیم
بفرمایید تو
آرون، میای؟
آرون، بیا
بیهوش شد. به پهلو بخوابونیدش
پاهاش رو بذارید روی یه کوسن
آب بیارید. دست نزنید
من پزشکم
دستشویی کجاست؟ اونجا
کسی میتونه بیاد؟
بابا، چی شده؟
بشینید، نفس بکشید. اوه
این رو بگیرید آقا. چقدر مهربونید. ممنون
ممنون. حالم خوب میشه... نفس بکش
شما کی هستید؟
لیلیان اشتاینر. نُه سال بود که همسرتون رو درمان میکردم
متأسفم. برید بیرون
متأسفم. برید بیرون
چرا اینجایید؟ کی بهتون اجازه داد بیاید تو؟
اینجا خونهی منه! چطور جرئت میکنید؟
بندازیدش بیرون
واکنش همسرش غیرمنتظره است
پرخاشگری نسبت به من
تغییر جهتِ گناه به سمت درمانگر
و عواطفِ پردازشنشده
گناهِ تغییر جهت داده شده
لعنتی
بشین! حالت خوبه؟
بفرمایید بشینید آقا. من خوبم
زنگ زدید؟
گفتم ژوزف رو بیدار نکنی
اول زنگ بزن. بیدارش کردم؟
نه، ولی ممکن بود بکنی
داری من رو برای یه اتفاق فرضی دعوا میکنی؟
اتفاقی که نیفتاده
میدونی به این چی میگن؟ نه، و نمیخوام هم بدونم
بیست و پنج یورو برای پنجتا؟
تا برام سفارش بده ۵۰
نه، ۱۰۰ تا
پانصد یورو برای مینیدیسک؟ اینا مال عهد بوقن
چرا یه چیز مدرنتر رو امتحان نمیکنی؟
دوست دارم بتونم لمسشون کنم
ممکنه گم بشن یا آسیب ببینن
چون ممکنه گم بشن، برام ارزشمند میشن
بس کن دیگه
پانصد یورو. لعنتی
برای کارمه. کامپیوترِ خودت چند بود؟
فقط وقتی چیزی لازم داری میای
بفرما
مریضی؟
آره، نه، واقعاً نه
ضدعفونیکنندهی دست داری؟
اونجا. آه
یه چیزی بخر که خوشحالت کنه
خوشحال میشدم اگه وقتی بیداره میاومدی
تقصیر من نیست که بچهها زیاد میخوابن
سفارشت تایید شد
باشه
آه! میخوای ژوزف رو ببینی؟
نه، باید برم سرِ یه قرار
از ۳۰ ثانیه وقت گذروندن با ما مهمتره؟
بیا
چته کوچولو؟
گشنته؟
هیشش. آروم باش
هنوز زوده
پوستت جوش زده
من دارم میرم عزیزم
مریضم، پُر از میکروبم
نمیخوام نزدیک بیام
دوستت دارم
خیلی وقت بود ندیده بودمت! تشریف دارن؟
میتونید برید تو. ممنون
لیلیان؟
خوبی؟
بد موقع اومدم؟ اصلاً
همهچی مرتبه؟
نه
من
نمیدونم چمه. یه مریضیای گرفتم
میشه منو معاینه کنی؟ حتماً
بفرما بشین
آخرین معاینهی چشمت
پیشِ خودت بود
چونهت رو بذار اینجا. باشه
تازگیها ژوزف رو دیدی؟ آره
همین الان یه سری بهش زدم. خواب بود
خیلی میخوابه
به نظرِ من نسبت به سنش خیلی هشیاره
دو ماهشه
بهش میخوره سه ماهه باشه
ژولین جوونه
واسه پدر شدن. مگه نه؟
جوون؟
تو هم همسن اون بودی. دقیقاً
فشار بده. چونهت رو فشار بده. ممم
همینجوری داره میریزه عزیزم
به من میگی "عزیزم"؟
اولین باره میبینم گریه میکنی
میدونم. بهت میاد
گریه نمیکنم. چشمام اینجوری شده
چیزی پیدا کردی؟ نه، همهچیز طبیعیه
قطرهی چشمی یا دارونمایی چیزی برام نداری؟
No comments yet. Be the first to leave one.